هشدار تند یک پرسپولیسی قدیمی؛ از فروپاشی غیرت تا شکست در مدیریت و مربیگری
سومین شکست متوالی پرسپولیس، این بار مقابل خیبر خرمآباد، نه فقط یک باخت دیگر در جدول لیگ بود، بلکه بهانهای شد برای باز شدن زخمهای عمیقتری که مدتهاست در پیکره این تیم ریشه دوانده است. تیمی که سالها با اقتدار، ترس را به جان رقبا میانداخت، حالا به جایی رسیده که پیشکسوتانش از «عادت کردن به باخت» سخن میگویند. بهزاد داداشزاده، بازیکن سابق پرسپولیس، در واکنش به این شکست، تصویری نگرانکننده از وضعیت فعلی سرخپوشان ترسیم کرده؛ تصویری که فقط به داخل زمین محدود نمیشود و مدیریت، نقلوانتقالات و کادر فنی را نیز در بر میگیرد.
تغییر چهره پرسپولیس؛ از تیم ترسناک به تیمی قابل شکست
داداشزاده با لحنی تلخ اما صریح، شرایط امروز پرسپولیس را کاملاً وارونه گذشته توصیف میکند. از نگاه او، زمانی بود که تیمهای مقابل تنها دغدغهشان این بود که در ۲۰ دقیقه ابتدایی از پرسپولیس گل نخورند، اما حالا شرایط به جایی رسیده که باید خوشحال بود اگر پرسپولیس در همان دقایق ابتدایی دروازهاش باز نشود. این تغییر ذهنیت، به باور او، خطرناکترین نشانه سقوط یک تیم بزرگ است؛ جایی که دیگر رقبا نه تنها نمیترسند، بلکه با اعتماد به نفس مقابل پرسپولیس بازی میکنند.
عادت به شکست و بحران غیرت تیمی
یکی از تندترین بخشهای اظهارات داداشزاده، اشاره مستقیم او به مسئله غیرت بازیکنان است. او معتقد است باخت به غیرت برخی بازیکنان چسبیده و پیراهن پرسپولیس برای عدهای بیش از حد گشاد است. این تعبیر، در ادبیات فوتبالی ایران، معنایی روشن دارد؛ بازیکنانی که نتوانستهاند خود را در حد و اندازههای نام پرسپولیس نشان دهند. از نگاه این پیشکسوت، مدیران باشگاه باید پاسخگوی این وضعیت باشند، چرا که انتخاب و حفظ این بازیکنان، تصمیمی مدیریتی بوده است.
بحران نقلوانتقالات و اولویتهای اشتباه
یکی از محورهای اصلی انتقاد داداشزاده، به سیاستهای نقلوانتقالاتی پرسپولیس بازمیگردد. او تأکید میکند تیمی که آشکارا در خط دفاعی مشکل دارد، چرا باید اولویت جذب خود را به مهاجم بدهد. خط دفاعی پرسپولیس، به گفته او، به راحتی جا میماند و گل میخورد و این مسئله از ابتدای فصل قابل پیشبینی بود. با این حال، نه تنها مدافع میانی مؤثری جذب نشد، بلکه در پست دفاع راست نیز بازیکنی به خدمت گرفته شد که سطحش در حد لیگ برتر ایران نیست.
کیفیت فنی پایین و هزینههای سنگین
داداشزاده درباره بازیکن خارجی جذبشده از مجارستان، به نکتهای کلیدی اشاره میکند؛ اخطارهای پیاپی. او معتقد است این کارتها نه به دلیل بازی درگیرانه و جنگندگی، بلکه به خاطر ضعف فنی و جا ماندنهای مکرر است. این یعنی پرسپولیس نه تنها از نظر فنی سودی نبرده، بلکه با هزینههای ارزی، فشار بیشتری به تیم تحمیل کرده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که بحث مافیای فوتبال دوباره بر سر زبانها بیفتد.
مافیای فوتبال و شکست دوباره در زمستان
اصطلاح «مافیای فوتبال» در صحبتهای داداشزاده، اشارهای مستقیم به شبکهای از دلالی و تصمیمسازیهای پشتپرده دارد که به باور او، پدر پرسپولیس را درآورده است. او تأکید میکند همانطور که نقلوانتقالات ابتدای فصل با شکست همراه بود، بازار زمستانی هم تفاوتی نداشت و فرصت ترمیم تیم از دست رفت. نتیجه این روند، تیمی است که نه ترمیم شده و نه جوانتر.
آمار نگرانکننده نیمفصل دوم
وقتی آمارها روی میز قرار میگیرد، عمق بحران بیشتر نمایان میشود. پرسپولیس در هفت بازی نیمفصل دوم، پنج شکست را تجربه کرده و نیمی از امتیازات ممکن را از دست داده است. داداشزاده میپرسد چه کسی قرار است مسئولیت این نتایج را بپذیرد. از نظر او، تیم به جایی رسیده که دست رد به سینه هیچ حریفی نمیزند و این برای باشگاهی با ادعای قهرمانی، فاجعهبار است.
فروپاشی خطوط سهگانه تیم
تحلیل فنی داداشزاده، فقط به احساسات ختم نمیشود. او به وضوح از ایرادهای هر سه خط تیم صحبت میکند. در خط دفاع، اشتباهات فردی و عدم هماهنگی مشهود است. در خط هافبک، میانه میدان به حریفان واگذار شده و در خط حمله، گلزنی به یک اتفاق نادر تبدیل شده است. حتی پیام نیازمند، دروازهبان تیم ملی، از انتقادها در امان نمانده و گلهای خورده، مبتدیانه توصیف شدهاند.
شاکلهای از هم پاشیده
به باور این بازیکن سابق، مشکل پرسپولیس فقط ضعف فردی نیست، بلکه شاکله تیم از هم پاشیده است. تیمی که باید یکدست باشد، حالا مجموعهای از بازیکنان ناهماهنگ است که هر کدام ساز خود را میزنند. این از همگسیختگی، نتیجه مستقیم مدیریت نادرست و تصمیمهای مقطعی است.
نقش اوسمار و سیاست مماشات
در فضای مجازی، بسیاری از هواداران خواهان برکناری اوسمار شدهاند و داداشزاده نیز سهمی از تقصیر را متوجه او میداند. از نظر او، اوسمار به دلیل اهل مماشات بودن مقصر است. وقتی سرمربی بازمیگردد و اجازه میدهد بازیکنانی که پیشتر علیه او بودند، همچنان در تیم بمانند، عملاً اقتدار خود را زیر سؤال میبرد. داداشزاده معتقد است در چنین شرایطی، تعامل جواب نمیدهد و باید تصمیمهای قاطع گرفته میشد.
تیم پا به سن گذاشته و فقدان جوانگرایی
یکی دیگر از انتقادهای جدی، به میانگین سنی بالای پرسپولیس بازمیگردد. داداشزاده تأکید میکند تیمی که پا به سن گذاشته، باید در نقلوانتقالات نیمفصل به دنبال تزریق نیروی جوان باشد، نه جذب بازیکنان خارجی بالای ۳۰ سال. نتیجه این تصمیمها، تیمی است که از دقیقه ۶۰ به بعد، توان دوندگیاش به شدت افت میکند و نمیتواند حریف را تحت فشار بگذارد.
مدیریت در سایه سکوت
در بخش دیگری از صحبتها، تیغ انتقاد متوجه مدیران باشگاه میشود. داداشزاده از مدیرانی سخن میگوید که تیم را بستهاند اما حالا پاسخگو نیستند. او به سکوت مدیرعامل فعلی اشاره میکند و میپرسد چرا کسی که پیشتر اهل مصاحبه بود، حالا از پاسخگویی فرار میکند. این سکوت، از نگاه او، به بیاعتمادی هواداران دامن میزند.
حلقه اعتماد و واکنش هواداران
اوسمار از شکسته شدن حلقه اعتماد میان تیم و باشگاه سخن گفته، اما داداشزاده این حرف را نمیپذیرد. او معتقد است اگر هیاتمدیره اختیار تصمیمگیری دارد، این صحبتها توجیهی برای فرار از مسئولیت است. در پرسپولیس، هواداران تحمل از دست رفتن قهرمانی را ندارند و شکستهای متوالی، به معنای هدیه دادن جام به رقباست.
جوانگرایی؛ تنها راه نجات
با وجود تمام انتقادها، داداشزاده به یک نکته امیدوارکننده هم اشاره میکند؛ استفاده از بازیکنان جوان. بازی دادن به محمودی که هم گل زده و هم پاس گل داده، نشانهای است از اینکه راه نجات، جوانگرایی است. از نظر او، اگر اوسمار نمیتواند با این تیم نتیجه بگیرد، استعفا دادن بهترین گزینه است؛ تصمیمی که شاید شوک لازم برای تغییرات اساسی را ایجاد کند.
جمعبندی
اظهارات بهزاد داداشزاده، فراتر از یک واکنش احساسی به یک شکست است. این صحبتها، تصویری جامع از بحران پرسپولیس ارائه میدهد؛ بحرانی که ریشه در مدیریت، نقلوانتقالات، میانگین سنی بالا و سیاستهای فنی دارد. پرسپولیس امروز، تیمی است که اقتدار گذشته را از دست داده و برای بازگشت به مسیر قهرمانی، نیازمند تصمیمهای سخت و شجاعانه است. اگر این تصمیمها گرفته نشود، هشدار پیشکسوتان ممکن است خیلی زود به واقعیتی تلختر تبدیل شود.






