چرا برنج وارداتی به بازار نرسید؟ پشتپرده کمبود در روزهای کالابرگ
بازار برنج ایران در ماههای اخیر به یکی از پیچیدهترین نمونههای شکاف میان سیاستگذاری، آمارهای رسمی و واقعیت ملموس بازار مصرف تبدیل شده است. در حالی که گزارشهای رسمی از افزایش ترخیص محمولههای وارداتی و بهبود نسبی روند واردات برنج حکایت دارد، بررسیهای میدانی از سطح خردهفروشیها و شبکه عمدهفروشی نشان میدهد که نشانههای وفور کالا و اشباع بازار هنوز بهطور محسوس شکل نگرفته است. این وضعیت باعث شده انتظاراتی که با آغاز اجرای طرح کالابرگ الکترونیکی در میان مصرفکنندگان ایجاد شده بود، برآورده نشود و بازار همچنان در شرایطی نیمهملتهب و ناپایدار باقی بماند.
انتظار برای وفور؛ کالابرگ و وعده افزایش عرضه
همزمان با اجرای طرح کالابرگ الکترونیکی، این تصور در افکار عمومی تقویت شد که عرضه کالاهای اساسی از جمله برنجهای وارداتی، بهویژه انواع پرمصرف هندی و پاکستانی، افزایش خواهد یافت. منطق این انتظار نیز روشن بود؛ زمانی که دولت سیاست حمایت از مصرفکننده را از مسیر کالابرگ دنبال میکند، طبیعی است که بازار باید با حجم بالاتری از کالا مواجه شود تا هم قیمتها مهار شود و هم دسترسی خانوارها تسهیل گردد. با این حال، مشاهدات میدانی نشان میدهد که عرضه برنجهای وارداتی در فروشگاهها نهتنها فراگیر نشده، بلکه عمدتاً بهصورت محدود، سهمیهبندیشده و در تعداد مشخصی از فروشگاهها انجام میشود.
توزیع محدود در خردهفروشیها؛ نشانهای از کمبود پنهان
بررسی وضعیت فروشگاههای زنجیرهای و خردهفروشیهای سطح شهر نشان میدهد که برنجهای وارداتی مشمول کالابرگ، بهطور یکنواخت در دسترس مصرفکنندگان قرار ندارد. در بسیاری از نقاط، این اقلام یا به سرعت اتمام مییابد یا تنها در بازههای زمانی کوتاه عرضه میشود. همین توزیع نامنظم، این پیام را به بازار مخابره میکند که اگرچه کالا وارد کشور شده، اما هنوز بهطور کامل در چرخه توزیع آزاد و گسترده قرار نگرفته است. نتیجه چنین وضعیتی، باقی ماندن بازار در فاصلهای محسوس از اشباع و تداوم قیمتها در سطوح بالا یا تثبیتشده است.
گلایه بنکداران؛ گره اصلی در شبکه عمدهفروشی
بخش مهمی از مشکل بازار برنج، نه در ویترین فروشگاهها، بلکه در لایههای بالاتر زنجیره توزیع قابل ردیابی است. بنکداران و عمدهفروشان برنج طی هفتههای اخیر بارها نسبت به عدم توزیع کافی برنجهای وارداتی گلایه کردهاند. به گفته فعالان این بخش، برنجهای خارجی پرمصرف مانند برنج هندی احمد و برخی واریتههای پاکستانی یا به میزان بسیار محدود به بازار عمده تزریق میشود یا اساساً در اختیار شبکه بنکداری قرار نمیگیرد. این مسئله باعث شده جریان طبیعی توزیع مختل شود و بازار از رسیدن به تعادل عرضه و تقاضا بازبماند.
فاصله بازار از اشباع؛ مانع اصلی تعدیل قیمت
زمانی که حجم کالا در سطح عمدهفروشی به حد کافی نرسد، طبیعی است که بازار خردهفروشی نیز با کمبود نسبی مواجه شود. این کمبود، حتی اگر واقعی و مطلق نباشد، از نظر روانی اثر خود را بر قیمتها میگذارد. فعالان بازار معتقدند تا زمانی که بازار به مرحله اشباع نرسد، انتظار کاهش محسوس قیمتها واقعبینانه نیست. در شرایط فعلی، عرضه محدود برنجهای وارداتی عملاً اجازه نمیدهد مکانیزم رقابت و وفور، قیمتها را به سمت تعدیل جدی سوق دهد.
معوقات ارزی؛ گره کور واردات برنج
در قلب این چالش، مسئلهای قرار دارد که واردکنندگان آن را اصلیترین مانع سامانیافتن بازار میدانند؛ معوقات ارزی. مجیدرضا خاکی دبیر انجمن واردکنندگان برنج ایران با صراحت تأکید کرده است که مشکل اصلی همچنان به عدم پرداخت ارز ترجیحی برای محمولههای ترخیصشده بازمیگردد. به گفته او، برای برنجهایی که از بهمنماه سال گذشته وارد کشور شده، ترخیص شده و حتی به مصرف رسیده، تاکنون هیچ پرداختی بابت ارز انجام نشده است. حجم این معوقات به رقمی حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون یورو رسیده که فشار سنگینی بر دوش واردکنندگان وارد کرده است.
بیاعتباری واردکنندگان در بازارهای جهانی
پیامد مستقیم انباشت معوقات ارزی، تضعیف شدید جایگاه و اعتبار واردکنندگان ایرانی در بازارهای مبدأ است. زمانی که واردکننده نتواند تعهدات مالی خود را در موعد مقرر ایفا کند، طبیعی است که طرفهای خارجی از ادامه همکاری محتاط یا حتی منصرف شوند. این وضعیت، توان واردکنندگان برای ثبت سفارشهای جدید و تأمین پایدار کالا را بهشدت محدود کرده و عملاً واردات برنج را در یک چرخه معیوب گرفتار ساخته است. چرخهای که در آن، ترخیص انجام میشود اما امکان تداوم واردات و افزایش عرضه پایدار وجود ندارد.
رسوب کالا و هزینههای پنهان
دبیر انجمن واردکنندگان برنج ایران همچنین بر ضرورت اصلاح سازوکار تخصیص ارز تأکید کرده و خواستار آن شده است که ارز کالاهای جدید بلافاصله پس از ورود به گمرکات کشور تخصیص یابد. تأخیر در تخصیص ارز، نهتنها باعث رسوب کالا در گمرک میشود، بلکه هزینههای جانبی متعددی را نیز به واردکننده تحمیل میکند. این هزینهها در نهایت یا به کاهش انگیزه واردات منجر میشود یا به شکل غیرمستقیم بر قیمت تمامشده کالا اثر میگذارد؛ اثری که مصرفکننده نهایی آن را در قالب قیمتهای بالا احساس میکند.
شکاف سیاستگذاری و اجرا در بازار برنج
آنچه امروز در بازار برنج دیده میشود، بیش از هر چیز نشاندهنده شکاف میان تصمیمات سیاستی و اجرای عملی آنهاست. از یکسو، سیاست افزایش ترخیص و حمایت از مصرفکننده از طریق کالابرگ مطرح میشود و از سوی دیگر، زیرساختهای مالی و ارزی لازم برای پشتیبانی از این سیاستها بهطور کامل فراهم نیست. نتیجه این ناهماهنگی، بازاری است که نه با کمبود کامل مواجه است و نه به مرحله وفور رسیده؛ بازاری معلق که هم مصرفکننده و هم فعال اقتصادی را در وضعیت انتظار نگه داشته است.
تأثیر وضعیت فعلی بر قیمتها و رفتار مصرفکننده
در چنین فضایی، قیمت برنج وارداتی نه کاهش معناداری را تجربه میکند و نه افزایش جهشی دارد. بازار در وضعیتی نیمهثابت قرار گرفته که بیشتر حاصل محدودیت عرضه است تا تعادل واقعی. مصرفکنندگان نیز در واکنش به این شرایط، رفتار محتاطانهتری در خرید نشان میدهند و برخی خریدهای خود را به تعویق میاندازند. این رفتار، اگرچه تقاضا را تا حدی مهار میکند، اما بهتنهایی برای اصلاح ساختار بازار کافی نیست.
چشمانداز بازار برنج؛ وابسته به تصمیمات ارزی
آینده بازار برنج بیش از هر عامل دیگری به حلوفصل معوقات ارزی و اصلاح روند تخصیص ارز گره خورده است. در صورتی که پرداخت بدهیهای ارزی واردکنندگان تسریع شود و ارز محمولههای جدید بدون وقفه تخصیص یابد، امکان افزایش واقعی عرضه و حرکت بازار به سمت اشباع وجود خواهد داشت. در غیر این صورت، وضعیت فعلی میتواند به یک ثبات شکننده و فرسایشی تبدیل شود که نه به نفع مصرفکننده است و نه به سود فعالان اقتصادی.
جمعبندی؛ وفور روی کاغذ، کمبود در بازار
بازار برنج ایران در شرایطی قرار دارد که واردات و ترخیص روی کاغذ افزایش یافته، اما این افزایش هنوز به وفور ملموس در بازار مصرف منجر نشده است. توزیع محدود، گلایه بنکداران، معوقات سنگین ارزی و تضعیف توان واردکنندگان، همگی عواملی هستند که مانع اشباع بازار و تعدیل قیمتها شدهاند. تا زمانی که گره ارزی واردات باز نشود و کالا بدون توقف از گمرک تا سفره مردم حرکت نکند، انتظار بهبود پایدار در بازار برنج، انتظاری زودهنگام خواهد بود.






