یادداشت در مورد جنبه اقتصادی خصوصیسازی تیمهای استقلال و پرسپولیس

محمدحسین وثوفی: خصوصیسازی دو باشگاه بزرگ ایرانی، استقلال و پرسپولیس، که از دهه ۱۳۸۰ آغاز شد، یکی از مهمترین تحولات ساختاری در فوتبال ایران محسوب میشود. این فرآیند با هدف کاهش وابستگی به بودجه دولتی، افزایش کارایی مدیریتی و توسعه پایدار اقتصادی انجام گرفت.
اهداف اولیه خصوصیسازی
۱. کاهش بار مالی دولت
• قطع کمکهای مستقیم و غیرمستقیم دولتی
• کاهش هزینههای بودجه عمومی برای ورزش حرفهای
۲. افزایش کارآفرینی ورزشی
• ایجاد مدل درآمدزایی پایدار
• توسعه صنعت ورزش به عنوان بخشی از اقتصاد ملی
۳. حرفهایسازی مدیریت
• جذب مدیران متخصص و پاسخگو
• اجرای استانداردهای حرفهای بینالمللی
مدلهای خصوصیسازی اجراشده
مدل استقلال:
• واگذاری به بخش خصوصی از طریق مزایده
• حفظ حمایت معنوی نهادهای دولتی
• ترکیبی از مالکیت خصوصی و حمایتهای غیرمالی
مدل پرسپولیس:
• واگذاری به مجموعههای خصوصی مرتبط با بخشهای اقتصادی
• نقش کمرنگتر نهادهای دولتی
• تأکید بر خودکفایی مالی
جنبههای اقتصادی مثبت
۱. تنوعبخشی به منابع درآمدی
• توسعه قراردادهای اسپانسرشیپ
• افزایش درآمدهای تبلیغاتی
• بهبود فروش محصولات باشگاه
۲. جذب سرمایهگذاری خصوصی
• ورود سرمایهگذاران جدید به ورزش
• امکان تأمین مالی پروژههای زیرساختی
۳. شفافیت مالی نسبی
• الزام به ارائه گزارشهای مالی
• نظارت بیشتر بر عملکرد اقتصادی
چالشهای اقتصادی
۱. وابستگی به حمایتهای غیرمستقیم دولتی
• استفاده از تسهیلات بانکی با حمایت دولت
• بهرهگیری از امکانات زیرساختی دولتی
• معافیتهای مالیاتی خاص
۲. ضعف در مدل درآمدزایی پایدار
• وابستگی بالا به اسپانسرشیپ
• سهم ناچیز درآمد از حق پخش تلویزیونی
• توسعه نیافتگی بخش رسانهای و دیجیتال
۳. عدم ثبات مدیریتی
• تغییر مکرر مالکان و مدیران
• فقدان برنامهریزی بلندمدت اقتصادی
• تأثیرپذیری از تحولات سیاسی و اقتصادی کشور
۴. فشار مالی بر هواداران
• افزایش قیمت بلیتها
• رشد هزینههای کالاهای باشگاه
• درخواستهای مکرر برای کمکهای مالی
مقایسه با مدلهای موفق جهانی
|
جنبه اقتصادی |
باشگاههای ایرانی |
باشگاههای موفق اروپایی |
|
درآمد از تلویزیون |
کمتر از ۲۰٪ |
۵۰-۶۰٪ |
|
درآمد از اسپانسر |
۶۰-۷۰٪ |
۲۰-۳۰٪ |
|
فروش محصولات |
۱۰-۱۵٪ |
۱۵-۲۰٪ |
|
درآمد دیجیتال |
ناچیز |
۱۰-۱۵٪ |
|
ثبات مدیریتی |
کم |
بالا |
نتیجهگیری
خصوصیسازی استقلال و پرسپولیس تجربهای ناتمام و پرچالش در مسیر حرفهایسازی فوتبال ایران بوده است. اگرچه این فرآیند گام ضروری برای کاهش وابستگی به دولت بود، اما به دلایل ساختاری نتوانسته به اهداف اصلی خود دست یابد.
دستاوردهای نسبی:
۱. آغاز فرهنگ سرمایهگذاری خصوصی در ورزش حرفهای
۲. افزایش نسبی شفافیت مالی نسبت به دوره دولتی
۳. توسعه بخشی از منابع درآمدی غیردولتی
نقاط ضعف اساسی:
۱. خصوصیسازی ناقص با حفظ وابستگی به حمایتهای پنهان دولتی
۲. فقدان اکوسیستم اقتصادی مناسب برای توسعه باشگاهداری مدرن
۳. عدم اصلاحات ساختاری همزمان در لیگ برتر و نظام مالی فوتبال
پیشنهادات برای بهبود:
۱. بازتعریف مدل خصوصیسازی با شفافیت کامل و قطع وابستگیهای پنهان
۲. اصلاح ساختار درآمدزایی لیگ با تمرکز بر حق پخش تلویزیونی و رسانهای
۳. تدوین استانداردهای حرفهای برای مدیریت مالی باشگاهها
۴. توسعه زیرساختهای درآمدزایی مانند استادیومهای خصوصی، مراکز تمرینی و آکادمیها
۵. جذب سرمایهگذاری خارجی با تضمین ثبات و امنیت سرمایه
در نهایت، موفقیت اقتصادی باشگاههای استقلال و پرسپولیس در گروی تحولات بزرگتر در اقتصاد ورزش ایران است. بدون اصلاح نظام حاکم بر فوتبال کشور، بهبود زیرساختهای اقتصادی ورزش و ایجاد ثبات در سیاستگذاریهای کلان، خصوصیسازی به تنهایی نمیتواند معجزه کند. کلید موفقیت، ترکیب مدیریت حرفهای خصوصی با حمایتهای نهادی و ساختاری دولت برای ایجاد محیطی پایدار و شفاف برای سرمایهگذاری در ورزش است.






