علیپور گل نمیزند، اما پرسپولیس بدون او چه میشود؟
در فوتبال، مهاجم نوک بیش از هر چیز با گلهایش سنجیده میشود. این یک قاعده نانوشته اما پذیرفتهشده است؛ قاعدهای که باعث میشود تمام حرکات، دوندگیها و حتی بازیسازیهای یک مهاجم، در نهایت زیر سایه عددی به نام گل زده قرار بگیرد. علی علیپور، مهاجم شماره ۹ پرسپولیس، این روزها درست در مرکز چنین تناقضی ایستاده است. بازیکنی که میتواند در یک صحنه، سکوها را از عصبانیت به مرز انفجار برساند و چند دقیقه بعد، همان سکوها را با یک پاس دقیق یا حرکت هوشمندانه به تشویق وادار کند.
عملکرد علیپور در هفتههای اخیر، تصویری دوگانه ساخته است؛ از یک سو، ناکامی طولانیمدت در گلزنی در جریان بازی و از سوی دیگر، نقش پررنگ در خلق موقعیت و تغذیه خط حمله پرسپولیس. این تضاد، قضاوت درباره او را به یکی از دشوارترین بحثهای این روزهای فضای هواداری پرسپولیس تبدیل کرده است.
علی علیپور و داستان گلهایی که نمیآیند
اگر پنالتی گلشده علی علیپور مقابل فولاد را کنار بگذاریم، آمارها حرفی میزنند که برای یک مهاجم نوک چندان خوشایند نیست. بیش از ده هفته بدون گل در جریان بازی، عددی است که هر مهاجمی را زیر ذرهبین میبرد، چه برسد به مهاجمی که پیراهن پرسپولیس را بر تن دارد؛ تیمی که همواره از مهاجم خود انتظار تمامکنندگی بیرحمانه دارد.
در دیدار مقابل چادرملو نیز همین سناریو تکرار شد. علیپور موقعیت داشت، در متن بازی فعال بود، اما توپ از خط دروازه عبور نکرد. این ناکامیها باعث شده بخشی از هواداران، با هر فرصت از دسترفته، فشار روانی بیشتری روی او احساس کنند. برای مهاجمی که سابقه آقای گلی و گلهای حساس در کارنامه دارد، چنین دورهای نهتنها از نظر آماری بلکه از نظر ذهنی نیز چالشبرانگیز است.
پاس گل بهجای گل؛ تغییر نقش یا اجبار تاکتیکی؟
در نقطه مقابل این ناکامی در گلزنی، یک آمار قابل توجه قرار دارد؛ صدرنشینی انفرادی علی علیپور در جدول پاس گلها با پنج پاس گل. آماری که نشان میدهد شماره ۹ پرسپولیس، اگرچه کمتر به عنوان تمامکننده ظاهر شده، اما در نقش سازنده حملات تیم حضوری جدی دارد.
این موضوع پرسشی اساسی را مطرح میکند؛ آیا علیپور آگاهانه نقش خود را تغییر داده یا شرایط تیم و تاکتیکهای سرمربی او را به این مسیر کشانده است؟ بررسی بازیهای اخیر پرسپولیس نشان میدهد علیپور بارها برای دریافت توپ عقب میآید، در فضاهای بین خطوط حضور پیدا میکند و با پاسهای عمقی یا عرضی، وینگرها و هافبکهای نفوذی را در موقعیت گل قرار میدهد. این سبک بازی، اگرچه به جریانسازی حملات کمک میکند، اما او را از محوطه جریمه و موقعیتهای ناب گلزنی دور میکند.
واکنش سکوها؛ از اعتراض تا تشویق
کمتر بازیکنی در ترکیب فعلی پرسپولیس وجود دارد که واکنش سکوها نسبت به او تا این اندازه متناقض باشد. علی علیپور در یک مسابقه، ممکن است چند بار با نارضایتی هواداران روبهرو شود و همان بازی را با تشویق به پایان ببرد. این رفتار دوگانه، بازتابی از همان تناقض فنی است که در عملکرد او دیده میشود.
هوادار پرسپولیس، گل میخواهد. این خواستهای طبیعی است، اما در عین حال، وقتی میبیند تیمش با پاسهای علیپور به گل میرسد، نمیتواند تأثیر او را نادیده بگیرد. همین تضاد باعث شده قضاوت درباره شماره ۹ سرخها، نه کاملاً منفی باشد و نه کاملاً مثبت.
علیپور در ساختار هجومی پرسپولیس
برای درک بهتر وضعیت علی علیپور، باید نقش او را در ساختار هجومی پرسپولیس بررسی کرد. پرسپولیس این فصل، بیش از آنکه متکی به یک مهاجم گلزن باشد، بر تنوع حملات و مشارکت چند بازیکن در فاز تهاجمی تکیه دارد. وینگرها، هافبکهای نفوذی و حتی مدافعان کناری، سهم قابل توجهی در گلزنی داشتهاند.
در چنین سیستمی، مهاجم نوک لزوماً تنها تمامکننده نیست، بلکه به عنوان نقطه اتصال خطوط عمل میکند. علیپور در این نقش، با دوندگی بالا و هوش حرکتیاش، فضا برای دیگران ایجاد میکند. این همان دلیلی است که باعث شده کادر فنی، علیرغم آمار ضعیف گلزنی، همچنان به او اعتماد داشته باشد.
فشار روانی و تأثیر آن بر تمامکنندگی
با این حال، نمیتوان تأثیر فشار روانی را نادیده گرفت. هر چه زمان گل نزدن طولانیتر میشود، ذهن مهاجم بیشتر درگیر میشود و این موضوع مستقیم بر کیفیت ضربات آخر اثر میگذارد. علیپور در چند صحنه، تصمیمهایی گرفته که نشان از تردید یا عجله داشته است؛ نشانههایی که معمولاً در دورههای افت گلزنی دیده میشود.
برای مهاجمی با سابقه علیپور، شکستن این طلسم میتواند همهچیز را تغییر دهد. یک گل در جریان بازی، شاید کافی باشد تا اعتمادبهنفس از دسترفته بازگردد و دوباره همان مهاجم تمامکنندهای را ببینیم که خط دفاع رقبا را آزار میداد.
مقایسه با گذشته؛ علیپورِ امروز و دیروز
نگاهی به دورههای اوج علی علیپور نشان میدهد که او همیشه مهاجمی صرفاً فرصتطلب نبوده، اما تفاوت مهمی وجود دارد. در سالهایی که او گلهای متوالی میزد، حتی اگر در بازیسازی هم مشارکت داشت، اولویت اصلیاش حضور در محوطه جریمه و ضربه آخر بود. امروز، این اولویت به نظر تغییر کرده یا دستکم کمرنگتر شده است.
این تغییر، میتواند حاصل تجربه بیشتر، تغییر نیازهای تیم یا حتی شرایط فیزیکی و تاکتیکی باشد. اما پرسش اصلی همچنان باقی است؛ آیا پرسپولیس میتواند در مسیر قهرمانی، مهاجمی داشته باشد که گل نمیزند و فقط میسازد؟
پرسش بزرگ هواداران؛ طلسم چه زمانی میشکند؟
برای هواداران پرسپولیس، پاسخ این پرسش اهمیت زیادی دارد. آنها میدانند که پاس گلهای علیپور ارزشمند است، اما در بازیهای بزرگ و لحظات حساس، تیم به گل مهاجم نوک نیاز دارد. گلهایی که گره بازی را باز کند و فشار را از روی کل تیم بردارد.
شاید پاسخ این پرسش، نه در تغییر ناگهانی سبک بازی، بلکه در تداوم اعتماد و صبر باشد. فوتبال بارها نشان داده که مهاجمان پس از دورههای طولانی ناکامی، ناگهان به مسیر گلزنی بازمیگردند و حتی پرقدرتتر از قبل ظاهر میشوند.
جمعبندی؛ علیپور، مهرهای که قضاوتش آسان نیست
علی علیپور امروز در جایگاهی ایستاده که نمیتوان با یک جمله دربارهاش حکم صادر کرد. او مهاجمی است که گل نمیزند، اما جریان حملات پرسپولیس را زنده نگه میدارد؛ بازیکنی که همزمان باعث حرص خوردن و تشویق سکوها میشود. صدرنشینی در جدول پاس گلها، نشان میدهد تأثیر او انکارناپذیر است، اما آمار گلزنیاش زنگ خطری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
پاسخ نهایی به این معما، احتمالاً در هفتههای آینده روشن خواهد شد. اگر طلسم گل نزدن شکسته شود، علیپور میتواند دوباره به همان مهاجم مرگبار تبدیل شود و تمام این بحثها را به حاشیه ببرد. اگر نه، این تناقض همچنان یکی از اصلیترین چالشهای فنی و روانی پرسپولیس باقی خواهد ماند.






