هشدار پیاتزا بعد از طلای ناگویا؛ «با این شرایط رسیدن به المپیک ممکن نیست» | ایران فقط دو راه تا لسآنجلس دارد
ایران در فینال والیبال بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا با نتیجه ۳ بر یک ژاپن را شکست داد و برای چهارمین دوره متوالی به مدال طلای این رقابتها رسید. شاگردان پیاتزا ستهای اول، سوم و چهارم را ۲۸ بر ۲۶، ۲۵ بر ۲۱ و ۲۶ بر ۲۴ بردند و تنها ست دوم را ۱۹ بر ۲۵ واگذار کردند. تیم ملی همچنین تمام رقابتهای ناگویا را بدون شکست پشت سر گذاشت.
با این حال، لحن پیاتزا در مصاحبه مفصل پس از پایان فصل بیشتر شبیه یک جلسه آسیبشناسی بود تا صحبتهای مربی قهرمان.
او تأکید کرده مدال طلا بیش از همه متعلق به بازیکنان و هوادارانی است که در تمام این مدت از تیم حمایت کردهاند. پیاتزا میگوید بعد از حدود یک سال و چهار ماه حضور در ایران، بهتر از گذشته فهمیده والیبال چه جایگاهی میان مردم دارد و چرا نتیجه تیم ملی تا این اندازه اهمیت پیدا میکند.
اما جمله مهمتر او درباره آینده بود: رؤیای حضور در المپیک باید به «هدف» تبدیل شود و تفاوت رؤیا و هدف، داشتن زمانبندی و برنامه مشخص است.
طلای ناگویا سهمیه المپیک نداشت؛ ایران فرصت اصلی را قبلاً از دست داده بود
یکی از نکاتی که در تحلیل قهرمانی اخیر باید مورد توجه قرار گیرد این است که بازیهای آسیایی ناگویا مسیر مستقیم انتخابی المپیک نبود.
نخستین سهمیه آسیایی المپیک ۲۰۲۸ در مسابقات قهرمانی مردان آسیا توزیع شد؛ جایی که ایران به فینال رسید اما با شکست ۳ بر صفر مقابل ژاپن نایبقهرمان شد و ژاپن سهمیه مستقیم لسآنجلس را گرفت. ایران در همان تورنمنت با قرار گرفتن روی سکوی آسیا، جواز حضور در جام جهانی ۲۰۲۷ را به دست آورد.
بنابراین طلای ناگویا از نظر روحی و اعتباری اهمیت زیادی دارد، اما یک بلیت مستقیم برای المپیک نیست.
همین موضوع توضیح میدهد چرا پیاتزا پس از شکست ژاپن و قهرمانی، همچنان اصرار دارد «چیزی باید تغییر کند».
او در گفتوگوی خود نیز مسیر قهرمانی آسیا را اولین فرصت معرفی کرد و سپس از دو راه باقیمانده، یعنی مسابقات جهانی و رنکینگ، سخن گفت.
دو راه باقیمانده ایران برای المپیک ۲۰۲۸ چیست؟
ساختار رسمی انتخابی المپیک لسآنجلس اکنون کاملاً روشن است.
آمریکا به عنوان میزبان و پنج قهرمان قارهای، یعنی ژاپن از آسیا، لهستان از اروپا، برزیل از آمریکای جنوبی، کوبا از منطقه NORCECA و تونس از آفریقا شش سهمیه نخست را گرفتهاند.
شش سهمیه باقیمانده به دو روش توزیع میشود: سه تیم برتر جام جهانی ۲۰۲۷ که قبلاً سهمیه نگرفته باشند و سپس سه تیم برتر واجد شرایط در رنکینگ جهانی پس از پایان مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۸.
برای ایران، این یعنی دیگر جایی برای اشتباه بزرگ باقی نمانده است.
تیم ملی باید یا در جام جهانی ۲۰۲۷ یک تورنمنت استثنایی داشته باشد و در میان سه تیم برترِ بدون سهمیه قرار بگیرد، یا طی فصلهای آینده آنقدر امتیاز رنکینگ جمع کند که در آخرین ایستگاه، یکی از سه سهمیه جهانی را بگیرد.
پیاتزا دقیقاً به همین دشواری اشاره کرده و گفته تیم ملی در فصل بعد باید در جام جهانی و لیگ ملتها عملکرد «فوقالعاده» داشته باشد.
چرا پیاتزا میگوید مشکل اصلی ایران ذهنی است؟
بخش بزرگی از مصاحبه سرمربی ایتالیایی نه درباره تکنیک، بلکه درباره ذهنیت است.
او شکست مرحله یکچهارم نهایی مسابقات جهانی فصل گذشته را مثال میزند؛ مسابقهای که ایران یک ست جلو بود، اما از نگاه پیاتزا تنها یک توپ باعث شد اعتمادبهنفس بازیکنان فرو بریزد و تیم دیگر باور نداشته باشد میتواند به نیمهنهایی برسد. او صراحتاً گفته باید بفهمد چرا ممکن است تیم «با یک توپ همه چیز را از دست بدهد».
همین مشکل را در بازیهای لیگ ملتهای ۲۰۲۶ نیز دیده است.
پیاتزا درباره مسابقه بلژیک میگوید بازیکنان پیش از شروع بازی تصور میکردند حریف ضعیفتر است و پیروزی سادهای خواهند داشت؛ نگرشی که از نظر او نشانه همان نوسان ذهنی است. تیم ایران آن دیدار را برد، اما سرمربی معتقد است شیوه ورود بازیکنان به مسابقه خطرناک بوده است.
حتی درباره ژاپن نیز تأکید دارد فاصله فنی شاید زیاد نباشد، اما فاصله ذهنی میتواند بسیار بزرگ باشد.
لیگ ملتهای ۲۰۲۶ نشان داد طلای ناگویا نباید ایران را فریب دهد
نتایج لیگ ملتها یکی از دلایلی است که پیاتزا نمیخواهد طلای بازیهای آسیایی موجب خوشبینی بیش از حد شود.
ایران در مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۶ تنها سه پیروزی در ۱۲ مسابقه به دست آورد و در رده چهاردهم قرار گرفت. این نتایج در مقایسه با قهرمانی در ناگویا تصویر متفاوتی از سطح واقعی تیم مقابل قدرتهای جهان نشان میدهد.
پیاتزا در مصاحبهاش مسابقه به مسابقه فصل را مرور کرده است: شکست نزدیک برابر فرانسه، پیروزی مقابل آلمان، شکست برابر اسلوونی، باخت به اوکراین و مسابقاتی که ایران گاهی از نظر امتیازی نزدیک بود اما نتوانست لحظات تعیینکننده را کنترل کند.
از دید او، تفاوت تیمهای بزرگ دقیقاً در همین لحظات شکل میگیرد.
این نگاه در فینال قهرمانی آسیا نیز تکرار شد. پیاتزا معتقد بود ایران در هر سه ست به ژاپن نزدیک بود، اما ژاپنیها در امتیازات پایانی بازیکنی پیدا میکردند که «یک امتیاز بیشتر» بگیرد؛ چیزی که او ترکیبی از تجربه، تعهد و استعداد میداند.
مشکل دیگر؛ ایران به اندازه رقبا بازی دوستانه ندارد
پیاتزا یکی دیگر از نقاط ضعف برنامه آمادهسازی ایران را کمبود مسابقات تدارکاتی سطح بالا معرفی کرده است.
او میگوید از فدراسیون خواسته بود اردوهایی ترتیب داده شود که تیم بتواند مقابل رقبای قدرتمند بازی کند، اما در مقاطعی چنین امکانی فراهم نشده و حتی مجبور شدهاند به بازیهایی با حریفان ضعیفتر رضایت دهند.
به اعتقاد سرمربی، تیمی که قصد پیشرفت دارد باید مقابل تیمهایی بهتر از خودش قرار بگیرد.
شرایط سیاسی و مشکلات سفر نیز برنامه فصل جدید را مختل کرده است. پیاتزا گفته قرار بود تیم برای مسابقات دوستانه در ترکیه آماده شود، اما شرایط جنگی برنامه را به هم زد و برخی تیمهای خارجی نیز به دلیل طولانی شدن بلاتکلیفی حاضر نشدند بیشتر منتظر ایران بمانند.
از نگاه او، این تفاوت مهمی میان ایران و تیمهای طراز اول جهان است؛ رقبایی که پیش از مسابقات بزرگ فرصت بیشتری برای تمرین و بازی تدارکاتی دارند.
«من دیوانه نیستم»؛ پاسخ پیاتزا به تغییر مداوم بازیکنان
یکی از انتقادهای واردشده به پیاتزا در دو فصل گذشته، تغییرات متعدد در ترکیب و فهرست تیم ملی بوده است.
پاسخ او بسیار صریح است: «من دیوانه نیستم.»
پیاتزا توضیح داده بازیکنان را صرفاً برای ایجاد تغییر عوض نمیکند؛ هدفش پیدا کردن ترکیبی است که تیم را بهتر کند، بهخصوص زمانی که به دلیل محدودیت مسابقات دوستانه، لیگ ملتها خودش تبدیل به بخشی از فرآیند آزمون بازیکنان میشود.
این نگاه با هدف لسآنجلس ارتباط مستقیم دارد. مربی ایتالیایی نمیخواهد تنها تیمی برای نتیجه گرفتن در یک تورنمنت کوتاه بسازد؛ او به دنبال مجموعهای است که تا سال ۲۰۲۸ بتواند در سطح جهانی رقابت کند.
بزرگترین هشدار پیاتزا؛ «۲۰ سال است همان مسیر را میرویم»
شاید جنجالیترین بخش صحبتهای پیاتزا جایی باشد که از آینده ساختاری والیبال ایران حرف میزند.
او میگوید احساس میکند ایران همچنان همان مسیری را طی میکند که طی دو دهه گذشته طی کرده و برای رسیدن به هدف المپیک باید چیزی تغییر کند. از ایتالیا و لهستان به عنوان نمونههایی یاد میکند که موفقیتشان فقط وابسته به یک «نسل طلایی» نیست و ساختار تولید بازیکن، تمرین و ذهنیت رقابتی در آنها استمرار دارد.
پیاتزا تأکید دارد تمرین تیم ملی باید تا حد امکان کیفیت و فشار مسابقه را بازسازی کند؛ چیزی که از نظر او ایران هنوز در آن به سطح مطلوب نرسیده است.
این شاید مهمترین پیام مصاحبه باشد.
مشکل از نگاه پیاتزا فقط سرویس، دریافت یا انتخاب ترکیب نیست. او میخواهد فرهنگ تمرین، پذیرش اشتباه، مسئولیتپذیری و نگاه بازیکنان به رقابت تغییر کند. حتی جمله ساده «اشتباه کردم» را بهتر از بهانهتراشی میداند.
آینده پیاتزا هم باید مشخص شود
طلای ناگویا موقعیت پیاتزا را نسبت به چند هفته قبل تقویت کرده است.
پس از نتایج نهچندان مطلوب لیگ ملتها و شکست مقابل ژاپن در فینال قهرمانی آسیا، فشار زیادی روی سرمربی ایران وجود داشت. قهرمانی بدون شکست در ناگویا و پیروزی مقابل ژاپن فضای اطراف تیم را تغییر داد و گزارشهای تازه حاکی از آن است که فدراسیون باید درباره ادامه همکاری و برنامه فصلهای بعد با او تصمیمگیری کند.
خود پیاتزا نیز عملاً این موضوع را روی میز گذاشته است. او در پایان فصل گفته باید بنشینند و مشخص کنند برای آینده دقیقاً چه میخواهند؛ زیرا ادامه مسیر فعلی را برای رسیدن به لسآنجلس کافی نمیداند.
این نکته اهمیت دارد: پیاتزا صرفاً درخواست تمدید قرارداد نمیکند؛ او ادامه همکاری را به یک پروژه بزرگتر گره میزند.
طلای ناگویا پایان بحران نیست؛ آغاز آزمون لسآنجلس است
ایران در ناگویا نشان داد هنوز توان شکست دادن ژاپن و قهرمانی در آسیا را دارد. اما همین تیم چند هفته قبل سهمیه مستقیم المپیک را به ژاپن واگذار کرده و در لیگ ملتها نیز فاصله خود با سطح نخست جهان را دیده است.
به همین دلیل قهرمانی اخیر باید در جایگاه واقعی خود دیده شود: یک موفقیت مهم، نه تضمین بازگشت به المپیک.
ایران اکنون سهمیه جام جهانی ۲۰۲۷ را در اختیار دارد و دو فرصت واقعی برای لسآنجلس باقی مانده است. مسیر اول نیازمند قرار گرفتن در میان سه تیم برتر واجد شرایط جهان است و مسیر دوم مستلزم ساختن رنکینگ بسیار قدرتمند تا پایان VNL ۲۰۲۸.
پیاتزا نیز دقیقاً همین خطر را دیده است. او میداند مدال طلای ناگویا میتواند اعتمادبهنفس تیم را برگرداند، اما اگر والیبال ایران پس از جشن دوباره به عادتهای قبلی بازگردد، طلای بازیهای آسیایی لزوماً کمکی به حضور در لسآنجلس نخواهد کرد.
پیام نهایی سرمربی ایتالیایی را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: ایران استعداد حضور در المپیک را دارد، اما استعداد به تنهایی کافی نیست. برای رسیدن به لسآنجلس باید از رؤیا عبور کرد، برنامه ساخت و مهمتر از همه، چیزی را واقعاً تغییر داد.