رسوایی در لیگ برتر بدون کشف علی دایی؛ پشت پرده جنگ ستارگان کاغذی!
وقتی بیانیههای تند و تیز باشگاهها را ورق میزنیم و نیش و کنایههای بیپایانشان را مرور میکنیم، یک سوال تلخ در ذهن جان میگیرد: «واقعاً این همه جنجال بابت چیست؟»
باشگاههای ما چنان بر سر سهمیه آسیایی و معرفی دو نماینده به کنفدراسیون فوتبال آسیا به جان هم میافتند و فریاد وامصیبتا سر میدهند که گویی هر سال جامهای قاره را یکی پس از دیگری درو میکنند! انگار نه انگار که از زمان تغییر فرمت مسابقات به «لیگ قهرمانان»، فوتبال ایران بیافتخارترین ویترین قاره کهن را داشته است. ما در حسرت جام میسوزیم، اما برای رسیدن به مسابقاتی که در آن حرفی برای گفتن نداریم، حاضر هستیم اعتبار و رفاقت یکدیگر را سلاخی کنیم.
اما فاجعه اصلی جای دیگری است؛ لیگ ما، حتی در منظمترین دورههایش هم از ستاره تهی شده است. ما وارث لیگی شدهایم که دیگر «غول» تولید نمیکند، استعداد نمیسازد و از شناسایی چهرههای تراز اول عاجز است. لیگی که انگار چشمه خلاقیتش خشکیده؛ نه هافبک وسطی برای تیم ملی تربیت میکند و نه مهاجمی در چنته دارد.
کجا رفتند آن روزهایی که ترکیب تیم ملی از دل نبردهای همین لیگ بیرون میآمد؟ امروز ما در برهوتی ایستادهایم که نه در آن خبری از ابهت «علی دایی» هست و نه حتی نبوغ «مهدی طارمیها» در آن کشف میشود. ما هافبک گلساز نداریم، ستاره تعیین کننده نداریم و از همه مهمتر، «قهرمان» نداریم.
فوتبال امروز ایران، مجموعهای است از «تیمهای معمولی» که در آسیا حرفی برای گفتن ندارند، اما در داخل مرزها، تا دلتان بخواهد با هم میجنگند. ما به تماشای فوتبالی نشستهایم که فاقد ستارههای اکشن و لحظههای جادویی است؛ فوتبالی که در تاروپود ادعا و بیانیه گم شده و انگار اصلاً نمیدانیم از جان این پیکر رنجور و بیرمق چه میخواهیم!






