سایه سنگین بحران بر سر استقلال؛ چرا نتایج ضعیف، ساپینتو را به لبه پرتگاه رسانده است؟
شکست استقلال برابر پیکان، اگرچه از نظر آماری تنها سومین باخت آبیهای تهرانی در ۱۹ هفته لیگ برتر محسوب میشود، اما در بطن خود نشانههای عمیقتری از یک بحران فنی و مدیریتی را نمایان کرد؛ بحرانی که حالا دیگر محدود به سکوهای ورزشگاه یا فضای مجازی نیست و به بدنه کارشناسی و پیشکسوتان این باشگاه نیز سرایت کرده است. عملکرد استقلال در لیگ سطح دوم آسیا، ناتوانی در کسب نتایج قابل قبول مقابل تیمهای پایین جدول و فقدان نشانههای روشن از پیشرفت تاکتیکی، همگی باعث شدهاند حلقه انتقادات پیرامون ریکاردو ساپینتو بیش از هر مقطع دیگری تنگ شود.
استقلال در حالی به نیمفصل دوم رسیده که انتظار میرفت تجربه نیمفصل نخست، این تیم را به ثبات فنی و امتیازگیری مطمئنتر برساند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. آبیها نهتنها از نظر نتیجهگیری با نوسان روبهرو هستند، بلکه در کیفیت بازی، انسجام تاکتیکی و مدیریت لحظات حساس مسابقه نیز دچار افت محسوسی شدهاند؛ مسائلی که حالا به دغدغه اصلی هواداران و کارشناسان استقلالی تبدیل شده است.
مصدومان و جدا شدهها؛ نیمکت خالیتر از همیشه
یکی از مهمترین ابعاد بحران استقلال در هفتههای اخیر، ترکیب ناقص و دست بسته کادر فنی است؛ موضوعی که ریکاردو ساپینتو بارها به شکل مستقیم و غیرمستقیم به آن اشاره کرده است. جدایی چند بازیکن کلیدی در کنار موج تازه مصدومیتها، استقلال را در شرایطی قرار داده که حتی برای چرخش حداقلی ترکیب نیز با مشکل مواجه است.
جدایی رامین رضاییان و درخشش همزمان او در فولاد، در شرایطی که استقلال در سمت راست با افت محسوس صالح حردانی نسبت به نیمفصل اول روبهرو شده، به یکی از نقاط پرحسرت هواداران تبدیل شده است. این در حالی است که پارگی رباط صلیبی جلالالدین ماشاریپوف و کشیدگی عضلانی روزبه چشمی، دو مهره کلیدی خط میانی و فاز انتقال استقلال را از دسترس خارج کرده و تعادل تیمی را بر هم زده است.
از سوی دیگر، فسخ قرارداد دیدیه اندونگ و نبود جایگزینی همسطح برای او، عملاً عمق اسکواد استقلال را کاهش داده و دست ساپینتو را برای اجرای ایدههای تاکتیکیاش بستهتر از قبل کرده است. مجموعه این اتفاقات باعث شده استقلال در بسیاری از مسابقات، نه از روی برنامه، بلکه از سر اجبار دست به تغییر ترکیب بزند؛ تغییری که اغلب به ناهماهنگی بیشتر و افت کیفیت تیمی منجر شده است.
انتقادات پیشکسوتان؛ زنگ خطر جدی برای کادر فنی
دومین ضلع مثلث فشار بر سرمربی پرتغالی استقلال، موج گسترده انتقادات پیشکسوتان و کارشناسان منتسب به این باشگاه است؛ انتقاداتی که این بار صرفاً احساسی یا نتیجهمحور نیست و جنبههای فنی و تاکتیکی پررنگی دارد. چهرههایی که سالها در استقلال بازی کرده یا روی نیمکت این تیم نشستهاند، معتقدند مشکل اصلی آبیها فراتر از مصدومیت و کمبود بازیکن است.
به باور این گروه، استقلال در طول مسابقات برنامه مشخصی برای تغییر روند بازی ندارد و واکنشهای تاکتیکی ساپینتو، چه بین دو نیمه و چه در جریان مسابقه، اغلب دیرهنگام یا قابل پیشبینی است. این موضوع باعث شده دست سرمربی استقلال برای رقبا خوانده شود و تیمهایی مثل ذوبآهن و پیکان، با وجود جایگاه پایینتر در جدول، بتوانند با برنامهای ساده اما منسجم، استقلال را متوقف کنند.
پیشکسوتان استقلال همچنین به فقدان تنوع تاکتیکی، اصرار بر یک شیوه بازی ثابت و استفاده نهچندان مؤثر از مهرههای جوان اشاره میکنند؛ مسائلی که در رقابتهای فشرده داخلی و آسیایی میتواند به پاشنه آشیل این تیم تبدیل شود. از نگاه آنان، استقلال با این روند، حتی با بازگشت مصدومان نیز تضمینی برای عبور موفق از مقاطع حساس فصل نخواهد داشت.
فشردگی مسابقات؛ آزمونی فرسایشی در ۲۲ روز
سومین و شاید پیچیدهترین چالش پیش روی استقلال، برنامه فوقالعاده فشرده مسابقات در لیگ برتر و لیگ سطح دوم قهرمانان آسیاست؛ برنامهای که فشار جسمی و ذهنی مضاعفی را بر بازیکنان و کادر فنی تحمیل میکند. استقلال از ۱۶ بهمن تا ۸ اسفند باید شش مسابقه رسمی را در بازهای ۲۲ روزه برگزار کند؛ یعنی به طور میانگین، هر سه و نیم روز یک بازی.
این فشردگی در حالی رخ میدهد که استقلال نهتنها با کمبود بازیکن سالم مواجه است، بلکه به دلیل نداشتن زمین چمن مناسب برای میزبانی، مجبور به انجام سفرهای متعدد داخلی و خارجی نیز شده است. سفر به امارات برای میزبانی از الحسین اردن در دبی و سپس سفر به اردن برای دیدار برگشت، در کنار بازیهای خارج از خانه لیگ برتر، عملاً فرصت ریکاوری استاندارد را از بازیکنان میگیرد.
در چنین شرایطی، خطر افزایش مصدومیتها، افت بدنی و کاهش تمرکز ذهنی کاملاً جدی است؛ موضوعی که میتواند نتایج استقلال را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد و فشارها بر ساپینتو را دوچندان کند.
برنامهای که استقلال را به لبه تحمل میرساند
نگاهی به تقویم مسابقات پیش روی استقلال، عمق این چالش را بهتر نشان میدهد. آبیها باید از شانزدهم بهمن مقابل شمسآذر قزوین کار خود را آغاز کنند، سپس تنها چند روز بعد راهی امارات شوند تا دیدار آسیایی خود را برگزار کنند. بازگشت به کشور برای بازی لیگ برتری، سفر دوباره به اردن، و سپس دو مسابقه سخت داخلی، زنجیرهای از بازیها را شکل میدهد که کوچکترین لغزش در آن میتواند تبعات سنگینی در جدول لیگ و رقابتهای آسیایی داشته باشد.
این برنامه فشرده، نیازمند مدیریت دقیق دقایق بازی بازیکنان، چرخش هوشمندانه ترکیب و آمادگی ذهنی بالاست؛ مواردی که با توجه به محدودیتهای فعلی استقلال، تحقق آنها به چالشی بزرگ برای کادر فنی تبدیل شده است.
جمعبندی؛ آینده ساپینتو در هالهای از ابهام
مجموعه شکست مقابل پیکان، نتایج نهچندان مطلوب آسیایی، لیست بلندبالای مصدومان و جدا شدهها، انتقادات صریح پیشکسوتان و فشردگی بیامان مسابقات، استقلال را در یکی از حساسترین مقاطع فصل قرار داده است. ریکاردو ساپینتو حالا بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار دارد و هر نتیجه میتواند جایگاه او را مستحکمتر یا متزلزلتر کند.
اگر استقلال نتواند در این بازه زمانی کوتاه، نشانههایی از بهبود فنی، انعطاف تاکتیکی و مدیریت بهتر بحران نشان دهد، فشارها از سطح انتقاد عبور کرده و به تصمیمگیریهای جدی در سطوح مدیریتی خواهد رسید. آینده نیمکت استقلال، به نحوه عبور این تیم از همین ۲۲ روز سرنوشتساز گره خورده است.






