کد خبر: ۶۶۰۴۷۰

آن‌قدر بازیکن خوب داشتیم که به قلعه‌نویی بازی نرسید/ ماجرای اتاق خواب سه‌نفره عجیب بود

درخشان
حمید درخشان، پیشکسوت فوتبال و تیم پرسپولیس با مروری بر خاطرات گذشته از دوران بازی در تیم ملی و باشگاه محبوبش، نکات جذابی را یادآور شد.
۲۲:۰۳ - ۰۶ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|

حمید درخشان مهمان قسمت ششم «من تو من» است تا روزهای داغ فوتبال پرحاشیه و جنجالی دهه ۶۰ و ۷۰ را همراه با بهروز رهبری‌فرد از قاب خبرورزشی بازگو کنند. صحبت‌های شیرین ستاره اسبق تیم ملی و ازجمله پیشکسوتان محبوب پرسپولیس که سابقه سرمربیگری این تیم را نیز در کارنامه دارد را در این گفت‌وگو می‌خوانید.

نزدیک بود به جام جهانی ۷۸ آرژانتین بروم

حمید درخشان در ابتدای صحبت‌هایش درباره ناکامی حضورش در تیم ملی برای حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین توضیح داد و گفت: آن زمان من خیلی جوان بودم. یک بازی تیم ملی برای تماشای بازی تیم جوانان آمده بود و من آن‌جا این‌قدر خوب بودم که تیم ملی که در آستانه رفتن به جام جهانی همراه با حشمت مهاجرانی آماده سفر شده بود، بعد از آن آمدند و گفتند احتمال دارد تو هم برای جام جهانی دعوت شوی. اول پیش خودم خیلی تعجب کردم و گفتم من خیلی جوانم و در کنار آن ستاره‌ها و وزنه‌ها اصلا باورم نمی‌شد. اسامی‌شان خیلی بزرگ بود. نمی‌شد حتی اسمشان را برد چه برسد این‌که کنارشان بازی کنی. در نهایت به این اجماع رسیدند و گفتند این، یعنی من، خیلی جوان است و هنوز جا دارد برای آینده و بعدها می‌تواند بیشتر مثمر ثمر باشد. به جای من آقای پنجعلی را بردند که او هم به همین شکل یک جام جهانی رفت.

تیم جوانان فوق العاده‌ای داشتیم

درخشان در ادامه راجع به همان تیم جوانان ایران که او عضوش بود توضیح داد: تعداد زیادی از آن بازیکنان سال‌ها در سطح باشگاهی و ملی فوتبال بازی کردند و اگر بخواهم اسم ببرم مثل رضا رجبی، رضا نعلچگر یا عباس کارگر که بعدتر به پرسپولیس آمد؛ این‌ها بازیکنانی بودند که مستقیم به لیگ تخت جمشید رفتند. تعدادی دیگر هم به باشگاه‌های دیگر رفتند و آن تیم جوانان تقریبا بین همه باشگاه‌ها تقسیم شد.

شروع جام ملت‌ها عراق به ایران حمله کرد

درخشان در این‌باره که جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان تاثیر منفی روی آن تیم و بازیکنانش گذاشت گفت: دقیقا درست است! یک‌سری تغییرات در کادر فنی تیم ملی رخ داد و تعدادی از بازیکنان کنار گذاشته شدند و مربی جدید انتخاب کردند. حسن حبیبی سرمربی تیم ملی شد که او یک تعداد از جام‌جهانی‌رفته‌ها را دعوت کرد و اولین تورنمنت خارجی که تیم ملی رفت تورنمنت کویت بود. نصرالله عبداللهی، سنجری، ناصر حجازی خدابیامرز، حسن روشن، دانایی‌فرد و خیلی‌ها بودند مثل پروین و خیلی‌های دیگر که در آن تورنمنت بودند. مسابقات جام ملت‌ها بود که یک تعداد آمدند و یک تعداد نیامدند اما در کوران مسابقات جنگ شروع شد. پروازها قطع شد و ما از طریق زمینی به کشور برگشتیم .یعنی رفتیم سوریه از آن‌جا به ترکیه و از ترکیه برگشتیم ایران. درست در اوایل جنگ که شروع شد ما درگیر جام ملت‌های آسیا بودیم که بچه‌ها مطلع شدند و دیگر دل و دماغی برای بازی نداشتیم.

خبر شهادت برادر حسن روشن

پیشکسوت پرسپولیس درباره خبر شهادت یکی از اقوام بازیکنان تیم ملی هم گفت: ما دقیقا در همان تورنمنت و در جریان مسابقات متوجه شدیم که برادر آقای حسن روشن در جنگ شهید شده است. این خبر روحیه کلی تیم را تخریب کرد و از آن‌جا به بعد دیگر کسی دل و دماغ زمین رفتن و مسابقه دادن را نداشت.

درخشان از بخت بد خود و هم‌تیمی‌هایش به خاطر درگیر شدن با جنگ عراق علیه کشورمان خاطرنشان کرد: متاسفانه این اتفاق برای همه ما بد بود. خوردیم به تعطیلی فوتبال و چند سالی به طور کلی مسابقات تعطیل شد. در آن مقطعِ زمانی این اتفاق رخ داد و کاری نمی‌توانستیم انجام بدهیم. یادم می‌آید چون فوتبال تعطیل شد یک جایی در خیابان استاد معین یک زمین خاکی بود که آن‌جا یک جام فوتبالی برگزار شد. چون مسابقات باشگاهی تعطیل شده بود چیزی بالغ بر ۱۰ تا ۱۲ بازیکن تیم ملی در آن زمین خاکی روبه‌روی هم بازی کردند. از حسین فرکی گرفته تا بهتاش فریبا، اصغر حاجیلو، خود من یا عبدالعلی چنگیز و چند نفر دیگر از بازیکنان تیم ملی آن‌جا فوتبال بازی می‌کردیم و حتی تلویزیون هم آمد فیلمبرداری کرد. آن‌ها از این فیلمبرداری هدف داشتند و می‌خواستند بگویند آقایان فوتبال را راه بیندازید این بازیکنان تیم ملی دارند از بین می‌روند. می‌خواستند فوتبال را احیا کنند. همان کار ما بابی شد تا فدراسیون تصمیماتی بگیرد که فوتبال را آرام‌آرام راه بیندازند که الحمدلله راه افتاد.

مسابقه تیغی نداشتیم

درخشان در واکنش به این پرسش رهبری‌فرد که گفت «آیا مسابقاتتان تیغی و شرطی هم بود؟» گفت: نه! مسابقات کاپی بود و به برنده کاپ قهرمانی می‌دادند. البته رقابت هم بود مثلا اگر یک تیم برنده می‌شد سرپرست آن تیم باید به همه شام یا ناهار می‌داد. چون تعداد زیاد بودند مثلا ۴۰ نفر. بازی‌ها که ۵ نفره نبود در واقع یک رقابتی بود بین همه آن بچه‌ها که بتوانند آن فوتبال را زنده نگه‌دارند.

زمان ما شورت ورزشی مُد نبود

درخشان در واکنش به این‌که چرا در آن زمان با شلوار گرمکن فوتبال بازی می‌کردید توضیح داد: در آن ایام فوتبال را با گرمکن بازی می‌کردیم. اصلا کسی شورت ورزشی نمی‌پوشید و همه دوست داشتند با شلوار گرمکن بازی کنند.

عامل رویایی شدن پرسپولیس دهه ۶۰ نبودن پول بود

درخشان درباره تیم رویایی دهه ۶۰ در پرسپولیس و در ادامه این اشاره رهبری‌فرد که چرا همه شما در آن تیم ستاره بودید، گفت: یک چیزی آن زمان بود که خیلی مهم بود و این یک واقعیت است؛ آن هم رفاقت بود. خوب گوش کنید! پول نبود چون می‌دانید که وقتی پول وسط می‌آید اختلاف‌ها شروع می‌شود که چرا بهروز بیشتر از من گرفته چرا آن یکی کمتر گرفته است! پس یکی این‌که پول نبود دوم این‌که بچه‌ها به عشق تماشاگران بازی می‌کردند. من یادم نمی‌رود برای بازی با راه‌آهن ۸۰هزار تماشاگر در استادیوم آزادی می‌نشستند! این شوخی نیست... اصلا حتی گفتنی نیست اما یک بازی با استقلال ۱۲۰هزار تماشاگر بودند و حتی دور پیست تارتان هم نشستند.

 

کاهش تماشاگران فوتبال؟

در این بخش از صحبت‌های درخشان، بهروز رهبری‌فرد با انتقاد از کاهش تعداد تماشاگران در استادیوم‌های ورزشی گفت: به یاد دارم قدیم‌ها کشورهای عربی برای این‌که تماشاگران را تشویق کنند تا به استادیوم بیایند جایزه خودروی آخرین سیستم برای آن‌ها در نظر می‌گرفتند و الان کارمان به جایی رسیده که دوباره خود ما باید این کار را انجام بدهیم و فدراسیون باید ماشین صفر جایزه بدهد تا مردم به تماشای فوتبال بیایند. من هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم آن‌زمان‌ها بازی‌های عربستان تماشاگر نداشت اما الان وقتی الاهلی یا الهلال فوتبال بازی می‌کنند استادیومشان پر از تماشاگر است ولی الان در ایران برعکس شده!

درخشان درباره علت کاهش حضور تماشاگران در ورزشگاه‌ها گفت: به نظر من ما یک‌سری از امکانات را در استادیوم‌هایمان نداریم که نمی‌توانیم به تماشاگرانمان سرویس خوبی ارائه بدهیم. تماشاگر به استادیوم می‌آید و اذیت می‌شود. این خیلی تاثیرگذار است و یک مقدار زیاد هم بازیکنان مهم هستند که در گذشته از ستاره‌هایی صحبت می‌کردید که در هر لحظه اتفاق زیبایی را رقم می‌زدند. تماشاگر می‌گفت هفته بعد می‌روم ببینم مثلا بهروز رهبری‌فرد چه حرکت جدیدی انجام می‌دهد. واقعا کیفیت فوتبالیست‌ها خیلی خوب بود. یک فوتبال خوب می‌دیدید بازیکن باکیفیت می‌دیدید و کسی را می‌دید که با تمام وجود فوتبال بازی می‌کند. بازیکنی نبود که به خاطر پول فوتبال جوری بازی کند که مصدوم نشود؛ شل بازی کند یا روی پای کسی نرود... اصلا این چیزها نبود.

یک تیم لازم بود محرمی را بگیرد

سرمربی اسبق پرسپولیس در واکنش به این صحبت رهبری‌فرد که «خیلی از بازیکنان آن زمان پرسپولیس را حتی کلانتری هم نمی‌توانست نگه دارد مثل وحید قلیچ، مرتضی فنونی‌زاده یا مجتبی محرمی»، گفت: بله یک تیم لازم بود تا خود مجتبی محرمی را بگیرد. اما یک نکته هم وجود دارد و آن این است که این بازیکنان هر شرایطی در خارج از زمین مسابقه داشتند در داخل زمین به احترام هم‌تیمی‌هایشان از آن سرکشی دست می‌کشیدند و افتاده‌تر فوتبال بازی می‌کردند. وقتی می‌دید به او احترام گذاشته می‌شود مجبور بود احترام بگذارد. باید بپذیریم وقتی شما درون زمین با او سخت یا بد رفتار می‌کردید او هم ساکت نمی‌ماند و ۱۰تای شما را می‌خورد.

وی در ادامه اضافه کرد: البته با همه این مسائل یک احترام بزرگتری و کوچک‌تری هم وجود داشت. همون احترام باعث می‌شد که خیلی از رفتارها را انجام ندهند و این یک واقعیت است. اغراق نمی‌کنم اما همه یک احترامی به علی پروین می‌گذاشتند و همان احترام درون زمین به سایرین منتقل می‌شد.

الان روزهای خوب وحید قلیچ است

رهبری‌فرد در این بخش از صحبت‌های درخشان کلام او را قطع کرد و گفت: وحید قلیچ همیشه می‌گفت دو نفر از بچه‌های تیم پرسپولیس دهه ۶۰ بودند که وصله ناجور بودند مثلا محمد مایلی‌کهن! درخشان با خنده گفت بله ولی نمی‌شد کاری‌شان بکنید و باید تحمل می‌کردیم. حالا شما دارید روزهای خوب وحید قلیچ را می‌بینید روزهایی داشت که هیچ‌کس حریفش نمی‌شد.

اتاق سه نفره در اردو

درخشان با نقل خاطره‌ای از تیم پرسپولیس دهه ۶۰ گفت: این را خود دوستان می‌گویند و من نقل می‌کنم. شنیدم وحید قلیچ بوده با رحیم یوسفی و مرتضی فونی‌زاده در یک اتاق بودند. صبح روز اردو که آن‌ها را دیدم گفتم چرا شما پریشان هستید؟ گفتند تا صبح نخوابیدیم (خنده درخشان)، گفتم چرا نخوابیدید جواب شنیدم «چون من مراقب مرتضی بودم و مرتضی مراقب او و هر سه مواظب یکدیگر بودیم»... شما تا آخرش را بخوان که چرا باید مواظب یکدیگر باشند! این سه نفر هنوز هم که هنوز است قیامتی هستند و ذاتشان همین‌طور است. رهبری‌فرد هم در تایید توصیف‌های درخشان گفت بله آقاوحید که هنوز هم کودک درونش بسیار فعال است.

پروین گفت من نمی‌دانم بروید برنده شوید!

کاپیتان پرسپولیس درباره بین نیمه‌های آن تیم و رختکنی که علی پروین به عنوان سرمربی در بین دو ۴۵ دقیقه با بازیکنان صحبت می‌کرد گفت: پروین ما را دعوا نمی‌کرد ولی خیلی محترمانه می‌گفت ببینید این تماشاچی‌ها به خاطر شما آمده‌اند. کاری نکنید که این‌ها ناراحت بیرون بروند. ما باید برویم و برنده شویم کاری به هیچ چیز دیگری ندارم! یک روز به او گفتم علی‌آقا ما چطور برویم و برنده شویم؟ یک راهی به ما نشان بدهید که او هم گفت من نمی‌دانم بروید و خودتان برنده شوید حمیدجان.

سوراخ دعا

درخشان در ادامه با ذکر خاطره‌ای از علی پروین گفت: ما بازی با پاس را یک بر صفر عقب بودیم. فکر می‌کنم دقیقه ۱۰ بود که یک گل خوردیم و کوروش لرستانی فوروارد پاس به ما گل زد. وقتی به رختکن برگشتیم علی پروین همه را شست و گذاشت کنار؛ از ضیا عربشاهی گرفته تا بقیه! نصیحت‌های پدرانه‌اش را گفت و ما هم خیلی ناراحت بودیم. به ضیا گفت تو ایستاده‌ای و حمید استیلی درخشان را دریبل می‌زند و همه شما ایستادید و نگاه می‌کنید. این چه وضع فوتبال بازی کردن است... تمام شد و برگشتیم سمت زمین. علی‌آقا جلو می‌رفت و کاپیتان بود و من هم ته صف بودم. یک مرتبه دیدم علی‌آقا از صف آمد بیرون و کنار من ایستاد و با همون لهجه خودش گفت آقای درخشان! گفتم بله؟ علی‌آقا گفت اگه تو بخوای ما بازی رو می‌بریم. منم گفتم چشم، سعی‌ام رو می‌کنم. اما او گفت: نه! بجنب! سعی‌مو می‌کنم یعنی چی؟ رفتیم بالا و ۵ دقیقه از بازی گذشته بود که فیروز کریمی یک نگاه کرد و سرش را پایین انداخت که پاس را بدهد. من فهمیدم کجا می‌خواهد پاس بدهد همین که پاس را داد رسیدم تا آقای مناجاتی توپ را استپ کرد توپ را دزدیدم و رسیدم سر شش‌قدم. فیروز را دریبل کردم دادم بیرون و شاهرخ آمد با بغل پا زد توی گل؛ ۹۰ هزار تا استادیوم ترکید. حالا ما داریم یکدیگر را بغل می‌کنیم و داشتیم ماچ می‌کردیم و خسته نباشید می‌گفتیم علی پروین در آن شلوغی آمد به من گفت دیدی؟ سوراخ دعا همینجاست! از اینجا وارد شوید. گفتم علی‌آقا چشم ما از همین قسمت می‌رویم.

پروین حرف فنی نداشت به تیم بزند

رهبری‌فرد در ادامه این صحبت‌های درخشان گفت: در سال‌های بعد هم وقتی ما بازیکن پرسپولیس بودیم هر بار بین دو نیمه به رختکن می‌آمدیم او دائماً بازیکنان تیم پرسپولیس دهه ۶۰ را بر سر ما می‌کوبید. مثلا می‌گفت ضیا عربشاهی بعد از بازی در رختکن غش می‌کرد، حمید درخشان روی موزاییک سه نفر را دریبل می‌زد، آقای پیروانی! محمد پنجعلی ۱۰ برابر بهتر از تو دفاع می‌کرد... در ادامه این صحبت‌ها درخشان با خنده گفت: باید هم این حرف‌ها را می‌زد چون حرف فنی نداشت که به تیم بگوید.

می‌خواستیم حال بهلولی را بگیریم همه چیز برعکس شد

در ادامه یاد و خاطره داور اسبق فوتبال بهلولی زنده شد. درخشان گفت: خدا رحمتش کند. او معلم ورزش ما بود. در دبیرستانی که من فوتبال بازی می‌کردم او معلم ورزش بود. یک انسان استعدادیاب که دو لیسانس هم داشت. البته او پرسپولیس را هم خیلی دوست داشت. یک روز به من وسط حیاط گفت: فردا بیا زمین شماره ۴ دبیرستان، انتخابی است. من پیش خودم گفتم او چه می‌گوید من که دبیرستان بازی‌بکن نیستم و نرفتم. فردای آن روز من را در حیاط مدرسه دید و چنان تشری به من زد که پدرمان چنین حرفی به من نزده بود. خیلی به من برخورد. من هم به چند تن از بچه‌محل‌هایم گفتم که بعد از زنگ مدرسه بیاید دبیرستان بریم سراغ آقای بهلولی که چرا با من این‌طوری حرف زدی. بهلولی روانشناس خیلی خوبی بود. ما بچه‌محل‌ها را صدا کردیم و وقتی مدرسه تخلیه شد رفتیم سراغ او. یک دفتر داشتیم که اتاق مخصوص معلم ورزش بود. تا من در را باز کردم با لهجه ترکی به من گفت «زِرت و پِرت نمی‌کنیا. همین جا بشین»، گفتم نمی‌شینم! گفت من به تو میگم بشین. من هم نشستم و گفت تو هیچی نمی‌فهمی! گفتم یعنی چی هیچی نمی‌فهمم گفت تو خیلی فوتبالیستی... همین‌طوری با همین لهجه! آمدم ادامه بدم که بگویم تو چه‌کاره‌ای که گفت فردا ساعت ۳ میری استادیوم راه آهن، که میدان راه آهن بود: من با آقا مدد صحبت کردم. تمام هزینه‌های شما رو میده میری راه‌آهن تمرین می‌کنی. من خیلی جا خوردم و گفتم من برم راه‌آهن تمرین کنم؟ گفت آره! بعد من یک‌مرتبه ۱۸۰ درجه تغییر کردم گفتم خدایا این به فکر من است! می‌خواهم بگویم که او این‌طور روی من شناخت داشت و من باز هم به راه آهن نرفتم. دبیرستانم هم تمام شد و از آن‌جا دیپلم گرفتم و آمدم بیرون. بعد دیگر او را ندیدم و رفتم تیم ملی بازی کردم و پرسپولیس. یک روز پرسپولیس بازی داشت دیدم که او داور وسط است. تا آمدم سلام و علیک کنم گفت «برو عقب، برو عقب با من صحبت نکن»! در جریان بازی تا استپ می‌کردم هرکس به من می‌خورد خطا می‌گرفت، آن‌هم به نفع من نه به نفع حریف. در واقع می‌خواهم بگویم هوای من را درون زمین حسابی داشت. از آن‌جا به بعد او تقریبا یک پوئنی شد برای من که اگر بهلولی داور مسابقه بود من یک مقدار با خیال راحت‌تر فوتبال بازی می‌کردم خطاهای ۶۰ به ۴۰ را به من می‌دهد! تا این‌که رفتیم و خوردیم به بازی با تیم هما. حدود ۷ دقیقه وقت اضافه گرفت که بازیکنان تیم هما می‌گفتند وقت تمام است آقای داور اما او می‌گفت شما حرف نزنید من خودم ساعت دارم.

داور بازی با گل ناصر محمدخانی پرید هوا!

درخشان درباره خاطره بازی پرسپولیس و خیبر با قضاوت بهلولی گفت: من و ناصر برای آن بازی نرفتیم. علی‌آقا گفت نیازی نیست شما بیایید تیم ضعیف است و ما می‌رویم و شکستشان می‌دهیم. البته بازی رفت و برگشت بود. من در رادیو داشتم گوش می‌کردم که دیدم یک هیچ عقب افتادیم. هرچی بچه‌ها می‌زدن توی گل نمی‌رفت و از توی گل در می‌آوردند تا آخر سر یک هیچ باختند. من از علی‌آقا پرسیدم پس چه شد؟ پس چرا باختیم؟ پروین گفت چون هرچی زدیم به در بسته خورد. گفتیم خب داور که بهلولی بود چطور شد ما باختیم. بچه‌ها گفتند به بهلولی می‌گفتیم آقا بهلولی یک کاری بکن ما بازی رو ببریم بعد بهلولی می‌گفته که آخه شما یک کدامتان توی ۱۸ قدم بندازید زمین تا من سوت بزنم! وقتی زمین نیفتادید من چطوری سوت بزنم. این دیگر ماند تا بازی با شاهین. در آن بازی ناصر محمدخانی کاشته زد که در آخرین بازی بود و اگر شاهین را می‌بردیم قهرمان می‌شدیم. گل را که ناصر زد بهلولی خودش که سوت زد خودش هم پرید بالا.

تقلید حرف زدن داور با سوت!

درخشان سپس با تقلید نحوه حرف زدن بهلولی وسط زمین گفت: از حرکات جالب آن خدابیامرز این بود که وقتی می‌خواست در وسط بازی با بازیکن حرف بزند سوت را از دهانش در نمی‌آورد و همانطور که سود در دهانش بود با سوت سوت کردن حرفش را می‌زد و در نهایت بازیکن خندش می‌گرفت. خدا او را رحمت کند و روحش شاد باشد.

رهبری فرد: یک داور دیگر هم پرسپولیسی بود

در ادامه بهروز رهبری فرد پرده از پرسپولیسی بودن یکی دیگر از داوران بازنشسته کشورمان برداشت و گفت: آقای یثربی هم یک چنین حس و حالی را نسبت به پرسپولیس داشت.‌ یادم هست وسط بازی پیش من میومد و به من می‌گفت به دفاع چپتان بگو اینقدر جلو نره پشت سرش خالی می‌مونه. من هم به او می‌گفتم آقای یثربی از من فاصله بگیر دوربین‌ها دارن نشانتان می‌دهند گفت ولش کن به هم تیمیت بگو پشت سرش خالی است. در ادامه درخشان هم گفت: "بله بعضی از داوران پرسپولیسو خیلی دوست داشتند".

به خاطر علی پروین قانون را عوض کردیم

درخشان در ادامه با اشاره به طرح ممنوعیت بازی کردن فوتبالیست‌های بالای ۲۸ سال به روش از بین بردن این طرح در فدراسیون فوتبال توسط خود و هم تیمی‌هایش به خاطر علی پروین پرداخت و توضیح داد: ما دیدیم علی پروین ۳۱ ساله است و حیف است که فوتبال بازی نکند. به خاطر همین در جریان مسابقات من خودم همه را دریبل می‌زدم و توپ را جلوی پای علی پروین می‌کاشتم تا او گل بزند.

غلام فتح آبادی توپ را با سر جلوی پای علی آقا می‌کاشت تا او گل بزند و در نهایت او با گل‌های زیاد آقای گل شد و در نهایت آن طرح مالید. خدا را سر شاهد می‌گیرم که آن طرح تمام شد و رفت. ما اینقدر پشت هم بودیم که تلاش کردیم با چنین کاری یک قانون را تغییر بدهیم. البته خود علی پروین هم فوق العاده بود اما ما هم اینقدر برای او موقعیت خلق کردیم تا آقای گل شود.

آن طومار ۱۴ نفره علیه دهداری دلیل داشت

اما سوال شیطنت آمیز رهبری فرد زمانی بود که درباره تیم ملی زمان مرحوم پرویز دهداری از حمید درخشان پرسید چه اتفاقی در آن روزها افتاد؟ اینجا بود که درخشان پاسخ داد: خدا ایشالا رحمت کند روحش شاد باشد. ایشان معلم بود و من برای معلمان احترام خاصی قائل هستم. چون خودم هم بعدها معلم شدم. این یک واقعیت بود که خدا را سر شاهد می‌گیرم الان می‌گویم و هیچ جا حرف نزدم و هیچ وقت هم نگفتم البته چند بار هم در تلویزیون از من سوال کردند که در این باره بگو من اجازه ندادم به خودم که حرف بزنم. ما هیچ وقت به معلممان بی‌احترامی نکردیم حتی به آقای دهداری. اما آنقدر جو آن اردو برای ما سنگین شد و آنقدر اذیت شدیم که ناچاراً بعضی کارها صورت گرفت. بر فرض مثال اگر من بودم یا دو نفر دیگر بود مثلاً می‌گفتند که این دو سه نفر آدم یاغی هستند پس این‌ها مقصر هستند اما ۱۶ نفر آن نامه را امضا کردند. به این برکتی که جلوی من است دو نفرشان هم آمدند گفتند آقایان اجازه بدهید ما امضای مان را برداریم! گفتیم کسی اجبار نکرده است. چیزی که شما دیده‌اید و شرایط را درک کرده‌اید را امضا کردید اگر همین ۱۴ نفر امضا کرده‌اند شما هم دو نفر اضافه بودید حالا می‌گویید خط بزنیم؟ چشم خط می‌زنیم. هیچ اجباری در این قضیه نیست. ما از وضعیت موجود خیلی ناراحت بودیم که اذیت شدیم وگرنه ما نه به کسی بی‌احترامی کردیم و نه.‌.. اگر فقط من بودم و اشتباه می‌کردم می‌گفتم حق دارند. اما چطور می‌شود که ۱۶ بازیکن حالا من می‌گویم ۱۴ بازیکن عین همه آنها امضا کردند و حتماً یک چیزی بود که آن ۱۴ نفر به صدا درآمدند و از ناراحتی آنجا را امضا کردند.

۸ نفر در یک اتاق می خوابیدیم

درخشان درباره وضعیت اردوی تیم ملی در همان دوران گفت: آن زمان ما در خوابگاه نصرت ۸ نفر در یک اتاق می‌خوابیدیم. غذایی که برای ما می‌آوردند غذای کارمندی بود.

نشستن جای علی پروین آسان نبود

درخشان در این باره که چطور توانست جرات کند و به جای علی پروین سرمربیگری تیم پرسپولیس را بلافاصله بعد از اسطوره محبوب این تیم بر عهده بگیرد گفت: پروین خیلی محبوب بود خیلی. البته این یک داستانی دارد من نباید این را بگویم ولی می‌گویم. از دوستان خیلی خوب با من تماس گرفتند. با من چند بار جلسه گذاشتند. بعد من به آنها گفتم که این آدم یعنی علی پروین جایگاهش در نزد مردم خیلی بالاست و نشستن روی نیمکتی که صندلی بوده که جای او بوده کار سختی است و این مسئولیت را از من جدا کنید به من ندهید.

پروین هم راهنمایی ام نکرد

به آنها گفتم آقای پنجعلی هستند، آقای محمدخانی هستند و کسان دیگری هم هستند و شما لطف کنید به آنها چنین پستی را پیشنهاد کنید. به من گفتند ما نشسته‌ایم و به این اجماع رسیده ایم که شما بنشینید. دو سه جلسه داشتیم و خدا وکیلی این را بگویم یک روز خودم رفتم به آقای پروین گفتم که چنین موضوعی پیش آمده. گفته‌اند که من باید جای شما بنشینم شما صلاح چه می‌دانید؟ گفت خودت می‌دانی به من ربطی نداره. گفتم من اومدم با شما مشورت کنم اگر خودم می‌دونستم که نمیومدم پیش شما تصمیم بگیرم خودم تصمیمم رو می‌گرفتم.

جای پروین را خالی گذاشتم

به اون عزیزان گفتم که فرصت می‌خواهم و آن عزیزان رفتند و ۷۲ ساعت بعد باز برگشتند. منو صدا کردند و رفتم جایی و بنا بر دلایلی که برای من آوردند گفتند که تکلیف است که شما انجام بدهید. من هم گفتم چشم اما این شرایط را باید شما کمک کنید که گفتند هر کمکی شما بگویید ما انجام می‌دهیم. من هم گفتم پس نیمکت علی آقا خالی باشد کسی ننشیند من این طرف تر می‌نشینم. یعنی محمود خان خوردبین بنشیند و بعد من نفر سوم بنشینم.‌ بقیه کارهارم از آنها خواستم که گفتند باشه. به این شکل شد که این مسئولیت را گردن من گذاشتند و من هم با دل و جان این را پذیرفتم و انجام دادم اما دیدید که چه تیمی ساختیم و اون تیم مورد کم لطفی فدراسیون هم قرار گرفت. مثلاً در فلان بازی شبانه ۷ نفر را محروم کردند و بازی ما را هم در بندرعباس انداختند.

به داور دربی گفته بودند پرسپولیس برنده نشود

رهبری فرد با اشاره به درگیری دیدار پرسپولیس و استقلال در سال ۷۳ از درخشان پرسید اگر الان هم به آن زمان برگردید باز آن اتفاقات رخ می‌دهد که درخشان گفت: ببینید! اگر به یاد داشته باشید در لیگ قهرمانان اروپا تیم میلان سه بر صفر در فینال از لیورپول جلو بود و تیم سه بر صفر به رختکن رفت. نیمه دوم آمدند و بازی سه بر سه شد و در نهایت لیورپول با پنالتی میلان را شکست داد و قهرمان شد. ما هم آن بازی رو نباخته بودیم بازی دو بر دو شده بود تا اینجا درست؟ بعد هم ما ۱۰ نفره شدیم. می‌دونی چرا آن دعوا اتفاق افتاد؟ به خاطر قضاوت بد داور (ابهران) بود که تماشاگران را عصبانی کرد و تماشاگران به داخل زمین ریختند. این را برای اولین بار می‌گویم. به داور آن بازی گفته بودند که این مسابقه نباید برنده داشته باشد. ضمن اینکه گفته بودن اگر هم برنده داشت نباید پرسپولیس برنده باشه. سال‌ها بعد صدایش از جای دیگری درآمد که آن طرف به زبان آمد و گفت من یک اشتباهی کردم. داور آن مسابقه و اقرار داور (ابهران) مشخص کرد که چه شده بود. مثلاً ما در آن بازی دو بر صفر جلو بودیم. نیازی نبود که ما به آن شکل بازی کنیم ولی همان بازیکن که رضا شاهرودی روی او خطا کرد (محمد تقوی) روی رضا خطا کرده بود و به خود رضای ما (شاهرودی) کارت زرد داد. اگر شاهرودی هم این را تایید کرده دقیقاً درست گفته است.

رهبری فرد: ابهران گل سالم گل به استقلال خوزستان را هم آفساید گرفت

رهبری فرد برای تایید بخشی از صحبت‌های حمید درخشان درباره قضاوت‌های ابهران برای تیم پرسپولیس به مسابقه این تیم مقابل استقلال خوزستان اشاره کرد و گفت: در یک بازی این داور گل سالم بهزاد غلامپور را هم آفساید اعلام کرد. توپی که او از وسط زمین زده بود. درخشان هم گفت بله آفرین. یک بچه کوچک می‌دانست که یک شوت مستقیم آفساید ندارد.

رهبری فرد: شما پست فوتبالم را تغییر دادید

رهبری فرد در توضیح آن دعوای معروف دربی سال ۱۳۷۳ گفت: شما در آن بازی من را دفاع راست گذاشته بودید. اول اینو بگویم من وقتی آمدم پرسپولیس دفاع وسط بودم تا آمدم به پرسپولیس. نیم فصل اول تیم فتح رضایت‌نامه من را نمی‌داد و من فقط تمرین می‌کردم. آخر سر خودم ۸۰۰ هزار تومان از جیبم دادم و قرض کردم تا به پرسپولیس بیایم.‌ اولین بازی مان هم با تیم آستان قدس ساری بود که من آمدم تا کنار تیم بازی کنم. شما شب بازی به من گفتی دفاع راست می‌تونی بازی کنی من یک مقدار به شما نگاه کردم و گفتم حمید خان من دفاع وسط هستم به من گفتید می‌تونی بازی کنی. گفتم می‌تونم گفتید می‌تونی. بعد که شما گفتید می‌تونی گفتم اگر شما می‌گید حتماً می‌تونم. آن روز دوبار پاس گل دادم. یک بار پاس دادم که برای آقا فرشاد که روی او پنالتی شد و یکی دیگر هم دادم که فکر کنم جمشید شاه محمدی گل زد. یک ضربه هم جواد منافی از وسط زمین زد که سه بر صفر بازی را بردیم.

هرجا سرمربی بودم استقلال را شکست دادم و هرگز به آنها نباختم

درخشان با اشاره به این موضوع که هرگز به استقلال نباخته و با هر تیمی بوده توانسته استقلال را شکست بدهد گفت: من هرگز به استقلال نباختم و در هر تیمی بودم توانسته‌ام استقلال را شکست بدهم. من با پیکان استقلال را شکست دادم. با شهرداری تبریز استقلال را شکست دادم. با داماش گیلان این تیم را بردم. با پرسپولیس شکست دادم. با شاهین بوشهر هم استقلال را شکست دادم. در دربی دو - یک بردیم. هم امیر قلعه نویی که تا آن زمان به هیچکس نباخته بود یعنی به پرسپولیس نباخته بود.

سریال پژمان و تعجب مردم

در ادامه خاطرات مربوط به سریال پژمان مطرح شد که حمید درخشان گفت: عجب سریالی بود و در ادامه توضیح داد: هنوز هم هر کسی منو می‌بینه درباره آن سریال سوال می‌کنه و می‌گه این‌ها قبلاً خودشان بازیگر بودند؟ همه تعریف می‌کنند و این برای خود من جالب است.

مهدوی کیا را از بانک ملی آوردم

درخشان در واکنش به سوال اینکه آیا مهدوی کیا را هم شما کشف کردید گفت: من از خود تو(رهبری فرد) سوال کردم که مهدوی کیا بچه محل شماست؟ آن زمان مهدی آقای گل امیدها در تیم بانک ملی بود. ما اون فصل تیم خیلی خوبی بستیم. محسن رنجبران را به خاطر دارید بازیکن شیرازی. دفاع راست گذاشتم که یک شوت زد بازی با استقلال خورد به تیر دروازه و تیر می‌لرزید. همان بازیکن در تمرین مهرداد میناوند خدابیامرز را کشته بود از بس می‌رفت توی سر توپ می زد و برمی‌گشت. همین خدابیامرز مهرداد میناوند را من رفتم از فیروز کریمی از پاس گرفتم. امامی فر، مهرداد خدابیامرز، رنجبران، نعیم سعداوی، بهنام طاهرزاده در بهترین بازی سال آمد و گل زد. بچه‌ها با بهنام طاهرزاده بدرفتاری می‌کردند. من دقیقه ۸۰ که می‌خواستم او را به زمین بفرستم محمد پنجعلی گفت نکن این کار رو! اما گفتم بذار بره و بازی کنه و رسید داخل و مجید نامجو پاس داد و او هم گل زد که بازی را سه بر صفر بردیم. اصلاً چه کسی فکر می‌کرد بهنام طاهرزاده گل بزند.

تیمی بستم که ۹ نفرش ترانسفر شدند

درخشان اضافه کرد: باغمیشه، ادموند بزیک، علی دایی از تجارت، افشین پیروانی و یحیی گل محمدی را از تجارت آوردم. ببینید چه تیمی را بستم که امیر عابدینی ۹ نفر از آن تیم را ترانسفر کرد.

کریم باقری را من به پرسپولیس آوردم

وی خاطرنشان کرد: خدا رحمت کند آقای صفی‌زاده را. من رفتم و کریم باقری را هم از او گرفتم آوردم. کریم باقری آن زمان کشاورز بازی می‌کرد. صفی‌زاده گفت حمید! هر کس غیر از تو می‌آمد من کریم را نمی‌دادم اما به او گفتم من آمده‌ام و روی من را زمین ننداز. گفت برو و ۱۰ میلیون تومان پول بیاور من کریم را بدهم. آمدم به امیر عابدینی گفتم یک چک بنویسید ۱۰ میلیون تومان. گفت راست می‌گی؟ گفتم بله راست میگم.

ناصر محمدخانی استثنایی بود

فوتبالیست اسبق تیم پرسپولیس درباره یکی از هم‌تیمی‌های قدیمی‌اش در این تیم در دهه ۶۰ گفت: ناصر محمدخانی فوتبالیست گردن کلفتی بود که فوتبالش بی‌نظیر بود. او خیلی قوی فوتبال بازی می‌کرد ما یک دربی را سه بر صفر برنده شدیم که شاهرخ بیانی گل زد. ناصر از وسط زمین یک توپ را گرفت و انداخت بغل جعفر مختاری‌فر، جعفر دنبالش رفت و آمد از کنار سعید مراغه‌چیان رد شد، سعید دوتا شد! آمد بغل رضا رجبی و شدن سه نفر این سه نفر آمدند تا داخل ۱۸ قدم استقلال و بعد توپ را کرد داخل دروازه. البته پاس آخر را به شاهرخ بیانی داد که او هم گل زد. خدا بیامرز ناصر حجازی هم درون دروازه بود. همون بازی که سه بر صفر برنده شدیم یک بار روی ناصر پنالتی شد که شاهرخ گل زد. یک گل دیگر هم شاهرخ در جریان بازی زد و یک گل هم خودش زد. می‌خوام بگویم اینقدر استثنایی بود.

از بس بازیکن خوب بود به قلعه‌نویی بازی نمی‌رسید

رهبری فرد با نمایش تصویری از امیر قلعه‌نویی و حمید درخشان در کنار یکدیگر با پیراهن تیم ملی درباره آن روز و آن لحظه سوال کرد که درخشان گفت: این همان مسابقه‌ای است که من به علی دایی پاس دادم و به ژاپن گل زد. آن زمان اینقدر بازیکن خوب زیاد بود که به امثال امیر قلعه‌نویی خیلی بازی ملی نمی‌رسید. در ادامه بهروز رهبری‌فرد هم تایید کرد و گفت قلعه نویی بازی ملی خیلی کمی دارد.

دلیل سئوال درباره اسم مادر فوتبالیست ها

در ادامه این گفتگوی جذاب بحث پرسیدن نام مادر بازیکنانی که در آکادمی‌های فوتبال حضور دارند مطرح شد که رهبری فرد گفت: ظاهرا برخی از مدیران این آکادمی‌ها برای موضوعات جادو و جنبل اسم مادر بازیکنان را می‌پرسند. که حمید درخشان هم این موضوع را تایید کرد.

فنی از کیروش انتقاد کردم

درخشان با اشاره به انتقادش از کارلوس کیروش و سبک فوتبالی اش گفت که من از ابتدا از او انتقاد می‌کردم و در ادامه توضیح داد: اگر به یاد داشته باشید ما رفتیم به عراق باختیم و اوت شدیم(جام ملتهای آسیا). من به خبرنگار که از من سوال کرده بود گفتم من با دلایل فنی از او ایراد می‌گیرم. گفتم من بازیکن تیم ملی یا سرمربی تیم نیستم و به عنوان یک شهروند ایرانی می‌خواهم از این آقا سوال کنم که با این تیم چرا ما رفتیم و به عراقی که آن زمان لیگ نداشت باختیم؟ این را به ما فوتبالی‌ها توضیح بدهد که بفهمیم چرا باختیم؟ فنی هم توضیح بدهد؟

دفاع کردن مثل خراب کردن راحت است

وی ادامه داد: درباره بازی ایران و آرژانتین در جام جهانی ۲۰۱۴ هم همین وضعیت پیش آمد که ما ۱۱ نفره دفاع می‌کردیم. به طور کلی دفاع کردن خیلی راحت است. شما وقتی می‌خواهید یک ساختمان خراب کنید با سه تا آدم می‌توانید این کار را انجام بدهید اما اگر بخواهید آن را بسازید باید ۵۰ نفر را به صف کنید. محاسبات، نقشه کش، محاسبات فنی، معمار، مهندس ناظر و... پس خیلی آدم می‌خواهد. فوتبال تهاجمی خیلی برنامه‌ها و نقشه‌ها می‌خواهد پروسه‌اش خیلی سخت است. تاکتیک‌های مخصوص می‌خواهد که شما شرایطی ایجاد کنید که توپ را جلوی دروازه ببرید و آن را وارد دروازه کنید. اما در دفاع کردن به بهروز می‌گویند از اینجا تکان نخور و این راه‌ها را هم ببند. پس خیلی سخت نیست. در ضد حمله هم آنها یک اشتباه می‌کنند و ما می‌رویم. با کیروش بیشتر بازی‌ها یک بر صفر بوده است. آمدیم و در بازی با بوسنی سه گل خوردیم چون خواستیم یک مقدار فوتبال بازی کنیم.

آن روز در تلویزیون میکروفن‌ام باز بود

درخشان درباره روزی که در تلویزیون با میکروفون باز از کیروش انتقاد کرده بود گفت: ما نمی‌دانستیم هنوز میکروفون‌ها باز است تصویرمان رفت و پرویز مظلومی به من گفت این تیم برود ۱۰ تا گل می‌خورد. خدا به سر شاهد است من هم نمی‌دانستم که میکروفون باز است من هم گفتم با این سبکی که این‌ها بازی می‌کنند آنجا نتیجه خوبی نمی‌گیرند چون فوتبال خوب بازی نمی‌کنند ولی خوب دفاع می‌کنند. این پخش شد و همه انتقاد کردند ولی من گفتم واقعیت رو گفتم و این از دید من از نظر فنی این بوده است. ما مگر سه دوره با کیروش جام جهانی نرفتیم! توانسیم مرحله بالاتر برویم؟

کالدرون حرف مرا زد ولی به او حمله نشد

درخشان در ادامه با ذکر یک خاطره گفت: اینو باید بگویم چون خیلی جالب است. زمانی که کالدرون آرژانتینی را برای تیم ملی آوردند را به یاد دارید؟ تیم ما گل نمی‌زد و سرمربی آمد گفت ما تیم مان این همه موقعیت ایجاد می‌کند آیا من باید بروم گل بزنم؟ خبرنگاران گفتند راست می‌گوید او که نباید برود گل بزند و همین حرف را هم من زدم ولی همه هجمه‌ها روی من ایجاد شد که چرا این حرف را زده است؟ آن زمان هم این هجمه‌ها روی من بود. طارمی و علیپور توپ را بیرون می‌زدند همه از چشم من می‌دیدند.

 

مرگ هادی نوروزی مانع از اخراج برانکو شد

درخشان گفت: برانکو آمد جای من توپها رفتند توی گل و همه گفتند او خوب است. خسارتش را من دادم. خدا را هم شکر می‌کنم که اقلاً زمان آقای برانکو درست شد. اگر به خاطر داشته باشید برانکو هم تا زمانی که هادی نوروزی از دنیا نرفته بود بد نتیجه می گرفت حتی دو هفته بعدش می‌خواستند او را بردارند چون نتایج تیم بد بود اما مرگ نوروزی بیعتی شد که همه همقسم شدند که آن تیم استارت خورد و روزگار قشنگ برایش به وجود آمد.

سیستم محبوب درخشان

وی درباره سیستم مورد علاقه‌اش برای یک تیم فوتبالی گفت: چون من فوتبالیست تهاجمی بودم و رو به جلو بازی می‌کردم به این سبک علاقه دارم من اعتقادی به دفاع نداشتم. زمان خودت(بهروز رهبری فرد) هم ۶ تا گل می زدیم. در اصفهان به ذوب آهن ۵ گل زدیم. آستان قدس را در تهران با ۱۰ گل شکست دادیم. شاهین بوشهر را با ۱۰ گل شکست دادیم. من اصلاً فلسفه دفاعی در زندگی ام ندارم چون خودم رو به جلو بودم. دفاع کردن را هم بلدم اما رو به جلو بازی کردن را از همه چیز بیشتر بلدم چون دوستش دارم. و از آن لذت می‌برم. سیستم محبوب من ۳-۳-۴ است.

پنجعلی بغل دستی اش را به دردسر نمی انداخت

درخشان درباره تیم رویایی‌اش هم گفت: من دوست داشتم احمدرضا عابدزاده درون دروازه تیمم بایستد. او یک فوتبالیست عالی در سطح روحی روانی بود.‌ به لحاظ فنی هم خوب بود. دفاع وسط‌هایم یکی محمد پنجعلی گذاشتم چون نمی‌توان او را انکار کرد. می‌توانید بگویید مجتبی محرمی در دفاع چپ بد بود؟ روی دست مجتبی محرمی نداشتیم. شما وقتی کنار یک فوتبالیست خوب بازی می‌کنید تازه متوجه می‌شوید که فوتبال خوب یعنی چه. مادامی که این کارو نکردید متوجه نمی‌شوید من چه می‌گویم. شما کنار پنجعلی بازی کردید؟ بازی نکردید. آقا بهروز اگر شما بازی می‌کردید متوجه می‌شدید من چه می‌گویم. هر زمان کنار پنجعلی بازی می‌کردید هرگز شما را به دردسر نمی‌انداخت.

زرینچه ذخیره مهدوی‌کیا باشد

درخشان برای دفاع جلوزن تیمش هم پس از کمی فکر کردن گفت: خیلی سخت است اما اگر فوتبالی بخواهید بگویم یک نفر بود که البته عمر فوتبالی اش خیلی کوتاه بود. شما ندیدید اما من دیدم. رضا رجبی خیلی خوب بود. در دفاع راست چه فکر می‌کنم یکی مثل جواد زرینچه را می‌گذاشتم. مهدوی کیا هم خوب بود کسی که بتواند ۷ فصل در هامبورگ در دفاع راست فوتبال بازی کند یعنی فوق العاده است. البته من ترکیب را اصلاح می‌کنم و مهدی مهدوی‌کیا را دفاع راست می‌گذارم و جواد زرینچه را ذخیره او.

ناصر محمدخانی

چنگیز و ناصر بال چپ و راست

سرمربی اسبق پرسپولیس درباره ۳ هافبک میانی تیمش گفت: کریم باقری. مجید نامجومطلق هم یکی دیگر از انتخاب‌ها بود. در بال راست هم ناصر محمدخانی. کنار کریم و مجید هم سید مهدی ابطحی رو می‌گذاشتم هافبک چپ. حمید علیدوستی در دارایی گوش چپ بازی می‌کرد اما بعداً آمد و فوروارد نوک بازی کرد پس من او را در نوک خط حمله می‌گذارم. در بال چپ هم می‌توانم بگویم عبدالعلی چنگیز.

 

استانکو اول‌ها مهدوی کیا را قبول نداشت

درخشان در این باره که هر بازیکنی در پرسپولیس بازی بکند یا نکند چه بلایی سرش می‌آید گفت: این حرف که اگر در پرسپولیس بازی کنید که کرده‌اید ولی اگر نکنید نابودید را مهدی مهدوی کیا به من گفت.‌ زمانی که با او صحبت می‌کردم که او را به پرسپولیس بیاورم به من گفت آقا حمید! پرسپولیس اینقدر بازیکن بزرگ دارد که اصلاً به من شانسی نمی‌رسد. به او گفتم مهدی تا زمانی که من مربی هستم تو مطمئن باش که من به تو بازی میدم. خدا سر شاهده استانکو می‌گفت من او را نمی‌خواهم ولی من پافشاری کردم. گفتم او خیلی خوب است. اولین حرفی که استانکو به من زد گفت این اورجینال نیست او استاندارد نیست. می‌دانید که یک بازیکن اروپایی باید قد بلند و عضلات خوب داشته باشد و یک سری مشخصات فیزیکی اما رفتیم چهارجانبه اصفهان نقش جهان او را گذاشت و شب آمد گفت خدای بزرگ! باور نمی‌کنم، نمی‌تونم باور کنم. بعد که میومدیم تیم را ارنج کند می‌گفت مهدی راست. اول از همه مهدی را می‌گذاشت.

 

منبع: خبر ورزشی
محل برند شما
ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث