نواتل
امارکتس

تلویزیون در دوراهی محتوا و مخاطب؛ چرا سریال‌ها دیده نمی‌شوند؟

تلویزیون در دوراهی محتوا و مخاطب؛ چرا سریال‌ها دیده نمی‌شوند؟
بررسی سریال‌های تلویزیون در یک سال اخیر نشان می‌دهد غلبه تولیدات سفارشی و محتوامحور، جذابیت هنری را به حاشیه برده و همین مسئله بر میزان مخاطب و اثرگذاری رسانه ملی تاثیر گذاشته است.
۱۵:۵۸ - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
وانانیوز|

بیش از یک دهه است که بحث میزان مخاطب و اثرگذاری سریال‌های تلویزیون به یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های محافل رسانه‌ای و فرهنگی کشور تبدیل شده است. این بحث اما طی سه تا چهار سال اخیر، به‌ویژه با گسترش پلتفرم‌های نمایش خانگی و تغییر الگوی مصرف رسانه‌ای مردم، وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است. تلویزیون که زمانی بی‌رقیب‌ترین مرجع سرگرمی خانوادگی بود، حالا برای حفظ مخاطب ناچار است به بازنگری جدی در سیاست‌های تولید، انتخاب سوژه و شیوه روایت دست بزند. بررسی سریال‌های پخش‌شده در فاصله اسفند ۱۴۰۳ تا پایان بهمن ۱۴۰۴، تصویری روشن از مسیر طی‌شده رسانه ملی ارائه می‌دهد؛ مسیری که بیش از هر چیز، اولویت دادن به محتوا بر جذابیت را نشان می‌دهد.

غلبه سریال‌های سفارشی در جدول پخش

در بازه زمانی یک‌ساله اخیر، شبکه‌های مختلف تلویزیون حدود ۳۰ سریال جدید را روی آنتن برده‌اند. بررسی محتوایی این آثار نشان می‌دهد حدود ۲۰ عنوان، یعنی نزدیک به ۶۰ درصد از کل تولیدات، در دسته سریال‌های موسوم به سفارشی قرار می‌گیرند. آثاری که با تمرکز مستقیم بر موضوعاتی مانند فرزندآوری، روحانیت، دفاع مقدس، امنیت، انقلاب اسلامی و مقابله با گروهک‌های تروریستی ساخته شده‌اند. این آمار به‌خودی‌خود نه مثبت است و نه منفی، اما زمانی نگران‌کننده می‌شود که با کاهش محسوس جذابیت و افت مخاطب همراه باشد؛ مسئله‌ای که طی سال‌های اخیر بارها از سوی کارشناسان و حتی مدیران رسانه ملی مطرح شده است.

فرزندآوری؛ مضمون پرتکرار سال

یکی از پررنگ‌ترین مضامین سریال‌های یک سال اخیر، موضوع فرزندآوری بوده است. تولید آثاری چون «آلا»، «رویای ریحانه»، «جانان» و «ذهن زیبا» نشان می‌دهد تلویزیون تلاش کرده در قالب درام، به ترویج ارزش‌های مرتبط با افزایش جمعیت و مقابله با سقط جنین بپردازد. این سریال‌ها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، پیام‌های فرهنگی مشخصی را دنبال می‌کنند و در اغلب موارد، روایت داستانی در خدمت انتقال همین پیام قرار گرفته است. هرچند پرداختن به چنین موضوعاتی در چارچوب سیاست‌های کلان فرهنگی کشور قابل پیش‌بینی است، اما چالش اصلی آنجاست که روایت مستقیم و شعاری، بخشی از مخاطبان را از همان ابتدا از همراهی با اثر بازمی‌دارد.

پررنگ شدن مضامین مذهبی و روحانیت

پس از فرزندآوری، مضامین مذهبی یکی دیگر از محورهای پرتکرار سریال‌های تلویزیون در این بازه زمانی بوده است. آثاری مانند «مهمان‌کشی»، «مجاور بهشت»، «جایی برای همه» و «مرز» تلاش کرده‌اند روایت‌هایی با محوریت ایمان، معنویت و مناسک دینی ارائه دهند. در کنار این آثار، سه سریال «مرهم»، «میراث» و «مشاور ۲» نیز به‌طور مشخص به زندگی و نقش روحانیت در جامعه پرداخته‌اند. این تمرکز نشان می‌دهد تلویزیون همچنان روحانیت را به‌عنوان یکی از کاراکترهای محوری برای انتقال پیام‌های اجتماعی و اخلاقی در نظر می‌گیرد، هرچند نحوه پرداخت و فاصله این شخصیت‌ها با زیست واقعی مردم، محل بحث جدی است.

امنیت، منافقین و روایت‌های رسمی

در میان سریال‌های پخش‌شده، موضوعات امنیتی و تاریخی نیز سهم قابل‌توجهی داشته‌اند. سه سریال «قول مردونه»، «عملیات مهندسی» و «دو نیمه ماه» به موضوع گروهک تروریستی منافقین پرداخته‌اند و تلاش کرده‌اند روایت رسمی جمهوری اسلامی از این جریان را در قالب درام تلویزیونی بازآفرینی کنند. همچنین دو سریال «ناریا» و «الگوریتم» با تمرکز بر اشراف امنیتی کشور، تصویری از توان اطلاعاتی و امنیتی ایران ارائه داده‌اند. در کنار این‌ها، سریال‌هایی چون «صفر ۲۴» و «پسران هور» به دفاع مقدس پرداخته و «حکایت‌های کمال ۲» نیز مبارزات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی را روایت کرده است.

سهم اندک روایت‌های متفاوت

برآیند این آمار و مضامین نشان می‌دهد تنها حدود یک‌سوم سریال‌های پخش‌شده در ۱۲ ماه گذشته، از نظر محتوایی و مضمونی، فضایی متفاوت از چارچوب‌های سفارشی داشته‌اند. این مسئله به‌خودی‌خود به معنای ضعف کیفی نیست، اما تجربه ثابت کرده است که در بسیاری از آثار محتوامحور، فرم، ساختار و جذابیت‌های دراماتیک در اولویت دوم قرار می‌گیرند. نتیجه آن است که سریال، هرچند حامل پیام‌های پرارزش و مورد تأیید سیاست‌گذاران فرهنگی است، اما از نظر تکنیکی، روایت و شخصیت‌پردازی با انتقادات جدی مواجه می‌شود و نمی‌تواند مخاطب گسترده‌ای را پای تلویزیون نگه دارد.

اول دیده شدن، بعد تاثیرگذاری

یکی از نکات کلیدی در تحلیل وضعیت سریال‌های تلویزیون، مسئله دیده شدن است. بسیاری از کارشناسان معتقدند یک سریال، پیش از آنکه بخواهد تاثیرگذار باشد، باید به اندازه کافی دیده شود. آثاری که پیام‌های فرهنگی و اجتماعی مهمی را حمل می‌کنند، اما مخاطب اندکی دارند، در نهایت به پر کردن بیلان کاری و گزارش‌های سازمانی محدود می‌شوند و اثرگذاری ملموسی در جامعه ندارند. در موارد متعددی، مخاطب با درک تلاش آشکار سازندگان برای جهت‌دهی فکری، از همان ابتدا گارد می‌گیرد و ارتباط خود را با اثر قطع می‌کند. این واکنش، بیش از هر چیز، نتیجه رویکرد مستقیم و شعاری در روایت است.

نمونه‌های موفق در میان آثار سفارشی

با این حال، نمی‌توان همه سریال‌های سفارشی را یکسان ارزیابی کرد. نگاهی به آثاری مانند «ذهن زیبا» و «پسران هور» نشان می‌دهد حتی در چارچوب موضوعات سفارشی نیز می‌توان محصولی جذاب و مخاطب‌پسند ساخت. این سریال‌ها توانسته‌اند پیام‌های مورد نظر را در لایه‌های زیرین داستان و به شکلی هنرمندانه منتقل کنند، بدون آنکه روایت به دام مستقیم‌گویی بیفتد. همین تفاوت ظریف، نقش تعیین‌کننده‌ای در همراهی مخاطب دارد و نشان می‌دهد مسئله اصلی، نه خود محتوا، بلکه شیوه ارائه آن است.

فاصله گرفتن از زندگی واقعی مردم

یکی دیگر از حلقه‌های مفقوده سریال‌های تلویزیون در سال‌های اخیر، بازتاب صدای مردم و زندگی واقعی جامعه است. بسیاری از قصه‌ها به شکلی نگران‌کننده از مسائل معیشتی، دغدغه‌های اجتماعی و مشکلات روزمره مردم فاصله گرفته‌اند. شخصیت‌ها اغلب در فضایی انتزاعی و ایزوله زندگی می‌کنند و کمتر نشانی از فشارهای اقتصادی، نگرانی‌های شغلی و پیچیدگی‌های روابط اجتماعی امروز در آن‌ها دیده می‌شود. چنین فاصله‌ای باعث می‌شود مخاطب نتواند با شخصیت‌ها همذات‌پنداری کند و پیام‌های اثر را از آنِ خود بداند.

شخصیت‌پردازی؛ کلید ارتباط با مخاطب

ساخت سریال‌هایی که با جامعه امروز پیوند واقعی برقرار کنند، صرفا با افزودن چند کنایه سیاسی یا اقتصادی به دیالوگ‌ها محقق نمی‌شود. تلویزیون نیازمند شخصیت‌هایی است که شبیه مردم امروز باشند؛ با همان زبان، همان سبک زندگی و همان دغدغه‌ها. زمانی که شخصیت‌ها باورپذیر نباشند و در جهانی غیرواقعی سیر کنند، حتی درست‌ترین پیام‌ها نیز به گوش مخاطب نمی‌نشیند. در چنین شرایطی، رسانه ملی عملا فرصت تاثیرگذاری عمیق فرهنگی را از دست می‌دهد.

جمع‌بندی

مرور سریال‌های تلویزیون در یک سال اخیر نشان می‌دهد رسانه ملی بیش از هر زمان دیگری در دوراهی محتوا و مخاطب قرار گرفته است. غلبه تولیدات سفارشی و محتوامحور، اگرچه با اهداف فرهنگی مشخصی همراه است، اما در بسیاری از موارد به کاهش جذابیت و افت مخاطب انجامیده است. تجربه نمونه‌های موفق نشان می‌دهد راه‌حل، حذف این موضوعات نیست، بلکه توجه جدی به فرم، روایت غیرمستقیم و نزدیکی به زندگی واقعی مردم است. تلویزیون اگر می‌خواهد دوباره به رسانه‌ای تاثیرگذار تبدیل شود، ناگزیر است ابتدا مخاطب را جذب کند و سپس پیام خود را در لایه‌های عمیق‌تر و هنرمندانه منتقل سازد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط