پشت پرده نیمکت استقلال؛ مذاکره همزمان با جانشینان ساپینتو
شکست استقلال برابر الحسین نه فقط یک ناکامی فنی در زمین مسابقه بود، بلکه جرقهای جدی برای بازگشت تردیدها به نیمکت آبیها محسوب میشود. تیمی که همچنان در سه جام مدعی است و از نظر اسمی یکی از پرستارهترین ترکیبهای سالهای اخیر خود را در اختیار دارد، حالا با فضایی دوگانه در مدیریت و تصمیمگیری مواجه شده است. در حالی که مدیران باشگاه به شکل رسمی هرگونه برنامه برای برکناری ریکاردو ساپینتو را رد میکنند، شواهد میدانی و اخبار غیررسمی از تحرکاتی حکایت دارد که با این موضعگیری همخوانی ندارد. همین تضاد، استقلال را در آستانه مقطع حساس فصل وارد فضایی پرابهام کرده است.
شکست مقابل الحسین و آغاز موج تردیدها
ناکامی برابر الحسین تنها یک نتیجه معمولی در تقویم فشرده مسابقات نبود. این شکست از آن جهت اهمیت یافت که در ادامه زنجیرهای از نمایشهای پرنوسان استقلال رخ داد؛ نمایشهایی که بار دیگر پرسش درباره توان فنی و مدیریتی ساپینتو را به صدر تحلیلها آورد. هوادارانی که در ابتدای فصل با امید به فوتبال تهاجمی و شخصیت جنگنده سرمربی پرتغالی دل بسته بودند، حالا نشانههایی از بیثباتی تاکتیکی و ناهماهنگی روانی تیم را میبینند. در چنین شرایطی، طبیعی بود که زمزمههای تغییر روی نیمکت استقلال بار دیگر شنیده شود.
موضع رسمی مدیریت و تأکید بر ادامه همکاری
مدیران استقلال بلافاصله پس از اوج گرفتن شایعات، موضعی قاطع اتخاذ کردند. پیام رسمی باشگاه روشن بود؛ هیچ برنامهای برای تغییر سرمربی وجود ندارد و ساپینتو تا پایان فصل به کار خود ادامه میدهد. در گفتوگوهای غیررسمی نیز برخی مدیران از لزوم ثبات فنی سخن گفتند و تأکید کردند که تغییرات ناگهانی در این مقطع میتواند هزینههای سنگینی برای تیم در سه جام به همراه داشته باشد. این موضعگیری در ظاهر نشاندهنده حمایت کامل از سرمربی پرتغالی است، اما واقعیتهای پشت پرده تصویر متفاوتی ترسیم میکند.
تحرکات پنهان و شایعات مذاکره با گزینههای جایگزین
از روز گذشته، شایعاتی جدی درباره مذاکره مدیران استقلال با دراگان اسکوچیچ مطرح شد. سرمربی کرواتی که سابقه کار در فوتبال ایران و هدایت تیم ملی را در کارنامه دارد، به سرعت به عنوان یکی از گزینههای بالقوه جانشینی ساپینتو معرفی شد. پیگیری این موضوع از یکی از مدیران ارشد باشگاه با پاسخی همراه بود که اگرچه صریح نبود، اما به نوعی مهر تأیید غیرمستقیم بر اصل ماجرا زد. جملهای که در این میان تکرار شد، به خوبی فضای حاکم بر فوتبال ایران را توصیف میکرد؛ شایعه در فوتبال از رگ گردن نزدیکتر است. همین پاسخ دوپهلو کافی بود تا تردیدها درباره صداقت حمایتهای علنی افزایش یابد.
گزینه ایرانی و تکرار یک نام آشنا
اطلاعات رسیده نشان میدهد که مذاکرات تنها به اسکوچیچ محدود نبوده است. مسئولان باشگاه با یک سرمربی ایرانی که طی سالیان اخیر افتخارات قابل توجهی در لیگ برتر کسب کرده و در حال حاضر بدون تیم است نیز گفتوگوهایی داشتهاند. نام این مربی فصل گذشته هم در حوالی نیمکت استقلال شنیده میشد؛ گزینهای که مطرح شدنش در آن مقطع برای هواداران عجیب و حتی غیرقابل باور بود. بازگشت دوباره این نام به فهرست احتمالی، این پرسش را تقویت میکند که آیا بخشی از مدیریت استقلال از مدتها قبل به دنبال سناریوی جایگزین بوده است.
تضاد گفتار و رفتار در مدیریت استقلال
آنچه بیش از خود شایعات اهمیت دارد، تضاد آشکار میان گفتار رسمی و رفتار عملی مدیران استقلال است. از یک سو، در محافل رسانهای و مصاحبههای رسمی، حمایت از ساپینتو جار زده میشود و از سوی دیگر، مذاکرات موازی با گزینههای مختلف سرمربیگری در جریان است. این دوگانگی نه تنها به سود تیم نیست، بلکه میتواند مستقیماً بر تمرکز کادر فنی و بازیکنان اثر منفی بگذارد. تجربه فوتبال ایران نشان داده است که وقتی نیمکت یک تیم بزرگ وارد فاز عدم قطعیت میشود، نتایج در زمین مسابقه نیز به سرعت تحت تأثیر قرار میگیرد.
تأثیر فضای مبهم بر بازیکنان و کادر فنی
بازیکنان استقلال در شرایطی به میدان میروند که اخبار ضد و نقیض درباره آینده سرمربیشان به گوش میرسد. حتی اگر این اخبار به صورت رسمی تأیید نشود، اثر روانی خود را خواهد گذاشت. بازیکنی که نمیداند هفتههای آینده با چه مربی و چه تفکری کار خواهد کرد، ناخودآگاه دچار افت تمرکز میشود. از سوی دیگر، ساپینتو نیز در چنین فضایی نمیتواند با آرامش کامل برنامههای فنی خود را پیاده کند. سرمربیای که احساس کند اعتماد مدیریت شکننده است، یا محافظهکار میشود یا وارد فاز واکنشی؛ هر دو حالت برای تیمی که در سه جام مدعی است، خطرناک خواهد بود.
زمانبندی حساس و اهمیت ثبات فنی
استقلال در آستانه نبردهای حساس و تعیینکننده قرار دارد؛ مسابقاتی که میتوانند سرنوشت فصل را رقم بزنند. در چنین مقطعی، ثبات فنی یک اصل کلیدی است. حتی اگر مدیریت به این جمعبندی رسیده باشد که ساپینتو گزینه ایدهآل بلندمدت نیست، منطق حرفهای حکم میکند که تصمیمگیری نهایی در زمان مناسب و با حداقل هزینه روانی انجام شود. مذاکره پنهانی با گزینههای جانشینی، آن هم در اوج رقابتها، بیشتر از آنکه نشانه برنامهریزی باشد، بوی بیاعتمادی و شتابزدگی میدهد.
نگاه هواداران و سرمایه اجتماعی باشگاه
هواداران استقلال که سالهاست با فراز و نشیبهای مدیریتی دست و پنجه نرم میکنند، نسبت به چنین رفتارهایی حساس هستند. سرمایه اجتماعی باشگاه زمانی تقویت میشود که تصمیمات شفاف، هماهنگ و مبتنی بر منطق فوتبالی اتخاذ شود. حمایت علنی از ساپینتو در کنار مذاکرات پنهانی، این پیام را به هوادار منتقل میکند که مدیریت هنوز به جمعبندی واحد نرسیده است. این احساس بیثباتی میتواند به سرعت به سکوها منتقل شود و فضای ورزشگاه را ملتهب کند؛ عاملی که هیچ تیم مدعیای به آن نیاز ندارد.
جمعبندی
آنچه امروز در استقلال دیده میشود، بیش از آنکه یک بحران فنی صرف باشد، نشانهای از دوگانگی در مدیریت است. شکست مقابل الحسین تنها پردهای بود که این تضاد را آشکارتر کرد. حمایت رسمی از ریکاردو ساپینتو در حالی مطرح میشود که همزمان مذاکراتی با گزینههای خارجی و داخلی در جریان است. چنین رویکردی، اگر اصلاح نشود، میتواند استقلال را در حساسترین مقطع فصل با هزینهای سنگین روبهرو کند. استقلال برای عبور موفق از این مرحله، بیش از هر چیز به تصمیمی شفاف و یکپارچه نیاز دارد؛ یا حمایت واقعی و همهجانبه از سرمربی فعلی، یا پذیرش مسئولیت تغییر در زمانی منطقی و با کمترین آسیب ممکن.






