استقلال در دوراهی نیمکت؛ رؤیای ایتالیایی یا تکرار یک چرخه پرهزینه
استقلال، یکی از مدعیان سنتی قهرمانی در فوتبال ایران، این فصل را با امیدهای بزرگ آغاز کرد اما خیلی زود دوباره به همان نقطهای رسید که سالهاست گریبان این باشگاه را رها نمیکند؛ بیثباتی روی نیمکت. حذف از رقابتهای سطح دوم لیگ قهرمانان آسیا، آخرین ضربهای بود که مدیران استقلال را وادار کرد به همکاری با ریکاردو سا پینتو پرتغالی پایان دهند. مربیای که با تبلیغات گسترده و خاطرهسازی از دوره اول حضورش، برای دومین بار به تهران بازگشته بود اما حتی موفق نشد فصل را به پایان برساند. این تصمیم، استقلال را درست در مسیری قرار داد که رقیب سنتیاش نیز همین فصل تجربه کرده؛ تغییرات پیدرپی و سردرگمی در انتخاب مسیر.
استقلال و چرخه تکراری تغییرات روی نیمکت
نگاهی به سالهای اخیر استقلال نشان میدهد این باشگاه هنوز نتوانسته به یک الگوی پایدار در مدیریت فنی برسد. تغییرات مداوم سرمربیان، چه داخلی و چه خارجی، نهتنها به ثبات فنی کمک نکرده بلکه هر بار هزینههای جدیدی را به باشگاه تحمیل کرده است. بازگشت سا پینتو قرار بود نقطه پایان این چرخه باشد؛ مربیای که با شناخت قبلی از فضای فوتبال ایران و استقلال، میتوانست پروژهای بلندمدت را پیش ببرد. اما حذف آسیایی و نوسان شدید نتایج داخلی، این پروژه را نیمهتمام گذاشت و باشگاه را دوباره وارد فاز آزمون و خطا کرد.
سرمربی موقت و سایه گزینههای خارجی
در روزهای پس از جدایی سا پینتو، خبرهایی از ادامه کار استقلال با سرمربی موقت به گوش رسید و حتی نام سهراب بختیاریزاده بهعنوان گزینه داخلی مطرح شد. با این حال، شایعات قویتری حکایت از آن دارد که مدیران استقلال از همین حالا بهدنبال یک سرمربی خارجی دائمی هستند؛ انتخابی که بیش از هر چیز، تحت فشار هواداران و فضای رسانهای شکل گرفته است. در این میان، نام یک مربی ایتالیایی بهعنوان گزینه ایدهآل شنیده میشود تا پس از آندرهآ استراماچونی، دوباره حالوهوای نیمکت استقلال ایتالیایی شود. این علاقه، بیش از آنکه بر مبنای شرایط فعلی فوتبال ایران باشد، به خاطره موفق استراماچونی گره خورده است.
فوتبال ایران و تردید خارجیها برای حضور
اما سؤال اصلی اینجاست که آیا در شرایط فعلی، جذب یک سرمربی خارجی مطرح برای استقلال واقعبینانه است. طی ماههای اخیر، حضور مربیان و بازیکنان خارجی در لیگ برتر ایران به یکی از دغدغههای جدی مدیران ورزشی تبدیل شده است. تحولات سیاسی و امنیتی منطقه خاورمیانه، تصویر ایران را در رسانههای خارجی به گزینهای مبهم و پرریسک تبدیل کرده و همین موضوع، تصمیمگیری برای مربیان و بازیکنان خارجی را دشوارتر کرده است. گزارشهایی که در رسانههای بینالمللی منتشر میشود، اغلب فضایی نگرانکننده ترسیم میکند و این نگرانی مستقیماً بر بازار نقلوانتقالات تأثیر گذاشته است.
کاهش محسوس مربیان خارجی در لیگ برتر
با وجود همه این موانع، لیگ برتر ایران در سالهای اخیر کاملاً خالی از خارجیها نبوده است. فصل گذشته نامهایی چون پاتریس کارترون و اسماعیل کارتال روی نیمکت تیمها دیده میشد و این فصل نیز مربیانی مانند دراگان اسکوچیچ، ریکاردو سا پینتو و اوسمار ویرا کار خود را آغاز کردند. اما روند کلی نشان میدهد تعداد مربیان خارجی بهشدت کاهش یافته است. در مقطع کنونی، عملاً فقط اوسمار ویرا بهعنوان سرمربی خارجی در ایران باقی مانده و سایر تیمها به گزینههای داخلی روی آوردهاند. این آمار، نشانهای روشن از کاهش جذابیت لیگ برتر ایران برای مربیان خارجی است.
نقش هشدارهای دیپلماتیک و محدودیتها
یکی دیگر از عوامل مهم، سختگیریهایی است که سفارتخانهها برای شهروندانی که قصد فعالیت در ایران دارند، اعمال میکنند. هشدارهای امنیتی و توصیههای رسمی، بسیاری از مربیان و بازیکنان را از حضور بلندمدت در ایران منصرف میکند یا دستکم تصمیم آنها را با تردید جدی همراه میسازد. در چنین فضایی، انتظار جذب یک مربی بزرگ و مطرح اروپایی، بیش از آنکه برنامهریزی حرفهای باشد، به رؤیا شبیه است. نتیجه طبیعی این شرایط، چرخش باشگاهها به سمت مربیان متوسط یا کمتر شناختهشده است.
مربیان متوسط با قراردادهای نجومی
اما انتخاب مربیان متوسط خارجی نیز چالشهای خاص خود را دارد. این مربیان، با آگاهی از شرایط خاص ایران و ریسکهای موجود، معمولاً قراردادهایی با ارقام بالا پیشنهاد میدهند. اصرار بر گنجاندن بند فورس ماژور، آپشنهای متعدد مالی و تضمینهای یکطرفه، به بخش جداییناپذیر مذاکرات تبدیل شده است. باشگاههایی مانند استقلال که تحت فشار افکار عمومی و هواداران قرار دارند، اغلب برای نمایش قدرت مدیریتی یا اعاده حیثیت، ناچار به پذیرش این شروط میشوند. نتیجه چنین رویکردی، افزایش هزینهها بدون تضمین موفقیت فنی است.
تجربه سا پینتو؛ نمونهای هشداردهنده
تجربه اخیر ریکاردو سا پینتو دقیقاً مصداق همین روند است. مربی پرتغالی با قراردادی سنگین به استقلال آمد، اختیار جذب چندین بازیکن گرانقیمت را در دست گرفت و هزینه قابل توجهی به باشگاه تحمیل کرد. با این حال، عملکرد فنی تیم بهویژه در مقاطع حساس، نتوانست انتظارات را برآورده کند و در نهایت، استقلال پیش از پایان فصل ناچار به قطع همکاری شد. این اتفاق، نهتنها از نظر فنی بلکه از منظر اقتصادی نیز ضربهای جدی به باشگاه وارد کرد.
آینده استقلال در سایه بیثباتی منطقه
با توجه به شرایط فعلی خاورمیانه و تداوم بیثباتیهای سیاسی، بعید به نظر میرسد که وضعیت حضور مربیان خارجی در ایران بهزودی تغییر اساسی کند. گزینههایی که حاضر به آمدن هستند، اغلب با همان شروط سنگین و بندهای محافظتی وارد مذاکره میشوند؛ شروطی که سود بلندمدتی برای باشگاهها به همراه ندارد. در چنین فضایی، انتخاب سرمربی خارجی برای استقلال بیش از آنکه یک تصمیم فنی باشد، به یک ریسک بزرگ اقتصادی و مدیریتی تبدیل میشود.
جمعبندی؛ انتخاب میان عقلانیت و هیجان
استقلال امروز در دوراهی مهمی قرار دارد. از یکسو، فشار هواداران و خاطره موفق مربیان خارجی، مدیران را به سمت انتخابی پرزرقوبرق سوق میدهد و از سوی دیگر، واقعیتهای اقتصادی و شرایط منطقهای، ضرورت عقلانیت و برنامهریزی بلندمدت را یادآوری میکند. تجربههای اخیر نشان داده که تغییرات شتابزده و قراردادهای پرهزینه، نهتنها استقلال را به ثبات نرسانده بلکه مشکلات آن را عمیقتر کرده است. شاید زمان آن رسیده که آبیها بهجای رؤیای ایتالیایی یا خارجی، ابتدا تکلیف استراتژی مدیریتی خود را روشن کنند؛ استراتژیای که بدون آن، هر نام بزرگی هم روی نیمکت بنشیند، سرنوشتی بهتر از سا پینتو نخواهد داشت.






