پیام مهم رهبر انقلاب در ۶ مهر؛ از تنگه هرمز و «قدرت اول جهان» تا یاد سیدحسن نصرالله
متن پیام ساعت ۱۴:۰۹ روز ۶ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد و در پایان آن امضای «سیدمجتبی حسینی خامنهای» و تاریخ همان روز دیده میشود. رسانههای داخلی نیز آن را پیام رهبر جمهوری اسلامی به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد سیدحسن نصرالله معرفی کردهاند.
سیدمجتبی خامنهای از مارس ۲۰۲۶ رهبری جمهوری اسلامی را برعهده دارد؛ پس از کشتهشدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل، مجلس خبرگان او را به عنوان جانشین معرفی کرد.
پیام تازه او از این جهت نیز اهمیت دارد که در میانه یکی از پرتنشترین دورههای سیاست خارجی ایران منتشر شده؛ دورهای که در آن جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل ادامه دارد و همزمان کانالهای دیپلماتیک نیز برای کاهش تنش فعال ماندهاند.
از «جنگ تحمیلی اول» تا جنگهای جدید
رهبر ایران در این پیام، جنگ ایران و عراق را «جنگ تحمیلی اول» نامیده و آن را نقطه آغاز یک مسیر طولانی مقاومت نظام جمهوری اسلامی توصیف کرده است.
در روایت ارائهشده، جنگ دهه ۱۳۶۰ به عنوان تلاشی از سوی قدرتهای خارجی برای بازگرداندن ایران به وضعیت پیش از انقلاب معرفی میشود و سپس گفته میشود جمهوری اسلامی از آن جنگ «قویتر» بیرون آمده است.
این چارچوب تاریخی در ادامه به شرایط سال ۱۴۰۵ پیوند زده میشود؛ جایی که متن از «دو جنگ تحمیلی اخیر» سخن میگوید و وضع فعلی ایران را مرحلهای تازه از همان تقابل تاریخی میداند.
این بخش یک تفسیر سیاسی و ایدئولوژیک در متن پیام است و نباید با یک توصیف بیطرفانه تاریخی یکی دانسته شود.
جمله خبرساز؛ «ایران قدرت اول جهان است»
یکی از پرمخاطبترین بخشهای پیام جایی است که رهبر ایران میگوید «کسانی» ایران را چهارمین ابرقدرت دنیا میدانند و سپس از منظر آنچه «محاسبات الهی» مینامد، ایران را «قدرت اول جهان» توصیف میکند.
در متن نامی از نهاد، مؤسسه یا رتبهبندی مشخصی که ایران را «ابرقدرت چهارم دنیا» معرفی کرده باشد، ذکر نشده است.
بنابراین این عبارت را نمیتوان یک رتبهبندی رسمی نظامی، اقتصادی یا ژئوپلیتیکی دانست؛ بلکه در ساختار پیام، بخشی از بیان سیاسی و ارزشی رهبر ایران است.
رتبه قدرت کشورها بسته به معیارهایی مانند اقتصاد، جمعیت، توان نظامی، فناوری، نفوذ دیپلماتیک یا قدرت هستهای میتواند متفاوت باشد و هیچ نظام رتبهبندی واحد و مورد توافق جهانی برای عنوان «ابرقدرت چهارم» وجود ندارد.
تنگه هرمز در مرکز پیام
بخش مهم دیگری از پیام مستقیماً به تنگه هرمز و حضور نیروهای خارجی در آبهای منطقه مربوط است.
در پیام ادعا شده نیروهای دشمن به دلیل ضربات واردشده از سوی ایران «از دریای عرب جلوتر نمیآیند» و هر بار که چنین خطری را پذیرفتهاند متحمل آسیب شدهاند.
برای این گزاره مشخص درباره محل استقرار نیروهای خارجی، در منابع مستقلی که بررسی شد تأیید کاملی پیدا نشد و بنابراین بهتر است آن را به عنوان ادعای مطرحشده در پیام نقل کرد.
با این حال، اصل اینکه تنگه هرمز در ماههای اخیر به یکی از اصلیترین نقاط بحران تبدیل شده، با دادههای مستقل تأیید میشود.
رویترز گزارش داده تردد قابل ردیابی کشتیهای تجاری از هرمز در برخی روزهای سپتامبر بهشدت کاهش یافته؛ در یک روز فقط دو کشتی کالایی از تنگه عبور کردند، در حالی که پیش از آغاز درگیری در ۲۸ فوریه، حدود ۱۲۵ کشتی تجاری بزرگ در روز از این مسیر عبور میکردند. البته بخشی از کشتیها ممکن است تجهیزات ردیابی خود را خاموش کنند و بنابراین آمار قابل مشاهده همه تردد واقعی نیست.
هرمز؛ هم ابزار فشار و هم موضوع مذاکره
جالبترین نکته این است که تنگه هرمز همزمان که در پیام به عنوان نماد قدرت نظامی ایران مطرح شده، در مذاکرات سیاسی نیز به یکی از اصلیترین موضوعات تبدیل شده است.
رویترز در ۲۴ سپتامبر گزارش داد مذاکرهکنندگان ایران و آمریکا درباره یک طرح مرحلهای گفتوگو کردهاند که یکی از بخشهای آن بازگشایی تنگه هرمز و در مقابل کاهش فشار اقتصادی و نظامی آمریکا است.
ایران اعلام کرده در صورت تحقق شروطش میتواند مسیر را ظرف چند روز باز کند، اما واشنگتن آخرین پیشنهاد تهران را رد کرده و در عین حال هر دو طرف گفتهاند مسیر گفتوگو کاملاً بسته نشده است.
بنابراین در شرایط فعلی، هرمز هم یک ابزار راهبردی در مناقشه و هم یکی از موضوعات کلیدی مذاکره است.
ماجرای «۳۰ میلیون جانفدا» چیست؟
رهبر ایران در پیام خود گفته است بیش از ۳۰ میلیون ایرانی آمادگی خود را در قالب «جانفدایی» اعلام کردهاند و هنگام مرحلهای از سازماندهی، بیش از ۵۰۰ هزار نفر در ۱۰۰ دقیقه نخست ظرفیت اعلامشده را تکمیل کردهاند.
این اعداد صرفاً در متن پیام نماندهاند.
خبرگزاری EFE روز ۲۵ سپتامبر از برگزاری تجمع و آموزشهای عمومی مرتبط با همین حرکت در تهران گزارش داد و به نقل از برگزارکنندگان نوشت این حرکت در سراسر کشور حدود ۳۰ میلیون عضو دارد و حدود ۵۰۰ هزار نفر نیز برای مرحلهای از آموزش ثبتنام کردهاند.
با این حال، این ارقام از سوی برگزارکنندگان و منابع حکومتی اعلام شدهاند و آمار مستقلی که شمار اعضا یا میزان مشارکت را به طور جداگانه اندازهگیری کرده باشد، در منابع بررسیشده وجود ندارد.
تأکید بر حضور زنان
در پیام ۶ مهر همچنین به نقش زنان اشاره شده و گفته شده زنان در بعضی عرصههای «حضور دلیرانه» حتی از مردان پیش افتادهاند.
این جمله در ساختار کلی پیام نقش مهمی دارد؛ زیرا تلاش شده تصویری از بسیج اجتماعی گسترده ارائه شود که نه تنها نیروهای نظامی، بلکه گروههای مختلف جامعه و زنان را نیز شامل میشود.
در واقع یکی از خطوط اصلی پیام، پیوند دادن قدرت نظامی با پشتوانه اجتماعی است.
یاد علی خامنهای و امام خمینی
یکی از احساسیترین بخشهای پیام به علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، اختصاص دارد.
سیدمجتبی خامنهای از او با عنوان «خامنهای عظیمالشأن شهید» یاد کرده و جای او و روحالله خمینی را در شرایط فعلی خالی دانسته است.
علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل در ابتدای مارس ۲۰۲۶ کشته شد و سیدمجتبی خامنهای یک هفته بعد توسط مجلس خبرگان به عنوان رهبر جدید معرفی شد.
بنابراین پیام ۶ مهر از جنبه دیگری نیز قابل توجه است: یکی از پیامهای مهم رهبر جدید در دورهای است که ساختار رهبری جمهوری اسلامی پس از نزدیک به چهار دهه تغییر کرده است.
سیدحسن نصرالله؛ محور دوم پیام
بخش پایانی پیام تقریباً به طور کامل به لبنان و دومین سالگرد کشتهشدن سیدحسن نصرالله اختصاص دارد.
رهبر ایران از دبیرکل پیشین حزبالله با تعابیر بسیار ستایشآمیز یاد کرده و گفته پرچم او اکنون در دست شیخ نعیم قاسم، دبیرکل کنونی حزبالله، قرار دارد.
سیدحسن نصرالله در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ در حمله هوایی اسرائیل در جنوب بیروت کشته شد و روز گذشته مراسم دومین سالگرد او در لبنان برگزار شد. تصاویر و گزارشهای رویترز نیز برگزاری این مراسم با حضور هواداران حزبالله و سخنرانی نعیم قاسم را تأیید میکنند.
در همین بخش، رهبر ایران از وضعیت لبنان نیز با ادبیاتی سیاسی و ارزشی سخن گفته و حامیان حزبالله را ستوده و منتقدان این مسیر را بهشدت مورد انتقاد قرار داده است؛ این تعابیر موضع سیاسی او محسوب میشوند.
پیام ۶ مهر در چه شرایطی منتشر شد؟
زمان انتشار پیام شاید به اندازه محتوای آن مهم باشد.
در روزهای اخیر تهران و واشنگتن همزمان دو مسیر متضاد را دنبال کردهاند: از یک طرف تهدیدهای نظامی و فشار اقتصادی ادامه دارد و از طرف دیگر مذاکراتی برای پایان درگیری در جریان است.
رویترز گزارش کرده جنگ ایران و آمریکا وارد ماه هفتم شده و مقامهای دو طرف با وجود فاصله زیاد در مواضع، همچنان از ادامه دیپلماسی سخن میگویند.
دونالد ترامپ آخرین پیشنهاد ایران برای بازگشایی هرمز و پایان درگیری را رد کرده، اما گفته انتظار دارد مذاکرات بیشتری انجام شود. ایران نیز اعلام کرده راهحل نهایی را دیپلماسی میداند.
در چنین فضایی، پیام رهبر ایران را میتوان بیش از هر چیز یک پیام بازدارندگی و نمایش اعتمادبهنفس داخلی دانست؛ نه اعلام رسمی آغاز عملیات نظامی جدید.
آیا پیام تازه نشانه تشدید جنگ است؟
در خود پیام دستور مشخصی برای آغاز عملیات تازه یا اعلام تغییر رسمی در وضعیت نظامی دیده نمیشود.
زبان آن در بخشهای زیادی نظامی و بازدارنده است، اما همزمان دولت ایران در سطح دیپلماتیک همچنان در حال مذاکره درباره پایان مناقشه است.
به همین دلیل از انتشار این پیام به تنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که تصمیمی برای گسترش جنگ گرفته شده است.
آنچه قابل مشاهده است، تلاش برای انتقال سه پیام همزمان است:
به داخل کشور: تأکید بر انسجام، مقاومت و مشارکت اجتماعی.
به آمریکا و اسرائیل: تأکید بر توان بازدارندگی و هرمز به عنوان یک اهرم راهبردی.
به متحدان منطقهای ایران: اعلام تداوم حمایت سیاسی از حزبالله و جریان موسوم به مقاومت.
جمعبندی؛ مهمترین پیام سیدمجتبی خامنهای چه بود؟
پیام ۶ مهر را میتوان یکی از صریحترین پیامهای سیاسی و نظامی سیدمجتبی خامنهای از زمان رسیدن به رهبری دانست.
او با مقایسه ایران امروز با دوره پیش از انقلاب و جنگ ایران و عراق، تصویری از افزایش توان نظامی و استقلال کشور ارائه کرده، تنگه هرمز را به عنوان نشانهای از قدرت منطقهای برجسته کرده و از مشارکت اجتماعی گسترده سخن گفته است.
در عین حال، بخشهایی مانند «ابرقدرت چهارم» یا «قدرت اول جهان» ارزیابیهای سیاسی و ارزشی متن هستند و مبنای رتبهبندی مشخص و مستقلی برای آنها ارائه نشده است.
پیام اصلی را میتوان اینگونه خلاصه کرد: رهبر ایران میخواهد نشان دهد جمهوری اسلامی فشار نظامی ماههای اخیر را نه نشانه عقبنشینی، بلکه بخشی از روند تقویت قدرت خود میداند؛ در حالی که در میدان دیپلماسی، مذاکره بر سر پایان درگیری و بازگشایی هرمز همچنان ادامه دارد.