بحران تاکتیکی پرسپولیس پس از شکست مقابل فجرسپاسی؛ چرا تیم مهدی تارتار دیگر نمیتواند گل بزند؟
پرسپولیس در شرایطی روز جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ مقابل فجرسپاسی شکست خورد که تنها یک هفته پیش با پیروزی برابر نساجی مازندران، امیدوار بود صدرنشینی خود را تثبیت کند. اما شکست خانگی مقابل شاگردان مهدی رجبزاده، تمام معادلات را تغییر داد.
احسان پهلوان و ابوالفضل موردی گلهای فجرسپاسی را به ثمر رساندند و تنها گل پرسپولیس نیز روی اشتباه مسعود ریگی، بازیکن حریف، وارد دروازه شد. این نتیجه باعث شد سرخپوشان با ۲۳ امتیاز در جدول باقی بمانند و سپاهان با پیروزی مقابل ملوان، صدرنشینی را از آنها بگیرد.
نکته نگرانکننده برای پرسپولیس، فراتر از نتیجه مسابقه است. تیمی که در سالهای گذشته با فوتبال مالکانه، پاسکاریهای کوتاه و استفاده از فضاهای کناری شناخته میشد، اکنون در بخشهایی از بازی برای رسیدن به دروازه حریف به ارسالهای بلند و حرکات فردی متوسل میشود.
این تغییر بهخودیخود یک اشتباه تاکتیکی نیست، اما زمانی که به راهکار اصلی حمله تبدیل شود و حریفان برای مقابله با آن آماده باشند، کارایی تیم کاهش پیدا میکند.
شکست پرسپولیس مقابل فجرسپاسی؛ از صدرنشینی تا بحران
دیدار پرسپولیس و فجرسپاسی در ورزشگاه شهدای شهر قدس برگزار شد و برخلاف انتظار هواداران میزبان، تیم شیرازی توانست از موقعیتهای خود بهتر استفاده کند.
فجرسپاسی در دقیقه ۱۴ با گل احسان پهلوان پیش افتاد و در دقیقه ۵۹ نیز ابوالفضل موردی اختلاف را افزایش داد. پرسپولیس در دقیقه ۶۹ با گل به خودی مسعود ریگی به مسابقه برگشت، اما تلاشهای بعدی این تیم برای جبران نتیجه کافی نبود.
شکست مقابل فجر، دومین باخت خانگی متوالی پرسپولیس بود؛ اتفاقی که اعتراض بخشی از هواداران حاضر در ورزشگاه را به همراه داشت.
با این حال، پیروزی فجرسپاسی را نباید صرفاً محصول اشتباهات پرسپولیس دانست. شاگردان رجبزاده با سازماندهی دفاعی مناسب و استفاده از فضاهای پشت بازیکنان حریف، برنامه مشخصی برای رسیدن به پیروزی داشتند.
مشکل اصلی پرسپولیس چیست؟ وابستگی به پاسهای بلند یا ضعف بازیکنان؟
یکی از مهمترین انتقادهای فنی به پرسپولیس مهدی تارتار، استفاده پرتکرار از پاسهای بلند برای عبور از خطوط دفاعی حریفان است.
پرسپولیس در سالهای گذشته با اتکا به پاسکاریهای کوتاه، حرکت هماهنگ بازیکنان و ایجاد برتری عددی در کنارههای زمین به موفقیت رسیده بود. این شیوه در دوران برانکو ایوانکوویچ تثبیت شد، در دوره یحیی گلمحمدی تکامل پیدا کرد و با قهرمانی اوسمار ویرا در فصل ۱۴۰۲-۱۴۰۳ به دستاورد دیگری رسید.
اما تیم فعلی در برخی مسابقات برای انتقال توپ از دفاع به حمله، بیشتر به ارسال مستقیم متوسل میشود.
چنین روشی زمانی مؤثر است که مهاجمان سرعت کافی داشته باشند و بازیکنان خط میانی نیز برای تصاحب توپهای برگشتی آماده باشند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که ارسالهای بلند قابل پیشبینی شوند و مدافعان حریف بتوانند با حفظ فاصله مناسب، مسیر حرکت مهاجمان را ببندند.
نکته قابلتوجه اینکه مهدی رجبزاده نیز پس از پیروزی برابر پرسپولیس تأکید کرد تیمش با شناخت شیوه بازی حریف، فضاهای موردنیاز سرخپوشان را محدود کرده است. او معتقد بود پرسپولیس بیشتر از طریق ارسالها و بازی مستقیم به دنبال ایجاد موقعیت بود.
چرا خط میانی پرسپولیس قدرت بازیسازی گذشته را ندارد؟
یکی از مهمترین بخشهای عملکرد پرسپولیس که نیازمند بررسی جدی است، ارتباط میان خط دفاع، هافبکها و بازیکنان هجومی محسوب میشود.
در دیدار مقابل فجرسپاسی، تارتار از پویا پورعلی و پوریا لطیفیفر در ترکیب اصلی استفاده کرد. این انتخاب برای ایجاد تعادل دفاعی قابل توضیح است، اما پرسش اصلی به میزان مشارکت خط میانی در طراحی حملات برمیگردد.
زمانی که هافبکها نتوانند میان خطوط حریف صاحب توپ شوند یا گردش توپ را با سرعت مناسب انجام دهند، مدافعان ناچار میشوند گزینههای مستقیمتری را انتخاب کنند.
در چنین شرایطی، مهاجمانی مانند علی علیپور، تیوی بیفوما و محمد عمری ممکن است برای دریافت توپ در موقعیت مناسب با مشکل مواجه شوند.
البته بدون دسترسی به آمار دقیق پاسهای پیشرونده، مالکیت مناطق مختلف زمین و کیفیت موقعیتها نمیتوان مسئولیت افت بازیسازی را صرفاً متوجه یک یا دو هافبک دانست.
مشکل میتواند به فاصله خطوط، آرایش تیم هنگام مالکیت و تصمیمهای تاکتیکی کادر فنی نیز مربوط باشد.
آیا فجرسپاسی راه شکست دادن پرسپولیس را به رقبا نشان داد؟
نمایش فجرسپاسی در شهر قدس نشان داد چگونه میتوان با سازماندهی مناسب دفاعی و انتقال سریع توپ، یک تیم مدعی را تحت فشار قرار داد.
شاگردان رجبزاده بهجای عقبنشینی کامل، تلاش کردند هنگام مالکیت پرسپولیس فضاهای مؤثر را محدود کنند و پس از توپگیری بهسرعت به حمله برسند.
گل نخست احسان پهلوان پس از تصاحب توپ در نزدیکی محوطه جریمه و عبور از مدافع پرسپولیس به ثمر رسید. گل دوم نیز نتیجه حملهای بود که فجر توانست آن را به موقعیت گل تبدیل کند.
این گلها نشان میدهند علاوه بر مشکلات حمله، پرسپولیس در مدیریت لحظات انتقال از حمله به دفاع نیز آسیبپذیر بوده است.
با این حال، نتیجه یک مسابقه برای اثبات وجود یک ضعف دائمی کافی نیست. کادر فنی باید بررسی کند آیا چنین مشکلاتی در دیدارهای قبلی نیز تکرار شدهاند یا بیشتر محصول شرایط همان مسابقه بودهاند.
نقش اورونوف، محمودی و سرگیف در ناکامی پرسپولیس
مهدی تارتار در نیمه دوم با انجام تعویضهایی تلاش کرد جریان مسابقه را تغییر دهد.
امیرحسین محمودی از ابتدای نیمه دوم وارد زمین شد و پس از گل دوم فجر، اوستون اورونوف، ایگور سرگیف و ابوالفضل جلالی نیز فرصت حضور پیدا کردند.
با وجود این تغییرات، پرسپولیس نتوانست نتیجه را جبران کند.
البته برخلاف ادعای اینکه سرخپوشان هیچ موقعیت جدی نداشتند، گزارش مسابقه از چند فرصت گلزنی حکایت دارد؛ از جمله ضربه بیفوما در آغاز بازی، شوت پویا پورعلی و فرصت تکبهتک سرگیف در نیمه دوم.
بنابراین مسئله را نمیتوان صرفاً ناتوانی مطلق در خلق موقعیت دانست؛ کیفیت موقعیتها، تعداد حملات مؤثر و دقت ضربات نهایی نیز باید بررسی شوند.
نکته مهم این است که ورود بازیکنان هجومی بهتنهایی نمیتواند مشکلات ساختاری تیم را برطرف کند. حتی بازیکنان تکنیکی نیز برای تأثیرگذاری به هماهنگی تیمی و حمایت سایر نفرات نیاز دارند.
واکنش مهدی تارتار پس از شکست؛ قبول مسئولیت و اشاره به فشار روانی
مهدی تارتار پس از شکست مقابل فجرسپاسی، مسئولیت نتیجه را پذیرفت و از هواداران عذرخواهی کرد.
او در نشست خبری تأکید داشت که دو شکست خانگی متوالی قابل قبول نیست و تیم باید مشکلات خود را برطرف کند.
با این حال، تارتار بخشی از ناکامی بازیکنان در استفاده از موقعیتها را به فشار روانی و استرس ناشی از فضای ورزشگاه مرتبط دانست.
سرمربی پرسپولیس همچنین به مصدومیت محمدحسین کنعانیزادگان، مارکو باکیچ و محمد خدابندهلو اشاره کرد و پذیرفت که تیم باید بتواند غیبت بازیکنان را مدیریت کند.
این توضیحات نشان میدهد تارتار و منتقدان او درباره ریشه مشکلات تیم برداشت یکسانی ندارند.
سرمربی پرسپولیس معتقد است تیمش موقعیتهای لازم را ایجاد کرده، اما در استفاده از آنها موفق نبوده است. در مقابل، منتقدان بر کیفیت پایین بازیسازی و وابستگی بیش از اندازه به حملات مستقیم تأکید میکنند.
پرسپولیس صدر جدول را به سپاهان واگذار کرد
شکست مقابل فجرسپاسی علاوه بر افزایش فشارهای فنی، جایگاه پرسپولیس در جدول لیگ برتر را نیز تغییر داد.
سپاهان در دیدار همزمان با نتیجه چهار بر صفر ملوان را شکست داد و با ۲۶ امتیاز صدرنشین شد.
پرسپولیس نیز با ۲۳ امتیاز در رتبه دوم باقی ماند تا فاصله دو تیم به سه امتیاز برسد.
این اختلاف هنوز برای تعیین سرنوشت قهرمانی لیگ برتر زودهنگام است، اما روند بازی پرسپولیس اهمیت زیادی دارد.
تیمی که برای قهرمانی رقابت میکند، باید علاوه بر کسب پیروزی مقابل حریفان پایین جدول، توانایی کنترل مسابقات دشوار و بازگشت از شرایط نامطلوب را نیز داشته باشد.
راه نجات پرسپولیس چیست؟ سه تغییر ضروری در تفکر تاکتیکی
برای بازگشت پرسپولیس به شرایط مطلوب، صرفاً تغییر ترکیب اصلی یا استفاده بیشتر از بازیکنان نیمکتنشین کافی نخواهد بود.
نخستین ضرورت، ایجاد تنوع در روش حمله است. پرسپولیس باید بتواند میان پاسکاری کوتاه، حرکت از کنارهها و ارسال مستقیم تعادل برقرار کند تا حریف نتواند برنامه هجومی تیم را بهسادگی پیشبینی کند.
دومین موضوع، افزایش مشارکت هافبکها در بازیسازی و نزدیکتر شدن خطوط تیم به یکدیگر است. اگر فاصله مدافعان و مهاجمان بیش از اندازه باشد، حفظ مالکیت مؤثر و بازپسگیری توپ دشوارتر خواهد شد.
سومین مسئله، بهبود واکنش دفاعی پس از ازدستدادن توپ است. سرخپوشان باید در شرایطی که بازیکنان هجومی جلو کشیدهاند، پوشش مناسبی مقابل ضدحملات حریف داشته باشند.
این تغییرات نیازمند کار تمرینی و هماهنگی گروهی است و الزاماً از طریق خرید بازیکن جدید حاصل نمیشود.
آینده مهدی تارتار در پرسپولیس؛ روزهای سختتری در راه است؟
باخت مقابل فجرسپاسی فشارها بر مهدی تارتار را افزایش داده، اما نمیتوان از هماکنون درباره آینده نیمکت پرسپولیس حکم قطعی صادر کرد.
سرخپوشان همچنان در جمع مدعیان بالای جدول قرار دارند و فرصت کافی برای جبران امتیازات ازدسترفته در ادامه فصل وجود دارد.
با این حال، اگر مشکلات بازیسازی و ضعف در تبدیل حملات به موقعیتهای باکیفیت ادامه پیدا کند، احتمال افزایش انتقادها از کادر فنی وجود خواهد داشت.
تعطیلات پیش روی مسابقات میتواند فرصتی برای بازنگری در برنامههای تمرینی و اصلاح شیوه بازی پرسپولیس باشد.
مهمترین انتظار از تارتار این است که تیمش علاوه بر نتیجهگیری، دوباره هویت تاکتیکی مشخصی پیدا کند؛ هویتی که در برابر حریفان مختلف کارایی داشته باشد.
جمعبندی؛ مشکل پرسپولیس فقط بازیکنان نیستند
شکست دو بر یک پرسپولیس برابر فجرسپاسی، بار دیگر پرسشهایی جدی درباره عملکرد فنی سرخپوشان ایجاد کرده است.
پرسپولیس در این مسابقه با وجود برخورداری از بازیکنان هجومی شناختهشده، نتوانست از فرصتهای خود به اندازه کافی استفاده کند و در مقابل، فجرسپاسی با برنامهای مشخص به پیروزی رسید.
اتکای پرتکرار به ارسالهای بلند، ناهماهنگی احتمالی خطوط و مشکلات انتقال دفاعی از مهمترین موضوعاتی هستند که کادر فنی باید بررسی کند.
البته مصدومیتها، اشتباهات فردی و فشار روانی بازیکنان نیز در تحلیل این شکست نباید نادیده گرفته شوند.
پرسپولیس برای بازگشت به مسیر قهرمانی بیش از هر چیز به اصلاح ساختار بازی و افزایش تنوع تاکتیکی نیاز دارد. تغییر بازیکنان بدون حل مشکلات ارتباط میان خطوط، بهتنهایی تضمینی برای بهبود عملکرد نخواهد بود.
اکنون مهدی تارتار با آزمونی مهم مواجه است؛ اینکه بتواند از مجموعه بازیکنان فعلی تیمی منسجمتر بسازد یا افت عملکرد پرسپولیس در هفتههای آینده ادامه پیدا کند.