قرارداد عجیب یک خرید خارجی؛ استقلال دوبار به یک ایجنت پول داد؟
ماجرای قراردادهای باشگاه استقلال در ماههای اخیر از سطح یک انتقاد فنی ساده فراتر رفته و به پروندهای چندلایه با ابعاد مدیریتی، حقوقی و اقتصادی تبدیل شده است. در شرایطی که هواداران انتظار دارند هر خرید خارجی با دقت، وسواس و بررسیهای کارشناسی انجام شود، افشای جزئیاتی از برخی قراردادها، بهویژه قرارداد موسی جنپو، این پرسش را ایجاد کرده که فرآیند جذب بازیکن در استقلال تا چه اندازه شفاف و مبتنی بر منافع باشگاه بوده است. آنچه امروز محل بحث است، نه فقط کیفیت فنی بازیکنان خارجی، بلکه سازوکار تنظیم قراردادها و نقشآفرینی پررنگ ایجنتهاست؛ موضوعی که میتواند به اعتماد عمومی نسبت به مدیریت باشگاه لطمه بزند.
قراردادهای خارجی استقلال زیر ذرهبین افکار عمومی
در فوتبال ایران، جذب بازیکن خارجی همواره با حساسیت ویژهای همراه بوده است. محدودیت منابع مالی، نوسانات ارزی و فشارهای اقتصادی باعث شده هر قرارداد ارزی بهعنوان یک تصمیم استراتژیک تلقی شود. با این حال، عملکرد برخی بازیکنان خارجی استقلال در ماههای اخیر نهتنها انتظارات فنی را برآورده نکرد، بلکه پس از انتشار اطلاعاتی درباره جزئیات مالی قراردادها، موجی از انتقادها را به دنبال داشت. هواداران و کارشناسان میپرسند چگونه ممکن است بازیکنی با بازدهی پایین، چنین هزینه قابل توجهی را به باشگاه تحمیل کند و در عین حال، فرآیند عقد قرارداد او با این حجم از ابهام همراه باشد.
موسی جنپو؛ نماد یک خرید پرحاشیه
در میان نامهای مطرحشده، موسی جنپو بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. این بازیکن که از نظر بسیاری از کارشناسان فنی یکی از ضعیفترین خریدهای فصل استقلال محسوب میشود، نهتنها نتوانست تأثیر محسوسی در نتایج تیم داشته باشد، بلکه حالا قراردادش به نمادی از مدیریت پرحاشیه تبدیل شده است. مسئله اصلی، صرفاً رقم قرارداد جنپو نیست؛ بلکه نحوه تنظیم آن و تعداد واسطههایی است که در این انتقال نقش داشتهاند. اسناد موجود نشان میدهد در زمان مدیریت نظری جویباری، سه ایجنت مختلف در روند انتقال جنپو به استقلال دخیل بودهاند؛ یک ایجنت ایرانی و دو ایجنت خارجی که همگی از سوی بازیکن مأمور مذاکره معرفی شدهاند.
نقش چندلایه ایجنتها در یک انتقال
وجود چند ایجنت در یک انتقال فوتبالی، بهخودیخود پدیدهای غیرمعمول نیست، اما آنچه در پرونده جنپو جلب توجه میکند، گستردگی نقش آنها و نحوه پرداخت کمیسیونهاست. در شرایط استاندارد، ایجنت بازیکن از سوی موکل خود دستمزد میگیرد و باشگاه تنها متعهد به پرداخت مبلغ قرارداد بازیکن میشود. اما در این پرونده، مرز میان نمایندگی بازیکن و مشاوره به باشگاه به شکلی عجیب در هم آمیخته است. همین مسئله باعث شده کارشناسان حقوقی فوتبال، این قرارداد را نمونهای قابل بررسی از تضاد منافع بدانند.
ایجنت ایرانی در نقش دوگانه
نکته بحثبرانگیزتر، پرداخت کمیسیون به ایجنت ایرانی نهتنها بهعنوان نماینده بازیکن، بلکه با عنوان «مشاور باشگاه» است. طبق اسناد منتشرشده، باشگاه استقلال به این ایجنت از دو مسیر مختلف پرداخت داشته است؛ مسیری که در آن یک فرد یا مجموعه، هم از جانب بازیکن حقالزحمه دریافت میکند و هم از سوی باشگاه پول میگیرد. چنین ساختاری در قراردادهای حرفهای فوتبال، دستکم در سطح استانداردهای بینالمللی، بسیار نادر و محل مناقشه است. این وضعیت این پرسش را ایجاد میکند که در نهایت، منافع باشگاه چگونه در این میان حفظ شده است.
کمیسیونهای شفاف اما سوالبرانگیز
بررسی پیشنهاد رسمی ارائهشده به موسی جنپو نشان میدهد سهم کمیسیون ایجنتها بهصورت دقیق و جداگانه در متن پیشنهاد قید شده است. این شفافیت ظاهری، در عمل پرسشهای بیشتری ایجاد میکند. وقتی باشگاه از ابتدا میداند چه مبلغی بهعنوان کمیسیون پرداخت خواهد شد، چرا باید ساختاری را بپذیرد که در آن یک ایجنت عملاً دو بار از یک قرارداد منتفع میشود؟ منتقدان میگویند این مسئله نشاندهنده ضعف در مذاکرات یا بیتوجهی به اصول حرفهای مدیریت قراردادهاست؛ بهویژه زمانی که خروجی فنی بازیکن هیچ تناسبی با هزینههای انجامشده ندارد.
مدیریت وقت استقلال و مسئولیت پاسخگویی
قرارداد موسی جنپو در دوره مدیریت نظری جویباری منعقد شده و همین موضوع نگاهها را به سمت مدیران وقت استقلال معطوف کرده است. در فوتبال حرفهای، مدیران باشگاهها مسئول مستقیم تصمیمات مالی و قراردادی هستند و نمیتوانند نقش خود را به واسطهها واگذار کنند. افکار عمومی انتظار دارد توضیح داده شود که چرا چنین ساختاری برای یک قرارداد پذیرفته شده و چه ملاحظاتی در این تصمیمگیری دخیل بوده است. سکوت یا پاسخهای کلی، تنها به افزایش بیاعتمادی دامن میزند و فضای رسانهای را ملتهبتر میکند.
پیامدهای اقتصادی برای باشگاهی پرهوادار
استقلال بهعنوان یکی از پرهوادارترین باشگاههای ایران، نهتنها یک تیم فوتبال، بلکه یک نهاد اجتماعی و اقتصادی بزرگ است. هر تصمیم مالی در این باشگاه، مستقیماً با احساسات میلیونها هوادار گره خورده است. در شرایطی که فوتبال ایران با مشکلات مالی مزمن دستوپنجه نرم میکند، پرداختهای غیرمتعارف و قراردادهای پرابهام میتواند فشار مضاعفی بر منابع محدود باشگاه وارد کند. منتقدان معتقدند اگر این روند اصلاح نشود، استقلال در آینده نیز با پروندههای مشابه و حتی مشکلات حقوقی بینالمللی مواجه خواهد شد.
ضرورت شفافسازی برای بازگشت اعتماد
پرونده قراردادهای خارجی استقلال، بهویژه قرارداد موسی جنپو، بار دیگر اهمیت شفافسازی در مدیریت باشگاههای بزرگ را برجسته کرده است. هواداران حق دارند بدانند منابع مالی باشگاه چگونه و با چه منطقی هزینه میشود. شفافسازی نهتنها به آرام شدن فضای رسانهای کمک میکند، بلکه میتواند الگویی برای سایر باشگاهها باشد تا در مسیر حرفهایتری حرکت کنند. فوتبال مدرن، بدون پاسخگویی و شفافیت، دوام نخواهد داشت؛ بهویژه در فضایی که هر اشتباه مدیریتی، بهسرعت در افکار عمومی بازتاب پیدا میکند.
جمعبندی
آنچه امروز درباره قراردادهای استقلال مطرح است، فراتر از یک بازیکن یا یک فصل خاص است. پرونده موسی جنپو نمادی از چالشهای عمیقتری در مدیریت قراردادها، نقش ایجنتها و سازوکار تصمیمگیری در فوتبال ایران به شمار میرود. پرداخت کمیسیونهای چندگانه، نقشهای دوگانه ایجنتها و نبود توضیح شفاف از سوی مدیران وقت، مجموعهای از سوالات بیپاسخ را ایجاد کرده است. اگر استقلال میخواهد اعتماد هوادارانش را حفظ کند و در مسیر حرفهایسازی گام بردارد، چارهای جز شفافسازی کامل و بازنگری جدی در سیاستهای نقلوانتقالاتی خود ندارد؛ مسیری که هرچند دشوار است، اما برای آینده باشگاه ضروری به نظر میرسد.







