پشت پرده قراردادهای پکیجی در استقلال؛ وقتی مدیربرنامهها قانون را دور میزنند
موضوع مدیران برنامه در فوتبال ایران سالهاست محل مناقشه است اما بهنظر میرسد ساختار غیرشفاف قراردادها و ضعف نظارت، این معضل را ریشهدارتر کرده است. از آنجا که بسیاری از ایجنتها همزمان با چند بازیکن در یک تیم قرارداد دارند، شائبه تضاد منافع و تأثیرگذاری پشتپرده آنان بر تصمیمهای ورزشی بیش از پیش مطرح است. اصطلاح «بازیکنان پکیجی» نیز در همین بستر زاده شد؛ حالتی که مدیر برنامه در قبال انتقال یک ستاره، چند بازیکن متوسط را نیز به باشگاه تحمیل میکند.
استقلال و مدیربرنامهای با ۹ بازیکن
در تازهترین نمونه، گزارشهای خبرنگاران از باشگاه استقلال پرده از حضور یک مدیربرنامه با نفوذ ویژه برمیدارد. فردی که براساس مستندات موجود، هماکنون مدیریت برنامه ۹ بازیکن این تیم از جمله صالح حردانی، حسین گودرزی، ابوالفضل جلالی، علیرضا کوشکی، سعید سحرخیزان، امیرمحمد رزاقینیا، آرمین سهرابیان و سامان فلاح را برعهده دارد. همین مدیر برنامه، معرف کلارنس سیدورف چهره سرشناس فوتبال جهان، به عنوان مشاور مدیرعامل نیز بوده است.
در چنین شرایطی طبیعی است که سؤال اصلی درباره نسبت منافع او با منافع باشگاه مطرح شود؛ آیا حضور شمار زیادی از بازیکنان یک ایجنت در یک تیم، استقلال تصمیمگیری در چیدمان و نقلوانتقالات را خدشهدار نمیکند؟
نقض صریح ماده ۱۰ و پرداختهای غیرقانونی
مطابق ماده ۱۰ دستورالعمل قراردادها و سقف بودجه باشگاهها، هیچ باشگاهی مجاز نیست طلب مدیر برنامه را از محل مطالبات بازیکن یا عوامل فنی پرداخت کند. به بیان روشنتر، مدیر برنامه باید حقالزحمه خود را از موکلش –یعنی بازیکن– دریافت کند نه از باشگاه.
با این حال، مستندات نشان میدهد در استقلال این قانون رعایت نشده است. طبق اطلاعات بهدستآمده، مدیر برنامه نامبرده برای انتقال چهار بازیکن و یک مشاور به این تیم، قرارداد دریافت مبلغ از باشگاه را منعقد کرده است.
پولهای کلان در جیب یک ایجنت
گزارشها از ارقام حیرتانگیزی حکایت دارند. طبق توافقهای انجامشده، او برای انتقال رامین رضاییان ۷ میلیارد تومان، حسین گودرزی ۲ میلیارد، سعید سحرخیزان در قالب قراردادی سهساله ۱۰۰ هزار یورو بهعلاوه مبالغ ریالی متغیر بین ۳.۵ تا ۵.۵ میلیارد در هر فصل، برای جذب امیرمحمد رزاقنیا ۱۰۰ هزار یورو و برای معرفی سیدورف ۲۵ هزار یورو دریافت کرده است. بر پایه نرخ یورو در ابتدای فصل (حدود ۱۰۰ هزار تومان)، مجموع دریافتی این ایجنت حدود ۴۵ میلیارد تومان برآورد میشود. با توجه به نرخ فعلی یورو که به حدود ۱۹۰ هزار تومان رسیده، ارزش ریالی این قرارداد اکنون از ۸۰ میلیارد تومان نیز فراتر میرود.
پیامدهای حقوقی و اخلاقی در فوتبال ایران
این رخداد تنها موضوعی مالی نیست؛ بلکه نشاندهنده ضعف نظارت حقوقی در سیستم باشگاهی کشور است. در شرایطی که فدراسیون فوتبال بارها بر لزوم ثبت قانونی قرارداد مدیران برنامه در سامانه «کلیرینگ هوس» تأکید کرده، انعقاد چنین توافقهایی بیانگر دور زدن قوانین است. از منظر اخلاق حرفهای نیز، وابستگی چندین بازیکن و حتی اعضای فنی تیم به یک ایجنت واحد، تضاد منافع آشکار ایجاد میکند. این نفوذ میتواند در تعیین لیست بازی، جابجایی بازیکنان یا حتی انتخاب مشاوران نقش غیررسمی اما تعیینکننده داشته باشد.
اقتصاد پنهان در سایه نقلوانتقالات
نقلوانتقالات در فوتبال ایران اغلب به عرصهای برای گردش مالی غیرشفاف بدل شده است. مدیران برنامه در جایگاهی قرار گرفتهاند که میان بازیکن، باشگاه و گاه حتی رسانهها تأثیرگذارند. از یکسو بهبهانه جذب بازیکن خارجی یا تمدید قراردادها پورسانتهای سنگین دریافت میکنند و از سوی دیگر با قدرت رسانهای خود، تصمیم مدیران را تحت فشار قرار میدهند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یک اقتصاد غیررسمی در فوتبال است که نه مالیات مشخص دارد و نه پاسخگویی دقیق.
استقلال و بیاعتمادی هواداران
باشگاه استقلال به عنوان یکی از نمادهای فوتبال ایران، همیشه زیر ذرهبین هواداران و رسانههاست. چنین پروندههایی، در حالی که این باشگاه با بدهیهای سنگین و محدودیت مالی روبهروست، زمینه بیاعتمادی عمومی را بیش از پیش میکند. در واقع، پرداخت دهها میلیارد تومان به یک مدیر برنامه در شرایطی که تیم با مشکلات اقتصادی و پرداخت حقوق بازیکنان مواجه است، پرسشهای فراوانی را ایجاد کرده است.
ضرورت شفافسازی و ورود مراجع نظارتی
اکنون انتظار از وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال آن است که به دور از مصالح سیاسی یا ملاحظات باشگاهی، موضوع را بررسی کنند. شفافسازی در پرداختها، الزام به انتشار عمومی قراردادها و برخورد قانونی با مدیران برنامه متخلف، میتواند نقطه آغاز اصلاح ساختار مالی فوتبال باشد. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که نظم در قراردادها نه تنها از فساد جلوگیری میکند، بلکه به افزایش اعتماد اسپانسرها و هواداران هم میانجامد.
آینده مدیران برنامه در فوتبال ایران
اگرچه حضور ایجنتها در فوتبال حرفهای امری اجتنابناپذیر است، اما ایفای نقش آنان باید در چارچوب مشخص و قانونی انجام شود. تنظیم دقیق دستورالعملها، نظارت بر امضا و اجرای قراردادها، و حتی تدوین نظام مالیاتی مشخص برای فعالیت آنان، از الزامات اصلاح این حوزه است. در غیر این صورت، پدیدههایی مانند «بازیکنان پکیجی» یا «نفوذ ایجنتها در سیاستهای باشگاهها» همچنان پابرجا خواهد ماند.
جمعبندی
پرونده پرداختهای میلیاردی به مدیر برنامهای در استقلال، صرفاً یک تخلف مالی نیست؛ بلکه نشانهای از ساختار بیمار اقتصادی و مدیریتی فوتبال ایران است. تا زمانیکه فدراسیون، وزارت ورزش و نهادهای نظارتی در برابر چنین نابسامانیها واکنش قاطع نشان ندهند، چرخه تکراری فساد و رانت در نقلوانتقالات تداوم خواهد داشت. استقلال، پرسپولیس یا هر باشگاه دیگری در سایه این بینظمیها، از مسیر حرفهای فاصله میگیرد و فوتبال ایران از شفافیت و انضباط مالی محروم میماند.






