آتشفشانی که فوران کرد؛ در انتظار تاجگذاری ابدی بچه هرکول در جهان
مثل بازگشت یک هدیه بود. هدیه ای که سالها در اختیار ما قرار داشت و ناگهان توسط یک نابغه گرج از ما ربوده شد. سالهای سال شاهد قدرتنمایی کوه عضله و چربی گرجی بودیم تا دوباره نوبت به ما رسید. این بار پسرک شمالی بعد از 2 سال دوری آمد و هدیه را دوباره پس گرفت. آنجا که وزنه ۲۶۱ کیلوگرمی را با اقتدار روی سینه کشید و با یک قیچی محشر آن را بالای سر برد تا تمامی حاضرین در سالن به احترام او بایستند و ایستاده تشویقش کنند. بله؛ این یک رکورد جهانی بود که در رقابتهای وزنه برداری قهرمانی آسیا در هند ثبت شد تا دوباره بعد از چند سال فترت و دوری به نام ایران باشد.
بعد از مهار این وزنه و ثبت این رکورد فوق العاده علیرضا یوسفی دوباره به سیاق همیشه تاج معروفش را روی سر گذاشت اما آنچه به وقوع پیوست، فراتر از اتفاقی بود که روی تخته رخ داد. دو سال پیش، علیرضا یوسفی روی تخت عمل جراحی زانو دراز کشید و شاید خیلیها تصورشان این بود که او پس از این عمل شاید دیگر نتواند بازگردد و پولاد سرد را خم کند، اما زندگی با آدمهای استثنایی، قانون خودش را دارد.
یوسفی دو سال در هیچ مسابقهای شرکت نکرد و دوران درمان و نقاهت را سپری میکرد و مثل کوهی میماند که آتشفشانش را پنهان کرده بود. در این دو سال، خیلیها آمدند و رفتند، خیلیها مدال گرفتند و فراموش شدند، اما یوسفی داشت برای یک اتفاق بزرگتر از یک مدال آسیایی آماده میشد، برای احیای دوباره خودش.
مسیری که او یک بار در کودکی آن را به طرز وحشتناک تری پیموده بود؛ آن تصادف سنگین و تلخ که سبب شد برای بازگشت به زندگی چندین عمل جراحی بزرگ را تحمل کند تا بتواند زنده بماند و دوباره زندگی کند.
پسری با کابوس جراحیهای مکرر روی سر، حالا بدل به نماد قدرت و استقامت در وزنه برداری شده؛ مردی که حالا روی دست تالاخادزه نابغه خداحافظی کرده گرجی بلند شده تا عنوان قویترین مرد جهان بعد از چند سال دوری، دوباره به صاحب اصلی اش یعنی ایران برسد. بله؛ سرنوشت برای آدمهای خاص، همیشه نقشه دیگری دارد. علیرضا ثابت کرد که بزرگترین وزنهای که تا به حال بلند کرده، نه ۲۶۱ کیلو، بلکه شاید ناامید شدن باشد.
قهرمانی آسیا و ثبت یک رکورد جهانی برای او یک ایستگاه بود، نه مقصد. یک پیام بود به همه آنهایی که فکر میکردند جراحی زانو پایان کار یک ورزشکار است. یک پاسخ بود به تمام تردیدها و علامت سئوال هایی که در این دو سال پیرامون او وجود داشت.
حالا موفقیت های بزرگتر به علیرضا چشمک می زند؛ مدالهای خوشرنگ المپیک، جهان و قهرمانیهای پیاپی. ستاره ای که حالا برای مدال ها و عناوین دورخیز کرده تا نام خود را جاودانه کند؛ بالاتر از ابراسطوره ای به نام لاشا تالاخادزه.