حمله تند اکبرپور به رامین رضاییان؛ «برای پول به استقلال آمد و برای پول رفت» / سهراب اسلحه بدون فشنگ دارد!
اکبرپور در گفتوگوی تازه خود گفت اختلاف مالی میان رامین رضاییان و استقلال عامل اصلی پایان همکاری بوده است.
او استدلال کرد اگر استقلال برای حفظ رضاییان رقم بسیار بالایی پرداخت میکرد، سایر بازیکنان نیز ممکن بود نسبت به ساختار دستمزدها معترض شوند و این مسئله روی فضای رختکن اثر منفی بگذارد.
پیشکسوت استقلال سپس پا را فراتر گذاشت و گفت رضاییان «به خاطر پول» به استقلال آمده و «به خاطر پول» نیز از این تیم جدا شده است.
اما این قسمت از صحبتهای اکبرپور باید دقیقاً به عنوان نظر شخصی او منتشر شود، نه واقعیتی اثباتشده درباره انگیزه رضاییان.
باشگاه استقلال هنگام اعلام رسمی جدایی رضاییان فقط گفت این بازیکن شرایط پیشنهادی باشگاه برای ادامه همکاری را نپذیرفته و با پایان مهلت تفاهمنامه میان دو طرف، باشگاه تصمیم به قطع همکاری گرفته است. در اطلاعیه استقلال هیچ اشارهای به رقم قرارداد یا اینکه رضاییان صرفاً به انگیزه پول جدا شده باشد وجود نداشت.
رضاییان واقعاً از پرسپولیس به استقلال آمد؟
در بخش دیگری از حرفهای اکبرپور، او از تجربه جذب بازیکن از «تیم رقیب» سخن گفته و رضاییان را مثال زده است.
رضاییان البته سابقه مهمی در پرسپولیس دارد و انتقالش به استقلال از نظر هواداری باعث شد لقب «یاغی» دوباره درباره او استفاده شود؛ اما از لحاظ مسیر نقلوانتقالاتی، رامین رضاییان مستقیماً از پرسپولیس به استقلال نیامد.
او دو فصل برای سپاهان بازی کرد و در تیر ۱۴۰۳ پس از جدایی از تیم اصفهانی، با قراردادی یکساله استقلالی شد. ایسنا نیز در خبر رسمی انتقال، او را «مدافع سپاهان که سابقه پوشیدن پیراهن پرسپولیس را دارد» معرفی کرده بود.
حتی گزارش شد رضاییان برای گرفتن رضایتنامه از سپاهان ۲۵۰ هزار دلار پرداخت کرده است تا بتواند راهی استقلال شود.
پس اگر منظور اکبرپور بار هواداری انتقال است، حرف او قابل فهم است؛ اما از نظر فنی، مسیر انتقال «پرسپولیس به استقلال» نبوده است.
رامین چقدر از استقلال میخواست؟
این بخش همچنان پر از ارقام غیررسمی و متناقض است.
در هفتههای گذشته گزارشهایی درباره درخواست ۲۰۰ میلیارد تومانی رضاییان منتشر شد و شاهرخ بیانی، دیگر پیشکسوت استقلال نیز ادعا کرد این بازیکن چنین رقمی برای ادامه همکاری میخواسته است.
در مقابل، گزارش دیگری آخرین پیشنهاد منتسب به رضاییان را ۱۳۲ میلیارد تومان اعلام کرده است.
وجود همین اختلاف بزرگ نشان میدهد نمیتوان هیچکدام از این مبالغ را رقم قطعی قرارداد دانست.
باشگاه استقلال نیز در اطلاعیه رسمی قطع همکاری، عددی اعلام نکرد. بنابراین عبارت دقیق در یک گزارش خبری این است که «دو طرف بر سر شرایط مالی و قراردادی به توافق نرسیدند و ارقام مختلفی در رسانهها مطرح شده که رسمی نیستند.»
چرا استقلال تصمیم گرفت رضاییان را حفظ نکند؟
داستان رضاییان پیچیدهتر از یک مذاکره معمولی بود.
او در نیمفصل دوم فصل گذشته به صورت قرضی راهی فولاد شد و نمایش خوبش در اهواز باعث بازگشت به تیم ملی شد. رضاییان در جام جهانی نیز عملکرد قابل توجهی داشت و پس از پایان مسابقات، استقلال دوباره درباره آینده او وارد مذاکره شد.
اما رضاییان به تمرینات پیشفصل استقلال اضافه نشد و مدتی به صورت انفرادی در اروپا تمرین کرد. در نهایت باشگاه برای مشخص شدن وضعیتش ضربالاجل تعیین کرد و پس از پایان مهلت، در ۱۴ مرداد جدایی رسمی او را اعلام کرد.
بنابراین اختلاف مالی بخشی از پرونده بوده، اما غیبت طولانی در تمرینات و نرسیدن دو طرف به توافق نهایی نیز در پایان همکاری نقش داشته است.
بحران بزرگتر استقلال؛ پنجرهای که هنوز باز نشده
بخش دوم صحبتهای اکبرپور شاید از جدایی رضاییان هم برای استقلال مهمتر باشد.
پنجره نقلوانتقالاتی آبیها در پی پروندههای قراردادی گذشته بسته شده و پرونده منتظر محمد، هافبک عراقی، محور اصلی بحران فعلی است.
استقلال در این پرونده با محرومیت از ثبت بازیکن در دو پنجره متوالی مواجه شد. پنجره نخست در زمستان گذشته سپری شد و پنجره تابستان ۱۴۰۵ دومین پنجره این محرومیت است.
البته مدیران استقلال گفتهاند موضوع تنها به منتظر محمد محدود نیست و سابقه چند فسخ قراردادی دیگر نیز در شکلگیری وضعیت حقوقی باشگاه نقش داشته است. علی تاجرنیا اخیراً گفته این مسئله به «سه چهار مورد فسخ قبلی» برمیگردد و پرونده منتظر محمد آخرین موردی بوده که وضعیت را پیچیدهتر کرده است.
چرا پرداخت پول منتظر محمد پنجره را باز نکرد؟
استقلال با منتظر محمد به توافق رسیده و مطالبات این بازیکن نیز پرداخت شده است؛ اما این مسئله به صورت خودکار مجازات فیفا را از بین نمیبرد.
باشگاه پرونده را به دادگاه حکمیت ورزش، CAS، برده و خواستار لغو یا تعلیق محرومیت شده است.
تاجرنیا چهارم مرداد گفت فیفا پاسخ خود را به آخرین درخواست استقلال ارائه کرده و پرونده در مرحله نهایی قرار دارد، اما تأکید کرد تا زمانی که قاضی CAS حکم صادر نکند، کسی نمیتواند با قطعیت از باز شدن پنجره خبر بدهد.
در نتیجه در شرایط فعلی استقلال نمیتواند بازیکن جدید ثبت کند؛ حتی اگر با بازیکنی قرارداد یا توافق اولیه داشته باشد.
«سهراب اسلحه دارد اما فشنگ ندارد» یعنی چه؟
اکبرپور برای توضیح وضعیت سهراب بختیاریزاده از یک استعاره تند استفاده کرد:
«سهراب اسلحهای در دست دارد که فشنگی ندارد.»
منظور او روشن است؛ سرمربی استقلال قرار است وارد فصل جدید شود، اما امکان تکمیل ترکیب مورد نظر خود را ندارد.
بختیاریزاده در هفتههای اخیر حتی برای پستهای مختلف گزینههایی را بررسی کرده، اما خرید بازیکن با ثبت رسمی او تفاوت دارد. تا زمانی که پنجره باز نشود، استقلال نمیتواند نفرات جدید را وارد فهرست رسمی خود کند.
از این منظر، فشار روی سهراب دو برابر است: او باید هم تیم موجود را آماده کند و هم منتظر نتیجه پروندهای باشد که اساساً کنترل آن در اختیار کادر فنی نیست.
پنجره بسته چه ضربهای به استقلال زده است؟
مهمترین مشکل فقط ناتوانی در خرید نیست.
وقتی یک باشگاه بازیکن از دست میدهد اما نمیتواند جایگزینش را ثبت کند، عمق ترکیب به تدریج کاهش مییابد. جدایی رضاییان نمونه آشکار آن است؛ استقلال حالا باید با گزینههایی مانند صالح حردانی و سامان تورانیان سمت راست دفاع را مدیریت کند. پس از جدایی رامین نیز گزارش شد تورانیان دوباره فرصت بیشتری برای حضور در برنامه تیم پیدا کرده است.
در برخی پستهای دیگر نیز استقلال با همین مسئله روبهروست.
به همین دلیل اکبرپور معتقد است مدیران گذشته باید بابت تصمیماتی که چنین محرومیتی برای باشگاه ایجاد کرده پاسخگو باشند.
استقلال فقط چند روز تا شروع لیگ فرصت دارد
فشار زمانی نیز شرایط را سختتر کرده است.
بیستوششمین دوره لیگ برتر از جمعه ۲۳ مرداد آغاز میشود و استقلال در هفته نخست میزبان مس شهربابک خواهد بود.
تقویم استقلال در ادامه هم ساده نیست. آبیها در هفته سوم باید مقابل سپاهان قرار بگیرند و طبق برنامه قرعهکشی، شهرآورد پایتخت نیز خیلی زود در هفته پنجم برگزار خواهد شد.
بنابراین اگر پنجره در روزهای آینده باز نشود، بختیاریزاده مجبور است حداقل شروع فصل را با همان نفراتی مدیریت کند که اکنون در اختیار دارد.
این همان جایی است که استعاره اکبرپور درباره «اسلحه بدون فشنگ» معنای واقعیتری پیدا میکند.
آیا تمام تقصیر متوجه مدیران سابق است؟
اکبرپور مسئولیت را مستقیماً متوجه مدیران پیشین استقلال کرده و پرسیده چگونه مدیری که قوانین نقلوانتقالاتی را نمیداند میتواند مدیرعامل استقلال شود.
اصل این انتقاد با واقعیت پروندههای حقوقی متعدد استقلال بیارتباط نیست؛ باشگاه طی سالهای گذشته بارها بابت فسخ قراردادها با شکایت بازیکنان خارجی یا داخلی روبهرو شده است.
اما از منظر حقوقی نمیتوان همه پروندهها را فقط به «ندانستن قانون» تقلیل داد. هر قرارداد، فسخ و شکایت شرایط خاص خودش را دارد و رأی فیفا نیز براساس اسناد همان پرونده صادر میشود.
آنچه قطعی است اینکه هزینه تصمیمهای مدیریتی سالهای قبل امروز به تیم فنی منتقل شده است. سهراب بختیاریزاده در زمان شکلگیری این پروندهها مسئولیتی نداشته، اما حالا باید با نتیجه آنها تیمش را اداره کند.
جمعبندی؛ رامین رفت، اما مشکل بزرگتر هنوز در استقلال مانده
صحبتهای علیرضا اکبرپور دو پرونده متفاوت استقلال را دوباره به صدر اخبار برگرداند.
پرونده نخست رامین رضاییان است. جدایی او رسمی شده و باشگاه اعلام کرده شرایط پیشنهادی استقلال مورد پذیرش بازیکن قرار نگرفته است. اختلاف مالی میان طرفین وجود داشته، اما اینکه رضاییان «فقط به خاطر پول» آمده و رفته، دیدگاه اکبرپور است و نه نتیجه یک سند رسمی.
حتی از نظر تاریخی نیز رضاییان مستقیماً از پرسپولیس به استقلال نیامد؛ او دو فصل سپاهانی بود و در تابستان ۱۴۰۳ از سپاهان به استقلال منتقل شد.
اما پرونده دوم برای آینده استقلال بسیار خطرناکتر است: پنجره نقلوانتقالاتی هنوز بسته است.
آبیها منتظر حکم CAS هستند و تا لحظه صدور تصمیم تازه امکان ثبت خرید جدید ندارند. نخستین پنجره محرومیت در زمستان گذشته سپری شده و تابستان فعلی دومین دوره این حکم محسوب میشود.
با شروع لیگ در ۲۳ مرداد، زمان به سرعت علیه استقلال حرکت میکند. بنابراین جمله جنجالی اکبرپور شاید اغراقآمیز باشد، اما مسئلهای واقعی پشت آن وجود دارد:
سهراب بختیاریزاده باید تیمی را وارد فصل جدید کند که بخشی از بازیکنانش را از دست داده و هنوز نمیداند چه زمانی اجازه خواهد داشت نفرات تازه را رسماً به ترکیب اضافه کند.
در چنین شرایطی، شاید جدایی رضاییان تنها یکی از مشکلات استقلال باشد؛ مسئله اصلی این است که آبیها چند روز مانده به شروع لیگ هنوز کلید پنجره نقلوانتقالاتشان را در تهران ندارند؛ کلید فعلاً در دست CAS است.