پاسخ شوکهکننده اسکوچیچ به استقلال؛ نه حالا!
جدایی دراگان اسکوچیچ از تراکتور تبریز را نمیتوان صرفاً پایان یک قرارداد حرفهای دانست. این اتفاق در واقع نقطه پایانی بر یکی از موفقترین دورههای تاریخ باشگاه تراکتور و همزمان آغاز موجی از تحلیلها، شایعات و گمانهزنیها درباره آینده یکی از اثرگذارترین مربیان خارجی سالهای اخیر فوتبال ایران است. مربی کرواتی که توانست در مدت زمانی نهچندان طولانی، ساختاری منسجم، تیمی مدعی و شخصیتی قهرمان از قرمزهای تبریزی بسازد، حالا به نامی تبدیل شده که هر نیمکت لرزانی را به خود امیدوار میکند؛ حتی اگر پاسخ نهایی او منفی باشد.
کارنامهای که استانداردها را تغییر داد
اسکوچیچ زمانی هدایت تراکتور را برعهده گرفت که این تیم با وجود برخورداری از هوادارانی پرشمار و امکانات قابل توجه، سالها در حسرت یک قهرمانی بزرگ به سر میبرد. او اما با نگاهی واقعگرایانه، دور از هیجانهای مقطعی و مبتنی بر نظم تاکتیکی، توانست تراکتور را به مسیری تازه هدایت کند. قهرمانی تاریخی در فصل گذشته، نهتنها یک جام، بلکه نوعی رهایی روانی برای باشگاهی بود که همواره زیر سایه انتظار و فشار قرار داشت.
این موفقیت اتفاقی نبود. تراکتورِ اسکوچیچ تیمی بود که فوتبال را میفهمید، برنامه داشت و در لحظات حساس دچار فروپاشی نمیشد. همین ویژگیها باعث شد قهرمانی آنها بهعنوان نتیجه یک پروژه منطقی و نه یک شگفتی مقطعی تحلیل شود.
تداوم موفقیت در فصل جدید
برخلاف بسیاری از تیمها که پس از قهرمانی دچار افت میشوند، تراکتور با اسکوچیچ فصل جدید را نیز مقتدرانه آغاز کرد. فتح سوپرجام، حضور مداوم در جمع مدعیان بالای جدول لیگ برتر و ثبت صعودی زودهنگام از دور گروهی لیگ نخبگان آسیا، نشان داد که این تیم نهتنها قانع نشده، بلکه استانداردهای خود را بالاتر برده است.
در چنین شرایطی، جدایی این مربی بیش از آنکه یک تصمیم ساده مدیریتی یا شخصی باشد، به مسئلهای مهم در فضای فوتبال ایران تبدیل شد. بسیاری این جدایی را غیرمنتظره دانستند و برخی دیگر آن را نتیجه طبیعی افزایش وزن اسکوچیچ در بازار مربیان تلقی کردند.
جدایی قابل پیشبینی و مشتریان بالقوه
واقعیت این است که با توجه به عملکرد فنی اسکوچیچ، کاملاً قابل پیشبینی بود که پس از پایان همکاری با تراکتور، نام او خیلی زود در فهرست گزینههای تیمهای مدعی قرار بگیرد. لیگ برتر ایران در این فصل شاهد ناپایداری روی نیمکت چند تیم بزرگ بوده و زمزمههای تغییر، از مدتها قبل به گوش میرسید.
در چنین فضایی، مربیای با کارنامه موفق، شناخت کافی از فوتبال ایران و توانایی مدیریت رختکن، به گزینهای طلایی تبدیل میشود. اسکوچیچ دقیقاً همین ویژگیها را دارد و به همین دلیل، طبیعی بود که اولین تماسها خیلی زود برقرار شود.
استقلال و تلاشی برای نجات نیمکت
بر اساس شنیدهها، نخستین پیشنهاد رسمی پس از جدایی اسکوچیچ از سوی باشگاه استقلال مطرح شد؛ تیمی که فصل پرنوسانی را پشت سر میگذارد و نتوانسته انتظارات فنی و هواداری را برآورده کند. استقلال با ریکاردو ساپینتو نهتنها در لیگ برتر ثبات لازم را نداشته، بلکه ناکامی در صعود به مرحله یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا، فشارها را به اوج رسانده است.
فضای هواداری استقلال در هفتههای اخیر بهشدت ملتهب بوده و بخش قابل توجهی از طرفداران، خواهان تغییر روی نیمکت هستند. در چنین شرایطی، مذاکره با اسکوچیچ تلاشی طبیعی از سوی مدیران باشگاه برای آرام کردن فضا و یافتن راهحلی مطمئن تلقی میشود.
پاسخ منفی که معادلات را عوض کرد
اما پاسخ دراگان اسکوچیچ به این پیشنهاد، معادلات را به شکل محسوسی تغییر داد. او به مدیران استقلال اعلام کرد که تا پایان فصل جاری، قصد پذیرش هیچ مسئولیت مربیگری را ندارد. تصمیمی که نهتنها استقلال، بلکه سایر تیمهای علاقهمند را نیز از پیگیری بیشتر منصرف کرد.
این پاسخ را میتوان از زوایای مختلف تحلیل کرد. اسکوچیچ پس از دورهای پرفشار و موفق، حالا در موقعیتی قرار دارد که نیازی به عجله نمیبیند. او میداند هر تصمیم شتابزده میتواند بخشی از اعتبار حرفهایاش را به خطر بیندازد، بهویژه در شرایطی که نیمکتهای لرزان معمولاً با انتظارات فوری و فشارهای مضاعف همراه هستند.
استقلال در دوراهی تصمیمگیری
نه گفتن اسکوچیچ، استقلال را در موقعیتی دشوار قرار داده است. آنها فعلاً مهمترین گزینه خود را از دست دادهاند و باید میان حفظ ساپینتو یا ورود به فرآیند پرریسک انتخاب گزینهای دیگر تصمیم بگیرند. ادامه همکاری با مربی فعلی، در حالی که اعتماد هواداران بهشدت کاهش یافته، میتواند شکاف میان سکوها و مدیریت را عمیقتر کند.
از سوی دیگر، برکناری ساپینتو بدون داشتن گزینهای هموزن اسکوچیچ، خطر تکرار چرخه بیثباتی را افزایش میدهد؛ چرخهای که در سالهای اخیر بارها به استقلال ضربه زده است.
اسکوچیچ و آیندهای که هنوز نوشته نشده
تصمیم اسکوچیچ برای دوری موقت از مربیگری را میتوان نشانهای از بلوغ حرفهای او دانست. مربیای که میداند ارزشش بالاتر از آن است که وارد پروژهای ناتمام و پرحاشیه شود. او حالا در موقعیتی قرار دارد که میتواند با صبر، گزینهای را انتخاب کند که با اهداف بلندمدتش همخوانی داشته باشد؛ چه در فوتبال ایران و چه در سطحی فراتر.
همین مسئله باعث میشود نام او همچنان در فضای رسانهای و مدیریتی فوتبال زنده بماند؛ حتی بدون حضور روی نیمکت.
جمعبندی
جدایی دراگان اسکوچیچ از تراکتور، پایانی بود بر یک دوره طلایی و آغاز فصلی تازه از گمانهزنیها در فوتبال ایران. پاسخ منفی او به پیشنهاد استقلال، نهتنها تکلیف مشتریان داخلیاش را روشن کرد، بلکه بار دیگر اهمیت ثبات، زمانبندی و انتخاب درست در مسیر حرفهای یک مربی را یادآور شد. استقلال حالا باید بدون مهمترین گزینه خود، راهی برای خروج از بحران بیابد و اسکوچیچ، در آرامش و با دست پر، منتظر فرصتی خواهد ماند که ارزش بازگشتش به نیمکت را داشته باشد.






