نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۱۰۱۲

بحران در قلب خط دفاع استقلال؛ چرا عارف غلامی به نماد پرسش‌برانگیز تصمیمات ساپینتو تبدیل شد

بحران در قلب خط دفاع استقلال؛ چرا عارف غلامی به نماد پرسش‌برانگیز تصمیمات ساپینتو تبدیل شد
نمایش ضعیف عارف غلامی مقابل شمس‌آذر قزوین، موجی از انتقادات را علیه این مدافع و تصمیمات ریکاردو ساپینتو به راه انداخت و بار دیگر بحث شایستگی فنی و کاپیتانی در استقلال را داغ کرد..
۰۹:۳۹ - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

دیدار استقلال برابر شمس‌آذر قزوین، فراتر از یک مسابقه پرگل و پرتنش، به صحنه‌ای برای بازتولید یک بحران قدیمی در خط دفاع آبی‌پوشان تبدیل شد؛ بحرانی که این بار نام عارف غلامی را در مرکز خود دارد. مدافعی که با بازوبند کاپیتانی وارد زمین شد، اما عملکردش نه‌تنها در حد یک رهبر درون زمین نبود، بلکه به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و هواداران، فاصله‌ای آشکار با حداقل استانداردهای فنی مورد انتظار از یک بازیکن استقلال داشت.

نمایشی دور از انتظار از یک مدافع باتجربه

عارف غلامی در این مسابقه، یکی از ضعیف‌ترین نمایش‌های خود با پیراهن استقلال را ارائه داد. اشتباهات پرتعداد، جای‌گیری‌های نادرست، واکنش‌های کند در دوئل‌های دفاعی و ناتوانی در مدیریت خط عقب، باعث شد استقلال بارها در موقعیت‌های خطرناک قرار بگیرد. این در حالی است که از بازیکنی با سابقه حضور چندساله در استقلال، انتظار می‌رود در لحظات بحرانی، عامل آرامش و انسجام تیم باشد، نه منشأ اضطراب و بی‌نظمی.

غلامی نه‌تنها نتوانست نقش یک مدافع مطمئن را ایفا کند، بلکه در هماهنگی با سایر مدافعان نیز دچار مشکل بود؛ موضوعی که بارها باعث باز شدن فضا برای مهاجمان شمس‌آذر شد. این ضعف‌ها، وقتی با بازوبند کاپیتانی همراه می‌شود، حساسیت و دامنه انتقادات را دوچندان می‌کند.

صحنه گل دوم؛ نقطه اوج انتقادات

اوج ناکامی غلامی در صحنه گل دوم شمس‌آذر رقم خورد؛ جایی که ناتوانی او در هدایت خط دفاع و واکنش دیرهنگامش، استقلال را در وضعیتی آشفته و آسیب‌پذیر قرار داد. این صحنه، به‌سرعت در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد و به نمادی از عملکرد ضعیف او در این مسابقه تبدیل شد.

برای بسیاری از هواداران، این گل تنها یک اشتباه فردی نبود، بلکه نشانه‌ای از یک مشکل عمیق‌تر در ساختار دفاعی استقلال و نحوه انتخاب نفرات اصلی به شمار می‌رفت. وقتی مدافعی که باید فرمانده خط دفاع باشد، خود عامل اصلی فروپاشی می‌شود، طبیعی است که اعتماد عمومی به تصمیمات کادرفنی خدشه‌دار شود.

سؤال بزرگ؛ چرا غلامی فیکس و کاپیتان است؟

پس از این دیدار، یک سؤال اساسی در میان هواداران و کارشناسان شکل گرفت؛ بر چه مبنایی عارف غلامی هم در ترکیب ثابت استقلال قرار می‌گیرد و هم بازوبند کاپیتانی را بر بازو می‌بندد؟ این پرسش، فراتر از یک نقد احساسی، به قلب تصمیمات فنی ریکاردو ساپینتو نفوذ می‌کند.

منتقدان معتقدند کاپیتانی در تیمی مانند استقلال، تنها به سابقه یا تعداد بازی‌ها محدود نمی‌شود، بلکه نیازمند ترکیبی از کیفیت فنی، شخصیت رهبری، تمرکز ذهنی و ثبات عملکرد است. در دیدار مقابل شمس‌آذر، غلامی در هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها نمره قبولی نگرفت و همین موضوع، مشروعیت این انتخاب را زیر سؤال برد.

نیمکت‌نشینی آقاسی و تشدید انتقادات

انتقادات زمانی شدت گرفت که نام عارف آقاسی به‌عنوان یک گزینه آماده و نیمکت‌نشین مطرح شد. بسیاری از هواداران استقلال معتقدند آقاسی، حداقل از نظر جنگندگی و تمرکز دفاعی، شرایط بهتری نسبت به غلامی دارد. با این حال، تصمیم ساپینتو بر استفاده از غلامی در ترکیب اصلی، آن هم با بازوبند کاپیتانی، باعث شد این انتخاب بیش از پیش مورد نقد قرار بگیرد.

این تصمیم‌ها، از نگاه منتقدان، نشان‌دهنده نوعی اصرار غیرقابل توجیه بر بازیکنی است که بارها ضعف‌هایش را در زمین نشان داده است. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و معتقدند این سطح از عملکرد، نه‌تنها در حد ترکیب اصلی استقلال نیست، بلکه غلامی با این نمایش‌ها، شایستگی حضور در تیم «ب» استقلال را هم ندارد.

بازگشت پرسش‌برانگیز به استقلال

نکته قابل‌توجه در این ماجرا، سابقه غلامی در استقلال است. او پیش‌تر نیز به دلیل افت فنی و نارضایتی کادرفنی و هواداران، از جمع آبی‌پوشان کنار گذاشته شده بود. با این حال، در تصمیمی که هنوز هم برای بسیاری قابل درک نیست، بار دیگر به استقلال بازگشت؛ تصمیمی که حالا هزینه‌های فنی و روانی آن بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است.

این بازگشت، به‌جای آنکه به تقویت خط دفاع کمک کند، عملاً به یکی از نقاط ضعف تیم تبدیل شده و فشار مضاعفی را به سایر بازیکنان تحمیل کرده است. وقتی یک مدافع دچار افت اعتمادبه‌نفس و نوسان شدید عملکرد باشد، کل ساختار دفاعی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

تأثیر روانی بر تیم و هواداران

عملکرد غلامی فقط یک مسئله فنی نیست؛ تبعات روانی آن نیز برای استقلال قابل‌توجه است. هوادارانی که از تیم‌شان انتظار ثبات و اقتدار دارند، با دیدن چنین نمایش‌هایی دچار تردید و ناامیدی می‌شوند. این وضعیت، در آستانه رقابت‌های حساس داخلی و آسیایی، می‌تواند به یک چالش جدی برای کادر فنی تبدیل شود.

بازیکنان داخل زمین نیز از این شرایط بی‌تأثیر نیستند. وقتی خط دفاع اطمینان لازم را نداشته باشد، هافبک‌ها عقب‌تر بازی می‌کنند و مهاجمان نیز با احتیاط بیشتری جلو می‌روند؛ نتیجه این چرخه، افت کیفیت کلی تیم است.

نقش ساپینتو؛ آزمون مدیریت بحران

در نهایت، تمام این انتقادات به ریکاردو ساپینتو بازمی‌گردد. سرمربی پرتغالی استقلال حالا در موقعیتی قرار گرفته که باید درباره ادامه اعتماد به غلامی تصمیمی شفاف و قاطع بگیرد. اصرار بر استفاده از بازیکنی که در اوج انتقادات قرار دارد، می‌تواند هم جایگاه ساپینتو و هم انسجام تیم را به خطر بیندازد.

ساپینتو پیش‌تر نشان داده که از تصمیم‌های جسورانه ابایی ندارد. حالا نیز انتظار می‌رود با نگاهی واقع‌بینانه، عملکرد بازیکنان را ارزیابی کند و فارغ از نام‌ها، بهترین گزینه‌ها را به میدان بفرستد.

جمع‌بندی

نمایش عارف غلامی مقابل شمس‌آذر قزوین، به یک نقطه عطف منفی در فصل جاری استقلال تبدیل شد؛ نمایشی که نه‌تنها ضعف‌های فنی او را برجسته کرد، بلکه تصمیمات کادرفنی در انتخاب ترکیب و کاپیتان را زیر ذره‌بین برد. ادامه این روند می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای استقلال داشته باشد؛ چه از نظر فنی و چه از نظر روانی. استقلال برای عبور از این مقطع حساس، نیازمند شجاعت در تصمیم‌گیری و بازنگری جدی در ساختار دفاعی خود است؛ بازنگری‌ای که شاید سرنوشت فصل را تعیین کند.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط