پروژه شکست خورده حاجیصفی
سال پیش همین موقعها وقتی احسان حاجیصفی بار سفر را میبست و از سپاهان جدا میشد، گفت هدفش از رفتن به اروپا پیوستن به یک تیم درجه اول در آن سامان است.
۰۱:۴۷ - ۱۱ مرداد ۱۳۹۵
وانانیوز|
سال پیش همین موقعها وقتی احسان حاجیصفی بار سفر را میبست و از سپاهان
جدا میشد، گفت هدفش از رفتن به اروپا پیوستن به یک تیم درجه اول در آن
سامان است. وی افزود با اینکه «فرانکفورت FSV» فقط یک تیم دسته دومی در
آلمان است اما تنها یک سکوی پرتاب اولیه برای او به شمار میآید و او طوری
بازی خواهد کرد که از این تیم به سوی باشگاههای دسته اولی اروپا پر بکشد و
برای خود یلی شود.
12 ماه بعد از آن روزها، حاجیصفی یک مرجوعی است که دیروز میکوشید با سران طلاییهای اصفهان برای بازگشت به جمع آنان به توافق نهایی برسد. البته استقلال هم او را سفت و سخت میخواسته اما نقشهها اصلا آنطور پیش نرفت که بال چپ خلاق تیم ملی ایران میخواست. پروژه او شکست سختی خورده است و در این حد فاصل تیم « FSV» نه تنها دسته اولی نشد بلکه به دسته سوم آلمان سقوط کرده و بدیهی است که در روند کاستن از ریخت و پاشهایش عذر تعدادی از نفراتش شامل حاجیصفی را هم بخواهد. وی در سه ماه اخیر بسیار کوشید مشتری اروپایی دیگری بیابد و حتی از بازی مجدد در تیمهای دسته دومی هم استقبال میکرد اما ظاهرا هیچ کس او را نخواست وگرنه گذارش مجددا به لیگ برتر ایران که در قیاس با دیدگاهها و برنامههای او یک عقبگرد آشکار به حساب میآید، نمیافتاد.
بالهای آرزو
همه اینها ما را به یک سوال بدیهی و مهم میرساند و آن طرح کردن این پرسش است که چرا دیگر به آسانی و وسعت گذشته در اروپا لژیونر نمیشویم؟ تک نمایندههای ما در آنجا موفق یا ناموفق، فقط در تیمهایی درجه دوم و سوم و حتی رده چهارمی فعالیت میکنند و آینده لزوما بهتری ندارند مگر اینکه خودمان بخواهیم بالهای آرزو را بیش از پیش به پرواز درآوریم و شعار صرف بدهیم. آزمون، عزتاللهی و جهانبخش به رغم تمام استعدادهای شاخصشان فقط در تیمهای معمولی و واقعا متوسط روستوف روسیه و آلکمار هلند توپ میزنند و قوچاننژاد بعد از جواب گفته شدن توسط چارلتون انگلیس مثل جهانبخش به «اردویزه» (لیگ هلند) پیوسته و پیراهن هیرنوین را به تن کرده است که این تیم از آلکمار هم بسیار پایینتر است. کریم انصاریفرد البته خوش درخشید و در سایه اوجگیری او پانیونیوس هم مطرحتر از گذشته شده و به یمن حضور او دری به تخته خورده و سران پانیونیوس مسعود شجاعی را هم جذب کردهاند اما این تیم اصولا باشگاه مهم و برجستهای نیست و حتی مجوز شرکتش در «لیگ اروپا» به خاطر برخی مشکلات مالی و تشکیلاتی وتو شده است.
لزوم آسیبشناسی
آسیبشناسیهای لازم در این زمینه و پیدا کردن راهکارهایی برای حل مشکلات و رفع موارد بازدارنده شاید آن دوره جلال و شکوه را هرگز تکرار نکند اما میتواند از ضایعات و نقصانهای فعلی هم بکاهد و الگوهای حرفهای بهتری را فراروی لژیونرهای کنونی ما قرار دهد که به جای بازی کردن در بایرنمونیخ، شالکه، هرتابرلین و هامبورگ در تیمهایی بازی میکنند که اگر در لیگ دسته اول کشورشان بمانند و به دستهای پایینتر سقوط نکنند، یک توفیق بزرگ برایشان خواهد بود و همین نیز نشانه و سند مستقیم نزول آشکار فوتبال ما در خارج از مرزها و به ویژه در فوتبال اروپا است.در پایان آن گرد و خاک درخشان، امروز سکونی را به چشم میبینیم که اسباب تاسف عمیق است و این تصور که آزمون را امثال آرسنال و میلان میخواستهاند و جهانبخش هم روزی بازیکن یکی از قطبهای اروپایی خواهد شد حتی در صورت تحقق با موج بسیار وسیعتر قبلی که مدحش را آوردیم، اصلا برابری نمیکند و امروز یکی از بهترینهای 7، 8 سال اخیر فوتبال ما یعنی احسان حاجیصفی بازیکن مرجوعی بیش نیست که میکوشد به شرایط قبل از انتقال نافرجامش به «بوندسلیگا2» برگردد و همانی شود که یک سال پیش در همین موقع بود.

12 ماه بعد از آن روزها، حاجیصفی یک مرجوعی است که دیروز میکوشید با سران طلاییهای اصفهان برای بازگشت به جمع آنان به توافق نهایی برسد. البته استقلال هم او را سفت و سخت میخواسته اما نقشهها اصلا آنطور پیش نرفت که بال چپ خلاق تیم ملی ایران میخواست. پروژه او شکست سختی خورده است و در این حد فاصل تیم « FSV» نه تنها دسته اولی نشد بلکه به دسته سوم آلمان سقوط کرده و بدیهی است که در روند کاستن از ریخت و پاشهایش عذر تعدادی از نفراتش شامل حاجیصفی را هم بخواهد. وی در سه ماه اخیر بسیار کوشید مشتری اروپایی دیگری بیابد و حتی از بازی مجدد در تیمهای دسته دومی هم استقبال میکرد اما ظاهرا هیچ کس او را نخواست وگرنه گذارش مجددا به لیگ برتر ایران که در قیاس با دیدگاهها و برنامههای او یک عقبگرد آشکار به حساب میآید، نمیافتاد.
بالهای آرزو
همه اینها ما را به یک سوال بدیهی و مهم میرساند و آن طرح کردن این پرسش است که چرا دیگر به آسانی و وسعت گذشته در اروپا لژیونر نمیشویم؟ تک نمایندههای ما در آنجا موفق یا ناموفق، فقط در تیمهایی درجه دوم و سوم و حتی رده چهارمی فعالیت میکنند و آینده لزوما بهتری ندارند مگر اینکه خودمان بخواهیم بالهای آرزو را بیش از پیش به پرواز درآوریم و شعار صرف بدهیم. آزمون، عزتاللهی و جهانبخش به رغم تمام استعدادهای شاخصشان فقط در تیمهای معمولی و واقعا متوسط روستوف روسیه و آلکمار هلند توپ میزنند و قوچاننژاد بعد از جواب گفته شدن توسط چارلتون انگلیس مثل جهانبخش به «اردویزه» (لیگ هلند) پیوسته و پیراهن هیرنوین را به تن کرده است که این تیم از آلکمار هم بسیار پایینتر است. کریم انصاریفرد البته خوش درخشید و در سایه اوجگیری او پانیونیوس هم مطرحتر از گذشته شده و به یمن حضور او دری به تخته خورده و سران پانیونیوس مسعود شجاعی را هم جذب کردهاند اما این تیم اصولا باشگاه مهم و برجستهای نیست و حتی مجوز شرکتش در «لیگ اروپا» به خاطر برخی مشکلات مالی و تشکیلاتی وتو شده است.
لزوم آسیبشناسی
آسیبشناسیهای لازم در این زمینه و پیدا کردن راهکارهایی برای حل مشکلات و رفع موارد بازدارنده شاید آن دوره جلال و شکوه را هرگز تکرار نکند اما میتواند از ضایعات و نقصانهای فعلی هم بکاهد و الگوهای حرفهای بهتری را فراروی لژیونرهای کنونی ما قرار دهد که به جای بازی کردن در بایرنمونیخ، شالکه، هرتابرلین و هامبورگ در تیمهایی بازی میکنند که اگر در لیگ دسته اول کشورشان بمانند و به دستهای پایینتر سقوط نکنند، یک توفیق بزرگ برایشان خواهد بود و همین نیز نشانه و سند مستقیم نزول آشکار فوتبال ما در خارج از مرزها و به ویژه در فوتبال اروپا است.در پایان آن گرد و خاک درخشان، امروز سکونی را به چشم میبینیم که اسباب تاسف عمیق است و این تصور که آزمون را امثال آرسنال و میلان میخواستهاند و جهانبخش هم روزی بازیکن یکی از قطبهای اروپایی خواهد شد حتی در صورت تحقق با موج بسیار وسیعتر قبلی که مدحش را آوردیم، اصلا برابری نمیکند و امروز یکی از بهترینهای 7، 8 سال اخیر فوتبال ما یعنی احسان حاجیصفی بازیکن مرجوعی بیش نیست که میکوشد به شرایط قبل از انتقال نافرجامش به «بوندسلیگا2» برگردد و همانی شود که یک سال پیش در همین موقع بود.
منبع: ایسنا
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر