سرمقاله امروز برای بریوان مولانی و محمدعلی کیالها؛ روایت داغی که تازه است
گاهی خبرها، فقط اطلاعرسانی نیستند؛ زخماند. زخمهایی که نه با گذر زمان، که با تکرارشان عمیقتر میشوند. نام بریوان مولانی و محمدعلی کیالها، امروز در کنار هم قرار گرفتهاند؛ دو زندگی، در دو نقطه از یک واقعیت تلخ: فقدانهایی که هیچ توضیحی، هیچ تحلیلی و هیچ واژهای توان توجیهشان را ندارد.
بریوان، دختری جوان، با همه آرزوهایی که میتوانست داشته باشد؛ و محمدعلی، نوزادی ۲۰ روزه که هنوز حتی فرصت شناختن جهان را پیدا نکرده بود. یکی در آغاز مسیر، دیگری حتی پیش از آغاز. این تقابل، بیش از هر چیز، عمق اندوه را نشان میدهد.
در چنین لحظاتی، فاصله میان تحلیل و احساس از بین میرود. دیگر نمیتوان فقط از «حادثه» گفت یا آن را در قالب واژههای رسمی خلاصه کرد. جامعه، در برابر چنین اتفاقاتی، صرفاً ناظر نیست؛ درگیر است، داغدار است، و به دنبال معنایی میگردد که شاید وجود نداشته باشد.
آنچه باقی میماند، سنگینی یک حس مشترک است؛ حسی که در دل بسیاری شکل گرفته: اینکه انگار تحمل این حجم از فقدان، دشوارتر از آن چیزی است که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. گاهی جملهای ساده، اما صادقانه، گویاتر از هر تحلیل است؛ اینکه «ما از داغ اینها داریم میمیریم».
این جمله، نه اغراق است و نه شعار؛ بازتاب حال مردمی است که هر روز با خبرهایی از این دست مواجه میشوند و هر بار، بخشی از آرامششان را از دست میدهند. نامهایی که میآیند و میروند، اما ردشان در ذهن و دل جامعه باقی میماند.
شاید نتوان برای این فقدانها پاسخی پیدا کرد، اما میتوان آنها را فراموش نکرد. بریوان مولانی و محمدعلی کیالها، هر دو، به بخشی از حافظه جمعی ما تبدیل شدهاند؛ حافظهای که با درد شکل میگیرد، اما با یادآوری، زنده میماند.
محمد ابراهیمی
عضو شورای سردبیری خبرگزاری تحلیلی وانا
۲۹ اسفند ۱۴۰۴
نکته : تصویر توسط هوش مصنوعی بازسازی شده است.






