ورزش خوزستان زیر بار مدیریتهای شعاری؛ وقتی هیاتها از پرداخت سادهترین هزینهها عاجزند
صحبتهای صریح مدیرکل ورزش و جوانان خوزستان درباره قطع ۲۰ روزه آب و برق مجموعه تختی اهواز، در جریان یکی از مجامع انتخاباتی هیاتهای ورزشی، بار دیگر پرده از یک واقعیت تلخ برداشت؛ ورزش خوزستان سالهاست قربانی مدیریتهای شعاری و کماثر شده است.
وقتی مدیرکل ورزش و جوانان خوزستان صراحتاً اعلام میکند که آب و برق مجموعه تختی اهواز نزدیک به ۲۰ روز قطع است و برخی روسای هیاتها حتی توان یا انگیزه پرداخت هزینههای اولیه را ندارند، باید پذیرفت ورزش استان گرفتار یک بیماری قدیمی شده است؛ بیماری «مدیریتهای نمایشی».
سالهاست برخی مدیران ورزشی تنها در روز مجامع انتخاباتی دیده میشوند؛ با نطقهای پرشور، شعارهای بزرگ و وعدههای جذاب. اما وقتی پای مسئولیت واقعی، مدیریت بحران و حل سادهترین مشکلات به میان میآید، همان مدیران سکوت میکنند و کنار میکشند. ورزش خوزستان بیش از هر زمان دیگری از مدیرانی آسیب دیده که بیشتر از کار کردن، به دیده شدن علاقه دارند.
بخش قابل توجهی از هیاتهای ورزشی در خوزستان امروز عملاً به مجموعههایی کمتحرک و بدون برنامه تبدیل شدهاند. نه درآمدزایی مشخصی دارند، نه جذب اسپانسر، نه برنامه توسعهای و نه حتی توان مدیریت ابتداییترین مسائل.
این در حالی است که بسیاری از استانهای کشور، هیاتهای ورزشی را به سمت استقلال مالی، مشارکت بخش خصوصی و توسعه زیرساختها بردهاند. اما در خوزستان هنوز برخی مدیران تصور میکنند وظیفه هیات فقط گرفتن حکم، حضور در جلسات و گرفتن عکس یادگاری است.
وقتی یک مجموعه ورزشی مهم استان با مشکل پرداخت آب و برق مواجه میشود، دیگر بحث فقط یک قبض نیست؛ این اتفاق نماد یک ضعف عمیق مدیریتی است.
خوزستان استانی با استعدادهای بینظیر ورزشی است؛ از فوتبال و کشتی گرفته تا رزمی، بدنسازی و ورزشهای پایه. اما سالها مدیریت ضعیف باعث شده بسیاری از ظرفیتها یا نابود شوند یا هرگز دیده نشوند.
امروز ورزش استان بیش از کمبود بودجه، از کمبود مدیران مسئولیتپذیر رنج میبرد. مدیرانی که در روزهای سخت کنار ورزش باشند، نه فقط پشت تریبونها. مدیری که نتواند برای یک مجموعه ورزشی منابع حداقلی تامین کند، چگونه میخواهد برای آینده ورزش استان برنامهریزی کند؟
واقعیت این است که بخشی از عقبماندگی ورزش خوزستان نه به خاطر نبود استعداد، بلکه به دلیل حضور مدیرانی است که سالهاست خروجی قابل دفاعی ندارند اما همچنان در ساختار ورزش باقی ماندهاند.
صحبتهای اخیر مدیرکل ورزش و جوانان را باید یک هشدار جدی تلقی کرد؛ هشداری برای پایان دادن به مدیریتهای خسته، کماثر و شعاری. ورزش خوزستان امروز به مدیرانی نیاز دارد که اهل عمل باشند؛ مدیرانی که بتوانند درآمد ایجاد کنند، اسپانسر جذب کنند، از ظرفیت رسانه استفاده کنند و برای ورزشکاران امید بسازند. دوران مدیریت با شعار و روابط شخصی باید تمام شود.
اگر قرار است ورزش خوزستان دوباره به جایگاه واقعی خود برگردد، باید شجاعت تغییر وجود داشته باشد؛ تغییر در نگاه، در ساختار و مهمتر از همه در انتخاب مدیران. چون ورزش این استان دیگر توان آزمون و خطای بیشتر را ندارد.