سرنوشت عجیب ستاره جوان؛ چرا خرید پرسپولیس به حاشیه رفت؟
ورود محمدحسین صادقی به پرسپولیس در بازار نقلوانتقالات تابستانی، یکی از اتفاقات پرسر و صدای فوتبال ایران بود؛ بازیکنی جوان، آیندهدار و دارای توان فنی که با تاکید مستقیم اسماعیل کارتال جذب شد و قرار بود بخشی از پروژه جوانسازی سرخپوشان باشد. این انتقال در شرایطی رقم خورد که علاقه قلبی صادقی به استقلال بر کسی پوشیده نبود اما در نهایت، پیشنهاد و چشمانداز فنی پرسپولیس برای او جذابتر جلوه کرد. با این حال، مسیری که از همان ابتدا با امید آغاز شد، بهتدریج وارد پیچیدگیهایی شد که امروز آینده این بازیکن را در هالهای از ابهام قرار داده است.
جذب با نگاه پروژهمحور و نقش اسماعیل کارتال
محمدحسین صادقی زمانی به پرسپولیس آمد که اسماعیل کارتال بهعنوان معمار فنی تیم، نگاه مشخصی به ترکیب و آینده سرخپوشان داشت. کارتال صادقی را نه یک خرید تزئینی، بلکه سرمایهای برای حال و آینده میدید؛ بازیکنی که میتوانست به مرور زمان وارد چرخه اصلی تیم شود و با بازی گرفتن تدریجی، به مهرهای تاثیرگذار تبدیل شود. در آن مقطع، بسیاری از هواداران پرسپولیس نیز تصور میکردند این بازیکن جوان بهزودی در ترکیب اصلی دیده خواهد شد و حتی میتواند در برخی بازیها نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
اما فوتبال ایران بارها نشان داده که تغییرات مدیریتی و فنی میتواند تمام معادلات را به هم بزند. رفتن کارتال، نخستین ضربه جدی به پروژهای بود که برای صادقی تعریف شده بود و همین تغییر، شرایط این بازیکن را وارد مرحلهای تازه و پرچالش کرد.
تغییر کادر فنی و آغاز ابهام برای صادقی
پس از جدایی اسماعیل کارتال، هدایت پرسپولیس به وحید هاشمیان و سپس اوسمار ویرا سپرده شد؛ مربیانی با نگاه و اولویتهای متفاوت. در این میان، محمدحسین صادقی که هنوز در حال تطبیق با فضای تیم جدید بود، بهتدریج از دایره توجه خارج شد. نه وحید هاشمیان و نه اوسمار ویرا آنطور که انتظار میرفت، فرصت کافی در اختیار این بازیکن جوان قرار ندادند و همین مسئله باعث شد روند رشد او متوقف شود.
نکته مهمتر اما نه صرفا کمبود دقایق بازی، بلکه نحوه استفاده از صادقی در زمین بود. او اغلب در شرایطی وارد میدان میشد که پرسپولیس از حریف عقب افتاده بود و تیم نیاز فوری به گل یا تغییر نتیجه داشت. در چنین موقعیتی، انتظار خلق معجزه از یک بازیکن جوان، بیش از آنکه منطقی باشد، فشار روانی مضاعفی را به او تحمیل میکند.
فشار نقش قهرمان و انتظارات غیرواقعی
محمدحسین صادقی هنوز در ابتدای مسیر حرفهای خود قرار دارد و طبیعتا به زمان و اعتماد نیازمند است. با این حال، رویکرد برخی سرمربیان پرسپولیس نسبت به او، گویی بر پایه این تصور شکل گرفته که این بازیکن باید در چند دقیقه، همهچیز را تغییر دهد. این نگاه، نهتنها به رشد فنی صادقی کمک نمیکند، بلکه میتواند به اعتمادبهنفس او نیز لطمه بزند.
در فوتبال حرفهای، بازیکنان جوان زمانی شکوفا میشوند که در ساختار تیمی مشخص، دقایق بازی منظم داشته باشند و بهتدریج مسئولیت بپذیرند. استفاده مقطعی و اضطراری از صادقی، آن هم در لحظات بحرانی بازی، عملا او را در موقعیتی قرار میدهد که احتمال موفقیتش پایین است و هر ناکامی میتواند به قضاوتهای زودهنگام منجر شود.
مقایسه با مسیر امیرحسین محمودی
نمونهای روشن برای درک بهتر شرایط محمدحسین صادقی، مسیری است که امیرحسین محمودی طی کرد. محمودی نیز در ابتدا بازیکنی جوان و کمتجربه بود اما با اعتماد تدریجی کادر فنی و حضور منظم در ترکیب، توانست جایگاه خود را پیدا کند و به مهرهای قابل اتکا تبدیل شود. تفاوت اصلی میان این دو مسیر، در میزان فرصت و نوع نگاه مربیان خلاصه میشود.
صادقی اگر همانند محمودی، دقایق بازی پیوستهتری دریافت میکرد و در شرایط عادی مسابقه به میدان میرفت، امروز شاید تصویر متفاوتی از او در ذهن هواداران شکل گرفته بود. مقایسه این دو بازیکن نشان میدهد که مسئله اصلی، توانایی فردی نیست، بلکه مدیریت استعداد است.
خطر تلف شدن یک استعداد جوان
ادامه این روند میتواند برای محمدحسین صادقی نگرانکننده باشد. بازیکنی با توان فنی و انگیزه بالا، اگر برای مدت طولانی نیمکتنشین بماند یا تنها در شرایط بحرانی وارد زمین شود، بهتدریج از نظر روحی و فنی افت میکند. در چنین شرایطی، نهتنها پرسپولیس از سرمایه خود بهره نمیبرد، بلکه ممکن است آینده حرفهای این بازیکن نیز تحت تاثیر قرار گیرد.
گزارشها و تحلیلهای منتشرشده در رسانههایی مانند فوتبالی نیز بر همین نکته تاکید دارند که صادقی با وضعیت فعلی، عملا در پرسپولیس تلف میشود. این هشدار، بیش از هر چیز متوجه کادر فنی است که باید میان نتیجهگرایی کوتاهمدت و پرورش سرمایههای بلندمدت، تعادل برقرار کند.
مسئولیت اوسمار ویرا در قبال آینده صادقی
در مقطع فعلی، توپ در زمین اوسمار ویراست. او بهعنوان سرمربی پرسپولیس، این اختیار و مسئولیت را دارد که از محمدحسین صادقی به شکلی اصولیتر استفاده کند. مراقبت از این بازیکن، صرفا به معنای قرار دادن او در ترکیب اصلی نیست، بلکه تعریف نقشی مشخص، دادن دقایق بازی معنادار و ایجاد فضایی امن برای اشتباه کردن و یاد گرفتن است.
اگر اوسمار بتواند چنین بستری را فراهم کند، صادقی هنوز فرصت دارد مسیر خود را اصلاح کند و به همان خرید امیدوارکننده تابستانی تبدیل شود که هواداران انتظارش را داشتند. در غیر این صورت، احتمال جدایی زودهنگام یا افت تدریجی این بازیکن، سناریویی دور از ذهن نخواهد بود.
جمعبندی
محمدحسین صادقی نماد چالش همیشگی فوتبال ایران در برخورد با استعدادهای جوان است؛ بازیکنانی که با سر و صدا جذب میشوند اما در پیچوخم تغییر مربیان و نگاههای کوتاهمدت، فرصت شکوفایی پیدا نمیکنند. صادقی با وجود علاقه قلبی به استقلال، پرسپولیس را انتخاب کرد تا در پروژهای حرفهای رشد کند، اما رفتن اسماعیل کارتال و تغییر رویکرد کادر فنی، او را در موقعیتی دشوار قرار داده است. آینده این بازیکن هنوز قابل نجات است، به شرط آنکه پرسپولیس و اوسمار ویرا به جای انتظار معجزه، مسیر درست پرورش یک استعداد جوان را در پیش بگیرند.






