ترامپ پیشنهاد ایران را رد کرد؛ گره هرمز کورتر شد / مذاکرات تهران و واشنگتن به کدام سمت میرود؟
گزارشهای منتشرشده در روز شنبه ۲۶ سپتامبر نشان میدهد پیشنهاد ایران از طریق میانجیگری قطر به طرف آمریکایی منتقل شده بود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز جمعه در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل توضیح داد که تهران یک برنامه مشخص هفتروزه ارائه کرده است؛ برنامهای که در صورت پذیرش آمریکا میتوانست طی چند روز مقدمات بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کند و در روز هفتم مذاکرات هستهای از سر گرفته شود.
بر اساس گزارش رویترز، ساختار کلی مذاکرات بر یک معامله مرحلهای استوار بود: ایران مسیر عبور از هرمز را باز کند و آمریکا در مقابل، محاصره اقتصادی و دریایی ایران را کاهش دهد یا لغو کند. دسترسی ایران به بخشی از داراییهای مسدودشده نیز در میان گزینههای مطرحشده قرار داشت.
گاردین نیز گزارش داده ایران علاوه بر رفع محاصره دریایی، خواستار آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده، بازگرداندن معافیتهای مرتبط با صادرات نفت و توقف درگیریها در جبهههای مختلف شده بود.
بنابراین پیشنهاد تهران فقط درباره بازشدن یک مسیر دریایی نبود؛ هرمز عملاً به مرکز یک بسته بزرگتر سیاسی، اقتصادی و امنیتی تبدیل شده است.
ترامپ چه گفت؟
نخستین گزارش درباره رد پیشنهاد ایران از سوی والاستریت ژورنال منتشر شد. رویترز صبح شنبه تأکید کرد که در آن مقطع نتوانسته بود این گزارش را بهطور مستقل تأیید کند و تهران نیز هنوز منتظر پاسخ رسمی واشنگتن بود.
اما ساعاتی بعد، گاردین گزارش داد ترامپ در گفتوگو با خبرنگاران در کاخ سفید بهطور علنی گفته است: «آنها پیشنهادی دادند، اما من آن را رد میکنم.»
این جمله، وضعیت مذاکرات را نسبت به ساعات اولیه روشنتر کرد.
با این حال، بخشهایی از اظهارات منتسب به ترامپ درباره اینکه ایران «بلافاصله تجارت را از سر میگیرد» یا اینکه منبع درآمد ایران «از تنگه هرمز» است، تا زمان تنظیم این گزارش در منابع اصلی بررسیشده به همان صورت و با همین عبارت منتشر نشده است. موضع مستند ترامپ این است که فشار اقتصادی فعلی را اهرم مهم آمریکا میداند و دولت او معتقد است رفع سریع این فشار بدون دریافت امتیازات مورد نظر واشنگتن، با سیاست کنونی آمریکا سازگار نیست.
چرا ترامپ حاضر به پذیرش طرح ایران نشد؟
اختلاف اصلی را میتوان در یک عبارت خلاصه کرد: چه کسی ابتدا عقبنشینی کند؟
رویترز پیشتر گزارش داده بود ایران و آمریکا هر دو حاضر به مذاکره هستند، اما هیچکدام نمیخواهند پیش از دریافت تضمین از طرف مقابل، مهمترین اهرم فشار خود را کنار بگذارند.
برای آمریکا، محاصره اقتصادی و دریایی اصلیترین ابزار فشار است؛ برای ایران نیز محدودیت عبور از تنگه هرمز یکی از مهمترین اهرمهای مذاکراتی محسوب میشود.
تهران میخواهد کاهش فشار آمریکا همزمان یا پیش از بازگشایی کامل هرمز انجام شود. واشنگتن در مقابل خواهان آزادی کشتیرانی و امتیازات گستردهتر، از جمله در پرونده هستهای است.
همین مسئله باعث شده حتی توافق بر سر «مراحل» اجرای یک توافق نیز دشوار باشد.
یک مقام دولت آمریکا به رویترز گفته بود ترامپ خود را در موقعیت برتر میبیند و معتقد است برای مذاکره عجلهای ندارد. در طرف مقابل نیز مقامهای ایرانی گفتهاند حاضر نیستند کنترل اداری مورد ادعای خود بر هرمز را بهطور دائمی کنار بگذارند.
ادعای «کنترل کامل هرمز» چه معنایی دارد؟
ترامپ طی ماههای گذشته بارها گفته آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد.
کاخ سفید نیز در تیرماه به نقل از او اعلام کرد آمریکا با استفاده از محاصره دریایی، ورود و خروج کشتیها به بنادر ایران را کنترل میکند و ترامپ این وضعیت را نشانه تسلط نظامی آمریکا بر آبراه میداند.
اما ایران این تفسیر را رد کرده و خود را صاحب قدرت تعیینکننده در مدیریت عبور دریایی معرفی میکند.
به همین دلیل باید میان ادعای کنترل نظامی آمریکا و واقعیت عملیاتی کشتیرانی در هرمز تفاوت گذاشت.
تنگه بهطور کامل بدون تردد نیست. دادههای شرکت Kpler که رویترز منتشر کرده نشان میدهد فقط در هفته آغازشده از ۲۰ سپتامبر حدود ۳۳.۷ میلیون بشکه نفت از هرمز خارج شده است. با این حال، جریان حملونقل بسیار پایینتر و پرریسکتر از شرایط عادی پیش از جنگ است.
پیش از آغاز جنگ، حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت از این آبراه عبور میکرد. بنابراین هر تغییر در وضعیت هرمز مستقیماً بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد.
بازار نفت چرا به مذاکرات ایران و آمریکا حساس است؟
تنها خبر احتمال توافق کافی بود تا قیمت نفت در روز جمعه کاهش محسوسی پیدا کند.
نفت برنت با افت ۲.۱ درصدی در قیمت ۱۰۴.۳۲ دلار و نفت وستتگزاس با کاهش ۲.۳ درصدی در سطح ۹۲.۴۱ دلار بسته شد. یکی از عوامل اصلی این کاهش، امید بازار به توافق میان ایران و آمریکا برای بازگشایی هرمز بود.
اکنون رد پیشنهاد ایران میتواند بخشی از این خوشبینی را از بازار خارج کند.
با این حال، بازارهای جهانی در آخر هفته تعطیل هستند و واکنش کامل معاملهگران به خبر رد طرح ایران در معاملات بعدی مشخص خواهد شد.
برای بازار انرژی، موضوع فقط ایران نیست. حملات حوثیها به زیرساختهای عربستان، محدودیت مسیرهای جایگزین صادرات نفت و نااطمینانی درباره آینده جنگ نیز همزمان بر قیمتها اثر میگذارند.
بنابراین رد پیشنهاد تهران میتواند ریسک ژئوپلیتیک را بالا نگه دارد، اما جهت نفت تنها با یک متغیر تعیین نخواهد شد.
آیا مذاکرات ایران و آمریکا تمام شده است؟
رد این پیشنهاد الزاماً به معنای پایان مذاکرات نیست.
تنها چند روز پیش، ترامپ گفته بود مذاکرات با ایران ادامه دارد و تصور میکند در نهایت امکان دستیابی به توافق وجود دارد. او در عین حال تأکید کرده بود آمریکا اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.
از سوی دیگر، عراقچی نیز گفته بود اگر آمریکا طرح تهران را بپذیرد، ایران آمادگی دارد اجرای مراحل بازگشایی هرمز را فوراً آغاز کند.
حتی پیش از اعلام رد پیشنهاد، یک مقام آمریکایی مذاکرات غیرمستقیم از طریق میانجیها را «مثبت و سازنده» توصیف کرده بود.
بنابراین آنچه فعلاً رد شده، نسخه فعلی پیشنهاد ایران است، نه لزوماً اصل مذاکره.
در دیپلماسی، رد یک بسته میتواند به معنی درخواست برای اصلاح شروط، تغییر ترتیب اقدامات یا افزایش امتیازات طرف مقابل باشد.
انتخابات میاندورهای آمریکا وارد معادله شد
عامل دیگری که بر مذاکرات سایه انداخته، انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ است.
ترامپ پیشتر گفته بود تصور میکند توافق با ایران میتواند بعد از انتخابات نیز انجام شود. والاستریت ژورنال نیز به نقل از مقامهای ناشناس آمریکایی گزارش داده ترامپ احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات را مطرح کرده است؛ گزارشی که رویترز هنگام انتشار نتوانسته بود مستقلاً تأیید کند.
از طرف دیگر، یک توافق پیش از انتخابات میتواند با کاهش ریسک عرضه نفت، فشار قیمت انرژی و بنزین را در آمریکا کاهش دهد؛ نکتهای که رویترز نیز به آن اشاره کرده است.
این شرایط باعث شده زمان نیز به بخشی از مذاکرات تبدیل شود.
تهران برای کاهش فشار اقتصادی انگیزه دارد که زودتر به نتیجه برسد، در حالی که واشنگتن ممکن است تصور کند ادامه فشار میتواند ایران را به پذیرش شروط بیشتری وادار کند.
هرمز همچنان مهمترین برگ مذاکرات است
تحولات چند روز گذشته یک نکته را بیش از همیشه روشن کرده است: تنگه هرمز از یک موضوع صرفاً نظامی و دریایی به محور اصلی چانهزنی سیاسی ایران و آمریکا تبدیل شده است.
ایران میگوید حاضر است مسیر را در چارچوب یک توافق باز کند، اما در مقابل خواهان رفع محاصره، کاهش فشار اقتصادی و تضمینهایی درباره ادامه درگیری است.
آمریکا در مقابل بر آزادی کشتیرانی، فشار بر برنامه هستهای و حفظ اهرم اقتصادی خود تأکید دارد.
رد پیشنهاد هفتروزه ایران این فاصله را آشکار کرده، اما کانالهای میانجیگری هنوز بسته نشدهاند.
برای بازارهای ایران نیز تفاوت میان «پایان مذاکرات» و «رد یک پیشنهاد» بسیار مهم است. اگر مذاکرات روی بستهای اصلاحشده ادامه پیدا کند، فضای بازار ارز، طلا و نفت میتواند دوباره تغییر کند؛ اما اگر رد پیشنهاد به توقف کامل گفتوگوها یا افزایش تنش نظامی منجر شود، واکنش بازارها احتمالاً متفاوت خواهد بود.
در نتیجه، خبر امروز را میتوان عقبگردی مهم در مسیر توافق دانست، اما هنوز نمیتوان آن را پایان دیپلماسی تهران و واشنگتن تلقی کرد. اکنون سؤال اصلی این است که آیا دو طرف حاضرند درباره ترتیب بازگشایی هرمز و رفع محاصره به یک فرمول میانی برسند یا هر دو ترجیح میدهند فشار فعلی را برای گرفتن امتیاز بیشتر ادامه دهند.