از پنجره بسته تا تیم ماهیگیری؛ استقلال چرا دنبال قلاب افتاده؟ / توسعه باشگاه یا گمکردن اولویتها؟
خبر عجیب از یک پست در فضای مجازی شروع شد. طبق گزارش فوتبالی، علیرضا گرجی با انتشار تصاویری از حضور خود کنار علی تاجرنیا و جامهای باشگاه استقلال مدعی شد مسئولیت تشکیل تیم ماهیگیری آبیها به او واگذار شده است. همان گزارش تأکید میکند که استقلال تاکنون واکنش رسمی روشنی به این ادعا نداشته؛ بنابراین در شرایط فعلی بهتر است از عبارت «طرح یا ادعای تشکیل تیم ماهیگیری» استفاده شود و نه یک تصمیم قطعی و رسمی باشگاه.
با این حال، حتی مطرحشدن چنین موضوعی پرسشهایی جدی درباره مدل توسعه باشگاه ایجاد کرده است.
استقلال فقط فوتبال نبوده؛ یک اشتباه تاریخی مهم
اول باید یک نکته درباره تاریخ استقلال اصلاح شود.
این تصور که استقلال از روز نخست برای «فقط فوتبال» ساخته شده، دقیق نیست. ریشه این باشگاه به «دوچرخهسواران» بازمیگردد و ایسنا نیز در گزارشی درباره بازگشت استقلال به دوچرخهسواری نوشته است که باشگاه در سال ۱۳۲۴ با همین نام فعالیت خود را آغاز کرد. بعدها فوتبال به مهمترین و محبوبترین بخش آن تبدیل شد.
علی تاجرنیا هم هنگام توسعه رشتههای ورزشی استقلال یادآوری کرده بود این مجموعه طی تاریخ خود سابقه فعالیت در رشتههایی مانند فوتبال، بسکتبال، والیبال و تنیس روی میز داشته است.
بنابراین اصل چندرشتهایشدن استقلال نه بیسابقه است و نه به خودی خود تصمیم عجیبی محسوب میشود.
حتی میتوان استدلال کرد بازگشت استقلال به بسکتبال، والیبال، هندبال، کشتی یا دوچرخهسواری نوعی احیای مفهوم واقعی «باشگاه ورزشی» است؛ مجموعهای که فقط یک تیم فوتبال ندارد و برند خود را در چند رشته توسعه میدهد.
مشکل از جایی آغاز میشود که معلوم نباشد مرز این توسعه کجاست.
آیا تیمداری در ماهیگیری خلاف مقررات AFC است؟
این هم بخش دیگری است که نیاز به اصلاح دارد.
در ماده ۱۲ مقررات مجوز باشگاهی AFC آمده است متقاضی مجوز باید یک «باشگاه فوتبال» یا شخصیت حقوقی کاملاً مسئول تیم فوتبالی حاضر در مسابقات ملی و بینالمللی باشد. اما در مقررات بررسیشده، بندی که بگوید چنین شخصیت حقوقی حق داشتن تیم در ورزشهای دیگر را ندارد مشاهده نمیشود.
بنابراین نمیتوان با اطمینان گفت تشکیل تیم بسکتبال، کشتی یا حتی ماهیگیری استقلال ذاتاً مغایر مقررات کنفدراسیون فوتبال آسیاست.
AFC میخواهد مسئولیت و ساختار حقوقی تیم فوتبالی که برای مجوز اقدام میکند شفاف باشد؛ این با ممنوعیت داشتن فعالیتهای ورزشی دیگر یکی نیست.
حتی مقررات مجوز باشگاهی AFC به موضوعاتی مثل توسعه فوتبال زنان نیز میپردازد، اما از این مقررات نمیتوان نتیجه گرفت که تمام فعالیتهای غیر فوتبالی یک شخصیت حقوقی ممنوع است.
پس اگر قرار است تصمیم استقلال نقد شود، بهتر است نقد بر پایه مقرراتی که چنین ممنوعیتی را صریحاً بیان نکرده بنا نشود.
استدلال قویتر جای دیگری است: آیا این تصمیم از نظر مدیریتی توجیه دارد؟
استقلال حالا چند تیم دارد؟
ابعاد پروژه چندرشتهای استقلال در یک سال گذشته بهشدت گسترش پیدا کرده است.
فوتبالی در گزارش خود فهرستی طولانی از تیمهای ایجادشده یا فعالشده در دوره مدیریت فعلی ارائه کرده است؛ از فوتبال زنان، فوتسال زنان و مردان و فوتبال ساحلی گرفته تا بسکتبال، والیبال و هندبال زنان و مردان، کشتی، قایقرانی رویینگ، دوچرخهسواری، چوگان، کاراته، تکواندو، تنیس، گلف و هاکی.
بخشی از این توسعه حتی نتیجه ورزشی هم داشته است. تیم هندبال استقلال کازرون در نخستین سال حضور باشگاه در این رشته به قهرمانی رسید و تاجرنیا نیز در مراسم قهرمانی بر ادامه و تقویت تیم برای حضور آسیایی تأکید کرد.
این نمونه نشان میدهد نمیتوان تمام سیاست چندرشتهای را با یک حکم کلی شکستخورده دانست.
اگر یک تیم ساختار دارد، لیگ معتبر دارد، مخاطب دارد، اسپانسر جذب میکند و از نظر مالی و ورزشی برنامه مشخصی دارد، حضور برند استقلال میتواند هم به آن رشته کمک کند و هم دامنه هواداری باشگاه را افزایش دهد.
اما همین معیار باید درباره ماهیگیری نیز اعمال شود.
سؤال ساده: برنامه تجاری تیم ماهیگیری چیست؟
اگر استقلال واقعاً قصد تشکیل چنین تیمی را دارد، چند سؤال بدیهی باید پاسخ داده شود.
مسابقات هدف کداماند؟ ساختار لیگ یا تورنمنت مربوط چیست؟ چند ورزشکار جذب میشوند؟ بودجه سالانه تیم چقدر است؟ هزینه اردو، تجهیزات و سفر از کجا تأمین میشود؟ آیا اسپانسر اختصاصی دارد؟ چه درآمد تجاری برای استقلال ایجاد میکند؟ چه تعداد مخاطب بالقوه دارد؟ مسئول فنی تیم چه رزومهای در ورزش مربوط دارد؟
اگر مدیریت باشگاه برای این پرسشها پاسخ روشن داشته باشد، آن وقت میتوان درباره منطقی یا غیرمنطقی بودن پروژه داوری کرد.
اما اگر تنها استدلال این باشد که «استقلال باید در همه رشتهها حضور داشته باشد»، توسعه باشگاه بهتدریج میتواند تبدیل به پراکندگی منابع شود.
تفاوت زیادی میان بزرگشدن سازمان و قویترشدن سازمان وجود دارد.
چرا زمان انتشار این خبر حساسیت ایجاد کرد؟
اگر همین خبر در شرایطی منتشر میشد که تیم فوتبال استقلال ترکیب کامل داشت، مسائل حقوقی حل شده بود و باشگاه از ثبات مالی و مدیریتی برخوردار بود، احتمالاً واکنش هواداران نیز متفاوت میشد.
اما استقلال در آستانه فصل جدید هنوز قادر به ثبت بازیکنان جدید نیست.
باشگاه اخیراً رسماً اعلام کرده سومین تلاش حقوقی برای تعلیق موقت محرومیت نقلوانتقالاتی نیز نتیجه نداده و در شرایط فعلی پنجره بسته باقی مانده است.
این همان چیزی است که خبر ماهیگیری را از یک تصمیم معمول ورزشی به سوژه طنز تبدیل میکند.
هواداری که هر روز اخبار مربوط به پنجره بسته و وضعیت نقلوانتقالات فوتبال را دنبال میکند، طبیعی است وقتی با خبر تشکیل یک تیم کاملاً جدید مواجه میشود بپرسد: اولویت باشگاه دقیقاً چیست؟
این سؤال الزاماً به معنی مخالفت با دیگر رشتهها نیست.
هوادار استقلال با بسکتبال و کشتی مشکل ندارد
برندهای بزرگ ورزشی در جهان میتوانند چندرشتهای باشند. خود تاریخ استقلال نیز نشان میدهد هویت این مجموعه هیچوقت کاملاً محدود به فوتبال نبوده است.
حضور در بسکتبال یا والیبال میتواند کاملاً قابل دفاع باشد؛ مسابقات منظم، بازیکن حرفهای، لیگ سراسری، هوادار، پخش و ظرفیت اسپانسری وجود دارد.
کشتی نیز در ایران جامعه مخاطب بزرگ و سابقه ورزشی قدرتمندی دارد.
حتی رشتههای کممخاطبتر هم اگر با بودجه مستقل و برنامه توسعهای مشخص فعالیت کنند، لزوماً هزینه اضافی برای فوتبال ایجاد نمیکنند.
مسئله دقیقاً همین شرط است: استقلال باید نشان دهد هر تیم از کجا پول میآورد و چه چیزی به مجموعه اضافه میکند.
بدون چنین گزارشی، هوادار حق دارد نگران باشد که هزینه یک ساختار بسیار بزرگ در نهایت از همان منابع محدودی تأمین شود که انتظار دارد برای تیم فوتبال، آکادمی یا زیرساخت هزینه شود.
اعتبار برند استقلال نامحدود نیست
برند استقلال فقط لوگویی نیست که بتوان آن را روی هر لباس و تیمی قرار داد.
هشت دهه تاریخ، قهرمانیهای داخلی، دو قهرمانی آسیا و میلیونها هوادار باعث شده نام استقلال یک سرمایه تجاری و اجتماعی باشد.
اتفاقاً همین قدرت برند، مدیریت را ملزم میکند هنگام واگذاری نام استقلال سختگیرتر باشد.
اگر قرار باشد دهها تیم با این نام فعالیت کنند، استاندارد عملکرد آنها نیز باید متناسب با اعتبار برند باشد. تیم کمبودجه، انتخاب مدیریتی نامشخص، بدهی به ورزشکار یا شکست سازمانی در یک رشته کوچک هم میتواند مستقیماً به اعتبار مجموعه اصلی آسیب بزند.
بنابراین توسعه افقی هرچه بیشتر شود، نیاز به حکمرانی حرفهایتر نیز بیشتر میشود.
ماهیگیری مسئله اصلی نیست؛ اولویتگذاری مسئله است
شاید چند ماه دیگر مشخص شود تیم ماهیگیری استقلال اصلاً تشکیل نشده و تمام ماجرا فقط از یک پست شخصی شروع شده است. شاید هم باشگاه آن را رسماً تأیید کند و حتی برایش برنامهای مستقل و قابل دفاع ارائه دهد.
تا آن زمان صدور حکم قطعی درست نیست.
اما اتفاقی که همین حالا افتاده اهمیت دارد: بخشی از هواداران با شنیدن خبر به جای هیجان، آن را دستمایه شوخی دیدهاند. گزارش اولیه رسانهها نیز دقیقاً همین فضای سؤال و انتقاد را منعکس کرده است.
این واکنش یک پیام مدیریتی دارد.
وقتی اعتماد کامل وجود داشته باشد، هوادار توسعه را «جاهطلبی» میبیند؛ وقتی مسائل مهمتری حل نشده باشد، همان توسعه «حواسپرتی» به نظر میرسد.
استقلال میتواند باشگاه چندرشتهای باشد. تاریخش هم چنین ظرفیتی را تأیید میکند و AFC نیز در مقرراتی که بررسی کردیم ممنوعیت صریحی برای داشتن ورزشهای دیگر تعیین نکرده است.
اما باشگاه قبل از اینکه قلاب دیگری به آب بیندازد باید یک چیز را روشن کند: این پروژه چه فایدهای برای استقلال دارد؟
در روزهایی که پنجره تیم فوتبال بسته است و فصل جدید نزدیک میشود، هوادار بیش از هر جام تازهای در رشتهای دور از دغدغه روزانهاش، انتظار دارد مدیران مهمترین مشکلات مجموعه را حل کنند.
شوخی آخر هم از همینجا میآید: سؤال واقعی این نیست که استقلال برای ماهیگیری بازیکن خارجی میآورد یا نه؛ سؤال این است که پیش از رفتن دنبال ماهی، تکلیف تور پاره تیم فوتبال چه میشود؟