جنجال دوباره در زندگی یک پرسپولیسی

آنها تاکید کردند که جان وی در خطر است و بهدلیل اختلافاتی که این بازیکن با همسرش دارد، ممکن است بستگان همسرش بلایی سر وی بیاورند.
در چنین شرایطی خانواده این فوتبالیست راهی اداره پلیس شدند و به طرح شکایت پرداختند. آدرسی که محمدخانی در اختیار خانوادهاش قرار داده بود متعلق به یکی از بستگان همسر جوان وی بود.
با ثبت این شکایت پروندهای تشکیل شد و تیمی از مأموران اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت راهی مخفیگاه آدمربایان شدند. وقتی مأموران به مقابل در خانه رسیدند حدود 4 بامداد دیروز بود که در نهایت با حکم قضایی وارد خانه شدند و با دستگیری 8 نفر از آدمربایان، گروگان را پس از ساعتها اسارت آزاد کردند. اما انگیزه آنها از آدمربایی چه بود؟
با انتقال متهمان به مرجع قضایی، متهمان در اظهارات اولیه خود مدعی شدند با ناصر محمدخانی اختلاف داشتهاند و برای حل این اختلاف او را به این محل آوردهاند و موضوع آدمربایی صحت ندارد.
آدمربایان تصور میکردند تمام امکانات ارتباطی محمدخانی را از دسترس او خارج کردند اما وی توانست از یک فرصت کوتاه برای تماس با بستگانش استفاده کند.
با آزاد شدن محمدخانی و دستگیری گروگانگیران تحقیقات از آنها در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران آغاز شد. عامل اصلی آدمربایی به مأموران گفت: «ناصر مدتی قبل با دختر یکی از بستگان ما بهصورت موقت ازدواج کرد. مدتی بعد متوجه شدیم که آنها دچار اختلاف شدهاند. بهدنبال این ماجرا بزرگان فامیل جمع شدند و با پادرمیانی و وساطت این زوج را آشتی دادند. حتی من هم چندین بار با او صحبت کردم اما این اختلافات ادامه داشت و بحثمان شد.»
وی ادامه داد: «مدتی که گذشت بار دیگر متوجه اختلافات آنها شدم به حدی که زن جوان این بار از خانهاش قهر کرد و پیش ما آمد. وقتی از او شنیدم که اختلافات آنها جدیتر شده تصمیم گرفتم شخصا این موضوع را حل کنم.»
وی گفت: «چند روزی که گذشت متوجه شدم ناصر به سفر رفته است. در چنین شرایطی با کمک چند نفر از آشنایانمان نقشه کشیدیم تا پس از بازگشت او، به فرودگاه برویم و با کشاندن وی به خانهای در جنوب پایتخت هم او را گوشمالی دهیم و هم کاری کنیم که دیگر همسرش را ناراحت نکند.»
متهم ادامه داد: «شب حادثه به فرودگاه رفتیم و چون از قبل زمان بازگشت او را میدانستیم منتظر ماندیم. وقتی از فرودگاه خارج شد به سمتش رفتیم و به زور او را سوار ماشین کردیم. پس از آن او را به خانهای در جنوب پایتخت بردیم و در آنجا با هم درگیرشدیم؛ غافل از اینکه او به خانوادهاش اطلاع داده و چند ساعت بعد ماموران به خانهام آمدند و دستگیر شدیم. اصلا فکرش را نمیکردم پای پلیس به ماجرا کشیده شود چرا که موضوع کاملا خانوادگی بود.»
هماکنون تحقیقات در این پرونده در دادسرای جنایی تهران ادامه دارد.