قتل پدر و پسر با سناریوی هیپنوتیزم در جاجرود؛ اعتراف تلخ یک دوست
بهمنماه سال گذشته، گزارش ناپدید شدن مردی به نام بهروز و پسر ۱۶سالهاش به پلیس اعلام شد. این خبر، در ابتدا تنها یک مفقودی ساده به نظر میرسید، اما تحقیقات بعدی پرده از راز یکی از تکاندهندهترین جنایات سالهای اخیر در تهران برداشت. کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی پایتخت با بررسی تماسهای آخر بهروز، متوجه شدند او پیش از ناپدید شدن با فردی به نام یاسر ارتباط داشته است؛ فردی که بعدها محور اصلی این پرونده شد.
در تحقیقات اولیه مشخص شد میان این دو دوست قدیمی اختلاف مالی وجود داشته است. همین سرنخ، مأموران را به یاسر رساند؛ اما او در نخستین بازجوییها خود را بیخبر از سرنوشت قربانیان معرفی کرد. با وجود انکار اولیه، سرنخهای دیگر مسیر پرونده را تغییر دادند و پلیس به خانه و خودروی یاسر رفت تا حقیقت را آشکار کند.
رد خون و شواهد در خودروی مظنون
پس از دریافت مجوز قضایی، مأموران پلیس خانه و خودروی یاسر را مورد بازرسی دقیق قرار دادند. لکههای خون در صندوقعقب خودروی او و آثار مشکوک در خانهاش، نخستین نشانههای وقوع جنایت بودند. آزمایشهای «دیانای» با نتایج تکاندهنده همراه شد؛ خون کشفشده متعلق به بهروز و پسر نوجوانش بود. این آزمایش علمی نقطه پایانی بر انکارهای یاسر گذاشت و او را در مسیر اعتراف قرار داد.
در کنار این یافتهها، ساعت و گوشی تلفن همراه بهروز نیز در خانه مظنون پیدا شد؛ شواهدی که هرگونه احتمال تصادفی بودن ماجرا را رد میکرد. یاسر در نهایت مقابل مستندات غیرقابل انکار کارآگاهان، لب به اعتراف گشود و جزئیات horrifying ماجرا را شرح داد؛ اعترافی که نشان میداد قتل نهتنها برنامهریزیشده، بلکه با باورهای عجیب و خطرناک همراه بوده است.
هیپنوتیزم مرگبار؛ از باور تا جنایت
یاسر در اظهارات خود گفت که از ۱۳ سال پیش بهروز را میشناخت و به گفته او، قربانی مدتی بود مدعی میشد توانایی ارتباط با عالم غیب از طریق هیپنوتیزم دارد. این باور غیرعلمی و خطرناک، سرآغاز فاجعهای شد که جان دو انسان را گرفت.
روز حادثه، بهروز بههمراه پسرش به خانه یاسر رفت. طبق گفته متهم، پسر در اتاق خواب بود و بهروز اصرار کرد برای اجرای «آزمایش ارتباط با عالم غیب» به پشتبام بروند. او از یاسر خواست دست و پایش را ببندد و مادهای سفیدرنگ را از طریق سرنگ به گردنش تزریق کند. یاسر نیز بدون درک خطر عمل، دستورات عجیب دوستش را انجام داد. اما چندی بعد متوجه شد نفس بهروز قطع شده است.
ترس و وحشت ناشی از وضعیت، به جنایت دوم انجامید. پسر نوجوان که از خواب برخاسته بود، بالای پشتبام رفت و با دیدن جسد پدرش فریاد زد. یاسر در حالیکه به شدت مضطرب و در هراس از فاششدن ماجرا بود، با وسیلهای برنده به او حمله و وی را نیز به قتل رساند. این لحظه، به نقطه اوج تراژدی تبدیل شد؛ جایی که ناامنی روانی، ترس و هیپنوتیزم ساختگی دستبهدست هم دادند تا دو زندگی به پایان برسد.
مثله کردن اجساد و رهاسازی در جاجرود
یاسر پس از ارتکاب جنایت، برای پنهانکردن آثار جرم، اجساد را مثله کرد و تکههای بدن قربانیان را در صندوقعقب خودروی خود گذاشت. او سپس بقایای اجساد را در حوالی جاجرود رها کرد؛ منطقهای دورافتاده که به گمانش میتوانست راز جنایت را برای همیشه پنهان نگه دارد. اما واقعیت، هیچگاه برای همیشه در تاریکی نمیماند.
تحقیقات میدانی پلیس و کشف آثار خون و بقایای جسد در منطقه جاجرود، پازل قتل را کامل کرد. این پرونده پس از بازیابی شواهد فجیع، ذهن جامعه را تکان داد و بار دیگر اهمیت نقش عوامل روانی، مالی و باورهای خرافی در بروز جنایات تلخ را برجسته ساخت.
ارتباط پنهانی و خودکشی نافرجام همسر مقتول
در جریان بررسی پرونده، مشخص شد یاسر با منیژه، همسر بهروز، ارتباط مخفیانه داشته است. این رابطه که در سایه اختلافات خانوادگی شکل گرفته بود، ابعاد تازهای به پرونده افزود و انگیزههای جنایت را پیچیدهتر کرد.
منیژه پس از اطلاع از مرگ شوهر و پسرش، به دلیل شوک شدید روانی اقدام به خودکشی کرد. مأموران هنگام مراجعه برای بازداشت او دریافتند که منیژه جان خود را گرفته اما با نجات سریع اورژانس از مرگ رهایی یافته و در بیمارستان بستری شده است. طبق اظهار منابع قضایی، وضعیت او بحرانی بوده و آثار روانی شدید پس از حادثه هنوز ادامه دارد.
جزئیات تازه از اعترافات یاسر در بازجویی
در تازهترین مرحله بازجویی، یاسر جزئیات دقیقتری از نحوه انجام قتلها را ارائه کرد. او اعتراف کرد در ابتدا با جسم سختی به سر بهروز ضربه زده و پس از آن دست و پایش را بسته است. سپس مادهای خورنده مانند جوهرنمک را در گردنش تزریق کرده و در نهایت با چند ضربه کاتر به زندگی دوست ۱۳ سالهاش پایان داده است.
در مورد قتل پسر نوجوان نیز گفت که وقتی بیدار شد و سراغ پدرش را گرفت، به پشتبام هدایتش کرده و همانجا با کاتر به او حمله کرده و او را نیز به قتل رسانده است. پس از قتل، جسدها را مثله کرده و با هدف از بینبردن آثار جرم، آنها را در اطراف تهران رها کرده است.
مسیر پرونده تا دادگاه و درخواست قصاص
با تکمیل تحقیقات، برای یاسر به اتهام مباشرت در دو فقره قتل و جنایت بر میت، و برای منیژه به اتهام معاونت در قتل، کیفرخواست صادر شد. طبق گزارش رسمی، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال و دو جلسه محاکمه برای متهمان در نظر گرفته شد.
در جلسه نخست، به علت غیبت یکی از اولیای دم، رسیدگی انجام نشد. اما در دومین جلسه، خانواده قربانیان با حضور در دادگاه خواستار اجرای حکم قصاص برای یاسر شدند. به دلیل ایرادات مطرحشده در روند قضایی، پرونده برای بررسی فنی بیشتر دوباره تجدید شد و هماکنون مراحل دادرسی تکمیلی در حال پیگیری است.
تحلیل اجتماعی و پیامدهای روانی پرونده
پرونده قتل جاجرود تنها یک واقعه جنایی نیست، بلکه آینهای از بحرانهای درونی جامعه در مواجهه با فشار مالی، باورهای غیرعلمی و فروپاشی روانی است. هیپنوتیزم مرگبار، اختلاف مالی مزمن و دخالت روابط مخفیانه، سه ضلع مثلثی هستند که منجر به فاجعه شد. کارشناسان امور کیفری هشدار میدهند که نفوذ خرافات و عدم کنترل هیجانی میتواند از فردی عادی، قاتلی بیرحم بسازد.
ابعاد روانی این پرونده نیز اهمیت بالایی دارد؛ از ترس قاتل پس از اشتباه اولیه تا واکنش همسر قربانی در قالب خودکشی، همه نشاندهنده زنجیرهای از ناپایداری روحی است که نیازمند توجه جدی به سلامت روان جامعه است.
جمعبندی
جنایت جاجرود، که با ناپدید شدن ساده یک پدر و پسر آغاز شد و به افشای قتلی هولناک انجامید، بار دیگر نشان داد مرز میان واقعیت و خرافه تا چه اندازه خطرناک است. اعتراف یاسر نهتنها از خشونت بیحد در رفتار او پرده برداشت، بلکه از خلأهای فرهنگی و روانی نیز خبر داد؛ خلأهایی که میتواند بستر جنایات مشابه را فراهم کند.
اکنون همه نگاهها به دادگاه کیفری تهران دوخته شده است تا حکم نهایی برای قاتل صادر شود و عدالت، پس از ماهها انتظار، به اجرا درآید. این پرونده یادآور آن است که هیچ جنایتی—even در پنهانترین گوشهها—از چشمان حقیقت دور نمیماند و فریب، ترس و خرافه در نهایت چهره واقعی خود را آشکار میسازند.






