نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۰۸۶۶

از سیدورف تا سکوها؛ چرا پروژه ستاره‌سازی استقلال به ناکامی انجامید؟

از سیدورف تا سکوها؛ چرا پروژه ستاره‌سازی استقلال به ناکامی انجامید؟
نقل‌وانتقالات پرسر‌وصدای استقلال با محوریت کلارنس سیدورف، امید بزرگی میان هواداران ساخت اما عملکرد ضعیف خریدهای میلیون‌دلاری نشان داد مدیریت آبی‌ها گرفتار ببرهای کاغذی شده است.
۱۸:۳۸ - ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

تابستانی که با وعده‌های بزرگ آغاز شد، خیلی زود به یکی از پرحاشیه‌ترین مقاطع مدیریتی باشگاه استقلال تبدیل شد. رونمایی علی نظری جویباری از کلارنس سیدورف، ستاره بزرگ و اسبق تیم ملی هلند، قرار بود نقطه عطفی در مسیر بازگشت استقلال به روزهای پرافتخار باشد؛ پروژه‌ای که با تکیه بر نامی بین‌المللی، امید به ساخت تیمی مدعی و پرستاره را در دل هواداران آبی زنده کرد. اما تنها گذشت یک نیم‌فصل کافی بود تا این رؤیای پرزرق‌وبرق، جای خود را به واقعیتی تلخ بدهد؛ واقعیتی که امروز از آن با عنوان ببرهای کاغذی استقلال یاد می‌شود.

موج نگرانی هواداران و وعده‌های آرام‌بخش مدیریت

در شرایطی که پرسپولیس با مدیریت رضا درویش در انتهای اردیبهشت‌ماه، یکی پس از دیگری از خریدهای تابستانی خود رونمایی می‌کرد، فضای اطراف استقلال ملتهب بود. تجمع هواداران مقابل درب باشگاه، اعتراض به تعلل در نقل‌وانتقالات و نگرانی از عقب‌ماندن در کورس قهرمانی، استقلال را در موقعیتی حساس قرار داده بود.

در چنین فضایی، علی نظری جویباری با تکیه بر نام کلارنس سیدورف، تلاش کرد افکار عمومی را آرام کند. او با تأکید بر نقش سیدورف به‌عنوان یک کارشناس زبده بین‌المللی وعده داد استقلال با جذب ستاره‌هایی از آفریقا، آمریکا و اروپا، تیمی قدرتمندتر از همیشه را روانه لیگ برتر خواهد کرد؛ تیمی که نه‌تنها توان رقابت، بلکه شانس جدی قهرمانی دارد.

لیست پرطمطراق خریدها و فاصله با کیفیت واقعی

نتیجه این سیاست، جذب نام‌هایی بود که روی کاغذ جذاب و وسوسه‌کننده به نظر می‌رسیدند. دوکنز نازون، موسی جنپو، آنتونیو آدان، سعید سحرخیزان، عارف غلامی، یاسر آسانی، منیر الحدادی و چند مهره دیگر، فهرست خریدهایی بودند که با هزینه‌های قابل‌توجه و بعضاً میلیون‌دلاری به استقلال پیوستند.

اما خیلی زود مشخص شد فاصله‌ای عمیق میان اسم و کارایی این بازیکنان وجود دارد. اغلب این نفرات، بارها مورد انتقاد پیشکسوتان و هواداران استقلال قرار گرفتند و نتوانستند انتظارات فنی را برآورده کنند. از این جمع پرهزینه، تنها یاسر آسانی بود که توانست تا حدی خود را به‌عنوان خریدی قابل دفاع معرفی کند؛ آن هم در تیمی که قرار بود مجموعه‌ای از ستاره‌های تعیین‌کننده داشته باشد.

سرمایه‌گذاری سنگین، بازدهی ناچیز

صرف هزینه‌های کلان برای جذب این بازیکنان، سطح توقع هواداران استقلال را به‌شدت بالا برد. طبیعی بود که وقتی باشگاه برای گرفتن رضایت‌نامه و دستمزد بازیکنان هزینه‌های چند میلیون دلاری پرداخت می‌کند، انتظار عملکردی هم‌سطح این ارقام وجود داشته باشد.

نمونه بارز این شکاف، عملکرد سعید سحرخیزان است؛ مهاجمی که با سر و صدای فراوان و هزینه بالا به استقلال آمد اما تا این مقطع از فصل، تنها دو گل برای تیمش به ثمر رسانده است. آماری که برای هواداران، نه‌تنها ناامیدکننده بلکه غیرقابل باور است و نماد روشنی از ناکارآمدی سیاست جذب بازیکن در تابستان به شمار می‌رود.

هشدارهای نادیده گرفته‌شده درباره نقش سیدورف

در همان مقطع ابتدایی فصل، برخی از دلسوزان و کارشناسان استقلال با اشاره به سابقه و نوع فعالیت کلارنس سیدورف در دنیای فوتبال، هشدار دادند که حضور چنین فردی لزوماً به معنای حل مشکلات ساختاری باشگاه نیست. آن‌ها معتقد بودند سیدورف نه شناخت دقیقی از فوتبال ایران دارد و نه می‌تواند در جزئیات فنی و مدیریتی، باری از دوش استقلال بردارد.

با این حال، مدیران باشگاه این هشدارها را نه نقد دلسوزانه، بلکه کارشکنی تلقی کردند. واکنش‌ها به حدی تند بود که برخی منتقدان با مصاحبه‌ها و تهدیدهای غیرمستقیم مواجه شدند. امروز، با گذشت حدود هشت ماه، نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد آن نگرانی‌ها چندان هم بی‌اساس نبوده است.

عبور از سقف بودجه و دستاوردی کمتر از انتظار

استقلال در این فصل، به اذعان بسیاری از رقبا، حتی از سقف تعیین‌شده بودجه یک باشگاه نیز عبور کرده است. هزینه‌هایی که اگرچه در ظاهر نشان‌دهنده جاه‌طلبی مدیریتی بود، اما در عمل به بهره‌برداری فنی منجر نشد.

تیمی که با این حجم از سرمایه‌گذاری بسته شد، هنوز نتوانسته هویت فنی مشخصی پیدا کند و در بسیاری از مسابقات، حتی مقابل تیم‌های پایین جدولی نیز دچار مشکل شده است. این تناقض میان هزینه و نتیجه، بیش از هر چیز به ضعف در برنامه‌ریزی و انتخاب بازیکن بازمی‌گردد.

هواداران؛ قربانیان اصلی مدیریت ناپایدار

در این میان، بیشترین فشار و آسیب متوجه هواداران استقلال است. هوادارانی که در مقطعی کوتاه با قرار گرفتن تیم‌شان در بالای جدول، به آینده امیدوار شده بودند، حالا با نگرانی و عصبانیت به پایان فصل نگاه می‌کنند.

فضای مجازی پر شده از انتقادهایی که نه‌فقط متوجه کادر فنی و بازیکنان، بلکه متوجه مدیریت باشگاه است. هواداران می‌پرسند چرا در مقطعی که استقلال باید برای تقویت تیم و باز شدن پنجره نقل‌وانتقالات تلاش می‌کرد، مدیران باشگاه سرگرم ثبت‌نام در انتخابات شورای شهر بودند و اولویت‌ها جابه‌جا شد.

نقش هلدینگ خلیج فارس و تکرار چرخه اشتباه

انتقادات تنها به مدیران اجرایی محدود نمانده و مالکان باشگاه، یعنی مدیران ارشد هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس، نیز زیر ذره‌بین قرار گرفته‌اند. بخشی از هواداران و پیشکسوتان استقلال معتقدند تصمیم‌گیران بالادستی به‌جای استفاده از مدیران امتحان‌پس‌داده و قدرتمند، بار دیگر به دنبال بازگرداندن علی نظری جویباری هستند؛ مدیری که به اعتقاد بسیاری، یکی از ضعیف‌ترین عملکردهای نقل‌وانتقالاتی سال‌های اخیر استقلال را رقم زده است.

این نگاه، نگرانی از تکرار یک چرخه معیوب مدیریتی را تشدید کرده؛ چرخه‌ای که در آن، اشتباهات گذشته بدون اصلاح، دوباره بازتولید می‌شوند.

جمع‌بندی

آنچه امروز استقلال با آن مواجه است، حاصل ترکیب وعده‌های بزرگ، تصمیم‌های احساسی و فقدان استراتژی منسجم در نقل‌وانتقالات است. پروژه‌ای که با نامی چون کلارنس سیدورف آغاز شد، نتوانست در عمل پاسخگوی نیازهای فنی تیم باشد و خریدهای پرهزینه، به‌جای ستاره‌های تعیین‌کننده، به ببرهای کاغذی تبدیل شدند.

استقلال برای خروج از این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری به بازنگری در ساختار مدیریتی، شفافیت در تصمیم‌گیری و استفاده از مدیران متخصص نیاز دارد؛ در غیر این صورت، فاصله میان رؤیاهای هواداران و واقعیت‌های زمین مسابقه، هر روز عمیق‌تر خواهد شد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط