افشاگری اوسمار، بحران تازه در پرسپولیس؟
پرسپولیس در یکی از حساسترین مقاطع فصل، نهتنها در زمین مسابقه با چالشهای فنی و نتیجهگیری دستوپنجه نرم میکند، بلکه بیرون از مستطیل سبز نیز با نشانههای آشکار یک اختلاف مدیریتی و فنی روبهرو شده است. اختلافی که این بار نه در قالب شایعه، بلکه در قالب اظهارات رسمی و علنی بروز پیدا کرده و میتواند مسیر این تیم را در ادامه فصل تحت تأثیر قرار دهد. نقطه آغاز این ماجرا به نقلوانتقالات زمستانی بازمیگردد؛ پنجرهای که قرار بود با نظر مستقیم اوسمار ویهرا، پرسپولیس را برای نیمفصل دوم تقویت کند، اما حالا به یکی از محورهای اصلی تنش در باشگاه تبدیل شده است.
روایت اول؛ تأکید مدیریت بر کنترل کامل سرمربی
هفته گذشته پیمان حدادی با حضور در یک برنامه تلویزیونی تلاش کرد تصویر روشنی از فرآیند نقلوانتقالات زمستانی پرسپولیس ارائه دهد. او صراحتاً اعلام کرد که تمام خریدهای این تیم با کنترل و نظر مستقیم اوسمار ویهرا انجام شده و باشگاه دخالت مستقلی در انتخاب بازیکنان نداشته است. این موضعگیری در نگاه اول تلاشی برای رفع هرگونه اتهام از مدیریت بود؛ اتهامی که در سالهای اخیر بارها متوجه مدیران پرسپولیس شده و آنها را به دخالت در امور فنی متهم کرده است. با این حال حدادی در ادامه صحبتهایش نکتهای را مطرح کرد که بذر تردید را در ذهن افکار عمومی کاشت؛ او تأیید کرد که سرمربی برزیلی خواهان جذب بازیکنان دیگری هم بوده، اما باشگاه در جذب آنها موفق نشده است.
روایت دوم؛ پاسخ صریح اوسمار پس از شکست
چند روز بعد، پس از شکست ۲ بر ۱ پرسپولیس مقابل خیبر، اوسمار ویهرا در کنفرانس خبری حرفهایی زد که عملاً روایت مدیریت را با چالش جدی مواجه کرد. او بدون رودربایستی اعلام کرد نفرات اول لیستش در نقلوانتقالات زمستانی جذب نشدهاند و بازیکنانی که اکنون در تیم حضور دارند، گزینههای جایگزین بودهاند. سرمربی پرسپولیس با لحنی که از نارضایتی پنهان حکایت داشت، تأکید کرد که دلایل جذب نشدن برخی بازیکنان را باید مدیریت توضیح دهد؛ دلایلی که میتواند مالی یا مرتبط با سایر موانع اداری باشد. این اظهارات در فضای رسانهای ایران بازتاب گستردهای داشت، چرا که برای نخستینبار شکاف میان مدیریت و کادرفنی پرسپولیس بهصورت علنی بیان میشد.
نامه هشتبندی و تعمیق شکاف
این موضعگیریها را نمیتوان جدا از فضای کلی حاکم بر باشگاه تحلیل کرد. پس از نامه هشتبندی مدیرعامل پرسپولیس که پیشتر منتشر شده بود، بسیاری از ناظران از شکلگیری نوعی تنش ساختاری در باشگاه سخن گفتند. حالا اظهارات اوسمار را میتوان ادامه همان روند دانست؛ روندی که نشان میدهد اختلاف نظرها از سطح داخلی و پشتپرده خارج شده و به سطح رسانهای رسیده است. در چنین شرایطی، ترمیم این شکاف دستکم در کوتاهمدت آسان نخواهد بود، مگر آنکه نتایج مطلوب در زمین مسابقه فشارها را کاهش دهد و باشگاه نیز با نوعی عقبنشینی یا انعطاف، فضا را به سمت آرامش سوق دهد.
جستوجوی پاسخ در تاشکند
پس از طرح این پرسش که کدام بازیکن یا بازیکنان مدنظر اوسمار جذب نشدند، نگاهها بهسرعت به خارج از مرزهای ایران معطوف شد. پاسخ احتمالی این معما در باشگاه پاختاکور ازبکستان نهفته است؛ جایی که خوجی اکبر علیجانوف، مدافع راست ملیپوش ازبکستان، فصل درخشانی را پشت سر گذاشت و توجه کادرفنی پرسپولیس را به خود جلب کرد. علیجانوف با تواناییهای دفاعی و هجومی، دقیقاً همان پروفایلی بود که اوسمار برای تقویت سمت راست خط دفاعی تیمش به آن نیاز داشت و به همین دلیل در صدر لیست نقلوانتقالاتی سرمربی قرار گرفت.
مذاکراتی تا آستانه توافق
بر اساس اطلاعات موجود، پرسپولیس مذاکرات جدی با باشگاه پاختاکور را آغاز کرد و حتی تا آستانه امضای قرارداد و توافقنامه برای دریافت رضایتنامه این بازیکن پیش رفت. در این مسیر، باشگاه ایرانی حاضر شد رقم قابلتوجه ۶۰۰ هزار دلار را برای رضایتنامه علیجانوف پرداخت کند؛ رقمی که نشاندهنده عزم جدی پرسپولیس برای نهاییکردن این انتقال بود. گفته میشود مدیران پرسپولیس حتی قصد داشتند این مبلغ را بهصورت دستی در تاشکند تحویل دهند تا خیال باشگاه ازبکستانی از هر جهت راحت شود و انتقال بدون دردسر انجام گیرد.
عقبنشینی ناگهانی و شکست توافق
با این حال، در آخرین لحظات، همهچیز تغییر کرد. باشگاه پاختاکور و خود علیجانوف از توافق ضمنی و کلامی عقبنشینی کردند و انتقالی که تا مرز نهاییشدن پیش رفته بود، ناگهان منتفی شد. این اتفاق نهتنها برنامههای اوسمار را به هم ریخت، بلکه ضربهای جدی به اعتماد میان کادرفنی و مدیریت پرسپولیس وارد کرد. از نگاه سرمربی، باشگاه نتوانسته خواسته اصلی او را برآورده کند و از نگاه مدیریت، موانعی خارج از کنترل باعث این ناکامی شده است.
گزینه جایگزین؛ دنیل گرا
پس از ناکامی در جذب علیجانوف، پرسپولیس به سراغ گزینهای دیگر رفت و در نهایت دنیل گرا را به خدمت گرفت. هرچند این بازیکن با نظر اوسمار جذب شد، اما واقعیت این است که هنوز نتوانسته انتظارات را برآورده کند و به شرایط ایدهآل کادرفنی برسد. عملکرد کمفروغ او در هفتههای ابتدایی حضورش، بیش از پیش این پرسش را تقویت کرده که اگر گزینه اول لیست سرمربی جذب میشد، شرایط فنی تیم تا چه اندازه متفاوت بود.
پرسشهای بیپاسخ درباره فهرست اوسمار
ماجرای علیجانوف شاید تنها بخشی از داستان باشد. هنوز مشخص نیست آیا بازیکنان دیگری نیز در فهرست اوسمار قرار داشتند که پرسپولیس به دلایل مختلف موفق به جذب آنها نشد یا خیر. سکوت نسبی باشگاه در اینباره و اظهارات کلی سرمربی، فضایی از ابهام ایجاد کرده که به گمانهزنیهای رسانهای دامن میزند. این ابهام، خود به عاملی برای افزایش فشار روانی بر تیم و مدیریت تبدیل شده است.
تأثیر اختلاف بر آینده پرسپولیس
در مجموع، آنچه امروز در پرسپولیس دیده میشود، صرفاً یک اختلاف نظر ساده بر سر نقلوانتقالات نیست، بلکه نشانهای از یک شکاف عمیقتر در تصمیمگیریهای کلان باشگاه است. اگر این اختلاف مدیریت و کادرفنی بهسرعت و با شفافیت حلوفصل نشود، میتواند در ادامه فصل به نتایج ضعیفتر، افزایش حاشیهها و حتی تغییرات ساختاری منجر شود. پرسپولیس که همواره بهعنوان یک مدعی جدی در فوتبال ایران شناخته شده، بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت درونسازمانی است.
جمعبندی
اظهارات متناقض درباره نقلوانتقالات زمستانی، نام علیجانوف و ناکامی در جذب او، و عملکرد نهچندان قانعکننده گزینههای جایگزین، همگی تصویری از یک بحران پنهان اما رو به گسترش در پرسپولیس ارائه میدهند. بحرانی که حل آن تنها با گفتوگوی صریح، شفافسازی دلایل ناکامیها و همسویی واقعی میان مدیریت و کادرفنی امکانپذیر است. در غیر این صورت، شکافی که امروز در قالب چند جمله در کنفرانس خبری نمایان شده، میتواند فردا به بحرانی تمامعیار برای یکی از پرافتخارترین باشگاههای فوتبال ایران تبدیل شود.






