زیان ۳۰۵ میلیاردی سپاهان؛ پرونده ۷۵ هزار یورویی چه چیزی از اقتصاد فوتبال ایران میگوید؟
گزارش منتشرشده از صورتهای مالی سپاهان تصویر متفاوتی نسبت به سال قبل ارائه میدهد. این باشگاه در سال مالی منتهی به خرداد ۱۴۰۳ بیش از ۱۴ میلیارد تومان سود خالص ثبت کرده بود، اما یک سال بعد عدد نهایی به بیش از ۳۰۵ میلیارد تومان زیان خالص تبدیل شد. این یعنی وضعیت نتیجه مالی باشگاه در فاصله یک سال حدود ۳۲۰ میلیارد تومان تغییر کرده است.
در بخش سود و زیان انباشته نیز تغییر قابل توجه است. سپاهان در پایان خرداد ۱۴۰۳ حدود ۷۱ میلیارد تومان سود انباشته داشت، اما پایان خرداد ۱۴۰۴ با بیش از ۲۳۶ میلیارد تومان زیان انباشته روبهرو شد. به عبارت دیگر، طی یک سال بیش از ۳۰۷ میلیارد تومان تغییر منفی در این شاخص ثبت شده است.
این اعداد به خودی خود اثباتکننده فساد، حیفومیل یا وقوع جرم نیستند؛ اما برای باشگاهی با پشتوانه یک شرکت صنعتی بزرگ، پرسش جدی درباره نحوه کنترل هزینهها، درآمدزایی و کیفیت نظارت مالی ایجاد میکنند.
ماجرای عجیب ۷۵ هزار یورو؛ سپاهان چرا دوباره پول پرداخت کرد؟
شاید حساسترین بند گزارش حسابرس مربوط به ۷۵ هزار یورو باشد؛ مبلغی که در صورتهای مالی معادل حدود هفت میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان ثبت شده است.
طبق گزارشی که ایسنا از اسناد مالی منتشر کرده، این رقم بابت رضایتنامه یکی از بازیکنان خارجی سپاهان بوده است. در گزارش آمده مبلغ مربوط هنگام جذب بازیکن تسویه شده بود، اما باشگاه چاوز پرتغال بعداً مدعی شد وجه را دریافت نکرده و پس از شکایت، سپاهان بار دیگر ۷۵ هزار یورو پرداخت کرده است. نکته مهم این است که حسابرس نوشته اسناد و مدارک کافی درباره این موضوع در اختیارش قرار نگرفته است.
البته تعبیر «دوبار پول به چاوز داده شد» نیاز به احتیاط دارد. آنچه فعلاً از گزارش حسابرس میتوان گفت این است که سپاهان یک پرداخت اولیه ثبت کرده و پس از ادعای عدم وصول آن، مجبور به پرداخت مجدد شده است. بدون بررسی مسیر انتقال اول نمیتوان نتیجه گرفت که باشگاه پرتغالی واقعاً هر دو وجه را دریافت کرده است.
اما همین ابهام، موضوع اصلی را تغییر نمیدهد: چرا برای یک پرداخت ارزی بینالمللی، زنجیره اسناد و مدارکی وجود نداشته که حسابرس بتواند بهطور کامل آن را بررسی کند؟ در فوتبال حرفهای، چنین مسئلهای صرفاً یک اشتباه اداری کوچک نیست؛ زیرا در قراردادهای خارجی، کوچکترین ضعف در مستندسازی میتواند به پرونده بینالمللی، جریمه و پرداخت دوباره منجر شود.
حسابرس چه تخلفات و مغایرتهایی را درباره سپاهان ثبت کرد؟
صورتهای مالی فقط درباره زیان یا پرونده چاوز نیست. گزارش حسابرس چند مورد را مغایر با دستورالعمل حاکم بر قراردادها و سقف بودجه فصل مورد بررسی دانسته است.
از جمله موارد گزارششده میتوان به پرداخت برخی پاداشها و مبالغ تشویقی خارج از قرارداد، پرداخت نشدن سه درصد حق عضویت مربوط به دستمزد بازیکنان و کادر فنی به فدراسیون فوتبال، افزایش بیش از ۳۰ درصدی مبلغ قرارداد برخی بازیکنان نسبت به فصل قبل و تقبل مالیات تکلیفی بازیکنان خارجی توسط باشگاه اشاره کرد.
این موارد را دقیقتر است «مغایرت با دستورالعملهای فدراسیون» بنامیم، نه اینکه بدون رأی مرجع قضایی یا انضباطی همه آنها را جرم یا تخلف قانونی به معنای حقوقی کلمه بدانیم.
اما از منظر مدیریت فوتبال، مسئله همچنان جدی است. فلسفه سقف بودجه دقیقاً این بود که قراردادهایی که روی کاغذ یک رقم دارند، با پرداختهای جانبی، پاداشهای خارج از قرارداد یا روشهای دیگر از کنترل خارج نشوند. وقتی حسابرس چنین مواردی را ثبت میکند، سؤال درباره میزان کارآمدی نظارت فدراسیون در همان زمان کاملاً طبیعی است.
نکتهای که نباید فراموش شود؛ سپاهان درآمد هم داشته است
برای تحلیل منصفانه صورتهای مالی، تنها هزینهها را نباید دید. سپاهان در همان دوره از فروش بازیکن نیز درآمد قابل توجهی داشته است. انتقال محمدجواد حسیننژاد به دینامو ماخاچقلعه روسیه بیش از ۱۰۱ میلیارد تومان درآمد برای باشگاه ثبت کرد. همچنین سپاهان در پایان خرداد ۱۴۰۴ حدود ۲۵.۲ میلیارد تومان از AFC و FIFA بابت جوایز و پاداشهای دورههای قبلی طلبکار بوده است.
در نتیجه مسئله اصلی این نیست که سپاهان هیچ درآمدی ندارد؛ مسئله فاصله میان درآمد و ساختار هزینهای است که در نهایت به زیان ۳۰۵ میلیارد تومانی ختم شده است.
اتفاقاً یکی از مهمترین معیارهای یک باشگاه حرفهای همین است: آیا فروش بازیکن، اسپانسرینگ، بلیتفروشی، فعالیت تجاری و جوایز ورزشی میتوانند بخش معناداری از هزینهها را پوشش دهند یا باشگاه همچنان برای حفظ سطح مخارج به تزریق منابع مالک وابسته است؟
پاسخ سپاهان به گزارش مالی؛ «مربوط به مدیریت قبلی است»
باشگاه سپاهان صبح سهشنبه ۲۷ مرداد به حواشی ایجادشده واکنش نشان داد. این باشگاه تأکید کرد صورتهای مالی منتشرشده مربوط به دوره مدیریت قبلی و سال مالی منتهی به خرداد ۱۴۰۴ است و مدعی شد در مدیریت جدید، پس از اصلاحات مالی و پرداخت بدهیها، باشگاه «بدون بدهی» وارد سال مالی جدید شده است.
این توضیح از این جهت مهم است که مسئولیت دوره مالی مورد گزارش را باید از مدیریت فعلی تفکیک کرد.
با این حال پاسخ باشگاه، ارقام حسابرسیشده دوره قبل را منتفی نمیکند. همچنین در واکنش منتشرشده توضیح جزئی درباره سرنوشت پرداخت ۷۵ هزار یورویی، علت هر یک از مغایرتهای قراردادی یا چگونگی تبدیل زیان انباشته به وضعیت مالی فعلی ارائه نشده است. بنابراین انتشار جزئیات بیشتر میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند. این جمعبندی، استنباطی از مقایسه صورتهای مالی منتشرشده با پاسخ کوتاه باشگاه است.
بودجه سپاهان به ۲۵۰۰ میلیارد تومان رسیده است
اهمیت نظارت مالی زمانی بیشتر میشود که اندازه اقتصاد امروز سپاهان را ببینیم. مجمع عمومی سالانه فولاد مبارکه در مرداد ۱۴۰۵ بودجه باشگاه را برای امسال ۲۵۰۰ میلیارد تومان اعلام کرده است؛ رقمی که نسبت به بودجه ۲۰۰۰ میلیارد تومانی سال قبل ۲۵ درصد رشد دارد. سپاهان البته فقط یک تیم فوتبال نیست و بر اساس گزارش منتشرشده، حدود ۲۳۰۰ ورزشکار در ۱۵ رشته و ۶۸ تیم ورزشی زیرمجموعه آن فعالیت دارند.
بنابراین بحث نظارت بر منابع سپاهان را نیز نمیتوان صرفاً به قرارداد چند فوتبالیست تقلیل داد.
در عین حال عبارت «پول بیتالمال» درباره تمام هزینههای این باشگاه نیازمند دقت حقوقی است. سپاهان تحت مالکیت و حمایت فولاد مبارکه فعالیت میکند و بحث درباره ماهیت منابع یک شرکت و حقوق سهامداران آن پیچیدهتر از این است که تمام بودجه باشگاه را بدون تفکیک، مستقیماً بودجه عمومی دولت بدانیم. آنچه قطعی است این است که هرچه منابع اختصاصیافته بزرگتر میشود، انتظار برای شفافیت، پاسخگویی و بازده اقتصادی و اجتماعی نیز بالاتر میرود.
سقف بودجه حذف شد؛ آیا حالا باشگاهها آزادند هرچقدر خواستند خرج کنند؟
از فصل ۱۴۰۶-۱۴۰۵، نظام قبلی سقف بودجه کنار گذاشته شده است. مهدی تاج نیز اعلام کرده امسال «سقف بودجه» وجود ندارد و به جای آن برنامه مالی جدیدی به باشگاهها ابلاغ شده است.
اما حذف سقف به معنی آزاد شدن کامل هزینهها نیست. آییننامه تازه «انضباط، شفافیت و ثبات مالی» قرار است هزینهکرد هر باشگاه را با درآمد واقعی و وضعیت مالی همان باشگاه بسنجد. طبق این سازوکار، صورتهای مالی حسابرسیشده به محور اصلی نظارت تبدیل میشوند و باشگاهها باید طی یک برنامه پنجساله زیان انباشته و وابستگی خود به منابع شرکت مادر یا دولت را کاهش دهند. همچنین نسبت هزینههای عملیاتی به درآمد باید بهتدریج از ۱۰۰ درصد در سال ۱۴۰۵ به ۷۰ درصد در سال ۱۴۱۰ برسد.
از این منظر، صورتهای مالی سپاهان دقیقاً نمونهای است که آییننامه جدید باید بتواند با آن برخورد کند: نه با تعیین یک عدد یکسان برای همه، بلکه با پرسش درباره اینکه هزینههای باشگاه با توان درآمدزایی واقعی آن تناسب دارد یا خیر.
مشکل فقط سپاهان نیست؛ مسئله حکمرانی مالی فوتبال ایران است
وسوسهکننده است که گزارش ۳۰۵ میلیارد تومانی را صرفاً به پرونده سپاهان تبدیل کنیم، اما مسئله بزرگتر از یک باشگاه است.
اقتصاد فوتبال ایران سالها با درآمدهای تجاری محدود، مسئله حق پخش، وابستگی بخشی از باشگاهها به مالکان صنعتی یا نهادهای بالادستی و ضعف سیستمهای حسابداری حرفهای مواجه بوده است. خود آییننامه جدید فدراسیون نیز کاهش وابستگی باشگاهها به شرکتهای مادر و منابع دولتی را یکی از اهداف تا سال ۱۴۰۹ قرار داده است.
بنابراین پاسخ درست به صورت مالی سپاهان صرفاً حمله به یک باشگاه یا مقایسه احساسی آن با استقلال، پرسپولیس و تراکتور نیست. اتفاقاً راهحل این است که همین سطح از انتشار صورتهای مالی درباره تمام باشگاههای لیگ برتر اجرا شود؛ درآمد، هزینه، بدهی، زیان انباشته، قراردادهای خارجی و پرداختهای غیرعادی همه در معرض بررسی عمومی قرار بگیرند.
فدراسیون نیز در مقررات جدید باشگاههای غیربورسی را موظف کرده صورتهای مالی حسابرسیشده خود را در وبسایت رسمی منتشر کنند. اگر این الزام بدون تبعیض اجرا شود، آن زمان میتوان با عدد و سند گفت کدام باشگاه بهتر مدیریت شده و کدام تیم منابع بیشتری را بدون بازده اقتصادی مصرف کرده است.
۳۰۵ میلیارد تومان فقط یک عدد نیست
آنچه صورت مالی سپاهان را مهم میکند صرفاً بزرگی رقم زیان نیست؛ بلکه مجموعهای از علامتهای هشدار است: تغییر از سود به زیان سنگین، افزایش زیان انباشته، چند مغایرت قراردادی و یک پرداخت ارزی که مستندات کافی آن در اختیار حسابرس نبوده است.
سپاهان میگوید این پرونده متعلق به مدیریت قبلی است و در دوره جدید بدهیها تسویه شدهاند؛ ادعایی که باید در صورتهای مالی بعدی قابل مشاهده و ارزیابی باشد.
اگر فوتبال ایران واقعاً قصد اجرای «فیرپلی مالی» را دارد، آزمون اصلی نه تعیین سقفهای دستوری جدید، بلکه همینجاست: آیا صورتهای مالی باشگاهها به موقع منتشر میشود؟ آیا ابهامهای حسابرس پاسخ داده میشود؟ آیا مدیران بابت پرداختهای نامشخص توضیح میدهند؟ و آیا مقررات برای سپاهان، استقلال، پرسپولیس، تراکتور و همه باشگاهها به یک شکل اجرا خواهد شد؟
پرونده سپاهان میتواند یک حاشیه چندروزه باشد یا تبدیل به نقطه شروع بحث جدیتری درباره اقتصاد فوتبال ایران شود. تفاوت این دو، فقط در یک کلمه خلاصه میشود: پاسخگویی.