فیلمی که دیر اکران شد اما زود حرفش را زد
فیلم «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی سرانجام شامگاه یکشنبه ۱۹ بهمنماه و پس از حاشیههایی درباره زمان نمایش، در پردیس سینمایی ملت برای اهالی رسانه رونمایی شد؛ اثری که با فاصله گرفتن از روایتهای مرسوم جنگ، به سراغ پیامدهای اجتماعی، روانی و انسانی تخریب و آوارگی میرود و خانوادهای را در مرکز داستان قرار میدهد که پس از ویرانی خانه و زندگیشان، ناچار به تحمل تحقیرهایی میشوند که لایه به لایه بر آنان تحمیل میشود. بازی سام درخشانی، بیژن بنفشهخواه، گیتی قاسمی و فریبا نادری، چهارچوب اصلی این روایت تلخ را شکل داده و تلاش میکند مخاطب را با تجربهای آشنا اما کمتر گفتهشده روبهرو کند.
«سقف» و بازنمایی جنگ از زاویه زندگی روزمره
آنچه «سقف» را از بسیاری آثار مرتبط با جنگ متمایز میکند، تمرکز آن بر میدان نبرد یا قهرمانسازیهای متعارف نیست، بلکه جنگ در این فیلم به مثابه نیرویی پنهان و ویرانگر عمل میکند که پیامدهایش در زندگی روزمره آدمها جاری است. خانوادهای که در فیلم میبینیم، نه در خط مقدم که در حاشیه جنگ قرار دارد؛ حاشیهای که بهمرور به متن تبدیل میشود و همه ابعاد زیست آنان را در بر میگیرد. تخریب خانه، آوارگی و مواجهه با نهادها و روابط اجتماعی، بستری برای نمایش نوعی تحقیر سیستماتیک است که فیلمساز آن را بهعنوان تم اصلی اثر برجسته میکند.
نشست خبری و همدردی کوتاه تهیهکننده
در نشست خبری فیلم، سعید خانی تهیهکننده «سقف» به همراه نویسنده و کارگردان حضور داشت. خانی در سخنانی کوتاه، بدون ورود به جزئیات محتوایی فیلم، به حوادث دیماه اشاره کرد و با مردم ابراز همدردی نمود؛ رویکردی که نشان میداد سازندگان فیلم آگاهانه تلاش کردهاند تمرکز نشست را بر تحلیل اثر و نسبت آن با شرایط اجتماعی حفظ کنند، نه بر موضعگیریهای حاشیهای.
نگاه نویسنده به وضعیت اجتماعی و مشروعیت نهادها
علیمحمد حسامفر نویسنده فیلم «سقف» در بخش مهمی از نشست خبری، سخنانی صریح درباره وضعیت جامعه و نقش هنرمندان بیان کرد. او با اشاره به تلاش برخی برای عادیسازی شرایط، تأکید کرد که هیچچیز عادی نیست؛ نه وضعیت اقتصادی، نه افزایش رادیکالیسم و نه روندی که به باور او به مشروعیتزدایی از نهادها انجامیده است. حسامفر جشنواره را نیز در همین چارچوب ارزیابی کرد و معتقد بود نمیتوان با نادیده گرفتن مسائل، از کنار بحرانها عبور کرد.
او با لحنی انتقادی افزود که تکرار شعارها و دعوتهای سطحی به وحدت، بدون پذیرش وجود مشکلات، راهگشا نیست. از نگاه نویسنده «سقف»، جامعه نیازمند شکلگیری یک ایده جمعی است؛ ایدهای که بتواند مسیر برونرفت از شرایط فعلی را ترسیم کند و به فردایی منجر شود که در آن تحقیر کمتری تجربه شود؛ همان تحقیری که در فیلم بهعنوان تجربه زیسته شخصیتها به تصویر کشیده شده است.
تحقیر نخبگان و چرخه رادیکالیسم در «سقف»
یکی از محورهای مهم بحث حسامفر، پرداخت فیلم به تحقیر شخصیتهای علمی و دانشگاهی بود. او با طرح این پرسش که آیا در واقعیت، نخبگان علمی کشور از شأن و جایگاه متفاوتی برخوردارند، تأکید کرد چرخه تحقیر در جامعه بهطور مستمر بازتولید میشود و همین امر به ظهور و تشدید رادیکالیسم میانجامد. این نگاه در فیلم «سقف» نه بهصورت شعار، بلکه در دل موقعیتهای داستانی و برخوردهای روزمره شخصیتها بازنمایی میشود و از همین رو، تأثیری ملموس بر مخاطب میگذارد.
دغدغه جنگ و همدلی از نگاه کارگردان
ابراهیم امینی کارگردان «سقف» در توضیح روند شکلگیری فیلمنامه و مشارکت بنیاد فارابی، به دغدغهای قدیمی اشاره کرد که از همان زمان جنگ با او همراه بوده است. او توضیح داد که بیش از خود جنگ، همدلی و همراهی شکلگرفته میان مردم برایش اهمیت داشته و تلاش کرده این حس جمعی را در فیلم ثبت کند. از نظر امینی، «سقف» تلاشی است برای ثبت لحظههایی که جامعه، فارغ از اختلافها، در برابر بحران کنار هم قرار میگیرد، هرچند این همدلی همواره با زخم تحقیر و رنج همراه است.
انتخاب فصل پاییز و چالش بازسازی زمان جنگ
یکی از پرسشهای مطرحشده در نشست خبری، به زمان وقوع جنگ در فیلم مربوط بود؛ جنگ ۱۲ روزهای که در واقعیت در خرداد و تیر رخ داده، اما در «سقف» فضایی پاییزی دارد. امینی در پاسخ توضیح داد که فاصله زمانی میان نگارش فیلمنامه تا تولید، امکان بازسازی دقیق خردادماه را دشوار کرده و گروه سازنده دریافتند که مقابله با طبیعت ممکن نیست. به همین دلیل، با کاهش میزان اخبار روزانه در فیلم، تلاش شد تمرکز روایت بر تجربه انسانی حفظ شود و مسئله فصل، به حاشیه برود.
پیوند «سقف» با آثار قبلی امینی
کارگردان «سقف» با اشاره به فیلم پیشین خود «چشمبادومی» که سال گذشته در جشنواره حضور داشت، گفت اگرچه آن اثر بیشتر مناسب جشنوارهها بوده و «سقف» به سینمای بدنه نزدیکتر است، اما این دو فیلم برای او در امتداد یکدیگر قرار دارند. خانواده و هویت بهعنوان عناصر مشترک، نخ تسبیح آثار امینی را تشکیل میدهند و نشان میدهند دغدغه او نه صرفاً روایت یک داستان، بلکه واکاوی نسبت فرد، خانواده و جامعه در شرایط بحرانی است.
امید به ارتباط با مخاطب عام
در پایان نشست، علیمحمد حسامفر بار دیگر بر اهمیت دیده شدن فیلم توسط مخاطب عام تأکید کرد و ابراز امیدواری نمود که تماشاگران بتوانند با محتوای «سقف» ارتباط برقرار کرده و احساس همدردی کنند. از نگاه او، اگر فیلم بتواند این همدلی را ایجاد کند، بخشی از رسالت خود را انجام داده است؛ رسالتی که فراتر از موفقیت جشنوارهای، به تأثیر اجتماعی میاندیشد.
جمعبندی تحلیلی
«سقف» را میتوان فیلمی دانست که جنگ را نه بهعنوان رخدادی نظامی، بلکه بهمثابه تجربهای اجتماعی و انسانی بازخوانی میکند. تحقیر، آوارگی و فروپاشی آرام روابط، در مرکز روایت قرار دارند و سازندگان فیلم نیز در نشست خبری، همین محور را بهعنوان دغدغه اصلی خود برجسته کردند. سخنان نویسنده و کارگردان نشان میدهد «سقف» تلاشی آگاهانه برای گفتوگو با جامعه امروز است؛ گفتوگویی که از دل سینما شکل میگیرد و میکوشد مخاطب را به تأمل درباره وضعیت موجود و امکان فردایی کمتحقیرتر دعوت کند.






