پشت پرده بحران استقلال از نگاه پاشازاده
استقلال این روزها بیش از آنکه با رقبای خود در زمین مسابقه بجنگد، درگیر چالشهایی است که ریشه در درون باشگاه دارد. مهدی پاشازاده، مدافع اسبق استقلال و تیم ملی فوتبال ایران، در گفتوگویی صریح، تصویری نگرانکننده از شرایط آبیپوشان ترسیم میکند؛ تصویری که از نبود ثبات فنی آغاز میشود و تا بحران مدیریت، افت بازیکنان و حتی سقوط کلی فوتبال ایران امتداد مییابد. او اعتقاد دارد صحبت درباره استقلال سخت شده، چرا که این تیم دیگر قابل پیشبینی نیست و نشانههای یک بحران عمیق در آن دیده میشود.
استقلالِ بیثبات؛ تیمی که هر هفته چهره عوض میکند
از نگاه پاشازاده، نخستین و شاید مهمترین مشکل استقلال، نبود ثبات فنی است. او به بازیهایی اشاره میکند که استقلال در آنها عملکردی درخشان داشته و در مقابل، مسابقاتی که با نمایشهایی ضعیف و پر از اشتباه همراه بوده است. این نوسان، نهتنها هواداران را سردرگم کرده، بلکه نشان میدهد تیم هنوز به یک ساختار فنی پایدار نرسیده است. اشتباهات فاحش در دیدار اخیر استقلال، بهویژه در خط دفاع، زنگ خطری است که به گفته این کارشناس فوتبال ایران، نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
شکاف درون باشگاه؛ از مدیران تا رختکن
پاشازاده معتقد است استقلال از درون دچار مشکل است. او از شکافی سخن میگوید که میان مدیران و کادر فنی شکل گرفته و اثر آن بهوضوح در زمین دیده میشود. نبود اعتمادبهنفس در میان بازیکنان و یکپارچه نبودن تیم، نشانههایی است که حکایت از بحران مدیریتی دارد. به باور او، خلأ حضور یک یا دو چهره تأثیرگذار در باشگاه کاملاً احساس میشود؛ افرادی که بتوانند تیم را جمعوجور کنند و نقش بزرگتر را ایفا کنند. در حال حاضر، استقلال چنین شخصیتی را ندارد و همین مسئله باعث شده نظم و اقتدار لازم در مجموعه دیده نشود.
وقتی معلوم نیست رئیس کیست
یکی از تندترین بخشهای صحبتهای پاشازاده، به مسئله رهبری در استقلال برمیگردد. او با اشاره به صحنهای از رفتار روزبه چشمی در زمین مسابقه، تأکید میکند که چنین تذکرهایی جای خود را دارد، اما نه در وسط زمین. به اعتقاد او، این رفتارها نشانه نبود سلسلهمراتب روشن در تیم است. بزرگترین مشکل استقلال از نگاه این مدافع اسبق، همین بلاتکلیفی است؛ اینکه مشخص نیست رئیس کیست و چه کسی حرف آخر را میزند. وقتی این مسئله حل نشود، انتظار انسجام درون زمین بیهوده است.
خط دفاع و ضربه نقلوانتقالات
پاشازاده در تحلیل فنی، انگشت اتهام را بهسمت خط دفاع استقلال میگیرد؛ جایی که به گفته او، اشتباهات عجیبی رخ میدهد. تغییرات مداوم در این خط و جذب بازیکنانی که آمادگی لازم را ندارند، شرایط را پیچیدهتر کرده است. او تأکید میکند ضربه اصلی استقلال در نقلوانتقالات خورده؛ جایی که تصمیمهای اشتباه، تیم را به این نقطه رسانده است. مثال او درباره عارف غلامی روشن است؛ بازیکنی که نزدیک دو سال از شرایط مسابقه دور بوده و طبیعی است با افت مواجه شود. از نگاه پاشازاده، حتی بزرگترین ستارههای دنیا هم اگر چنین وقفهای داشته باشند، دچار افت میشوند و انتظار اشتباه نداشتن از آنها منطقی نیست.
ساپینتو و مدیریت؛ سؤالهایی بیپاسخ
مدافع اسبق استقلال به بلاتکلیفی مدیریتی باشگاه نیز میپردازد و درباره شایعه بازگشت علی نظری جویباری به صندلی مدیرعاملی، پرسشهای جدی مطرح میکند. او یادآوری میکند که ساپینتو دو سال پیش، با تیمی آمادهتر و بازیکنانی بهتر، نتوانست موفق شود و حالا این سؤال پیش میآید که بازگشت او با چه هدفی صورت گرفته و انتظار مدیران چیست. پاشازاده همچنین به نقش تاجرنیا اشاره میکند و معتقد است او ترجیح میدهد کنار بایستد تا در صورت بروز مشکلات، هزینهای متوجهاش نشود و مدیرعاملی روی کار بیاید که سیاستهای او را اجرا کند.
استقلالِ غیرقابل پیشبینی مقابل الحسین اردن
در آستانه دیدار استقلال برابر الحسین اردن، پاشازاده پیشبینی روشنی ارائه نمیدهد. از نظر او، استقلال تیمی است که اگر روزش باشد، میتواند هر رقیبی را شکست دهد و اگر روزش نباشد، نتیجهاش به شانس گره میخورد. او با یادآوری شکست سنگین هفت بر صفر در گذشته و در مقابل، پیروزی سهگله برابر یک تیم خارجی در خانه خودش، تأکید میکند که استقلال دو چهره کاملاً متفاوت دارد. این نوسان، کار پیشبینی را برای هواداران و کارشناسان دشوار کرده است.
وابستگی خطرناک به چند بازیکن
یکی دیگر از مشکلات استقلال از نگاه پاشازاده، وابستگی شدید تیم به چند بازیکن خاص است. او میگوید اگر همین چند مهره کلیدی در روز خوب خود باشند، استقلال نتیجه میگیرد، اما افت آنها مساوی است با افت کل تیم. این مسئله نشان میدهد ساختار تیمی استقلال بهدرستی شکل نگرفته و عمق لازم برای عبور از بحرانها وجود ندارد.
نگرانی فراتر از استقلال؛ هشدار درباره فوتبال ملی
صحبتهای پاشازاده تنها به استقلال محدود نمیشود. او درباره شایعه حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی نیز هشدار میدهد و میگوید در شرایط خاص دنیای امروز، هیچ چیز غیرممکن نیست. اشاره او به حذف کامل ورزش روسیه، نشان میدهد که چنین سناریویی میتواند برای فوتبال ایران هم رخ دهد و در صورت وقوع، ضربهای سنگین به اعتبار فوتبال کشور خواهد بود.
سقوط تدریجی ورزش ایران
از نگاه این کارشناس فوتبال ایران، مشکل فقط فدراسیون فوتبال نیست؛ بلکه کل ورزش کشور در مسیر نزولی قرار دارد. او تأکید میکند بهجز کشتی و تا حدی والیبال، در سایر رشتهها افت محسوسی دیده میشود. فوتبال ایران نیز از جام جهانی قبلی تا امروز، به گفته پاشازاده، دستاورد مثبت قابل توجهی نداشته است. زیرساختها نهتنها بهتر نشده، بلکه بدتر هم شدهاند. ناکامی در ردههای پایه، شکست در تیم امید و حتی نتایج دشوار فوتسال برابر تیمهایی مانند اندونزی، نشانههایی از این سقوط است. او معتقد است کشورهایی مانند اندونزی، نتیجه سرمایهگذاری خود را میگیرند، در حالی که فوتبال ایران چند سال دیگر ممکن است مجبور شود با تیمهایی مانند افغانستان، پاکستان و هند رقابت کند.
لیگ برتر؛ قراردادهای سنگین و پدیدههای گمشده
پاشازاده در پایان، نگاه انتقادی خود را متوجه لیگ برتر میکند. او میپرسد از پارسال تا امسال چند پدیده واقعی معرفی شده است. به باور او، تنها چیزی که رشد کرده، رقم قراردادهاست و در مقابل، میانگین سنی تیمها بالا رفته است. این روند، آینده فوتبال ایران را تهدید میکند؛ تا جایی که او با طعنه میگوید اگر همین مسیر ادامه پیدا کند، میانگین سنی تیمها بهزودی به ۵۰ سال میرسد.
جمعبندی
مجموع اظهارات مهدی پاشازاده، تصویری روشن اما نگرانکننده از استقلال و فراتر از آن، فوتبال ایران ارائه میدهد. استقلال با بیثباتی فنی، بحران مدیریتی، نقلوانتقالات ضعیف و نبود رهبری روشن دستوپنجه نرم میکند و همین عوامل، این تیم را به مجموعهای غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده است. در سطح کلانتر، فوتبال ایران نیز با افت زیرساختها، ناکامی در ردههای پایه و نبود برنامهریزی بلندمدت روبهروست. اگر این هشدارها جدی گرفته نشود، نهتنها استقلال، بلکه فوتبال ایران ممکن است با بحرانهایی عمیقتر و جبرانناپذیر مواجه شود.






