بازار سرمایه در سایه مذاکرات عمان؛ بورس چرا زودتر از سیاست واکنش نشان داد؟
بازار سرمایه ایران بار دیگر نشان داد که پیش از سیاست، به انتظارات واکنش نشان میدهد. در حالی که دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا در عمان بدون دستیابی به نتیجهای روشن پایان یافت و تنها بر ادامه گفتوگوها تأکید شد، بورس تهران برخلاف فضای مبهم سیاسی، دو روز ابتدایی هفته را با رشد نسبی پشت سر گذاشت و دوباره به کانال بالای ۴ میلیون واحد بازگشت. این رفتار بازار، پرسشهای تازهای را درباره نسبت میان دیپلماسی، انتظارات سرمایهگذاران و جهتگیری نقدینگی در اقتصاد ایران مطرح کرده است.
شاخص کل بورس تهران روز یکشنبه روی عدد ۴ میلیون و ۱۷۴ هزار واحد ایستاد؛ سطحی که پس از سقوط شاخص به ۳ میلیون و ۹۲۴ هزار واحد در ۱۲ بهمن، برای بسیاری از فعالان بازار دور از انتظار به نظر میرسید. همین بازگشت سریع نشان میدهد بازار سرمایه پیشتر سناریوهای سختگیرانهتری را در ذهن داشت و حالا با تعدیل نسبی انتظارات، بخشی از فشار فروش تخلیه شده است. همزمان، ثبات نسبی در بازار ارز و طلا نیز این پیام را مخابره میکند که بازارها تا حدی خود را برای پایان مذاکرات آماده کرده بودند، اما سیگنالهای نسبتاً امیدوارکننده از سوی مقامات ایرانی و آمریکایی، این تصویر بدبینانه را تا اندازهای تغییر داده است.
بورس تهران و دماسنج انتظارات اقتصادی
بازار سهام همواره یکی از حساسترین بخشهای اقتصاد نسبت به شوکهای سیاسی و اقتصادی بوده است. مصطفی صفاری، تحلیلگر بازارها، معتقد است شاخص بورس بهعنوان دماسنج اقتصاد، سریعتر از سایر بازارها به اخبار و تحولات واکنش نشان میدهد. از نگاه او، روند کاهشی هفته گذشته بورس تهران بیش از آنکه ناشی از متغیرهای بنیادین باشد، بازتاب انتظارات منفی نسبت به سرنوشت مذاکرات عمان بود.
این ویژگی البته منحصر به ایران نیست. در بازارهای جهانی نیز تصمیمات بانکهای مرکزی، بهویژه فدرال رزرو آمریکا، میتواند در کوتاهترین زمان موجی از فروش یا خرید را در بازارهای سهام، کالا و حتی رمزارزها ایجاد کند. تجربههای اخیر نشان داده است که تنها یک سیگنال از احتمال سیاستهای انقباضی پولی کافی است تا سرمایهگذاران داراییهای پرریسک را کنار بگذارند. تفاوت ایران اما در آن است که این شوکهای مرسوم جهانی با مجموعهای از تنشهای سیاسی، تحریمها و ریسکهای منطقهای درهمتنیده شده و دامنه نوسان بورس را بهمراتب شدیدتر کرده است.
مذاکرات عمان و واکنش محتاطانه بازار سرمایه
پس از پایان دور اول مذاکرات عمان، انتظار میرفت بازار سهام با صفهای سنگین خرید مواجه شود، اما چنین نشد. بورس هرچند سبزپوش شد، اما این رشد بیشتر رنگ و بوی احتیاط داشت تا هیجان. علت را باید در پیامهای متناقض سیاسی جستوجو کرد. از یکسو، دونالد ترامپ از خوب بودن روند مذاکرات سخن گفت و از سوی دیگر، همزمان بر قدرت نظامی آمریکا تأکید کرد. در طرف مقابل نیز عباس عراقچی ضمن مثبت ارزیابی کردن گفتوگوها، از آمادگی ایران برای سناریوهای سخت سخن به میان آورد.
این ترکیب از پیامهای مثبت و منفی باعث شد سرمایهگذاران از رفتارهای هیجانی فاصله بگیرند. بازار به جای جهش ناگهانی، ترجیح داد با گامهای کوتاه و محتاطانه حرکت کند؛ رفتاری که نشان میدهد فعالان بورس هنوز به نتیجه نهایی مذاکرات اطمینان ندارند و ترجیح میدهند بخشی از نقدینگی را در حالت انتظار نگه دارند.
رکوردهای شاخص کل و نقش سیاستهای ارزی
بورس ایران در ماههای اخیر رکوردهای تاریخی را تجربه کرده است. شاخص کل در نیمه دیماه به ۴ میلیون و ۳۶۰ هزار واحد رسید؛ سطحی که تا پیش از آن کمتر کسی تصور میکرد در این بازه زمانی دستیافتنی باشد. صفاری معتقد است بورس در سالهای اخیر یکی از اصلیترین برندگان حذف ارز ترجیحی، افزایش نرخ دلار و تضعیف پول ملی بوده است.
تکنرخی شدن ارز، دستکم در کوتاهمدت، به نفع بازار سرمایه تمام شد. بسیاری از شرکتهای بورسی، بهویژه صادرکنندگان، از شفافتر شدن نرخ ارز و افزایش درآمدهای ریالی منتفع شدند. با این حال، فضای بیثبات سیاسی و تنشهای منطقهای اجازه نداده است این مزیتها بهطور کامل در قیمت سهام منعکس شود. به گفته این تحلیلگر، اگر سایه این تنشها بر اقتصاد ایران وجود نداشت، شاخص کل بورس میتوانست بهراحتی از مرز ۵ میلیون واحد عبور کند.
فرار سرمایه و محدودیتهای رشد بورس
با وجود ظرفیتهای بنیادی، بازار سرمایه ایران در ماههای اخیر بارها شاهد خروج نقدینگی بوده است. هر بار که ریسکهای سیاسی تشدید شده، سرمایهگذاران ترجیح دادهاند داراییهای خود را به بازارهای موازی منتقل کنند یا دستکم در موضع انتظار باقی بمانند. این رفتار نشان میدهد هیچ بخشی از اقتصاد نمیتواند مسیر خود را کاملاً جدا از تحولات سیاسی طی کند.
در چنین شرایطی، حتی مزیتهایی مانند تکنرخی شدن ارز نیز تنها میتوانند اثرات محدودی داشته باشند. بازار ارز و طلا نیز در همین فضا با جهشهای پیدرپی مواجه شدهاند و همین نوسانات، تصمیمگیری برای سرمایهگذاران را دشوارتر کرده است.
بازار ارز؛ واکنش همزمان با بورس
نوسانات بازار ارز در هفتههای اخیر گواه دیگری بر تأثیر مستقیم مذاکرات و تنشهای منطقهای بر اقتصاد ایران است. قیمت دلار آمریکا از حدود ۱۴۰ هزار تومان به بیش از ۱۶۰ هزار تومان افزایش یافته؛ رشدی که نشان میدهد انتظارات تورمی همچنان بالاست و بازار ارز نیز مانند بورس، به اخبار سیاسی حساسیت بالایی دارد.
این نوسانها تنها به دلیل عوامل داخلی نیست. تحولات منطقهای، سیاستهای پولی جهانی و حتی گمانهزنیها درباره آینده تحریمها، همگی در شکلگیری قیمت دلار نقش دارند. در چنین فضایی، ثبات نسبی روزهای اخیر بیش از آنکه نشانه آرامش پایدار باشد، میتواند حاصل انتظار بازار برای روشن شدن مسیر مذاکرات باشد.
طلا؛ پیوند بازار داخلی با روندهای جهانی
بازار طلا در کوتاهمدت بیش از هر چیز از قیمتهای جهانی تأثیر میپذیرد. هرچند در برخی روزها به دلیل تعطیلی بازارهای جهانی، معاملات داخلی با وقفه یا احتیاط انجام میشود، اما در نهایت مسیر طلای داخلی از روند جهانی پیروی میکند. در ماههای گذشته، طلا بهشدت تحت تأثیر تحولات سیاسی بینالمللی بوده و هر بار که تنشها افزایش یافته، قیمتها نیز جهش کردهاند.
صفاری معتقد است در صورت تشدید تنشهای سیاسی، احتمال جهش دوباره قیمت طلا وجود دارد. این بازار همچنان بهعنوان پناهگاه امن سرمایه شناخته میشود و در دورههای بیثباتی، توجه سرمایهگذاران را به خود جلب میکند.
سناریوهای پیشروی اقتصاد ایران
این تحلیلگر بازارها برای آینده نزدیک سه سناریو ترسیم میکند. در سناریوی نخست، اگر تنشها از مسیر مذاکره حلوفصل شود و دیپلماسی به نتیجه برسد، نرخ دلار میتواند بهسرعت به کانال ۱۴۰ هزار تومانی بازگردد و این اتفاق، فضای مساعدتری برای رشد بورس فراهم خواهد کرد. در سناریوی دوم، اگر وضعیت فعلی ادامه یابد و نه تنشها تشدید شود و نه گشایشی حاصل گردد، نوسان حدود ۵ درصدی نرخ دلار تا شب عید محتمل است؛ وضعیتی که به معنای ادامه بلاتکلیفی در بازارها خواهد بود.
سناریوی سوم، که کمتر کسی به آن خوشبین است، تشدید تنشها و بازگشت فضای پرریسک به اقتصاد است؛ حالتی که میتواند همزمان بازار ارز، طلا و حتی بورس را با شوکهای جدید مواجه کند و جریان خروج سرمایه را تقویت نماید.
جمعبندی
رفتار اخیر بورس تهران نشان میدهد بازار سرمایه بیش از آنکه منتظر نتایج رسمی مذاکرات باشد، به تغییر انتظارات واکنش نشان میدهد. بازگشت شاخص به کانال بالای ۴ میلیون واحد، در کنار ثبات نسبی ارز و طلا، حاکی از آن است که بخشی از بدبینیهای پیشین تعدیل شده، اما احتیاط همچنان بر تصمیمگیریها سایه انداخته است. آینده بازارها بیش از هر زمان دیگری به مسیر دیپلماسی گره خورده و نتیجه مذاکرات میتواند جهت حرکت نقدینگی را بهطور جدی تغییر دهد. تا آن زمان، بورس، ارز و طلا همگی در وضعیت انتظار باقی خواهند ماند؛ انتظاری که هر خبر سیاسی میتواند آن را بهسرعت به نوسان تبدیل کند.






