نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۳۳۸۱۴

مدیریت ورزش یا مدیریت توهین؟ نگاهی به بحران والیبال ایران

مدیریت ورزش یا مدیریت توهین؟ نگاهی به بحران والیبال ایران
آنچه ورزش ایران به آن نیاز دارد، ایجاد فضایی امن برای شنیدن دغدغه‌های قهرمانان است، فضایی که در آن مدیریت قوی و حرفه‌ای با گوش‌شنوا و خدمت‌گزاری درآمیخته باشد.
۱۱:۱۰ - ۰۸ شهريور ۱۴۰۴
وانانیوز|

کیومرث هاشمی وزیر پیشین ورزش و جوانان با اشاره به اتفاقات اخیر بین فدراسیون والیبال و وزارت ورزش یادداشتی در اختیار ما قرار داد که عیناً در زیر می‌خوانید:

ماجرای اخیر والیبال ایران، از انتقاد مرتضی شریفی تا برخورد لفظی بین معاون وزارت ورزش با رئیس فدراسیون و لغو مجمع فدراسیون، تنها یک حاشیه گذرا نیست. این رویداد آیینه تمام نمایی است که شکافی عمیق در مدیریت ورزش کشور را نشان می‌دهد. پرسش اصلی اینجاست: آیا مدیران ورزشی، خود را خدمتگزار قهرمانانی می‌دانند که محور اصلی تمامی تحرکات و هزینه‌ها هستند یا انتظار دارند آنان تنها به تمجید و ستایش بپردازند؟

همه ساختارهای ورزشی، از وزارتخانه، کمیته المپیک و فدراسیون گرفته تا باشگاه‌ها، برای یک هدف والا ایجاد شده‌اند: پشتیبانی از ورزشکار. بدون حضور قهرمانان، اساساً مدیریت ورزش معنا و موضوعیتی ندارد. بازیکنانی مانند شریفی و هم‌تیمی‌هایش، کسانی هستند که با جان و دل می‌جنگند، پرچم کشور را به اهتزاز درمی‌آورند و موجی از شادی و غرور ملی می‌آفرینند. انتقاد او از کمبود حمایت‌ها، بیان یک دغدغه از سوی همان قلب تپنده سیستم است. هنگامی که پاسخ به این دغدغه، برخوردی تهدیدآمیز و تنبیه‌محور باشد، در واقع مدیریت از هدف اصلی خود دور شده است.

در نظام‌های ورزشی موفق جهان، رویکردی کاملاً متفاوت با انتقادات ورزشکاران وجود دارد. در آنجا، ابراز نظر و حتی انتقاد بازیکنان سرشناس از مسئولان، نه تنها یک امر عادی که نشانه سلامت و پویایی آن سیستم ورزشی تلقی می‌شود. مدیران در آن کشورها به خوبی درک کرده‌اند که این صدای انتقاد، مانند یک راهنمای صادقانه، نقاط ضعف سیستم را به آنان نشان می‌دهد. پاسخ آنان به جای برخورد احساسی و حذف منتقد، شنیدن، توضیح دادن و در نهایت اصلاح کردن است. آنان می‌دانند که این فرآیند، کلید پیشرفت و ارتقای همیشگی است.

والیبال ,

نکته ظریف و کلیدی اینجاست که تمرکز بر حمایت از ورزشکار و گوش سپردن به دغدغه‌هایش، به هیچ‌وجه به معنای ترویج «ورزشکارسالاری» یا نادیده گرفتن اصول مدیریتی و چارچوب‌های حرفه‌ای نیست. ورزشکارسالاری آن است که مدیریت قربانی خواستِ فردی و سلیقه‌ای ورزشکاران شود، در حالی که آنچه مورد اشاره است، دقیقاً عکس آن است: ایجاد یک سیستم مدیریتی شفاف، پاسخگو و خدمتگزار که بتواند در عین رعایت اصول حکمرانی خوب، بستری امن برای رشد و شکوفایی سرمایه‌های انسانی خود فراهم کند. هدف، ارتقای هماهنگ کل سیستم با در نظر گرفتن ورزشکار به عنوان محوری‌ترین رکن آن است.

مدیران ارشد ورزش کشور باید به این موضوع حیاتی توجه کنند که بازی‌های آسیایی که هر چهار سال یکبار با حضور برترین ورزشکاران قاره برگزار می‌شود، فرصتی بسیار بزرگ برای درخشش کاروان ورزشی ایران است. موفقیت در این عرصه، تنها در سایه آرامش خاطر، انگیزه بسیار بالا و حمایت بی‌چشم‌داشت از ورزشکاران و فدراسیون‌ها محقق می‌شود. ایجاد حاشیه‌های مکرر و برخوردهای غیرحرفه‌ای با دغدغه‌های بازیکنان، به معنای تیرگی فضای آماده‌سازی و تضعیف موقعیت ورزش کشور در آستانه این رقابت‌های مهم است. وحدت رویه و پشتیبانی مادی و معنوی از بازیکنان، امروز یک ضرورت راهبردی است.

جمع‌بندی:

واقعیت انکارناپذیر این است که بدون قهرمان، مدیریت ورزش معنایی ندارد. برخوردهای شکننده با انتقادات، تنها به بی‌اعتمادی و کاهش انگیزه می‌انجامد. آنچه ورزش ایران به آن نیاز دارد، ایجاد فضایی امن و سازنده برای شنیدن دغدغه‌های قهرمانان است، فضایی که در آن مدیریت قوی و حرفه‌ای با گوش‌شنوا و خدمت‌گزاری درآمیخته باشد. مسئولان باید بیاموزند که شنیدن انتقاد سازنده، نشانه قدرت و اطمینان یک مدیریت بالغ است، نه ضعف. اکنون زمان آن است که به جای منطق برخورد، به منطق خدمت‌گزاری روی آوریم و با خردمندی، دل سرمایه‌های ملی را نشکنیم. آینده درخشان ورزش ایران در گرو حفظ کرامت و احترام به ورزشکاران و در عین حال، استقرار مدیریتی خردمند و پاسخگو است. 

انتهای پیام/

 
منبع: تسنیم
تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
دیگران چه می‌خوانند؟
پرطرفدارترین