بوژیدار رادوشویچ نماد تعصب سرخهای تهرانی است

او فعلا در سطح و اندازههای بیرانوند نیست اما هر چه بیشتر به میدان آید کیفیت فنی خود را به سطح و درجهای که پرسپولیس به آن نیاز مبرم دارد نزدیکتر خواهد کرد و پس از مدتها نیمکتنشینی میتواند به فصلی بیندیشد که او بیشتر از همیشه مقابل چشمها قرار خواهد گرفت و باید تصویری کم خدشهتر از خود بروز بدهد و با همتی که از او سراغ داریم، این «بمب روحیه» و سلاح انفجاری شاید به چیزی تبدیل شود که برانکو ایوانکوویچ سرمربی پرسپولیس نیاز سابق به جذب ضربتی امثال رشید مظاهری و محمدرضا اخباری را حس نکند و به آنچه دارد، بسازد.
بوژیدار رادوشویچ کروات را باید نماد تمامی تعصبی دانست که بازیکنان پرسپولیس به تیمشان دارند و همین خصلت است که باعث شده این تیم در فصلی که چهار پنج مهره کلیدیاش را یا به اختیار خویش و یا براساس تصمیم شخصی آن نفرات از دست داده، باز نسبت به کسب قهرمانی در لیگ برتر فوتبال کشور ناامید نباشد.
وقتی داور مسابقه پنجشنبه شب پرسپولیس با پدیده در مشهد در خاتمه وقت تلف شده سوت پایان را کشید این دروازهبان کروات چنان به هوا پرید و مشت گره کرد و دریای شادیاش را بروز داد که انگار سرخها قهرمانی مجددشان را در همان شب و با همان برد یک بر صفر قطعی کردهاند. حقیقت امر این است که هنوز 29 بازی برای هر یک از 16 تیم حاضر در لیگ باقی است و هر اتفاقی را میتوان از حالا تا اردیبهشت 1398 که زمان پایان لیگ است متصور و مقدور دانست ولی عزم راسخ و جدیت مثالزدنی رادوشویچ نشان داد که پرسپولیس برای ادامه این راه آدمهای مصممی را در اختیار دارد و حتی اگر از نظر فنی فروکش کرده باشد از نظر روحیه و پیروزیطلبی و شدت و حدت اشتیاقش پایین نیامده است.
فقط پول نیست
مدتها و بارها به پوژیدار ایراد گرفته شده که فقط به پول فکر میکند و حاضر است سالها نیمکتنشین علیرضا بیرانوند باشد اما حقوقش قطع نشود و حتی خود او هم معترف است دستمزدی که در لیگ ایران میگیرد، بالاتر از پولی بوده که در باشگاههای اروپایی قبلیاش دریافت میکرده است. هر طور به رادوشویچ نگاه کنیم و حتی اگر تعصب او را واقعی نینگاریم در این تردیدی نیست که او یک بمب روحیه و یک مظهر مبارزهجویی در پرسپولیس است. مردی که به رغم نیمکتنشینی محض و انجام سالانه فقط دو سه بازی برای سرخها از همان نقطه دور (نیمکت ذخیرهها) به شدت ابراز احساسات و با تیمش همپایی میکند و برای برخی حریفان خط و نشان کلامی میکشد و دعوا میکند و حتی گاه به حکم داور از لب خط اخراج میشود اما هرگز علاقهاش را به تیم از دست نمیدهد.
شادیها و فریادهای او در حالی که تیم داخل میدان پرسپولیس همه چیز را تحت کنترل خود دارد و نیمکتنشینها فقط قادر به همراهی روحی و تشویق هستند نشان از ذات خواهنده و درون مصمم وی دارد. مردی که حاضر نیست به قیمت ثابت شدن خودش بازیکن «هم پست» وی ناکام و از ترکیب اصلی خارج شود بلکه پا به پای او ابراز احساسات و همراهی میکند تا در شادی پیروزی بعد از کشیده شدن سوت پایان مشارکت کند.
«او» فیکس میشود
تغییراتی در وضعیتی که برشمردیم در دست تکوین است. بیرانوند که یک بار دیگر با سران پرسپولیس بر سر شرایط حضورش در این تیم به مشکل برخورد کرده و از بازیهایش در جام جهانی هم خسته است. در مشهد فقط روی نیمکت نشست و این بوژیدار بود که درون دروازه ایستاد و خوب هم کار کرد. او البته در نیمه دوم که فشار پدیده بیشتر شد خوشاقبال هم بود زیرا یک بار ضربه مهاجم رقیب به زیر تیر افقی دروازه سرخها خورد و برگشت و بوژیدار توان واکنش موثر روی آن را نداشت و در برخی موارد دیگر نیز قبل از اینکه این سنگربان به خطر بیفتد سیدجلال و شجاع خلیلزاده با پرتاب پا و بدن خود به سمت توپ دفع خطر میکردند و نمیگذاشتند کار به جاهای باریک کشیده شود.
با این حال چون قرار است بیرانوند در نیم فصل از پرسپولیس برود و به یک تیم خارجی بپیوندد و در چنان موقعی دروازهبانان قوی و آزاد و فاقد قرارداد در بازار بسیار اندکاند احتمال اینکه بوژیدار سنگربان فیکس پرسپولیس شود اندک نیست. با چنان دیدگاهی باید گفت هر بازی که بوژیدار تا آن موقع درون دروازه قرمزها انجام میدهد نوعی کلاس درست و تست تازه برای او است تا ضعفهایش را بیشتر رفع کند و برای آن روزهای سخت مهیاتر شود. او فعلا در سطح و اندازههای بیرانوند نیست اما هر چه بیشتر به میدان آید کیفیت فنی خود را به سطح و درجهای که پرسپولیس به آن نیاز مبرم دارد نزدیکتر خواهد کرد و پس از مدتها نیمکتنشینی میتواند به فصلی بیندیشد که او بیشتر از همیشه مقابل چشمها قرار خواهد گرفت و باید تصویری کم خدشهتر از خود بروز بدهد و با همتی که از او سراغ داریم، این «بمب روحیه» و سلاح انفجاری شاید به چیزی تبدیل شود که برانکو ایوانکوویچ سرمربی پرسپولیس نیاز سابق به جذب ضربتی امثال رشید مظاهری و محمدرضا اخباری را حس نکند و به آنچه دارد، بسازد.
بیشتر از یک سلاح صرف
برای کل تیم پرسپولیس نیز روحیه امثال سیدجلال، کامیابینیا، نوراللهی، خلیلزاده، ماهینی و رادوشوویچ البته یک نقطه امید و چیزی بیشتر از یک سلاح صرف است. این وسیله و عاملی است که میتواند پرسپولیس به خودش دلداری بدهد که هر چند مسلمان، احمدزاده، محرمی و امیری از مشتش خارج شدند و بیرانوند را هم در نیم فصل دوم از دست خواهد داد اما سلاح جبرانی خوبی را برای خودش جور کرده است. خصلتی که هر چند با تعصب بسیار بیشتر سرخها در دهههای 1360 و 1370 برابری نمیکند اما برای نسل نزدیک شده به سال 1400 یک سلاح غیرقابل اغماض برای رفع کمبودهای فنی و حرکت به سوی موفقیتهای تازه لااقل در لیگ داخلی و تبدیل امیدی اندک در لیگ قهرمانان آسیا به امیدی پررنگتر و حجیمتر است