کد خبر: ۶۶۷۹۲۹

قانون همه‌چیز نیست؛ چرا فوتبال حرفه‌ای بدون اخلاق حرفه‌ای به بحران اعتماد می‌رسد؟

فوتبال
فوتبال امروز دیگر صرفاً مسابقه‌ای ۹۰ دقیقه‌ای نیست؛ صنعتی چندلایه با قراردادهای میلیاردی، حقوق رسانه‌ای، نقل‌وانتقالات، اسپانسرینگ و سرمایه اجتماعی میلیون‌ها هوادار است. با این حال، هرچه روابط مالی و حقوقی پیچیده‌تر می‌شوند، یک سؤال بنیادی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند: آیا هر رفتاری که از نظر حقوقی مجاز است، الزاماً حرفه‌ای و اخلاقی هم هست؟ تحولات مقرراتی اخیر فیفا نیز نشان می‌دهد فوتبال جهانی بیش از گذشته به مفاهیمی مانند وفاداری، تعارض منافع، شفافیت، ثبات قراردادی و توازن حقوق باشگاه و بازیکن توجه دارد. شاید بهترین خلاصه همین باشد: «قانون، کف رفتار حرفه‌ای است؛ اخلاق، سقف آن.»
۲۳:۳۳ - ۱۶ مهر ۱۴۰۵
وانانیوز|

قانون و مقررات قبل از هر چیز خطوط قرمز را مشخص می‌کنند. قرارداد چه زمانی معتبر است؟ بازیکن در چه شرایطی حق فسخ دارد؟ باشگاه چه زمانی می‌تواند بازیکن را جریمه کند؟ تأخیر در پرداخت مطالبات چه پیامدی دارد؟ تعارض منافع چگونه تعریف می‌شود و تخلف انضباطی چه مجازاتی دارد؟

فیفا در سپتامبر ۲۰۲۶ نسخه تازه FIFA Legal Handbook را منتشر کرد؛ مجموعه‌ای که مقررات اصلی فوتبال از جمله آیین‌نامه انضباطی، مقررات نقل‌وانتقالات و اسناد حقوقی مربوط به اداره فوتبال را یکجا گردآوری می‌کند. خود فیفا تأکید کرده این ساختار مقرراتی بر فعالیت روزمره باشگاه‌ها، بازیکنان و نهادهای فوتبالی در سراسر جهان اثر مستقیم دارد.

اما قانون نمی‌تواند برای هر رفتار انسانی یک ماده، تبصره و مجازات مشخص کند.

ممکن است قراردادی به یک باشگاه اجازه دهد بازیکنی را کنار بگذارد؛ ممکن است یک بازیکن نیز طبق مفاد قرارداد در شرایطی حق اعتراض یا فسخ داشته باشد. با این حال، شیوه استفاده از این حقوق می‌تواند منصفانه، مسئولانه و حرفه‌ای باشد یا برعکس، اعتماد طرف مقابل را تخریب کند.

اینجاست که اخلاق حرفه‌ای وارد می‌شود.

فاصله مهم میان «حق داشتن» و «درست رفتار کردن»

یکی از اشتباهات رایج در فوتبال این است که قانونی بودن یک اقدام با اخلاقی بودن آن یکی گرفته شود.

فرد ممکن است از نظر حقوقی اجازه انجام کاری را داشته باشد، اما سؤال دوم این است که آیا استفاده از این حق با حسن نیت، تناسب و احترام به طرف مقابل همراه بوده است؟

برای مثال، یک مدیر شاید بتواند از بند خاصی در قرارداد استفاده کند و یک بازیکن نیز ممکن است بتواند از یک خلأ حقوقی برای خروج از باشگاه بهره ببرد. اما اگر هدف صرفاً تحمیل بیشترین زیان به طرف مقابل یا استفاده ابزاری از یک موقعیت حقوقی باشد، بحث حرفه‌ای‌گری مطرح می‌شود.

حقوق فوتبال مدرن نیز دقیقاً به سمت همین نگاه حرکت کرده است. فیفا در چارچوب جدید نظام نقل‌وانتقالات که از اول ژانویه ۲۰۲۷ اجرایی می‌شود، از ایجاد سیستمی «متوازن، شفاف و مدرن» سخن گفته که در کنار ثبات قراردادها، منافع بازیکنان و باشگاه‌ها را نیز در نظر می‌گیرد.

معنای مهم این تغییر رویکرد آن است که قرارداد نباید صرفاً ابزاری برای قدرت یک طرف بر طرف دیگر باشد.

ثبات قرارداد؛ نه حق مطلق باشگاه، نه آزادی مطلق بازیکن

یکی از بنیادی‌ترین اصول نظام نقل‌وانتقالات فوتبال، ثبات قراردادی است.

فیفا سال‌هاست تأکید می‌کند حفظ اعتبار قراردادهای استخدامی میان باشگاه و بازیکن برای سلامت فوتبال ضروری است. در عین حال، پرونده معروف لاسانا دیارا و تحولات بعدی حقوق فوتبال نشان داد حفظ ثبات قراردادی نباید به محدود کردن نامتناسب آزادی شغلی بازیکنان منجر شود.

مجله حقوقی فیفا در سال ۲۰۲۶ نیز دقیقاً همین تنش را بررسی کرده است: چگونه می‌توان قرارداد را محترم شمرد، اما حقوق بازیکن و رقابت آزاد میان باشگاه‌ها را نیز قربانی نکرد؟

پاسخ فوتبال مدرن، حرکت به سمت تناسب و توازن است؛ نه نگاه مطلق به حقوق یکی از طرفین.

همین اصل را می‌توان از منظر اخلاق حرفه‌ای نیز دید. باشگاه انتظار دارد بازیکن تعهداتش را انجام دهد، اما بازیکن نیز انتظار دارد باشگاه قرارداد، دستمزد، شأن حرفه‌ای و امنیت شغلی او را محترم بشمارد.

اگر یکی از این دو رابطه را صرفاً از زاویه «چه کاری می‌توانم قانوناً انجام دهم؟» ببیند، اعتماد خیلی زود از بین خواهد رفت.

پرونده بیرانوند و تراکتور؛ نمونه‌ای برای تفاوت حقوق و اخلاق

اتفاق امروز در فوتبال ایران نمونه مناسبی برای فهم همین تفاوت است؛ بدون آنکه بتوان پیشاپیش درباره حقانیت یکی از طرفین داوری کرد.

علیرضا بیرانوند پس از دیدار تراکتور و استقلال از وضعیت مالی تیم انتقاد کرد و مدعی شد بازیکنان تنها حدود هفت درصد قراردادشان را دریافت کرده‌اند. تراکتور نیز بلافاصله اعلام کرد این دروازه‌بان با تصمیم جواد نکونام از تیم کنار گذاشته و پرونده او به کمیته انضباطی ارجاع شده است.

در ادامه نیز گزارش شد باشگاه قصد ندارد به بیرانوند امکان خروج آسان از قرارداد بدهد و ممکن است او را تا تعیین تکلیف وضعیتش به تمرین انفرادی بفرستد.

از منظر حقوقی، سؤال‌هایی مانند مفاد قرارداد، میزان واقعی پرداختی، آیین‌نامه داخلی باشگاه، حدود آزادی بیان بازیکن، مقررات انضباطی و شرایط فسخ اهمیت دارند.

اما از منظر اخلاق حرفه‌ای سؤال‌های دیگری نیز مطرح می‌شوند: آیا مسائل داخلی ابتدا از مسیر گفت‌وگوی حرفه‌ای دنبال شده‌اند؟ آیا زمان و لحن اظهارات بازیکن مناسب بوده؟ آیا واکنش باشگاه متناسب است؟ آیا حفظ منافع تیم در تصمیم‌های دو طرف لحاظ شده است؟

ممکن است پاسخ حقوقی و اخلاقی به این پرسش‌ها یکسان نباشد.

اعتماد؛ سرمایه‌ای که در ترازنامه باشگاه دیده نمی‌شود

باشگاه‌ها بازیکن می‌خرند، اسپانسر جذب می‌کنند، حق پخش می‌خواهند و قرارداد تجاری امضا می‌کنند؛ اما یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های آنها در هیچ ترازنامه مالی ثبت نمی‌شود: اعتماد.

بازیکن باید باور داشته باشد قراردادش اجرا خواهد شد. باشگاه باید اطمینان داشته باشد بازیکن به تعهدات حرفه‌ای خود وفادار است. هوادار باید تصور کند تصمیم‌های مدیریتی بر اساس منفعت باشگاه گرفته می‌شوند و داور باید چنان رفتار کند که اعتماد عمومی به بی‌طرفی رقابت حفظ شود.

فیفا نیز در کد اخلاقی خود مفاهیمی مانند وظیفه وفاداری، تعارض منافع و سوءاستفاده از موقعیت را صرفاً توصیه اخلاقی نمی‌داند. در پرونده‌های رسمی، نقض همین اصول به محرومیت و جریمه منجر شده است. در ژانویه ۲۰۲۵، کمیته اخلاق فیفا چند مقام فوتبالی را به دلیل تخلفاتی شامل نقض وظیفه وفاداری و تعارض منافع مجازات کرد.

در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز چهار مقام سابق فوتبال به دلیل سوءاستفاده از منابع، تعارض منافع و سوءاستفاده از جایگاه با محرومیت‌های سنگین روبه‌رو شدند.

یعنی بخشی از آنچه در گذشته شاید صرفاً «رفتار غیراخلاقی» تلقی می‌شد، اکنون در نظام حقوقی فوتبال نیز ضمانت اجرا پیدا کرده است.

تعارض منافع؛ جایی که اخلاق می‌تواند قبل از قانون وارد شود

تعارض منافع یکی از روشن‌ترین نمونه‌هاست.

مدیر باشگاه، مسئول فدراسیون، ایجنت یا هر فرد صاحب قدرت ممکن است در موقعیتی قرار بگیرد که منافع شخصی او با مسئولیت حرفه‌ای‌اش تعارض داشته باشد. همه این موقعیت‌ها الزاماً از همان لحظه نخست جرم یا تخلف نیستند، اما فرد حرفه‌ای باید پیش از رسیدن مسئله به مرحله تخلف، تعارض را آشکار و مدیریت کند.

فیفا در کد اخلاق خود تعارض منافع، وظیفه وفاداری، دریافت منافع ناموجه و سوءاستفاده از موقعیت را به‌طور مشخص تنظیم کرده است.

این همان نقطه‌ای است که اخلاق می‌تواند یک قدم جلوتر از قانون حرکت کند: رفتار درست پیش از آنکه کمیته انضباطی مجبور به دخالت شود.

باشگاه نیز باید به تعهد مالی خود وفادار بماند

اخلاق حرفه‌ای تنها وظیفه بازیکن نیست.

باشگاهی که انتظار حضور منظم، تمرین حرفه‌ای، سکوت رسانه‌ای و وفاداری از بازیکن دارد، باید خودش نیز به تعهدات مالی عمل کند.

فیفا از سال‌ها قبل مقررات مشخصی درباره مطالبات معوق بازیکنان وضع کرده و امکان اعمال جریمه، اخطار و حتی ممنوعیت ثبت بازیکن برای باشگاه‌هایی که تعهدات مالی خود را اجرا نمی‌کنند، پیش‌بینی کرده است. هدف این مقررات نیز تقویت ثبات قراردادی برای هر دو طرف معرفی شده است.

بنابراین حرفه‌ای‌گری یک خیابان یک‌طرفه نیست.

نمی‌توان از بازیکن خواست به قرارداد وفادار بماند، اما پرداخت دستمزد را موضوعی فرعی دانست؛ همان‌طور که بازیکن نیز نمی‌تواند صرف وجود یک اختلاف مالی را مجوز هر نوع رفتار خارج از چارچوب بداند.

چرا فوتبال ایران به «فرهنگ حقوقی» نیاز دارد؟

بخش بزرگی از پرونده‌های جنجالی فوتبال ایران زمانی شکل می‌گیرند که اختلاف مدت‌ها قبل ایجاد شده، اما هیچ‌یک از طرفین آن را در مرحله نخست به شکل حرفه‌ای مدیریت نکرده‌اند.

مطالبات پرداخت نمی‌شود، اعتراض علنی می‌شود، مدیر پاسخ رسانه‌ای می‌دهد، باشگاه کمیته انضباطی تشکیل می‌دهد و در نهایت پرونده به مراجع قضایی ورزشی می‌رسد.

حقوق حرفه‌ای بالغ باید پیش از این مرحله فعال شود.

قرارداد شفاف، سیستم داخلی حل اختلاف، اعلام تعارض منافع، گفت‌وگوی محرمانه، رعایت حق دفاع و اجرای منظم تعهدات می‌تواند بسیاری از پرونده‌ها را قبل از انفجار رسانه‌ای حل کند.

فیفا نیز در ساختار تازه انتقالات برای سال ۲۰۲۷ بر شفافیت، توازن حقوق باشگاه و بازیکن و گفت‌وگوی سازمان‌یافته میان ذی‌نفعان تأکید کرده است.

سؤال درست فقط این نیست: «آیا تخلف کرده است؟»

فوتبال حرفه‌ای نباید تنها با این سؤال اداره شود که «آیا این رفتار قابل مجازات است؟»

پرسش مهم‌تر این است: آیا چنین رفتاری شایسته یک مدیر، بازیکن، مربی، داور یا ایجنت حرفه‌ای است؟

ممکن است برای یک رفتار هیچ ماده انضباطی وجود نداشته باشد، اما آن رفتار اعتماد هواداران را از بین ببرد. ممکن است قراردادی به یک فرد اختیار زیادی داده باشد، اما استفاده حداکثری و غیرمنصفانه از آن اختیار رابطه حرفه‌ای را نابود کند.

آینده حقوق فوتبال فقط در نوشتن مواد بیشتر، افزایش جریمه‌ها یا تشکیل کمیته‌های بیشتر خلاصه نمی‌شود.

فوتبال به فرهنگی نیاز دارد که در آن حسن نیت، انصاف، وفاداری، شفافیت، کرامت انسانی و مسئولیت‌پذیری بخشی از رفتار روزانه باشند؛ نه مفاهیمی که فقط هنگام بروز بحران درباره آنها صحبت شود.

در چنین مدلی، قانون حداقل استاندارد را تعیین می‌کند و اخلاق حرفه‌ای نشان می‌دهد فعال فوتبال تا کجا باید بالاتر از این حداقل حرکت کند.

و شاید برای تمام مدیران، بازیکنان و تصمیم‌گیران فوتبال همین جمله کافی باشد:

«قانون، کف رفتار حرفه‌ای است؛ اخلاق، سقف آن.»

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط