حسرت آبیها؛ مهاجمی که باید میماند
لیگ برتر فوتبال ایران در هر فصل شاهد ظهور استعدادهایی است که مسیر پیشرفت آنها، بازتابی از تصمیمهای مدیریتی و فنی باشگاههاست. پوریا شهرآبادی یکی از همین چهرههاست؛ بازیکنی که از دل آکادمی استقلال رشد کرد، اما امروز در پیراهن گلگهر سیرجان میدرخشد و نامش بهعنوان یکی از مهاجمان آیندهدار فوتبال ایران بر سر زبانها افتاده است. عملکرد او در هفتههای اخیر نهتنها توجه کارشناسان را جلب کرده، بلکه به نمادی از فرصتسوزی باشگاه استقلال در حفظ سرمایههای جوان تبدیل شده است.
از آکادمی استقلال تا سیرجان
پوریا شهرآبادی محصول مستقیم آکادمی استقلال است؛ آکادمیای که همواره بهعنوان یکی از منابع اصلی تأمین استعداد برای فوتبال ایران شناخته میشود. او فصل گذشته تصمیم گرفت برای رسیدن به فرصت بازی بیشتر، راهی گلگهر شود؛ تیمی که در سالهای اخیر به بستر مناسبی برای رشد بازیکنان جوان تبدیل شده است. این انتقال در زمان خود چندان پرسر و صدا نبود، اما گذر زمان نشان داد که این جدایی، یکی از مهمترین نقلوانتقالات خاموش لیگ برتر بوده است.
در شرایطی که استقلال با تغییرات پیاپی در کادر فنی و سیاستهای نقلوانتقالاتی دستوپنجه نرم میکرد، شهرآبادی در محیطی آرامتر و با اعتماد کادر فنی گلگهر، مسیر پیشرفت خود را با تمرکز بیشتری ادامه داد. نتیجه این اعتماد، حالا در آمار و ارقام بهوضوح دیده میشود.
گل اول، مقابل تیم سابق
نقطه عطف داستان شهرآبادی، اولین گل لیگ برتری او بود؛ گلی که اتفاقاً مقابل استقلال، تیمی که او را پرورش داده بود، به ثمر رسید. این گل، فقط یک اتفاق آماری نبود، بلکه پیامی روشن داشت؛ مهاجمی جوان که آماده رقابت در سطح اول فوتبال ایران است. از آن مسابقه به بعد، روند گلزنی او شتاب گرفت و نشان داد که این درخشش، اتفاقی و مقطعی نیست.
پس از آن دیدار، مهاجم ۱۹ ساله گلگهر در پنج بازی موفق شد چهار گل برای تیمش به ثمر برساند؛ آماری چشمگیر برای بازیکنی در این سن که هنوز ابتدای مسیر حرفهای خود قرار دارد. این عملکرد، او را به یکی از موثرترین بازیکنان خط حمله گلگهر تبدیل کرده است.
آمارهایی که حرف میزنند
شهرآبادی در مجموع با ثبت چهار گل و یک پاس گل، نقش مستقیمی در نتایج اخیر گلگهر داشته است. این آمار زمانی معنادارتر میشود که عملکرد او با مهاجمان استقلال مقایسه شود. مجموع تاثیرگذاری پوریا شهرآبادی از نظر گل و پاس گل، از سه مهاجم استقلال یعنی سعید سحرخیزان، دوکنز نازون و محمدرضا آزادی بیشتر بوده است؛ نکتهای که بهخوبی شکاف میان انتخابهای مدیریتی استقلال و واقعیتهای فنی زمین مسابقه را نشان میدهد.
برای تیمی که همواره از مشکل گلزنی و نوسان مهاجمانش رنج برده، دیدن درخشش بازیکنی که روزی در اختیارش بوده، چیزی جز حسرت به همراه ندارد. این مقایسه، بهویژه برای هواداران استقلال، تلخ و تأملبرانگیز است.
اعتماد، حلقه گمشده در استقلال
یکی از دلایل اصلی موفقیت شهرآبادی در گلگهر، اعتمادی است که از سوی کادر فنی این تیم به او داده شده است. بازی دادن به مهاجمی ۱۹ ساله در شرایط حساس لیگ برتر، تصمیمی است که نیاز به شجاعت و برنامهریزی دارد. گلگهر با ایجاد فضایی کمفشارتر و تعریف نقش مشخص برای این بازیکن، توانست از تواناییهای او بهترین استفاده را ببرد.
در مقابل، استقلال طی سالهای اخیر بارها نشان داده که در استفاده مستمر از بازیکنان جوان دچار تردید است. بسیاری از استعدادها یا فرصت بازی کافی پیدا نمیکنند یا پیش از آنکه به بلوغ فنی برسند، از این تیم جدا میشوند. شهرآبادی حالا به یکی از مصداقهای روشن این روند تبدیل شده است.
غیبت عجیب در تیم ملی امید
با وجود درخشش قابل توجه در لیگ برتر، نام پوریا شهرآبادی به شکلی عجیب در فهرست تیم ملی امید دیده نمیشود. این موضوع، پرسشهای جدی درباره معیارهای انتخاب بازیکنان برای ردههای ملی ایجاد کرده است. مهاجمی که در سطح اول فوتبال کشور، آمار گلزنی قابل توجهی دارد و از نظر سنی نیز کاملاً واجد شرایط است، طبیعی است که انتظار حضورش در تیم ملی امید وجود داشته باشد.
این غیبت، نهتنها برای خود بازیکن، بلکه برای آینده تیم ملی نیز میتواند هزینهساز باشد. فوتبال ایران در سالهای اخیر بارها از کمبود مهاجمان تاثیرگذار در ردههای پایه ضربه خورده و نادیده گرفتن استعدادهایی مانند شهرآبادی، این نگرانی را تشدید میکند.
حسرت استقلال و درسهای مدیریتی
درخشش پوریا شهرآبادی، بار دیگر بحث مدیریت استعداد در باشگاه استقلال را به صدر توجهات آورده است. تیمی با سابقه و امکانات استقلال، اگر نتواند از محصولات آکادمی خود بهره ببرد، عملاً سرمایهگذاری در ردههای پایه را بیاثر کرده است. خروج بازیکنی که حالا میتوانست یکی از گزینههای اصلی خط حمله باشد، نتیجه زنجیرهای از تصمیمهای کوتاهمدت و نگاه نتیجهمحور است.
برای استقلال، داستان شهرآبادی میتواند یک زنگ خطر باشد؛ هشداری درباره لزوم بازنگری در سیاستهای جذب، حفظ و اعتماد به بازیکنان جوان. موفقیت این مهاجم در گلگهر، نشان میدهد که مشکل از کیفیت آکادمی نبوده، بلکه از نحوه استفاده از خروجی آن ناشی شده است.
آیندهای که میتواند روشنتر شود
پوریا شهرآبادی هنوز در ابتدای مسیر حرفهای خود قرار دارد. ۱۹ سالگی، سنی است که بسیاری از مهاجمان بزرگ فوتبال تازه در حال تجربهاندوزی هستند. اگر روند فعلی او ادامه پیدا کند و از نظر فنی و ذهنی بهدرستی هدایت شود، میتواند در سالهای آینده به یکی از چهرههای شاخص فوتبال ایران تبدیل شود.
حضور در تیمی مانند گلگهر که فرصت بازی مداوم را فراهم میکند، میتواند سکوی پرتاب او به مراحل بالاتر باشد؛ چه در سطح ملی و چه حتی در مسیر لژیونر شدن. شرط اصلی، حفظ ثبات، دوری از حاشیه و ادامه پیشرفت تدریجی است.
جمعبندی
داستان پوریا شهرآبادی، روایت آشنای استعدادهایی است که در یک باشگاه بزرگ دیده نمیشوند و در تیمی دیگر میدرخشند. مهاجم جوان گلگهر با گلزنی مقابل استقلال و ادامه درخشش در هفتههای بعد، نشان داد که توانایی تبدیل شدن به یک مهره کلیدی را دارد. مقایسه آمار او با مهاجمان استقلال، حسرتی جدی برای تیم سابقش بهجا گذاشته و غیبتش در تیم ملی امید نیز علامت سوال بزرگی است. شهرآبادی امروز نماد یک فرصت از دست رفته برای استقلال و همزمان، امیدی تازه برای گلگهر و آینده فوتبال ایران است.






