تناقض در روایتهای مدیریتی پرسپولیس؛ خط میانی قربانی اختلاف نظرها شد
اظهارات اخیر مدیرعامل باشگاه پرسپولیس در برنامه فوتبال برتر، بار دیگر نگاهها را به درون ساختار مدیریتی و فنی این باشگاه معطوف کرده است؛ جایی که نقلوانتقالات نیمفصل بهجای آنکه به عنوان فرصتی برای ترمیم نقاط ضعف تلقی شود، حالا به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شده است. مدیرعامل پرسپولیس در این برنامه مدعی شد که اوسمار ویهرا، سرمربی تیم، هیچ درخواستی برای جذب هافبک در پنجره زمستانی نداشته است. ادعایی که نهتنها با عملکرد فنی پرسپولیس در هفتههای اخیر همخوانی ندارد، بلکه با اطلاعات موجود از درون باشگاه نیز در تضاد آشکار قرار میگیرد.
بحران خط میانی و نشانههای انکارناپذیر آن
پرسپولیس در هفتههای گذشته بارها و بارها نشانههای روشنی از ضعف در خط میانی بروز داده است. تیمی که در سالهای اخیر به واسطه تسلط بر میانه میدان، کنترل بازی و دیکته کردن ریتم مسابقه به رقبا شناخته میشد، حالا در بسیاری از دیدارها دچار گسست تاکتیکی شده است. فاصله زیاد بین خطوط، ناتوانی در انتقال سریع توپ از دفاع به حمله و فقدان یک هافبک تاثیرگذار که بتواند ضرباهنگ بازی را تنظیم کند، به معضلات تکراری سرخپوشان تبدیل شده است. این ضعفها بهطور مستقیم فشار مضاعفی را بر خط دفاع و حتی مهاجمان تیم وارد کرده و ساختار کلی پرسپولیس را از تعادل خارج ساخته است.
انتظار منطقی از نقلوانتقالات زمستانی
با توجه به این شرایط، طبیعی بود که هواداران و کارشناسان فوتبال، پنجره نقلوانتقالات نیمفصل را به عنوان فرصتی طلایی برای تقویت خط میانی پرسپولیس تلقی کنند. در فوتبال حرفهای، نیمفصل زمانی است که تیمها بر اساس ارزیابی دقیق از نیمه اول فصل، نقاط ضعف خود را شناسایی کرده و برای ادامه رقابتها آماده میشوند. برای پرسپولیس، این ارزیابی بهوضوح نشان میداد که خط هافبک نیازمند بازسازی و تزریق نیروی تازه است؛ چه در نقش هافبک دفاعی برای افزایش استحکام، و چه در نقش هافبک نفوذی برای خلق موقعیت و کمک به فاز هجومی.
روایت کادر فنی و فهرست واقعی نیازها
بر اساس پیگیریها و اطلاعاتی که از منابع نزدیک به باشگاه به دست آمده، اوسمار ویهرا برخلاف ادعای مطرحشده از سوی مدیرعامل، بهصراحت خواهان جذب بازیکن در خط میانی بوده است. سرمربی پرسپولیس در فهرست نقلوانتقالاتی خود، هم نام یک هافبک دفاعی و هم یک هافبک نفوذی را قرار داده و حتی چند گزینه مشخص نیز به مدیریت باشگاه معرفی شده است. این گزینهها پس از بررسیهای فنی کادر مربیگری انتخاب شده بودند و مذاکرات اولیهای نیز با باشگاههای مربوطه انجام گرفت. با این حال، روند مذاکرات به دلایل مختلف از جمله مسائل مالی و عدم توافق نهایی، به سرانجام نرسید تا پرسپولیس عملاً بدون تقویت خط میانی وارد ادامه فصل شود.
تناقض آشکار در روایتها
همین نقطه است که تناقض در اظهارات و روایتهای رسمی آشکار میشود. از یک سو مدیرعامل باشگاه در رسانه ملی اعلام میکند که هیچ درخواستی برای جذب هافبک وجود نداشته و از سوی دیگر شواهد و اطلاعات موجود نشان میدهد که کادر فنی بهطور جدی پیگیر تقویت این بخش بوده است. این دوگانگی نهتنها افکار عمومی و هواداران را سردرگم میکند، بلکه به اعتبار تصمیمگیریهای مدیریتی نیز لطمه میزند. در باشگاهی با ابعاد و حساسیت پرسپولیس، شفافیت در بیان واقعیتها یک ضرورت است، نه یک انتخاب.
تبعات فنی اختلاف نظرها
ادامه این اختلاف نظرها، بیش از هر چیز به ضرر تیم تمام شده است. پرسپولیس حالا باید با همان ترکیب ناقص و خط میانی آسیبپذیر، در کوران رقابتهای حساس داخلی و احتمالی آسیایی به میدان برود. فشار ناشی از نتایج نهچندان مطلوب، مستقیماً متوجه کادر فنی شده و اوسمار ویهرا را در موقعیتی دشوار قرار داده است. در حالی که بخشی از مشکلات تیم ریشه در کمبود ابزار فنی دارد، افکار عمومی ممکن است تمام مسئولیت را متوجه سرمربی کند؛ مسئلهای که در صورت عدم اصلاح، میتواند به بیثباتی بیشتر منجر شود.
نقش مدیریت در ایجاد هماهنگی
در فوتبال مدرن، هماهنگی کامل بین مدیریت و کادر فنی یکی از ارکان اصلی موفقیت محسوب میشود. زمانی که این هماهنگی دچار خدشه شود، حتی بهترین برنامههای فنی نیز به نتیجه نمیرسد. در پرسپولیس، به نظر میرسد شکاف ارتباطی میان مدیریت و کادر مربیگری، دستکم در موضوع نقلوانتقالات، به شکل محسوسی خود را نشان داده است. اگر مدیریت باشگاه به هر دلیل امکان برآورده کردن خواستههای فنی را ندارد، شفافسازی این موضوع و پذیرش مسئولیت، اقدامی حرفهایتر از انکار اصل درخواستها خواهد بود.
نگاه هواداران و سرمایه اجتماعی باشگاه
پرسپولیس باشگاهی است که بخش بزرگی از سرمایه اجتماعی خود را از اعتماد و حمایت هواداران میلیونیاش میگیرد. این هواداران با دقت عملکرد تیم را دنبال میکنند و بهخوبی متوجه نقاط ضعف فنی میشوند. وقتی روایت رسمی باشگاه با آنچه در زمین مسابقه دیده میشود همخوانی ندارد، شکاف بیاعتمادی شکل میگیرد. تداوم چنین وضعیتی میتواند به نارضایتی گستردهتر منجر شود؛ مسئلهای که در بلندمدت حتی بر آرامش تیم و نتایج ورزشی نیز تاثیرگذار خواهد بود.
خط میانی، پاشنه آشیل ادامه فصل
با گذشت از حاشیهها و اظهارات متناقض، واقعیت فنی پرسپولیس تغییری نکرده است. خط میانی این تیم همچنان پاشنه آشیل سرخپوشان به شمار میرود و اگر راهکاری جدی برای ترمیم آن اندیشیده نشود، این ضعف میتواند در هفتههای آینده پررنگتر نیز شود. رقبا با شناخت این نقطه ضعف، فشار بیشتری بر میانه میدان پرسپولیس وارد خواهند کرد و این تیم را از اجرای بازی دلخواه خود دور خواهند ساخت.
جمعبندی
آنچه امروز در پرسپولیس دیده میشود، فراتر از یک اختلاف نظر ساده درباره نقلوانتقالات است. تناقض در اظهارات مدیریتی، عدم تقویت خط میانی و ادامه مشکلات فنی، زنجیرهای از مسائل بههمپیوسته را شکل داده که میتواند آینده این تیم را تحت تاثیر قرار دهد. برای بازگشت به مسیر ثبات و موفقیت، پرسپولیس بیش از هر چیز به شفافیت، هماهنگی و پذیرش واقعیتها نیاز دارد. تنها در سایه همراستایی مدیریت و کادر فنی است که میتوان امید داشت خط میانی ترمیم شود و این تیم بار دیگر به همان پرسپولیس قدرتمند و مسلط سالهای گذشته تبدیل شود.






