فسخهای میلیاردی در پرسپولیس؛ اشتباه مدیریتی یا صرفهجویی پنهان؟
باشگاه پرسپولیس روز ۲۰ تیر ۱۴۰۵ بهصورت رسمی اعلام کرد امید عالیشاه و میلاد سرلک با توافق دوطرفه از این تیم جدا شدهاند. در اطلاعیه مربوط به سرلک صراحتاً از «فسخ توافقی قرارداد» نام برده شد، اما هیچ عدد یا جزئیاتی درباره نحوه تسویه مالی در اختیار هواداران قرار نگرفت.
چند روز بعد، در سوم مرداد، قرارداد محمدامین کاظمیان نیز با توافق طرفین فسخ شد. باشگاه فقط اعلام کرد این تصمیم پس از بررسیهای فنی کادر مربیگری و مدیریت و با در نظر گرفتن منافع دو طرف اتخاذ شده است. در این اطلاعیه نیز اشارهای به مبلغ پرداختی، بخشش مطالبات یا درآمد حاصل از جدایی وجود نداشت.
| بازیکن | نوع جدایی اعلامشده | آخرین وضعیت |
|---|---|---|
| امید عالیشاه | توافق دوجانبه | مقصد رسمی جدید اعلام نشده |
| میلاد سرلک | فسخ توافقی | پیوستن به فولاد خوزستان |
| محمدامین کاظمیان | فسخ توافقی | پیوستن به گلگهر سیرجان |
همین سکوت مالی باعث شده دو روایت متفاوت شکل بگیرد: روایت نخست میگوید پرسپولیس برای خالی کردن فهرست، بخشی از مطالبات بازیکنان را پرداخت کرده است؛ روایت دوم این احتمال را مطرح میکند که بازیکنان برای دریافت رضایتنامه رایگان، از قسمتی از حقوق قراردادی خود صرفنظر کردهاند. بدون انتشار توافقنامهها یا توضیح رسمی مدیریت، هیچکدام از این دو روایت را نمیتوان درباره هر سه نفر قطعی دانست.
فسخ توافقی الزاماً به معنای پرداخت غرامت نیست
براساس اصل ثبات قرارداد در مقررات وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا، قرارداد حرفهای با پایان مدت آن یا با توافق متقابل بازیکن و باشگاه خاتمه پیدا میکند. اما عبارت «توافق متقابل» بهتنهایی مشخص نمیکند کدام طرف پول پرداخت کرده یا چه میزان از مطالبات بخشیده شده است. این موضوع کاملاً به متن توافق نهایی بستگی دارد.
در یک فسخ توافقی ممکن است باشگاه بخشی از دستمزد باقیمانده بازیکن را بپردازد تا او با جدایی موافقت کند. در حالت دیگر، بازیکن برای آزاد شدن و عقد قرارداد با تیم جدید، از مطالبات یا بخشی از قرارداد آیندهاش میگذرد. حتی ممکن است تسویه بهصورت ترکیبی انجام شود؛ برای مثال، باشگاه مطالبات فصل گذشته را پرداخت کند و بازیکن از حقوق فصل بعد صرفنظر کند.
بنابراین گزاره «فسخ توافقی یعنی پرسپولیس حتماً بخشی از قرارداد فصل آینده را پرداخت کرده» از نظر حقوقی دقیق نیست. انتقاد اصلی باید متوجه نبود شفافیت مالی باشد، نه نتیجهگیری قطعی درباره پرداخت پولی که هنوز سند رسمی آن منتشر نشده است.
پرونده میلاد سرلک؛ آیا پرسپولیس میتوانست رضایتنامه بگیرد؟
میلاد سرلک تنها یک روز پس از اعلام جدایی از پرسپولیس، با قراردادی یکساله به فولاد خوزستان پیوست. این سرعت انتقال نشان میدهد او هنگام فسخ قرارداد، برای ادامه فعالیت خود گزینهای جدی داشته است.
در نگاه نخست میتوان پرسید چرا فولاد مستقیماً برای جذب بازیکن با پرسپولیس مذاکره نکرد و مبلغی بهعنوان رضایتنامه نپرداخت. پاسخ احتمالی در قدرت چانهزنی طرفین قرار دارد. وقتی بازیکنی در فهرست مازاد سرمربی قرار میگیرد و باشگاه بهطور آشکار خواهان خروج اوست، تیمهای خریدار انگیزهای برای پرداخت رقم بالا ندارند؛ آنها میتوانند منتظر بمانند تا بازیکن آزاد شود.
از سوی دیگر، انتقال بازیکن تحت قرارداد فقط به توافق دو باشگاه وابسته نیست و خود بازیکن نیز باید مقصد، دستمزد و شرایط قرارداد جدید را بپذیرد. پرسپولیس نمیتوانست سرلک را برخلاف میلش به باشگاه دیگری بفروشد.
بااینحال، پیوستن سریع او به فولاد این پرسش را معتبر نگه میدارد که آیا مدیران پرسپولیس پیش از فسخ، امکان یک انتقال سهجانبه را بهطور جدی بررسی کردهاند یا نه. نبود پیشنهاد رسمی دارای رضایتنامه با رایگان بودن انتقال تفاوت دارد و باشگاه باید توضیح دهد کدام حالت رخ داده است.
پرونده کاظمیان؛ خروج رایگان یا بخشی از یک معامله بزرگ؟
پرونده محمدامین کاظمیان پیچیدهتر است. او پس از فسخ با پرسپولیس، قراردادی سهساله با گلگهر امضا کرد. در ظاهر، باشگاه بازیکنی را که مشتری مشخص داشته آزاد کرده است؛ اما گزارش ایسنا روایت متفاوتی ارائه میدهد.
براساس این گزارش، پرسپولیس برای جذب پوریا لطیفیفر از گلگهر، ۱۲۰ میلیارد تومان پرداخت کرده و کاظمیان را نیز در اختیار باشگاه سیرجانی قرار داده است. اگر این اطلاعات دقیق باشد، کاظمیان عملاً بدون ارزش اقتصادی از پرسپولیس خارج نشده و بخشی از بسته انتقال بازیکن جدید بوده است؛ حتی اگر از نظر ثبتی ابتدا قراردادش فسخ شده باشد.
مشکل اینجاست که اطلاعیه رسمی پرسپولیس درباره جذب لطیفیفر فقط قرارداد چهارساله او را تأیید کرد و درباره مبلغ رضایتنامه یا نقش کاظمیان چیزی نگفت. باشگاه همچنین در اطلاعیه فسخ کاظمیان، انتقال او بهعنوان بخشی از معامله با گلگهر را اعلام نکرد.
بنابراین دو احتمال وجود دارد: یا گزارش مربوط به معامله «۱۲۰ میلیارد تومان بهاضافه کاظمیان» دقیق است و باشگاه ارزش بازیکن را در خرید لطیفیفر به کار گرفته؛ یا کاظمیان واقعاً بهصورت آزاد جدا شده و سپس مستقل با گلگهر قرارداد بسته است. روشن شدن این موضوع میتواند بخش مهمی از انتقاد اقتصادی مطرحشده را تأیید یا رد کند.
پرونده عالیشاه؛ ارزش مالی یا پایان محترمانه؟
امید عالیشاه برای فصل جدید نیز با پرسپولیس قرارداد داشت، اما پس از قرار گرفتن خارج از برنامههای فنی، با توافق دوطرفه جدا شد. برخلاف سرلک و کاظمیان، هنوز مقصد رسمی جدیدی برای او اعلام نشده است.
در روزهای نخست پس از جدایی، از فولاد و سپاهان بهعنوان مشتریان احتمالی عالیشاه نام برده شد؛ بااینحال مدیرعامل فولاد بعداً انجام مذاکره برای جذب او را رد کرد. بنابراین وجود علاقه رسانهای به یک بازیکن، الزاماً به معنای ارائه پیشنهاد رسمی همراه با پرداخت رضایتنامه نیست.
در مورد بازیکنی باسابقه که سالهای زیادی کاپیتان تیم بوده، باشگاه ممکن است به دلایل مدیریتی و انسانی با جدایی بدون دریافت مبلغ موافقت کند. اعطای رضایتنامه رایگان میتواند نوعی امتیاز برای خدمات گذشته بازیکن تلقی شود. این تصمیم از نظر احساسی قابل دفاع است، اما در یک باشگاه بورسی و گرفتار محدودیت منابع باید آثار مالی آن نیز شفاف باشد.
پرسش اساسی این نیست که چرا پرسپولیس برای عالیشاه مراسم مزایده برگزار نکرد؛ پرسش این است که برای پایان قرارداد او چه مبلغی پرداخت یا چه میزان از مطالبات بخشیده شده است.
چرا اعلام فهرست مازاد قدرت باشگاه را کاهش میدهد؟
باشگاهی که قصد درآمدزایی از فروش بازیکن دارد، نباید پیش از یافتن مشتری، نشان دهد به هر قیمتی خواهان خروج اوست. وقتی نام یک بازیکن در فهرست مازاد منتشر میشود، باشگاه مقصد میداند فروشنده برای خالی کردن سهمیه و کاهش هزینه دستمزد عجله دارد.
در چنین شرایطی خریدار میتواند پرداخت رضایتنامه را نپذیرد و منتظر فسخ قرارداد بماند. بازیکن نیز ممکن است ترجیح دهد آزاد شود؛ زیرا بهعنوان بازیکن آزاد قدرت بیشتری برای مذاکره بر سر دستمزد، پاداش عقد قرارداد و انتخاب تیم خواهد داشت.
پرسپولیس شاید با فسخ این قراردادها، از پرداخت کل دستمزد فصل آینده و نگه داشتن بازیکنان ناراضی جلوگیری کرده باشد. این صرفهجویی باید با درآمد ازدسترفته احتمالی از رضایتنامه و مبالغ پرداختشده برای فسخ مقایسه شود. بدون اعلام اعداد، قضاوت اقتصادی دقیق ممکن نیست.
آیا مدیران پرسپولیس مرتکب اشتباه شدند؟
درباره میلاد سرلک، احتمال ازدسترفتن درآمد قابل طرح است، زیرا او بلافاصله مشتری قطعی پیدا کرد؛ اما مدرکی وجود ندارد که فولاد حاضر بوده برای انتقالش به پرسپولیس پول بدهد.
درباره محمدامین کاظمیان، انتقاد خروج رایگان با گزارش مربوط به معامله لطیفیفر تعارض دارد. اگر کاظمیان بخشی از این معامله بوده باشد، باشگاه از ارزش قراردادی او استفاده کرده، هرچند ساختار و هزینه نهایی معامله همچنان قابل نقد است.
درباره امید عالیشاه نیز هنوز مشخص نیست پیشنهادی رسمی برای خرید او وجود داشته است. سن، مبلغ قرارداد، خواسته بازیکن و سیاست پایان محترمانه همکاری میتوانند امکان دریافت رضایتنامه را کاهش داده باشند.
در نتیجه، در شرایط فعلی نمیتوان با قطعیت گفت پرسپولیس برای هر سه بازیکن «پول پرداخت کرده تا آنها جدا شوند». آنچه قطعی است، فسخ توافقی قراردادها و منتشر نشدن جزئیات مالی آنهاست. همین نبود شفافیت، زمینه شکلگیری ابهام و انتقاد را فراهم کرده است.
مدیران باشگاه باید به چه سؤالاتی پاسخ دهند؟
مدیریت پرسپولیس بدون انتشار بندهای محرمانه قراردادها میتواند چند موضوع کلی را روشن کند: آیا برای فسخ هر بازیکن مبلغی پرداخت شده است؟ چه میزان از تعهدات فصل آینده حذف شده؟ آیا پیشنهاد رسمی برای انتقال وجود داشت؟ کاظمیان بخشی از معامله لطیفیفر بوده یا بهعنوان بازیکن آزاد راهی گلگهر شده است؟
پاسخ به این پرسشها مشخص میکند تصمیمهای تابستانی واقعاً باعث زیان باشگاه شدهاند یا مدیریت با پرداخت مبلغی محدود، تعهدات بزرگتری را از تراز مالی فصل آینده حذف کرده است.
در فوتبال حرفهای، درآمدزایی از بازیکنان فقط به فروش آنها محدود نمیشود؛ کاهش تعهد دستمزد، استفاده در معامله بازیکن دیگر و آزاد کردن سهمیه نیز ارزش اقتصادی دارد. اما این ارزش زمانی قابل سنجش است که اعداد و ساختار معاملات روشن باشند.
پرسپولیس شاید در بخش فنی تصمیم گرفته باشد فهرست خود را سریع بازسازی کند، اما در بخش مالی هنوز توضیح قانعکنندهای به هواداران نداده است. تا زمان انتشار جزئیات، انتقاد از عدم شفافیت کاملاً وارد است؛ ولی ادعای قطعی پرداخت پول به هر سه بازیکن یا ازدسترفتن رضایتنامه آنها، هنوز به شواهد بیشتری نیاز دارد.