بحران گلزنی در استقلال؛ وقتی مهاجمان نوک به پاشنه آشیل آبیها تبدیل شدند
استقلال در هفتههای اخیر با یکی از جدیترین چالشهای فنی خود مواجه شده؛ چالشی که مستقیماً به خط حمله و ناتوانی مهاجمان نوک این تیم در گلزنی بازمیگردد. تیمی که همیشه به داشتن مهاجمان مؤثر و تمامکننده شهره بوده، حالا در شرایطی قرار گرفته که گل زدن برایش به یک مأموریت تقریباً غیرممکن تبدیل شده است. این وضعیت نهتنها نتایج استقلال را تحت تأثیر قرار داده، بلکه صبر هواداران و پیشکسوتان را نیز لبریز کرده است.
سه مهاجم، یک خروجی مشترک
محمدرضا آزادی، دوکنز نازون و سعید سحرخیزان سه مهاجم نوکی هستند که ریکاردو ساپینتو در مقاطع مختلف فصل به آنها اعتماد کرده است. با این حال، نقطه اشتراک هر سه نفر، آمار ضعیف گلزنی و ناتوانی در تبدیل موقعیت به گل بوده است. در فوتبال حرفهای، مهاجم نوک پیش از هر چیز با گلهایش قضاوت میشود و وقتی این مؤلفه غایب باشد، تمام تلاشهای دیگر نیز زیر سؤال میرود. استقلال دقیقاً با همین معضل دستوپنجه نرم میکند.
محمدرضا آزادی؛ انتخاب ثابت و پرحاشیه
بیشترین فشار انتقادات متوجه محمدرضا آزادی است؛ مهاجمی که در هفتههای اخیر بهطور ثابت در نوک پیکان خط حمله استقلال بازی کرده است. حضور مداوم او در ترکیب اصلی، در شرایطی که خروجی ملموسی در گلزنی نداشته، به یکی از عوامل اصلی عصبانیت هواداران تبدیل شده است. بسیاری از طرفداران استقلال معتقدند آزادی حتی در سادهترین موقعیتها نیز اعتمادبهنفس و دقت لازم برای ضربه نهایی را ندارد و همین مسئله باعث شده موقعیتهای استقلال یکی پس از دیگری هدر برود.
سؤال هواداران؛ چرا گزینههای دیگر نه
آنچه خشم هواداران را دوچندان کرده، اصرار کادر فنی بر استفاده از محمدرضا آزادی است. پرسش اصلی این است که چرا در شرایطی که آزادی از فرم مطلوب فاصله دارد، از گزینههایی مانند قلیزاده یا سعید سحرخیزان در نوک حمله استفاده نمیشود. این سؤال بارها در فضای مجازی و محافل هواداری تکرار شده و پاسخی روشن از سوی کادر فنی دریافت نکرده است. برای هوادارانی که بازیها را با دقت دنبال میکنند، این انتخابها نشانهای از سردرگمی تاکتیکی تلقی میشود.
لقب کنایهآمیز «مهاجم زهردار»
واکنش هواداران استقلال به این وضعیت، بهویژه در شبکههای اجتماعی، رنگ و بوی طعنه و کنایه به خود گرفته است. آنها با انتخاب لقب «مهاجم زهردار» برای محمدرضا آزادی، به شکلی تلخ و انتقادی به ناتوانی او در گلزنی اشاره میکنند. این لقب که در صفحات اینستاگرامی و کانالهای تلگرامی هواداری بهسرعت فراگیر شده، در واقع پیامی مستقیم به مدیریت و سرمربی استقلال است؛ پیامی که میگوید با این شرایط، امیدی به گل زدن و پیروزی وجود ندارد.
آمار نگرانکننده دور برگشت
آمارها نیز مهر تأییدی بر نگرانیها میزنند. استقلال در چهار هفته ابتدایی دور برگشت لیگ تنها یک گل به ثمر رسانده است؛ گلی که نه توسط مهاجمان، بلکه توسط سامان فلاح، مدافع میانی تیم، مقابل استقلال خوزستان به ثمر رسید. این آمار بهوضوح نشان میدهد مشکل گلزنی استقلال صرفاً یک برداشت احساسی نیست، بلکه واقعیتی آماری و انکارناپذیر است. وقتی مدافعان بار گلزنی را به دوش میکشند، یعنی خط حمله از انجام وظیفه اصلی خود بازمانده است.
دوکنز نازون؛ انتظاراتی که برآورده نشد
دوکنز نازون بهعنوان مهاجمی که با سابقه ملی و بینالمللی به استقلال آمد، انتظارات زیادی را به همراه داشت. اما عملکرد او نیز نتوانست تفاوتی در خط حمله ایجاد کند. نازون در برخی دقایق تحرک و جنگندگی نشان داده، اما در لحظه آخر، همان ضربه نهایی که از یک مهاجم نوک انتظار میرود، از او دیده نشده است. همین مسئله باعث شده اعتماد کادر فنی و هواداران به او نیز بهتدریج کاهش پیدا کند.
سعید سحرخیزان؛ استعداد بلااستفاده
سعید سحرخیزان از نگاه بسیاری از کارشناسان، مهاجمی با پتانسیل فنی بالاست؛ بازیکنی که میتواند با تحرک، جایگیری مناسب و شوتزنی، به خط حمله استقلال جان تازهای بدهد. با این حال، استفاده محدود و نامنظم از او باعث شده نتواند به ریتم لازم برسد. پیشکسوتانی مانند شاهرخ بیانی بارها تأکید کردهاند که سحرخیزان کیفیت دارد، اما کادر فنی نتوانسته از تواناییهایش بهدرستی بهره ببرد.
نقش ساپینتو در بحران گلزنی
ریکاردو ساپینتو در این میان بیش از هر فرد دیگری زیر ذرهبین قرار دارد. منتقدان معتقدند اصرار او بر برخی انتخابها و نداشتن راهکار جایگزین، بحران گلزنی را عمیقتر کرده است. وقتی یک مهاجم هفتهها گل نمیزند، انتظار میرود سرمربی با تغییر سیستم، جابهجایی مهرهها یا حتی نیمکتنشین کردن او، شوک مثبتی به تیم وارد کند. اما در استقلال، این تغییرات یا انجام نشده یا تأثیرگذار نبوده است.
تأثیر روانی بر تیم
مشکل گلزنی تنها یک مسئله فنی نیست و ابعاد روانی جدی نیز دارد. مهاجمی که چند هفته گل نمیزند، بهتدریج اعتمادبهنفس خود را از دست میدهد و این مسئله به کل تیم منتقل میشود. در استقلال فعلی، نشانههای این فشار روانی بهوضوح دیده میشود؛ بازیکنانی که در موقعیتهای مناسب، بهجای تصمیم سریع و قاطع، دچار تردید میشوند و همین تردید، فرصتها را میسوزاند.
هوادار آگاه؛ فشار از سکو تا فضای مجازی
هواداران استقلال همواره بهعنوان یکی از آگاهترین بدنههای هواداری فوتبال ایران شناخته میشوند. آنها با اشراف فنی بالا، بازیها را تحلیل میکنند و ضعفها را بهخوبی تشخیص میدهند. واکنش گسترده آنها در فضای مجازی نسبت به عملکرد مهاجمان نوک، نشان میدهد بحران گلزنی به یک دغدغه عمومی تبدیل شده است. این فشار، اگرچه گاهی تند و کنایهآمیز است، اما ریشه در نگرانی واقعی نسبت به آینده تیم دارد.
ادامه مسیر با این خط حمله
سؤال اساسی این است که استقلال تا چه زمانی میتواند با این شرایط به مسیر خود ادامه دهد. تیمی که مدعی قهرمانی است، نمیتواند با میانگین گلزنی نزدیک به صفر در هفتههای حساس، به اهداف بزرگ فکر کند. اگر خط حمله استقلال متحول نشود، نهتنها شانس قهرمانی، بلکه حتی جایگاه این تیم در جدول نیز به خطر خواهد افتاد.
جمعبندی تحلیلی
بحران گلزنی استقلال، حاصل مجموعهای از عوامل فنی، روانی و مدیریتی است. عملکرد ضعیف محمدرضا آزادی، نازون و سحرخیزان، اصرار کادر فنی بر برخی انتخابها و ناتوانی در ایجاد تنوع تاکتیکی، همگی دست به دست هم دادهاند تا استقلال به تیمی کمگل تبدیل شود. واکنش تند و کنایهآمیز هواداران، زنگ خطری جدی برای مدیریت و سرمربی است. اگر استقلال بهدنبال بازگشت به مسیر موفقیت است، باید هرچه سریعتر برای خط حمله خود چارهای اساسی بیندیشد؛ چرا که بدون گل، هیچ تیمی قهرمان نمیشود.






