جنگ قدرت در پرسپولیس؛ سیدجلال برمیگردد یا نه؟
پرسپولیس در مقطع حساسی از فصل قرار گرفته است؛ مقطعی که نتایج نهچندان مطلوب هفتههای اخیر، حاشیهها را پررنگتر از متن کرده و هر تصمیم مدیریتی یا فنی میتواند مسیر آینده سرخپوشان را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد. در چنین فضایی، انتشار خبر درخواست رسمی اوسمار ویرا برای بازگشت سیدجلال حسینی به کادر فنی، بار دیگر نشان داد که بحران پرسپولیس صرفاً محدود به داخل زمین نیست و لایههای عمیقتری در ساختار مدیریتی و تصمیمگیری این باشگاه وجود دارد.
درخواست سرمربی و نگاه فنی به یک بازگشت
اوسمار ویرا که از ابتدای حضورش روی نیمکت پرسپولیس همواره تلاش کرده ترکیبی از نظم تاکتیکی و آرامش روانی را در تیم ایجاد کند، حالا به این جمعبندی رسیده که تیمش به یک حلقه مفقوده نیاز دارد؛ حلقهای که نهفقط در تمرین و مسابقه، بلکه در رختکن و ارتباط با بازیکنان تأثیرگذار باشد. بر همین اساس، او بهصورت رسمی و مکتوب از باشگاه خواسته تا سیدجلال حسینی، کاپیتان سالهای نهچندان دور پرسپولیس، به کادر فنی اضافه شود.
از نگاه سرمربی برزیلی، سیدجلال تنها یک نام بزرگ یا چهره محبوب نیست، بلکه سرمایهای فنی و شخصیتی برای تیمی است که این روزها بیش از هر زمان دیگری نیاز به انسجام دارد. تجربه سالها بازی در بالاترین سطح فوتبال ایران، شناخت عمیق از فضای پرسپولیس و ارتباط ویژه با بازیکنان، عواملی هستند که اوسمار روی آنها حساب ویژهای باز کرده است.
سیدجلال؛ فراتر از یک مربی تازهوارد
سیدجلال حسینی برای پرسپولیس صرفاً یک مدافع سابق یا کاپیتان بازنشسته نیست. او نماد یک نسل موفق، رهبری درون زمین و چهرهای است که بسیاری از بازیکنان فعلی هنوز با احترام از او یاد میکنند. حضور چنین فردی در کادر فنی میتواند نقش پلی میان سرمربی خارجی و بازیکنان ایرانی را ایفا کند؛ نقشی که در تیمهای بزرگ، گاهی تعیینکنندهتر از مسائل صرفاً تاکتیکی است.
در سالهایی که پرسپولیس با ثبات فنی و مدیریتی به موفقیتهای متوالی رسید، وجود چهرههایی با نفوذ معنوی بالا یکی از عوامل اصلی آرامش تیم بود. حالا با بازگشت فشارها و افزایش انتقادات، طبیعی است که سرمربی به دنبال احیای همان الگو باشد.
مخالفتهای مدیریتی و ابهام در تصمیم نهایی
با وجود درخواست رسمی اوسمار ویرا، شنیدهها حاکی از آن است که دستکم سه عضو تأثیرگذار در بدنه مدیریتی باشگاه با این تصمیم موافق نیستند. این مخالفتها، که دلایل آن بهطور شفاف اعلام نشده، پرونده بازگشت سیدجلال را وارد مرحلهای مبهم کرده است. برخی تحلیلها از نگرانی مدیران نسبت به افزایش نفوذ چهرههای قدیمی در ساختار فنی حکایت دارد و برخی دیگر این اختلاف را ریشهدارتر و مرتبط با معادلات قدرت در باشگاه میدانند.
آنچه این وضعیت را پیچیدهتر میکند، تناقض آشکار میان واقعیتهای پشتپرده و اظهارات رسمی مدیرعامل باشگاه است. در شرایطی که انتظار میرود تصمیم نهایی با هماهنگی کامل میان مدیریت و کادر فنی اتخاذ شود، نشانههای اختلاف بهوضوح قابل مشاهده است.
اظهارات مدیرعامل و تناقض آشکار
پیمان حدادی، مدیرعامل پرسپولیس، شب گذشته در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که به اوسمار ویرا برای تقویت تیم، چه در بخش بازیکنان و چه در کادر فنی، اختیار تام داده شده است. این صحبتها در ظاهر پیام روشنی داشت؛ حمایت کامل مدیریت از سرمربی. اما وقتی این اظهارات در کنار خبر مخالفتهای داخلی قرار میگیرد، پرسشهای جدی مطرح میشود.
اگر اوسمار واقعاً اختیار تام دارد، چرا درخواست مکتوب و رسمی او هنوز به نتیجه نرسیده است؟ و اگر این اختیار محدود به چارچوبهای خاصی است، چرا شفافیت لازم در این خصوص وجود ندارد؟ همین تضادها باعث شده فضای رسانهای و هواداری پرسپولیس بیش از پیش ملتهب شود.
فشار نتایج و نقش تصمیمات حاشیهای
پرسپولیس تیمی نیست که بتواند بهراحتی از کنار فشار نتایج عبور کند. هر امتیاز از دسترفته، نهتنها جایگاه تیم را در جدول تهدید میکند، بلکه دامنه انتقادات را نیز گسترش میدهد. در چنین شرایطی، تصمیماتی مانند بازگشت یا عدم بازگشت سیدجلال حسینی، فراتر از یک انتخاب ساده فنی است و میتواند پیامدهای روانی گستردهای برای تیم داشته باشد.
برای هواداران، حضور سیدجلال نماد بازگشت به ثبات و هویت است و برای بازیکنان، میتواند یادآور دورهای باشد که پرسپولیس با اقتدار در داخل و خارج از زمین ظاهر میشد. نادیده گرفتن این ابعاد، ریسک افزایش فاصله میان تیم و سکوها را بالا میبرد.
پرسپولیس و تجربه اختلافات مشابه
این نخستینبار نیست که پرسپولیس با اختلافنظر میان کادر فنی و مدیریت مواجه میشود. در سالهای گذشته نیز مواردی وجود داشته که عدم هماهنگی در تصمیمگیری، به تضعیف موقعیت سرمربی یا ایجاد حاشیههای فرسایشی منجر شده است. تجربه نشان داده هرگاه این اختلافات علنی شده، بیشترین آسیب متوجه عملکرد فنی تیم بوده است.
در چنین بستری، نحوه مدیریت پرونده سیدجلال حسینی میتواند معیاری برای سنجش بلوغ مدیریتی باشگاه باشد؛ اینکه آیا منافع فنی و روانی تیم در اولویت قرار میگیرد یا ملاحظات غیرشفاف دست بالا را خواهد داشت.
نگاه هواداران و سرمایه اجتماعی باشگاه
هواداران پرسپولیس همواره نقش پررنگی در معادلات این باشگاه داشتهاند. محبوبیت سیدجلال حسینی در میان هواداران انکارناپذیر است و هر تصمیمی درباره او، بازتاب مستقیم در فضای افکار عمومی خواهد داشت. در شرایطی که باشگاه به حمایت هواداران نیاز مبرم دارد، نادیده گرفتن خواست بخش بزرگی از آنها میتواند تبعاتی بلندمدت داشته باشد.
از سوی دیگر، بازگشت بدون برنامه و صرفاً احساسی نیز میتواند به همان اندازه آسیبزا باشد. آنچه اهمیت دارد، تصمیمی شفاف، کارشناسیشده و هماهنگ میان همه ارکان باشگاه است.
جمعبندی
پرونده بازگشت سیدجلال حسینی به کادر فنی پرسپولیس، فراتر از یک جابهجایی ساده، به نمادی از چالشهای عمیقتر این باشگاه تبدیل شده است. از یکسو، سرمربی تیم با نگاه فنی و روانی خواهان استفاده از ظرفیت کاپیتان سابق است و از سوی دیگر، مخالفتهای مدیریتی و تناقض در اظهارات رسمی، ابهام را افزایش داده است. آینده این پرونده نشان خواهد داد که آیا پرسپولیس میتواند در این مقطع حساس به وحدت تصمیمگیری برسد یا اختلافات داخلی همچنان مانعی بر سر راه آرامش و موفقیت سرخپوشان خواهد بود.






