نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۱۱۷۰

راز ناپدید شدن دختر دانشجوی گرافیک که به فشافویه ختم شد

راز ناپدید شدن دختر دانشجوی گرافیک که به فشافویه ختم شد
قتل ملیکا، دختر ۲۲ ساله دانشجوی گرافیک اهل قرچک ورامین، بار دیگر موضوع امنیت سفرهای شهری و مسافربرهای غیررسمی را به صدر اخبار حوادث کشاند.
۱۶:۲۰ - ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

ماجرای ناپدید شدن و قتل ملیکا، دختر جوانی که زندگی‌اش میان دانشگاه، کار و خانواده جریان داشت، در روزهای اخیر به یکی از تلخ‌ترین پرونده‌های جنایی اطراف تهران تبدیل شده است. پرونده‌ای که نه تنها ابعاد یک جنایت هولناک را آشکار می‌کند، بلکه زنگ خطری جدی درباره امنیت زنان در مسیرهای روزمره شهری به صدا درآورده است. روایت این حادثه، روایتی از اعتماد، ناامنی و خشونتی است که در سکوت و تاریکی یک مسیر بازگشت شکل گرفت.

ملیکا ۲۲ سال داشت و به همراه پدر و مادر، خواهر و دو برادرش در یکی از محله‌های قرچک ورامین زندگی می‌کرد. او دانشجوی ترم آخر رشته گرافیک بود و خود را برای دفاع از پایان‌نامه‌اش در اسفندماه آماده می‌کرد. علاوه بر تحصیل، به عنوان طراح در یک شرکت تولید محصولات مواد غذایی حوالی میدان آرژانتین تهران مشغول به کار بود و تلاش می‌کرد آینده حرفه‌ای‌اش را بسازد. زندگی او نمونه‌ای از هزاران دختر جوانی بود که میان مسئولیت‌های تحصیلی و شغلی، مسیرهای طولانی شهر را هر روز طی می‌کنند.

آخرین تماس پیش از ناپدید شدن

روال زندگی ملیکا به گونه‌ای بود که بیشتر روزها پدرش برای بازگشت او به خانه، خود را به ایستگاه متروی نیروی هوایی می‌رساند و همراه هم راهی قرچک می‌شدند. این همراهی، برای خانواده نوعی اطمینان خاطر ایجاد کرده بود. اما عصر هفتم بهمن، این روال تغییر کرد. ملیکا ساعت ۱۷ پس از پایان کارش با پدر تماس گرفت و گفت که خودش به خانه بازمی‌گردد. این جمله کوتاه، آخرین تماس او با خانواده بود.

پس از آن، تلفن همراهش خاموش شد. تماس‌های پی‌درپی خانواده بی‌پاسخ ماند و نگرانی به سرعت جای آرامش را گرفت. ساعاتی که گذشت و خبری از بازگشت دخترشان نشد، خانواده را وادار کرد تا موضوع را جدی بگیرند و همان شب به پلیس قرچک مراجعه کنند. نگرانی پدر و مادر، حالا به یک اضطراب سنگین تبدیل شده بود؛ اضطرابی که در دل خود احتمال وقوع حادثه‌ای ناگوار را پنهان داشت.

آغاز جست‌وجوی پلیس و خانواده

با ثبت گزارش مفقودی، پلیس قرچک بررسی‌های اولیه را آغاز کرد. روز بعد، خانواده ملیکا برای پیگیری جدی‌تر به اداره چهارم پلیس آگاهی تهران مراجعه کردند و مشخصات کامل دخترشان را در اختیار ماموران گذاشتند. همزمان، دوستان ملیکا نیز تلاش می‌کردند از هر سرنخی برای یافتن او استفاده کنند.

در یکی از این پیگیری‌ها، خانواده به همراه دوست ملیکا به پلیس آگاهی اطلاع دادند که دخترشان پیش از قطع ارتباط، لوکیشنی برای دوستش ارسال کرده و در پیامی کوتاه نوشته بود که راننده‌ای که سوار خودرویش شده، رفتاری عجیب دارد. همین پیام، مسیر تحقیقات را تغییر داد و احتمال وقوع یک جنایت را پررنگ‌تر کرد. پلیس بررسی مسیرهای تردد، دوربین‌های شهری و تماس‌های آخر ملیکا را در دستور کار قرار داد، اما زمان به سرعت می‌گذشت و خبری از او نمی‌شد.

کشف جسد در حوالی فشافویه

دو شبانه‌روز پس از ناپدید شدن ملیکا، حادثه‌ای هولناک پرده از واقعیت برداشت. مردی کشاورز که برای رسیدگی به مزرعه خود در حوالی یک کانال آب در جاده حسن‌آباد فشافویه رفته بود، با جسد دختری جوان روبه‌رو شد. حیوانات وحشی بخشی از پاهای جسد را خورده بودند و صحنه، از وقوع جنایتی خشن حکایت داشت.

کشاورز بلافاصله موضوع را به پلیس ۱۱۰ گزارش داد. ماموران با حضور در محل، تحقیقات مقدماتی را آغاز کردند و جسد برای بررسی‌های تخصصی به پزشکی قانونی منتقل شد. شواهد اولیه، آثار کبودی، درگیری شدید و ضربات چاقو را روی بدن مقتول نشان می‌داد. با تشکیل پرونده در حوزه قضایی فشافویه، تحقیقات برای شناسایی هویت قربانی و عامل یا عاملان این جنایت آغاز شد.

شناسایی پیکر و ورود پرونده به مرحله جنایی

در حالی که پلیس در حال بررسی پرونده جسد مجهول‌الهویه بود، ماموران اداره چهارم پلیس آگاهی تهران با کنار هم گذاشتن اطلاعات، به شباهت‌هایی میان مشخصات جسد و پرونده مفقودی ملیکا رسیدند. خانواده دختر دانشجو برای شناسایی به پزشکی قانونی دعوت شدند و در مواجهه‌ای دردناک، پیکر بی‌جان فرزندشان را شناسایی کردند.

با این شناسایی، پرونده رسما رنگ و بوی جنایی به خود گرفت و برای ادامه تحقیقات تخصصی به اداره دهم پلیس آگاهی تهران ارجاع شد. از این لحظه، تمرکز پلیس بر شناسایی و دستگیری قاتلی قرار گرفت که نه تنها جان یک دختر جوان را گرفته بود، بلکه با رها کردن جسد در بیابان، سعی در پنهان کردن جنایت خود داشت.

جزئیات تازه از آخرین مسیر ملیکا

سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تایید جزئیات این پرونده اعلام کرد بررسی‌های تیم جنایی نشان می‌دهد ملیکا ساعت ۱۸ و ۲۰ دقیقه از ایستگاه متروی جوانمرد قصاب خارج شده است. حدود ده دقیقه بعد، او سوار خودرویی شده تا به سمت خانه بازگردد، اما این سفر کوتاه هرگز به مقصد نرسیده است.

طبق تحقیقات پلیس، درگیری میان ملیکا و راننده خودرو در همان مسیر رخ داده و در نهایت راننده با وارد کردن ضربات مرگبار، این دختر جوان را به قتل رسانده است. قاتل پس از ارتکاب جنایت، جسد را در حوالی کانال آب رها کرده و متواری شده است؛ اقدامی که نشان از برنامه‌ریزی برای فرار و پنهان‌سازی آثار جرم دارد.

سرقت پس از قتل و فرار قاتل

ابعاد تلخ این پرونده به همین‌جا ختم نمی‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد قاتل که به عنوان مسافربر فعالیت می‌کرده، پس از قتل ملیکا، طلاهای او را به سرقت برده و کیف دستی‌اش را نیز با خود برده است. در این کیف، وسایل شخصی، کارت‌های بانکی و تلفن همراه مقتول قرار داشته؛ اموالی که می‌توانند سرنخ‌های مهمی برای شناسایی مسیر فرار قاتل باشند.

پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام کرده است که تحقیقات برای شناسایی هویت قاتل فراری و دستگیری او با جدیت ادامه دارد. بررسی دوربین‌های نظارتی، ردیابی تراکنش‌های احتمالی کارت‌های بانکی و تحلیل داده‌های مخابراتی تلفن همراه مقتول، بخشی از اقدامات در حال انجام است.

بازتاب اجتماعی یک جنایت

قتل ملیکا تنها یک پرونده جنایی نیست؛ این حادثه بازتابی گسترده در افکار عمومی داشته و بار دیگر نگرانی‌ها درباره امنیت سفرهای درون‌شهری، به‌ویژه برای زنان، را برجسته کرده است. استفاده از مسافربرهای شخصی و غیررسمی، نبود نظارت کافی و خلأهای امنیتی در برخی مسیرها، از جمله مسائلی است که پس از انتشار خبر این قتل، مورد توجه جدی جامعه قرار گرفته است.

برای خانواده ملیکا، این جنایت پایانی ناگهانی و دردناک بر رویاهای دختری بود که در آستانه فارغ‌التحصیلی و ساختن آینده‌ای روشن قرار داشت. برای جامعه نیز، این پرونده هشداری است که نشان می‌دهد بی‌توجهی به امنیت شهری می‌تواند به فجایعی جبران‌ناپذیر منجر شود.

جمع‌بندی

پرونده قتل ملیکا، دختر ۲۲ ساله اهل قرچک ورامین، نمونه‌ای تلخ از پیوند ناامنی، خشونت و سوءاستفاده در پوشش یک سفر روزمره است. از آخرین تماس کوتاه تا کشف جسد در حاشیه فشافویه، همه چیز در فاصله‌ای کوتاه رخ داد، اما اثرات آن عمیق و ماندگار است. اکنون نگاه‌ها به پلیس آگاهی تهران بزرگ دوخته شده تا با شناسایی و دستگیری قاتل فراری، بخشی از عدالت برای این خانواده داغدار محقق شود. همزمان، این پرونده ضرورت بازنگری جدی در سازوکارهای نظارتی و امنیتی حمل‌ونقل شهری را یادآور می‌شود؛ ضرورتی که بی‌توجهی به آن می‌تواند جان‌های بیشتری را در معرض خطر قرار دهد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث