یادداشت/قائدی به حالا تعلق ندارد!

مهدی قائدی شبیه یک اشتباه است. مثل امپراتور بزرگی که اشتباهی به تاج و تخت رسیده باشد. او اتفاقی و اشتباهی اینجاست؛ جایی که به آن تعلق ندارد. حداقل به این زمان تعلق ندارد.
قائدی چند سال دیرتر باید به «حالا» میرسید نه حالا که «زودتر» رسیده است.
جمشید مشایخی در فیلم سوتهدلان، در سکانس پایانی، با قلم زیبای علی حاتمی، جملهای تاریخی «تمام عمر دیر رسیدیم» را به زبان میآورد. برای همه ما، این جمله به شکل وصفناپذیری، شبیه زندگی واقعیمان است، اما برای یکی مثل مهدی قائدی، صدق نمیکند. او احتمالاً یک عمر زود رسیده است.
حالا حتی تصاویرش، حتی ویدئوهایی که ارسال میکند و حتی لبخندهایش، کوچکترین زیبایی را در خود جای نداده است. بعد از سه پرده نمایش جنجالی، مخاطبان او دچار سرگیجه شده بودند. مهدی تلاش کرد تا با شماتت خود، آنها را به این نتیجه برساند که از همه چیز درس گرفته، اما تصویری که هفته گذشته از او به دستمان رسید، به اندازه همه اتفاقات گذشتهاش، ناامیدمان کرد. پسری که انگار هنوز سادهترین چیزهای زندگی را نمیداند. انگار هنوز آداب معاشرت را خوب یاد نگرفته است. انگار همه چیزش «غلط» است. انگار نباید اینجایی باشد که هست، اما جبر زمانه، نه از روی بدی که با روی خوش، او را به چنین جایی رسانده است.
همیشه میگویند دیر نیست و هر وقت ماهی را آب بگیری، تازه است، اما مهدی قائدی، حتی اگر در زمین بدرخشد، حتی اگر گل بزند، یکجورهایی پروندهاش را پیشمان بسته است. او در سن ۱۸ سالگی، گذشته تاریکی برای خود رقم زده است. حتی برای توجیه اشتباهاتش، چیزهایی میگوید که عجیب و نو هستند. قرار است مهدی به کجا برسد؟