پشت پرده حمله مشتاقان جنگ به محمدجواد ظریف
سئوال بزرگ آن است که آیا ما شاهد برگزاری مذاکرات جدید با ایالات متحده خواهیم بود؟ برای پاسخ به این سئوال باید تصویر درستی از شرایط موجود را ترسیم کرد و سپس به این مسئله پرداخت که آیا واقعا ورود به فاز دیپلماسی در شرایط کنونی به نفع جمهوری اسلامی است یا خیر.
اولین نکته این است که چند بازیگر منطقهای در چندماه اخیر تلاشهای فراوانی کردند تا ایران و آمریکا وارد فاز نظامی شوند، پیش روتر از همه بن سلمان در عربستان و مقامات رژیم صهیونیستی هر اقدامی که میتوانستند در این زمینه انجام دهند را صورت دادند.
نکته دوم این است که در داخل نیز برخی افراد که ولع خاصی برای ایجاد تقابل نظامی با ایالات متحده دارند، در فضای کلامی هرچه در چنته داشته اند را رو کردند، اما این همه ماجرا نیست، هم در ایالات متحده، هم در منطقه و هم در ایران افراد زیادی هستند که همچنان دیپلماسی را ترجیح میدهند.
محمدجواد ظریف که این روزها در نیویورک به سر میبرد، گفته است که بولتون، بن سلمان و نتانیاهو تمایل زیادی دارند که ایران وارد جنگ شود، اما دونالد ترامپ این را نمیخواهد. وزیر امور خارجه البته برای این سخنان خود دلایلی را هم ذکر کرده است.
دولت حسن روحانی نیز از همان ابتدا تلاش کرده با استفاده از عقلانیت و تدبیر از ورود کشور به فضای جنگ و تنش یعنی همان خواسته عربستان و اسرائیل جلوگیری کند.
چرا باید مذاکره کرد؟
دونالد ترامپ و اساسا آمریکاییها عهد شکن هستند؛ در این تردیدی نیست، اما این گزاره نمیتواند دلیل کافی باشد برای کسانی که میگویند باید دیپلماسی را برای همیشه کنار گذاشت. باید تا آن روزی که میتوان از جنگ جلوگیری کرد از دیپلماسی بهره برد. طرفه آنکه حتی آمریکاییها میدانند ایرانیها در جنگ آوری تا چقدر توانا و شجاع هستند، همین هم است که آنها تا امروز جرأت نکردند که حتی یک گلوله به سمت ما شلیک کنند.
نشانهها هویدا شده، خبرهای غیررسمی هم همراه آن است، احتمالا بار دیگر پنجره دیپلماسی بازخواهد شد. اهل مذاکره بار دیگر به میدان گفتگو باز میگردند، آنها تجربه بسیار گرانبهایی از برجام دارند. حالا بهتر میتوان مذاکره کرد. پاسخ کسانی که میگویند «ورود به این فاز هیچ فایده این دارد» هم میتواند توئیت جدید حسام الدین آشنا باشد «محمد جواد ظریف و قاسم سلیمانی دو روی یک سکه هستند».

چرا دلواپسان اصرار به جنگ دارند؟
برای رسیدن به زمان جنگ هنوز فرصت باقی است. این وسط اما یک نقطه مبهم وجود دارد «چرا دلواپسان اصرار به جنگ دارند؟». در گفتگوهای یومیه یا نوشته های آنها در نشریات مکتوب و فضای مجازی به خوبی می توان شوقی از ورود به فضای جنگ را در آنها مشاهده کرد. تو گویی برای این اتفاق نامبارک لحظه شماری می کنند.
دو احتمال درباره این شوق می تواند وجود داشته باشد، اول ناآگاهی و کوته اندیشی آنها درباره هزینه های جنگ است. می توان با تساهل و تسامح چنین برداشتی درباره این شوق به جنگ داشت اما در این میان برخی دلیل دیگری را هم ذکر می کنند. نگاه کنید که اخیرا برخی از این عناصر جنگ طلب داخلی چه بهانه هایی را در اختیار طرف مقابل قرار داده اند. همین جاست که برخی می گویند باید خطر نفوذ را جدی گرفت. خطر نفوذ کسانی که در بحران به دشمن گرا می دهند. اگر با این عینک به مشتاقان جنگ نگاه کنیم پاسخ خیلی از سئوال ها را خواهیم گرفت. هرچه هست فعلا زمان جنگ نیست.