کد خبر: ۶۶۳۶۴۰

فوتبال ایران چرا دیگر مثل قبل مردم را به ورزشگاه نمی‌کشاند؟ / بحران بزرگ‌تر از سکوهای خالی است

فوتبال ایران چرا دیگر مثل قبل مردم را به ورزشگاه نمی‌کشاند؟ / بحران بزرگ‌تر از سکوهای خالی است
فوتبال ایران هنوز میلیون‌ها هوادار دارد، اما چیزی در رابطه میان این هواداران و بازی محبوبشان تغییر کرده است. دیگر هر مسابقه لیگ برتر الزاماً یک رویداد اجتماعی نیست، هر اردوی تیم ملی شهر را به تب فوتبال مبتلا نمی‌کند و حتی در آستانه فصل جدید، بخشی از بحث‌ها به جای کیفیت تیم‌ها درباره این است که اصلاً مسابقات در کدام ورزشگاه و با تماشاگر برگزار می‌شوند. مسئله را نمی‌توان فقط به ضعف فنی، گرانی بلیت یا نتیجه‌نگرفتن تیم ملی تقلیل داد؛ فوتبال ایران با نوعی فرسایش عاطفی روبه‌رو شده که حاصل همزمان مشکلات اقتصادی، زیرساختی، مدیریتی و کاهش اعتماد هوادار به محصولی است که دریافت می‌کند.
۱۸:۰۵ - ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

فوتبال برای جامعه ایران همیشه بیشتر از جدول و نتیجه بوده است. کنفدراسیون فوتبال آسیا سال‌ها قبل ایران را یکی از جوامع صاحب پرشورترین هواداران منطقه معرفی کرده و یادآور شده بود که ورزشگاه آزادی حتی رکورد حضور ۱۰۰ هزار تماشاگر در فینال جام ملت‌های آسیا ۱۹۷۶ را در تاریخ این رقابت‌ها دارد.

بنابراین مسئله امروز کمبود پیشینه، هویت یا علاقه تاریخی نیست.

سؤال این است: چه چیزی باعث شده بخشی از آن انرژی عظیم دیگر به همان شکل سابق در ورزشگاه، خیابان و حتی شبکه‌های اجتماعی دیده نشود؟

اول یک نکته مهم؛ فوتبال ایران «بی‌هوادار» نشده است

تصویر سکوهای سرد نباید ما را به نتیجه‌گیری اغراق‌آمیز برساند.

فوتبال ایران همچنان در شهرهایی با پایگاه هواداری تاریخی قادر است جمعیت بزرگی را بسیج کند و مسابقات مهم استقلال، پرسپولیس، تراکتور، سپاهان، ملوان یا تیم‌های ریشه‌دار شهرستانی همچنان ظرفیت ایجاد هیجان دارند.

حتی یکی از نگرانی‌های جدی پیش از آغاز لیگ بیست‌وششم همین بود که احتمال برگزاری مسابقات بدون تماشاگر با اعتراض بازیکنان و مدیران باشگاه‌ها روبه‌رو شد. علیرضا بیرانوند تأکید کرد فوتبال بدون فریاد هوادار معنای واقعی خود را از دست می‌دهد و علی تاجرنیا نیز حضور تماشاگر را جزء اصلی جذابیت فوتبال دانست.

چند روز بعد نیز ایسنا گزارش کرد فدراسیون قصد دارد فصل جدید را با حضور هواداران برگزار کند.

همین حساسیت نشان می‌دهد هوادار هنوز مهم است.

پس بحران اصلی «نبود هوادار» نیست؛ سخت‌ترشدن تبدیل هوادار بالقوه به تماشاگر فعال و درگیر است.

وقتی تیم‌های بزرگ پایتخت خانه ندارند

برای فهم فاصله هوادار از فوتبال کافی است تجربه حضور در ورزشگاه را بررسی کنیم.

در آستانه شروع فصل جدید، استقلال و پرسپولیس برای برخی میزبانی‌های ابتدایی دوباره به ورزشگاه شهرقدس منتقل شده‌اند. ورزشگاه آزادی همچنان در حال بازسازی است و مسئول شرکت توسعه اعلام کرده بهره‌برداری موقت آن با ظرفیت حدود ۵۵ تا ۶۰ هزار نفر برای اواخر تابستان هدف‌گذاری شده است.

یعنی دو باشگاه دارای بزرگ‌ترین پایگاه‌های هواداری کشور وارد فصل دیگری می‌شوند که خانه سنتی‌شان به‌طور کامل در اختیارشان نیست.

این فقط یک مشکل عمرانی نیست.

ورزشگاه بخشی از حافظه هواداری است. مسیر رسیدن به آزادی، جایگاه‌های معروف، ملاقات با دوستان، مراسم قبل از بازی و حتی همان ساندویچ و چای بیرون ورزشگاه بخشی از «آیین فوتبال» است.

وقتی این پیوستگی برای چند فصل مختل شود، رابطه عادت‌محور هوادار با حضور در مسابقه هم آسیب می‌بیند.

مشکل فقط آزادی نیست؛ بعضی ورزشگاه‌ها هنوز برای ورود هوادار آماده نیستند

چند روز مانده به فصل جدید، ورزشگاه پارس شیراز نیز هنوز برای برگزاری کامل مسابقات با تماشاگر نیازمند تکمیل گیت‌های ورودی، دستگاه‌های ایکس‌ری، مسیرهای دسترسی به سکوها، سیستم صوتی و دیگر زیرساخت‌ها بود. حتی احتمال محدودیت حضور تماشاگر در صورت رفع‌نشدن نواقص مطرح شد.

مشکل کمبود ورزشگاه در لیگ یک نیز آن‌قدر جدی شده که سازمان لیگ برای تیم‌هایی که ورزشگاه مناسب ندارند به دنبال تمهیدات ویژه رفته است.

اینها جزئیات فنی به نظر می‌رسند، اما مستقیماً روی رفتار تماشاگر اثر دارند.

هوادار وقتی برای یک مسابقه چند ساعت زمان می‌گذارد، انتظار حداقلی دارد: دسترسی مناسب، صندلی قابل استفاده، سرویس بهداشتی، امنیت، کیفیت زمین، دید مناسب و ورود و خروج قابل تحمل.

فوتبال امروز فقط با ۲۲ بازیکن رقابت نمی‌کند؛ با سینما، بازی آنلاین، شبکه اجتماعی، سرویس‌های پخش، فوتبال اروپا و ده‌ها شکل سرگرمی دیگر برای وقت مخاطب رقابت دارد.

اگر تجربه ورزشگاه دشوار باشد، بخش زیادی از مخاطبان ترجیح می‌دهند همان مسابقه را از خانه دنبال کنند؛ یا اصلاً دنبال نکنند.

فشار اقتصادی؛ وقتی فوتبال از سبد زندگی عقب می‌رود

بخش مهم دیگری از ماجرا بیرون از ورزشگاه اتفاق می‌افتد.

طبق آمار منتشرشده از مرکز آمار، تورم سالانه خانوارهای کشور در تیر ۱۴۰۵ به ۶۶ درصد رسیده و برای برخی دهک‌ها حتی بالاتر بوده است.

در چنین شرایطی هزینه فوتبال فقط قیمت بلیت نیست.

کرایه رفت‌وبرگشت، غذا، چند ساعت زمان، خرید محصولات باشگاه و هزینه همراه‌بردن خانواده همگی بخشی از هزینه واقعی حضور در ورزشگاه هستند.

خانواری که بخش بزرگ‌تری از درآمدش را برای مسکن، مواد غذایی و هزینه‌های ضروری کنار می‌گذارد، طبیعی است سرگرمی را دیرتر در اولویت قرار دهد.

در یک یادداشت تازه درباره وضعیت فوتبال نیز همین نکته مطرح شده که مسائل معیشتی و نااطمینانی‌های اقتصادی باعث شده فوتبال برای بخشی از مردم نسبت به نیازهای روزمره اولویت پایین‌تری پیدا کند. این البته یک تحلیل رسانه‌ای است، نه نظرسنجی ملی، اما با داده‌های تورمی موجود قابل فهم است.

تیم ملی هم دیگر موتور تضمینی هیجان نیست

برای دهه‌ها، تیم ملی یکی از سریع‌ترین ابزارهای ایجاد هیجان عمومی در ایران بود.

موفقیت در مسابقات مقدماتی، صعود به جام جهانی یا یک برد مهم می‌توانست طی چند ساعت فوتبال را از حوزه ورزش وارد زندگی روزمره مردم کند.

اما جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران بدون پیروزی و بدون صعود از مرحله گروهی تمام شد. همان یادداشت اخیر فوتبالی نیز ناکامی در رسیدن به مرحله حذفی را یکی از عوامل سرخوردگی تازه هواداران دانسته است.

نباید از این نتیجه به‌تنهایی یک بحران اجتماعی ساخت؛ تیم ملی در دوره‌های قبلی نیز حذف شده و دوباره محبوبیت خود را بازیافته است.

اما زمانی که نتیجه متوسط با مسائل دیگری مانند اختلاف نظر درباره کادر فنی، مشکلات میزبانی و خستگی اقتصادی همزمان می‌شود، فوتبال ملی بخشی از قدرت سابق خود برای «تغییر حال عمومی» را از دست می‌دهد.

کیفیت محصول؛ چرا باید ۹۰ دقیقه وقت بگذارم؟

یک سؤال ساده را می‌توان از زاویه هوادار پرسید:

چرا باید این مسابقه را ببینم؟

اگر پاسخ فقط نام دو باشگاه باشد، فوتبال در بلندمدت به مشکل می‌خورد.

لیگ حرفه‌ای باید علاوه بر وفاداری تاریخی، کیفیت مسابقه، ستاره، رقابت قهرمانی، روایت جذاب و تجربه مناسب ارائه کند.

ضعف زمین‌های بازی بارها مورد اعتراض بازیکنان قرار گرفته است. امید عالیشاه فصل گذشته درباره شهرقدس گفته بود چمن بعد از حدود ۲۰ دقیقه بازی به شکلی درمی‌آید که کیفیت فوتبال را پایین می‌آورد و پرسیده بود چرا زیرساختی ساخته نمی‌شود که تماشاگر از دیدن فوتبال لذت ببرد.

این جمله شاید مسئله را بهتر از بسیاری از تحلیل‌ها توضیح دهد: تماشاگر باید لذت ببرد.

هوادار وظیفه ندارد صرفاً به دلیل عشق تاریخی، هر محصولی را بدون مطالبه کیفیت مصرف کند.

شبکه‌های اجتماعی شور را نکشته‌اند؛ شکل هواداری را عوض کرده‌اند

کاهش کری‌خوانی سنتی در کوچه و خیابان الزاماً به معنی کاهش علاقه نیست.

بخش بزرگی از هواداری به تلفن همراه منتقل شده است؛ خلاصه مسابقه، کل‌کل، میم، تحلیل، نقل‌وانتقالات و حتی تماشای مسابقه حالا به‌صورت دیجیتال مصرف می‌شود.

اما یک تفاوت مهم وجود دارد.

فوتبال شبکه اجتماعی سریع‌تر و پراکنده‌تر است. مخاطب ممکن است ۲۰ کلیپ فوتبال ببیند، ولی ۹۰ دقیقه مسابقه داخلی را تماشا نکند. ممکن است خبر نقل‌وانتقال را دنبال کند، اما برای بازی به ورزشگاه نرود.

بنابراین باشگاه‌ها نباید صرفاً تعداد دنبال‌کننده را معادل هوادار فعال بدانند.

چالش آینده فوتبال ایران تبدیل مخاطب دیجیتال به رابطه پایدار با باشگاه است.

چرا هنوز امید وجود دارد؟

چون سرمایه اصلی از بین نرفته است.

ایران برخلاف بسیاری از کشورهایی که برای ساخت فرهنگ فوتبال میلیاردها دلار هزینه می‌کنند، پیشاپیش باشگاه‌های ریشه‌دار، رقابت‌های تاریخی، شهرهای فوتبالی و چند نسل هوادار دارد.

بازگشت تیم‌هایی مانند فجر سپاسی یا صنعت نفت نیز دقیقاً از همین جهت جذاب است. مقام صنعت نفت هنگام بازگشت این تیم به لیگ برتر بر حضور هواداران زن و مرد آبادانی و ظرفیت هواداری بالای باشگاه تأکید کرده بود.

این یعنی آتش خاموش نشده؛ فقط باید دوباره شرایط شعله‌ورشدنش فراهم شود.

نسخه نجات فوتبال ایران چیست؟

راه‌حل با یک خرید خارجی یا تعویض سرمربی شروع نمی‌شود.

فوتبال باید دوباره برای هوادار قابل دسترس، قابل اعتماد و ارزشمند شود.

ورزشگاه استاندارد و دائمی برای باشگاه‌های بزرگ، بلیت‌فروشی منظم، امکان حضور خانواده‌ها و زنان و مردان در محیط مناسب، برنامه مسابقات قابل پیش‌بینی، زمین باکیفیت، مدیریت شفاف‌تر باشگاه‌ها و تولید مسابقه‌ای که ارزش دیدن داشته باشد، در کنار هم تجربه هواداری را می‌سازند.

مسئولان فوتبال این روزها از بازگشت تماشاگران به لیگ صحبت می‌کنند؛ اما بازکردن درهای ورزشگاه فقط مرحله اول است.

باید کاری کرد که مردم بخواهند از آن درها عبور کنند.

بحران واقعی سکوهای خالی نیست؛ شکستن پیوند عاطفی است

شاید خطرناک‌ترین اشتباه این باشد که تصور کنیم فوتبال ایران چون پرسپولیس، استقلال یا تراکتور میلیون‌ها هوادار دارند، برای همیشه از بحران مخاطب مصون است.

وفاداری نیز فرسوده می‌شود.

هر بار که ورزشگاه آماده نیست، هر بار که محل مسابقه در روزهای آخر تغییر می‌کند، هر بار که تماشاگر با کیفیت پایین بازی یا امکانات نامناسب روبه‌رو می‌شود و هر بار که فشار زندگی روزمره انتخاب فوتبال را دشوارتر می‌کند، بخش کوچکی از آن رابطه عاطفی آسیب می‌بیند.

فوتبال هنوز می‌تواند همان زبان مشترک قدیمی باشد. سابقه هواداری ایران و حساسیت فعلی باشگاه‌ها به حضور تماشاگر نشان می‌دهد تقاضای اجتماعی کاملاً از بین نرفته است.

اما دیگر نمی‌توان این علاقه را بدیهی دانست.

هوادار ایرانی سال‌ها به فوتبال فرصت داده است؛ حالا شاید نوبت فوتبال ایران باشد که برای بازگرداندن هوادارش تلاش کند.

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پرطرفدارترین