طوفان بهروز سلطانی علیه پرسپولیس، تاج و استقلال؛ از اردوی ترکیه تا حمله به محسن خلیلی
بهروز سلطانی در گفتوگوی تازه خود، برگزاری اردوی آمادهسازی پرسپولیس در ترکیه را با توجه به شرایط اقتصادی کشور زیر سؤال برد. او معتقد است تیمی با میلیونها هوادار در نقاط مختلف ایران میتوانست اردوی پیشفصل را در مناطق خوشآبوهوایی مانند سرعین یا دامنههای سبلان برگزار کند و منابع ارزی باشگاه را داخل کشور نگه دارد.
پرسپولیس از اول مرداد اردویی ۱۱ تا ۱۲ روزه را در ارزروم ترکیه آغاز کرد و روز ۱۱ مرداد پس از انجام تمرینات بدنسازی، تاکتیکی و چند مسابقه تدارکاتی به تهران بازگشت. باشگاه این اردو را بخشی از برنامه مهدی تارتار برای آمادهسازی تیمی دانسته که در تابستان تغییرات زیادی در فهرست بازیکنان و کادر فنی داشته است.
انتقاد از هزینه ارزی اردو، بهخصوص در شرایط دشوار اقتصادی، پرسشی مشروع است؛ اما مبلغ دقیق اردو، قرارداد هتل، هزینه پرواز و مخارج مسابقات تدارکاتی بهصورت عمومی منتشر نشده است. بنابراین نمیتوان رقم «میلیاردها تومان» را مستقلاً تأیید کرد یا درباره گرانتر بودن قطعی اردو در ترکیه نسبت به اردوی داخلی قضاوت دقیقی داشت.
ادعای احتمالی وجود «زدوبند» نیز بدون ارائه سند مطرح شده است. انتخاب کمپ خارجی میتواند از نظر کیفیت زمین، امکانات بدنسازی، دسترسی به حریف تدارکاتی و تمرکز بازیکنان توجیه فنی داشته باشد. در مقابل، باشگاه موظف است برای جلوگیری از چنین ابهامهایی، جزئیات کلی هزینه و شیوه انتخاب محل اردو را شفاف کند.
دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ عددی نزدیک اما نه دقیق
سلطانی برای نشان دادن هزینه سنگین اردوی خارجی از عبارت «دلار ۲۰۰ هزار تومانی» استفاده کرد. نرخ دلار بازار آزاد در روز یکشنبه ۱۱ مرداد، بسته به ساعت و مرجع ثبت، عمدتاً بین ۱۹۰ تا ۱۹۳ هزار تومان گزارش شده است؛ بنابراین عدد ۲۰۰ هزار تومان بیشتر یک بیان تقریبی و هشداردهنده است تا نرخ دقیق روز.
بااینحال، اصل نگرانی او درباره تأثیر نرخ ارز بر هزینه اردو قابل انکار نیست. حتی با دلار ۱۹۰ هزار تومانی، پرداخت هزینه اقامت، اجاره زمین، حملونقل و خدمات جانبی برای یک کاروان چنددهنفره میتواند رقم بالایی ایجاد کند. مقایسه اقتصادی میان ارزروم و سرعین، اما به انتشار هزینه واقعی هر دو گزینه نیاز دارد.
اتهام «کادر فنی سفارشی»؛ ادعایی بدون مدرک
بخش دیگری از سخنان سلطانی به نحوه انتخاب اعضای کادر فنی پرسپولیس مربوط بود. او مدعی شد بعضی از افراد با سفارش اشخاص خارج از کادر به نیمکت رسیدهاند و این پرسش را مطرح کرد که چرا پیشکسوتانی مانند خودش فرصت فعالیت در باشگاه را پیدا نمیکنند.
باشگاه پرسپولیس هنگام معرفی دستیاران اعلام کرده بود انتخابها با تصمیم مهدی تارتار و موافقت مدیریت انجام شده است. حسین اینانلو نیز بهعنوان مربی دروازهبانها معرفی شد. هیچ سند عمومی درباره تحمیل یکی از مربیان از سوی فرد یا نهادی خارج از باشگاه منتشر نشده است؛ در نتیجه، تعبیر «سفارشی» فعلاً دیدگاه شخصی سلطانی است و نمیتوان آن را یک واقعیت اثباتشده دانست.
همزمان، سابقه بازی در تیم ملی یا پرسپولیس بهتنهایی حق دائمی حضور روی نیمکت ایجاد نمیکند. انتخاب مربی باید براساس مدارک حرفهای، تجربه آموزشی، شناخت روشهای روز، توانایی کار گروهی و خواستههای سرمربی انجام شود. باشگاه نیز باید بتواند درباره دلایل انتخاب هر عضو کادر پاسخ شفافی ارائه کند.
محسن خلیلی واقعاً شش سمت دارد؟
سلطانی با حمله مستقیم به محسن خلیلی گفت فردی که مدت کوتاهی برای پرسپولیس بازی کرده، چندین پست مختلف در باشگاه گرفته است. بررسی احکام رسمی نشان میدهد خلیلی در آبان ۱۴۰۴ بهعنوان معاون ورزشی باشگاه منصوب شد و در تیر ۱۴۰۵، همزمان مسئولیت سرپرستی تیم بزرگسالان را نیز بر عهده گرفت. بنابراین برخورداری او از دو مسئولیت رسمی قابل تأیید است، اما ادعای داشتن شش سمت براساس اطلاعات علنی اثبات نمیشود.
سپردن همزمان معاونت ورزشی و سرپرستی تیم میتواند از منظر تمرکز قدرت و حجم وظایف محل بحث باشد. سرپرست باید بهطور مستمر همراه تیم باشد، امور اجرایی را مدیریت کند و با سازمان لیگ ارتباط داشته باشد؛ معاون ورزشی نیز مسئول سیاستگذاری کلان، نقلوانتقالات و نظارت بر بخشهای فنی است. باشگاه باید روشن کند این تجمیع مسئولیت موقت است یا بخشی از ساختار بلندمدت مدیریت ورزشی.
روایت سلطانی درباره جلوگیری خلیلی از ورود او و مرتضی فنونیزاده به اتاق مدیرعامل نیز تاکنون فقط از زبان خود او منتشر شده و پاسخ رسمی باشگاه یا محسن خلیلی در دسترس نیست. به همین دلیل، این بخش باید بهعنوان ادعای مصاحبهشونده منتشر شود، نه یک رخداد قطعی و تأییدشده.
پرسپولیس بدون تماشاگر؛ تصمیم تاج یا نتیجه بحران ورزشگاه؟
سلطانی گفته است مهدی تاج برنامهای برای برگزاری مسابقات بدون تماشاگر دارد و این شرایط کار مهدی تارتار را دشوار خواهد کرد. آخرین موضع علنی رئیس فدراسیون فوتبال، اما خلاف این برداشت است. تاج گفته فدراسیون تلاش میکند مسابقات با حضور تماشاگران برگزار شوند و همه بازیهای لیگ نیز به VAR مجهز باشند.
نگرانی درباره غیبت تماشاگران کاملاً بیدلیل نیست. ورزشگاه آزادی هنوز درگیر بازسازی است، تختی برای تعویض چمن از دسترس خارج شده و وضعیت میزبانی استقلال و پرسپولیس کاملاً تثبیت نشده است. ممکن است بعضی مسابقات به دلایل امنیتی، کمبود ظرفیت یا آماده نبودن زیرساختها بدون تماشاگر برگزار شوند؛ اما تاکنون تصمیم رسمی برای برگزاری تمام دیدارهای پرسپولیس پشت درهای بسته اعلام نشده است.
سلطانی در تأثیر هواداران بر پرسپولیس اغراق نکرده است. تیمی که بخش مهمی از قدرت روانی خود را از سکوها میگیرد، در ورزشگاه خالی یکی از امتیازات اصلی میزبانی را از دست میدهد. بااینحال، نسبت دادن مستقیم این وضعیت به «برنامه تاج» با آخرین اظهارات رسمی همخوانی ندارد.
پاداش قلعهنویی؛ ۱۴۰ میلیارد یا ۱۵۰ میلیارد تومان؟
یکی از تندترین بخشهای صحبتهای سلطانی به پاداش امیر قلعهنویی اختصاص داشت. او از پرداخت ۱۵۰ میلیارد تومان سخن گفت و پرسید چرا سرمربی تیم ملی پیش از انجام مأموریت خود چنین مبلغی دریافت کرده است.
قلعهنویی اصل تعیین پاداش سنگین را تأیید کرده و گفته سهم او یکپنجم پاداش در نظر گرفتهشده برای صعود تیم ملی بوده است. رقمی که در گزارشهای بعدی بیشتر حدود ۱۴۰ میلیارد تومان عنوان شد، هرچند گزارشهایی نیز از بسته ۱۵۰ میلیارد تومانی و پیگیری باقیمانده آن منتشر شده است.
نکته مهم این است که این مبلغ بهعنوان پاداش صعود به جام جهانی مطرح شده، نه پاداش عملکرد در خود جام جهانی. بنابراین عبارت «پرداخت دستمزد پیش از انجام کار» دقیق نیست؛ تیم ملی پیشتر صعود کرده بود و پاداش به آن دستاورد ارتباط داشت. بااینحال، تناسب مبلغ، نحوه تصویب، منابع تأمین و تفاوت آن با دریافتی بازیکنان همچنان پرسشهایی مشروع درباره شفافیت مالی فدراسیون هستند.
انتقاد از بازی ایران مقابل بلژیک
سلطانی همچنین عملکرد تیم ملی در دیدار مقابل بلژیک را کاملاً دفاعی توصیف کرد. ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ برابر بلژیک به تساوی بدون گل رسید؛ مسابقهای که بلژیک در بخشی از آن ۱۰ نفره بود و تیم ملی فرصت داشت از برتری عددی استفاده کند. قلعهنویی نیز بعد از بازی گفت انتظار داشته تعویضها به گل برتری ایران منجر شوند.
اینکه ایران «دفاع ۱۱ نفره» انجام داده یا بلژیک با تمام توان بازی نکرده، تحلیل شخصی سلطانی است. تساوی مقابل یکی از تیمهای قدرتمند اروپا از نظر نتیجه ارزشمند بود، اما ناکامی در استفاده از ۱۰ نفره شدن حریف میتواند موضوع نقد فنی قرار گیرد. این دو واقعیت میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
حمله به استقلال بر سر انتخاب نادر غبیشاوی
سلطانی در ادامه، انتصاب نادر غبیشاوی بهعنوان مربی دروازهبانهای استقلال را زیر سؤال برد و معتقد بود این باشگاه باید از پیشکسوتانی مانند پرویز برومند یا هادی طباطبایی استفاده کند.
غبیشاوی در تیرماه به کادر سهراب بختیاریزاده اضافه شد و پیشتر در تیمهایی مانند فولاد، ذوبآهن، پیکان، تراکتور و مس کرمان سابقه مربیگری دروازهبانها داشته است. بنابراین او برخلاف تصویری که از سخنان سلطانی ایجاد میشود، گزینهای بدون تجربه مربیگری نیست.
برومند و طباطبایی سابقه ملی و محبوبیت بیشتری دارند، اما کیفیت دوران بازی معیار یگانه انتخاب مربی نیست. آمادگی برای همکاری، مدارک مربیگری، روش تمرین، شرایط مالی و نظر سرمربی نیز تعیینکنندهاند. همان استدلالی که درباره حق خودکار پیشکسوتان پرسپولیس برای حضور روی نیمکت مطرح میشود، درباره استقلال نیز صادق است.
یک فریاد اعتراضی با چند ادعای اثباتنشده
مصاحبه بهروز سلطانی بازتابدهنده نارضایتی بخشی از نسل قدیمی فوتبال ایران است؛ نسلی که احساس میکند در ساختار باشگاهها جایگاه شایستهای ندارد و در مقابل، مدیران و چهرههای نزدیکتر به حلقه تصمیمگیری به چند مسئولیت میرسند. وضعیت اقتصادی بعضی پیشکسوتان و نبود سازوکاری برای حمایت بیمهای و معیشتی از آنها، مسئلهای واقعی و قابل پیگیری است.
بااینحال، استفاده از حملات شخصی، عباراتی مانند «قحطالرجال» و «ننگ بر باشگاه» و طرح اتهامهایی نظیر زدوبند و سفارش بدون سند، قدرت استدلالهای قابلدفاع این مصاحبه را کاهش میدهد. پرسپولیس باید درباره هزینه اردوی ترکیه، تعدد مسئولیتهای مدیریتی و نحوه تعامل با پیشکسوتان پاسخگو باشد؛ اما منتقدان نیز مسئولاند میان پرسش، تحلیل و اتهام تفاوت قائل شوند.
سلطانی در این مصاحبه تقریباً تمام بخشهای فوتبال ایران را هدف قرار داده است؛ از مدیریت پرسپولیس و علی پروین تا فدراسیون فوتبال و استقلال. نتیجه، گفتوگویی پربازتاب و کلیکخور است که در دل خود چند مطالبه مهم دارد، اما برای تبدیل شدن به نقدی اثرگذارتر به اعداد دقیق، اسناد روشن و فاصله گرفتن از ادبیات شخصی نیاز دارد.