مزد زحماتم در استقلال را با اخراج دادند!

زمانی که اکبرپور در تیم جوانان و امید استقلال مشغول بازیکنسازی بود به فکر فردایی بود که همین امروز برای آبیها فرا رسیده است.
از طرف دیگر به عنوان پیشکسوت صاحبنام ماشینسازی درد دلش باز شد و از اتفاقات و کمتوجهیها و کارنابلدیهایی گفت که یکی از ریشهدارترین تیمهای آذربایجان را به این حال و روز انداخته است.
اگر می خواهید بعضی از زوایای پنهان و مسائل پشت پرده دو باشگاه ماشینسازی و استقلال برایتان عیان گردد، حرف های اکبرپور را در ادامه بخوانید:
* علیرضا خان بیمقدمه بگو. نظرت در مورد ماشینسازی و وضعیت کنونی این باشگاه چیست؟
- ماشینسازی با این همه دشواری و تحمل مشکلات بالاخره بعد از بیست سال به سطح اول فوتبال کشور برگشت و مسئولان هم همقسم شدند تا یک تیم قوی ببندند. درست از همین جا بود که مشکلات این تیم ریشهدار و مردمی آذربایجان شروع شد.
* یعنی کجای ماجرا؟
- منظورم تدارکات برای حضور موفق در رقابتهای لیگ برتر است. مدیران ماشینسازی به جای این که با خودشان فکر کنند ماشین که تازه بعد از بیست سال به سطح اول فوتبال برگشته نمیتواند از همان ابتدا هم لیگ برتری شود، هم موقعیتش در میان تیمهای لیگ برتر را تثبیت کند و هم برای آسیایی شدن و اقداماتی از این دست تدارک ببیند.
* یعنی نوع نگرش مدیران مشکل داشت که کار به اینجا کشید؟
- بله، مدیران بیتجربه به جای این که به دنبال جذب یک مربی باتجربه باشند و این ضلع خودشان را با هم با آوردن یک مربی باتجربه پر کنند به دنبال یک مربی جوان مثل خطیبی رفتند که این کمتجربگی و جذب مردانی که به درد صفحات روزنامهها میخوردند بخت و اقبال ماشینسازی را گره زد و جلوی پیشرفت این تیم را گرفت، پس از این اتفاقات...
* صبر کنید اگر شما مسئول بودید جای رسول خطیبی فرهاد کاظمی را میآوردید، این تصمیم مدیران ماشین چقدر عاقلانه بود؟
- هرگز چنین کاری نمیکردم تازه حالا مدیرعامل باشگاه چنین کرده و این تغییر و تحول صورت گرفته است. دوستان اگر مدیر بودند اجازه قشونکشی به فرهاد کاظمی نمیدادند تا این همه در ماشینسازی ترکتازی کند، یعنی فرهاد کاظمی هفت هشت تا بازیکن مسن و از کار افتاده دارد که با خودش به هر تیمی میبرد. نفراتی که از همان ابتدا هم معلوم بود این کاره نیستند و نمیتوانند گرهای از کار ماشین سازی باز کنند.
* شنیدید که صدای میرمعصوم در جلسه تعیین سرمربی بلند شده و...؟
- بله شنیدم با داد و فریاد گفته اگر من مدیرعامل هستم این آقا سرمربی است. حالا همین آقایی که سینه چاک میداد کجاست و چقدر از این افتضاح پیش آمده را گردن میگیرد و چه زمانی به رسم مدیران ناموفق هر مجموعهای استعفا خواهد داد. معلوم است که کوچکترین سهمی از این افتضاح را به گردن نمیگیرد و تصمیمی هم برای استعفا ندارد که ندارد. خب با این اوضاع چقدر میتوان به آینده این تیم خوشبین بود.
* یعنی ماشینسازی را از حالا سقوط کرده میدانید؟
- با این مدیران و این مربیان فاتحه حضور این تیم در لیگ برتر خوانده است و هیچ امیدی به نجاتش نیست مگر این که نوع نگرش و زاویه نگاه این مدیران عوض شود. آخر یکی نبوده که از فرهاد کاظمی بپرسد شما چگونه و بر چه اساسی یک سری سوگلی را به همراه خودت میآوری؟ آخر تو از کجا میدانی ماشینسازی چه کمبودی دارد که نرسیده فلان بازیکن و بهمان بازیکن را پای میز مذاکره مینشانی. درد همین یک چرا نیست هزار تا چرای دیگر است که ماشینسازی را آزار میدهد و به اینجا رسانده است.
* بگذریم از استقلال و موفقیتهای اخیرش بگو؟
- بدون تعارف بگویم خوشحالم که منصوریان با استقلال نتیجه گرفت و پرچم مربیان جوان فوتبال ایران را برافراشت. اگر منصوریان نتیجه نمیگرفت خدا میداند چه اتفاقی میافتاد. خیلیها منتظر بودند که منصوریان نتیجه نگیرد تا به استقلال و خود او لطمه بزنند که خوشبختانه این اتفاق رخ نداد.
* چند تا از این جوانان آیندهدار شاگردان شما در تیمهای پایه استقلال بودند؟
- امید نورافکن، محسن کریمی و عظیم کوک شاگردان من در تیم امید استقلال بودند که خوشبختانه به تیم بزرگسالان راه یافتند.
* و در نهایت چطور شد که با استقلال قطع همکاری کردید؟
- به من گفتند مزد دست بازیکنسازیات اخراج از استقلال است و برای این که دیگر چنین کاری نکنی با تو قطع همکاری میکنیم و پولت را هم نمیهیم تا درس عبرت خودت و سایر کسانی باشد که نیت بازیکنسازی دارند.
* واقعاً؟
- آره دیگه، این رفتاری که با ما شد غیر از این نبود و معنی دیگری نمیتوانست داشته باشد.