استقلال صدرنشین شد اما آرامش نیامد؛ پشتپرده انتقادهای تند یک پیشکسوت
پیروزی یک بر صفر استقلال مقابل مس رفسنجان، اگرچه این تیم را به صدر جدول رساند، اما نتوانست سایه سنگین انتقادها و تردیدها را از فضای باشگاه دور کند. در شرایطی که نتیجهگرایی بار دیگر استقلال را در موقعیت بالای جدول قرار داده، اظهارات صریح و کمپرده اصغر طالبنسب، پیشکسوت این باشگاه، نشان داد که مشکلات استقلال فراتر از یک مسابقه و حتی یک سرمربی است. از نگاه او، مسئله اصلی نه کیفیت فنی بازیها بلکه نبود استراتژی مشخص و تصمیمگیریهای مقطعی در سطح مدیریت باشگاه است؛ معضلی که سالهاست استقلال با آن دستوپنجه نرم میکند.
بردی که سؤالهای فنی را پنهان نکرد
طالبنسب در ارزیابی دیدار استقلال و مس رفسنجان، ابتدا به نتیجه اشاره میکند و عبور تیم از این مرحله را اتفاقی مثبت میداند. او تأکید دارد که بازی از نظر فنی کیفیت بالایی نداشت و استقلال نمایشی ارائه نداد که بتوان آن را نشانهای از ثبات تاکتیکی یا رشد فنی دانست. با این حال، کسب سه امتیاز و رسیدن به صدر جدول را نکتهای مهم تلقی میکند؛ موضوعی که در فوتبال ایران اغلب به عنوان معیار اصلی موفقیت مورد توجه قرار میگیرد. این نگاه دوگانه، یعنی رضایت از نتیجه و نارضایتی از کیفیت، از همان ابتدا نشان میدهد که انتقادات طالبنسب صرفا احساسی یا مقطعی نیست و ریشه در نگرانیهای عمیقتری دارد.
ابهام در تغییرات نیمکت استقلال
محور اصلی انتقادهای این پیشکسوت استقلال، به نحوه شکلگیری کادر فنی و تغییرات نیمکت بازمیگردد. او صراحتا اعلام میکند که منطق حضور و جدایی سرمربی خارجی پیشین را درک نمیکند و معتقد است تصمیمات اتخاذشده فاقد استراتژی روشن بودهاند. از دید طالبنسب، این پرسش اساسی مطرح است که باشگاه با چه هدفی سرمربی را انتخاب میکند و بر اساس چه برنامهای در مقطعی حساس او را کنار میگذارد. این ابهام، نهتنها برای هواداران بلکه برای بدنه فنی و بازیکنان نیز فضایی نامطمئن ایجاد میکند؛ فضایی که در آن تمرکز تیمی بهراحتی دچار آسیب میشود.
نقش دستیاران و مسیر نامشخص انتخابها
طالبنسب در ادامه، به موضوع دستیاران ایرانی سرمربی پیشین اشاره میکند و با احترام به جایگاه حرفهای آنها، از نبود شفافیت در روند انتخابشان انتقاد دارد. او این پرسش را مطرح میکند که این افراد با چه برنامه و منطقی به کادر فنی اضافه شدند و چگونه پس از جدایی سرمربی، خود را در جایگاه نامزد سرمربیگری استقلال دیدند. این اظهارات، بار دیگر مسئله ساختار تصمیمگیری در باشگاه را برجسته میکند؛ ساختاری که به گفته او، بیشتر واکنشی و مقطعی است تا مبتنی بر برنامهای از پیش تعیینشده.
تناقض در نگاه به سرمربی خارجی
پیشکسوت استقلال با یادآوری موضع خود درباره سرمربی خارجی، به تناقضهای موجود در سیاستهای باشگاه اشاره میکند. او میگوید در ابتدا از مخالفان حضور این مربی بوده، اما پس از آغاز به کارش، جدایی ناگهانی او را به ضرر استقلال دانسته است. این تغییر موضع، نه از سر تناقض شخصی بلکه ناشی از شرایط حاکم بر تیم است؛ شرایطی که در آن ثبات میتوانست از تغییرات پرهزینه جلوگیری کند. از نگاه طالبنسب، استقلال در مقطعی قرار داشت که بیش از هر چیز به آرامش و تداوم نیاز داشت، نه شوک مدیریتی تازه.
ورود بختیاریزاده و نگرانی از آینده
با معرفی بختیاریزاده به عنوان سرمربی، نگرانیهای تازهای از سوی این پیشکسوت مطرح میشود. او با احترام به شخصیت و سابقه بختیاریزاده، پرسشی اساسی را مطرح میکند: اگر این سرمربی در دو بازی ابتدایی به نتیجه نرسد، چه سرنوشتی در انتظار اوست. این سؤال، بازتابدهنده تجربههای تلخ گذشته در استقلال است؛ جایی که تغییرات سریع و بیاعتمادی به مربیان داخلی، بارها به تضعیف جایگاه فنی تیم انجامیده است. طالبنسب حتی به این نکته اشاره میکند که اگر بختیاریزاده گزینه مناسبی بوده، چرا پیشتر از استقلال جدا شده و حالا دوباره در شرایطی حساس بازگشته است.
نقد تند به مدیریت و نبود استراتژی
شدیدترین بخش صحبتهای طالبنسب، متوجه مدیران باشگاه استقلال است. او معتقد است که باشگاه فاقد هرگونه استراتژی مشخص است و تصمیمات، بیشتر بر اساس منافع کوتاهمدت مدیران اتخاذ میشود. از نگاه او، برخی مدیران از نام و جایگاه استقلال استفاده ابزاری میکنند تا برای خود موقعیت اجتماعی یا سیاسی بسازند و سپس باشگاه را با مشکلات انباشته رها میکنند. این نقد، فراتر از یک دوره مدیریتی خاص، به یک الگوی تکرارشونده اشاره دارد که سالهاست استقلال را از ثبات محروم کرده است.
مطالبه برنامه مشخص برای آینده
طالبنسب در ادامه، خواستار ارائه یک برنامه روشن از سوی مدیران باشگاه میشود. او تأکید میکند که حتی یک برنامه یکساله میتواند نشاندهنده وجود تفکر و هدفگذاری باشد. از نظر او، نبود چنین برنامهای باعث شده تصمیمات بهصورت مقطعی و بدون پشتوانه اتخاذ شوند؛ مسألهای که بیشترین آسیب را به کادر فنی و بازیکنان وارد میکند. این پیشکسوت استقلال معتقد است که اگر باشگاه تصمیم گرفته بختیاریزاده را به عنوان سرمربی انتخاب کند، باید به او اطمینان کامل بدهد که تا پایان فصل، فارغ از نتایج مقطعی، روی نیمکت باقی خواهد ماند.
چرخه تکراری تغییر و بیاعتمادی
در بخش پایانی انتقادها، طالبنسب به چرخه معیوب تغییرات سریع اشاره میکند؛ چرخهای که در آن، مربی جدید با حداقل فرصت و حداکثر فشار مواجه است. او هشدار میدهد که ادامه این روند، نهتنها استقلال را به ثبات نمیرساند بلکه اعتبار مربیان داخلی را نیز تضعیف میکند. از نگاه او، معضل اصلی استقلال همین بیاعتمادی ساختاری است که اجازه شکلگیری یک پروژه فنی منسجم را نمیدهد.
جمعبندی
اظهارات اصغر طالبنسب پس از پیروزی استقلال مقابل مس رفسنجان، تصویری فراتر از یک نقد فنی ساده ارائه میدهد. او با تمرکز بر نبود استراتژی، تغییرات شتابزده نیمکت و استفاده ابزاری از نام استقلال، ریشه مشکلات این باشگاه را در سطح مدیریت و تصمیمگیریهای کلان میداند. هرچند استقلال با کسب سه امتیاز به صدر جدول رسیده، اما از نگاه این پیشکسوت، تا زمانی که برنامهای روشن، اعتماد به کادر فنی و ثبات مدیریتی شکل نگیرد، این موفقیتها شکننده خواهد بود. سخنان طالبنسب را میتوان هشداری جدی تلقی کرد؛ هشداری که نشان میدهد صدرنشینی در جدول، لزوما به معنای عبور از بحرانهای ساختاری نیست.






