پیام تازه ترامپ به ایران؛ «عجلهای برای مذاکره ندارم» یعنی فشار بیشتر در راه است؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ در گفتوگو با شبکه الجزیره موضع تازهای درباره مذاکرات با ایران اتخاذ کرد؛ موضعی که بیش از آنکه نشانه نزدیک شدن دو طرف به یک توافق فوری باشد، از آمادگی واشنگتن برای ادامه یک دوره فرسایشی فشار حکایت دارد.
ترامپ در پاسخ به این سؤال که چه مدت به ایران برای بازگشت به مذاکرات فرصت میدهد، گفت: «هیچ جدول زمانی ندارم» و تأکید کرد برای بازگشت به میز مذاکره عجلهای ندارد. او در بخش دیگری از این گفتوگو، در پاسخ به پرسشی درباره مقایسه اثربخشی فشار اقتصادی با حملات نظامی، گفت به اعتقاد او «هر دو مؤثر هستند».
رئیسجمهور آمریکا همچنین مدعی شد واشنگتن در تقابل با تهران در حال «پیروزی بزرگ» است و وضعیت تورم و اقتصاد ایران را شاهدی برای اثربخشی فشارهای آمریکا دانست. این بخش از سخنان ترامپ بیانگر ارزیابی دولت اوست و نمیتوان آن را بهعنوان یک نتیجه مورد اجماع درباره نتیجه تقابل دو کشور تلقی کرد.
«عجله ندارم»؛ تغییر لحن ترامپ درباره پایان بحران ایران
اهمیت جمله تازه ترامپ زمانی مشخص میشود که آن را با وعدههای قبلی او مقایسه کنیم. الجزیره یادآوری کرده است که ترامپ در ماههای ابتدایی جنگ بارها بر کوتاه بودن درگیری تأکید میکرد و حتی در مقطعی از پایان جنگ در فاصله «چهار تا شش هفته» سخن گفته بود؛ اما حالا، در آستانه ششماهه شدن جنگ، میگوید هیچ جدول زمانی برای پایان این وضعیت ندارد.
این تغییر ادبیات میتواند دو معنا داشته باشد. نخست اینکه واشنگتن نمیخواهد به تهران این تصور را بدهد که به دلیل هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ، برای دستیابی به توافق تحت فشار زمانی است. در چنین چارچوبی، جمله «عجله ندارم» بخشی از تاکتیک مذاکره است؛ ترامپ تلاش میکند نشان دهد طرف آمریکایی میتواند وضعیت موجود را برای مدت طولانی ادامه دهد.
اما تفسیر دوم این است که دولت آمریکا در حال آماده کردن افکار عمومی برای یک بحران طولانیتر است. تفاهم ۶۰ روزه ایران و آمریکا که در ماه ژوئن منعقد شده بود، قرار بود زمینهای برای حل اختلاف بر سر تنگه هرمز، تحریمها و پرونده هستهای ایجاد کند، اما این دوره در ماه اوت بدون رسیدن دو کشور به توافق جامع به پایان رسید.
در نتیجه، موضع امروز ترامپ عملاً به معنای حذف ضربالاجل از دیپلماسی است؛ اما حذف ضربالاجل الزاماً به معنای کنار گذاشتن مذاکره نیست.
فشار اقتصادی جای حمله نظامی را میگیرد؟
دو روز پیش از مصاحبه ترامپ، دولت آمریکا مرحله جدیدی از فشار اقتصادی بر ایران را آغاز کرد؛ طرحی که مقامهای آمریکایی آن را «Operation Economic Outcast» و حتی «D-Day اقتصادی» نامیدهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا حدود ۶۰ فرد، نهاد و شناور را هدف قرار داد و اعلام کرد دامنه تحریمهای ثانویه در حوزههایی مانند کشتیرانی، فناوری، هوانوردی، طلا و داراییهای دیجیتال افزایش خواهد یافت. واشنگتن همچنین به کشورهای دیگر هشدار داده است که ادامه تجارت با ایران میتواند آنها را در معرض اقدامات تنبیهی آمریکا قرار دهد.
با این حال، یک نکته مهم در نخستین مرحله این طرح وجود داشت: واشنگتن هنوز سراغ تحریم بانکهای بزرگ چینی مرتبط با تجارت ایران نرفته است. چین بزرگترین خریدار نفت ایران بوده و اقدام مستقیم علیه مؤسسات بزرگ این کشور میتواند پرونده ایران را به تقابل اقتصادی بزرگتری میان واشنگتن و پکن تبدیل کند. رویترز گزارش داده دولت ترامپ فعلاً از این اقدام پرهزینه خودداری کرده است.
بنابراین وقتی ترامپ میگوید فشار اقتصادی مؤثر است، واشنگتن هنوز همه ظرفیت ادعایی خود را وارد میدان نکرده و احتمالاً قصد دارد شدت فشار را مرحلهبهمرحله افزایش دهد.
آیا فشار آمریکا واقعاً ایران را به میز مذاکره بازمیگرداند؟
آمارها نشان میدهند اقتصاد ایران تحت فشار جدی قرار گرفته است. طبق ارزیابی رویترز، تلاش آمریکا برای محدود کردن صادرات نفت ایران، میزان صادرات را در ماه اوت به حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز رسانده؛ رقمی که حدود ۸۵ درصد کمتر از سطح پیش از جنگ برآورد شده است. با این حال، همین گزارش تأکید میکند ساختار سیاسی ایران در برابر فشارها مقاومتر از آن چیزی بوده که ابتدا در واشنگتن تصور میشد.
این تفاوت میان «ایجاد هزینه اقتصادی» و «رسیدن به نتیجه سیاسی» یکی از مهمترین نقاط پرونده است.
تحریم ممکن است درآمد نفتی را کاهش دهد، ارزش پول ملی را تحت فشار بگذارد و هزینه اداره اقتصاد را بالا ببرد، اما از این واقعیت نمیتوان بهطور خودکار نتیجه گرفت که تهران شروط واشنگتن را خواهد پذیرفت. حتی برخی تحلیلگران آمریکایی نیز هشدار دادهاند که یک کارزار اقتصادی برای تغییر محاسبات ایران به زمان نیاز دارد و ممکن است بدون امتیازهای متقابل در دیپلماسی به نتیجه نرسد.
به همین دلیل، سخنان امروز ترامپ را میتوان تلاشی برای ترکیب سه ابزار دانست: فشار اقتصادی، حفظ تهدید نظامی و باز نگه داشتن امکان مذاکره.
ادعای ترامپ درباره تنگه هرمز با واقعیت میدانی چه نسبتی دارد؟
ترامپ در همین گفتوگو با الجزیره ادعا کرد تنگه هرمز «باز» است، کشتیهای زیادی از آن عبور میکنند و نفت هر روز از این مسیر جریان دارد. او همچنین مدعی شد نیروهای آمریکایی مینهای موجود در تنگه را پاکسازی کردهاند.
اما دادههای کشتیرانی تصویر پیچیدهتری ارائه میکند.
رویترز روز چهارشنبه گزارش داد تنها پنج کشتی کالایی در روز سهشنبه از تنگه هرمز عبور کردهاند؛ در حالی که میانگین ۱۰ روزه ۱۵ کشتی بوده است. این دادهها نشان میدهد تردد همچنان بسیار پایینتر از سطح عادی قرار دارد و نمیتوان وضعیت تنگه را کاملاً عادی توصیف کرد.
همزمان ایران و عمان مذاکرات درباره مدیریت این آبراه را از سر گرفتهاند و درباره ایجاد یک مسیر موقت مشترک کشتیرانی و پاکسازی مینها گفتوگو کردهاند. تحلیلگران ING نیز گفتهاند حتی توافق تهران و مسقط بهتنهایی برای عادی شدن جریان نفت کافی نیست و رفع محاصره بنادر ایران و کاهش تحریمهای آمریکا نیز بخشی از معادله خواهد بود.
از این منظر، هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای دو طرف در هر مذاکره احتمالی است.
ترامپ هم برای ادامه جنگ محدودیت دارد
جمله «عجله ندارم» قرار است این پیام را منتقل کند که زمان به سود واشنگتن است، اما خود دولت ترامپ نیز با هزینههای یک بحران طولانی مواجه است.
براساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس که نتایج آن این هفته منتشر شد، تنها ۳۱ درصد آمریکاییها از اقدام نظامی علیه ایران حمایت کردهاند؛ این رقم در ماه مارس ۳۷ درصد بود. میزان رضایت کلی از عملکرد ترامپ نیز به ۳۳ درصد رسیده است. افزایش قیمت سوخت و نگرانی از طولانی شدن جنگ از عواملی هستند که در فضای سیاسی داخلی آمریکا اهمیت پیدا کردهاند.
رویترز همچنین گزارش داده قیمت نفت برنت در هفته جاری همچنان به شکل محسوسی بالاتر از دوران پیش از جنگ قرار دارد و اختلال در تنگه هرمز هزینههای انرژی را برای اقتصاد جهانی و آمریکا افزایش داده است.
در نتیجه، زمان لزوماً فقط علیه ایران کار نمیکند؛ ادامه بنبست برای واشنگتن نیز هزینه اقتصادی و سیاسی دارد، بهویژه با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر.
پیام اصلی ترامپ به تهران چیست؟
مجموع سخنان تازه رئیسجمهور آمریکا را میتوان در یک پیام خلاصه کرد: واشنگتن در شرایط فعلی حاضر نیست برای بازگشت به مذاکره امتیاز زمانی بدهد و میخواهد پیش از آغاز دور تازه دیپلماسی، فشار بیشتری بر ایران وارد کند.
اظهار ترامپ مبنی بر اینکه اقدامات اقتصادی و نظامی «هر دو مؤثرند» نیز نشان میدهد کاخ سفید فعلاً هیچیک از دو ابزار را از روی میز کنار نگذاشته است؛ با این تفاوت که در هفتههای اخیر وزن فشار اقتصادی بیشتر شده و جنگ تمامعیار نظامی تا حدی جای خود را به نبرد بر سر نفت، تحریم، کشتیرانی و تنگه هرمز داده است.
با این حال، بنبست کنونی یک تناقض اساسی دارد: ترامپ میگوید برای مذاکره عجله ندارد، اما فشار اقتصادی بدون یک مسیر سیاسی مشخص نمیتواند بهتنهایی جنگ را پایان دهد. ایران نیز تاکنون نشان نداده که صرف افزایش فشار برای پذیرش شروط آمریکا کافی است.
به همین دلیل، مهمترین سؤال پس از اظهارات تازه ترامپ این نیست که مذاکرات ایران و آمریکا «چه زمانی» از سر گرفته میشود؛ سؤال مهمتر این است که هر دو طرف برای شکستن بنبست حاضرند چه چیزی را تغییر دهند. تا زمانی که پاسخی برای این پرسش وجود نداشته باشد، جمله «هیچ جدول زمانی ندارم» بیش از آنکه نشانه آرامش واشنگتن باشد، توصیفی از آینده نامعلوم یکی از پیچیدهترین تقابلهای منطقه خواهد بود.