قراردادهای عجیب استقلال؛ تولید محتوا یا ریختوپاش پنهان؟
در فوتبال حرفهای دنیا، تولید محتوا و مدیریت رسانهای بخشی جدانشدنی از ساختار باشگاههاست. باشگاههای بزرگ با هدف برندسازی، افزایش تعامل با هواداران، جذب اسپانسر و درآمدزایی دیجیتال، سالانه بودجه مشخص و شفاف برای این حوزه اختصاص میدهند. اما آنچه در فوتبال ایران رخ میدهد، اغلب فاصلهای معنادار با استانداردهای حرفهای دارد؛ فاصلهای که گاهی نهتنها به توسعه منجر نمیشود، بلکه خود به منبعی از ابهام و حاشیه بدل میشود. بررسی قراردادهای رسانهای باشگاه استقلال در فصل جاری، نمونهای روشن از همین وضعیت است؛ قراردادی که به جای پاسخگویی، پرسشهای بیشتری را پیش روی افکار عمومی و نهادهای نظارتی قرار میدهد.
قراردادهای رسانهای در فوتبال حرفهای و مقایسه با ایران
در باشگاههای معتبر اروپایی، قراردادهای تولید محتوا معمولاً در چارچوب یک استراتژی رسانهای واحد تعریف میشود. تیم رسانهای باشگاه یا یک شرکت مشخص، با شرح خدمات دقیق، زمانبندی روشن و شاخصهای ارزیابی عملکرد، مسئول تولید محتوای متنی، تصویری و دیجیتال است. بودجهها نیز بر اساس خروجی قابل اندازهگیری تعیین میشود؛ از تعداد بازدید و تعامل گرفته تا افزایش درآمدهای تبلیغاتی. در فوتبال ایران اما اغلب این فرآیندها یا وجود ندارد یا بهصورت ناقص اجرا میشود و نتیجه آن، قراردادهایی است که نه بر اساس رقابت و مناقصه، بلکه با تصمیمهای محدود و غیرشفاف بسته میشوند.
آغاز ماجرا در استقلال بدون مناقصه
پیگیریها نشان میدهد باشگاه استقلال در ابتدای فصل جاری، بدون برگزاری مناقصه یا فراخوان رسمی، بخش قابل توجهی از تولید محتوای رسانهای خود را به افراد و شرکتهای مختلف واگذار کرده است. این تصمیم در حالی گرفته شده که استقلال، بهعنوان یکی از پرهوادارترین باشگاههای ایران، باید بیش از هر مجموعه دیگری نسبت به شفافیت مالی و مدیریتی حساس باشد. واگذاری پروژههای رسانهای بدون رقابت، نخستین زنگ خطر در این پرونده است؛ زنگ خطری که در ادامه با ارقام و قراردادهای عجیبتر، پررنگتر میشود.
قرارداد اول؛ ۱۳ میلیارد تومان برای مدیریت محتوای تصویری
یکی از مهمترین قراردادهای رسانهای استقلال، قراردادی دو ساله با یک شخص حقیقی تحت عنوان مدیریت و تولید محتوای تصویری در قالب برنامههای زنده و ضبطی، گفتوگومحور و ساخت آیتمهای کوتاه است. برای سال نخست این قرارداد، رقم قابل توجه ۱۳ میلیارد تومان در نظر گرفته شده؛ رقمی که در فضای فوتبال ایران، حتی در مقایسه با قراردادهای فنی و بازیکنان، بسیار سنگین تلقی میشود. نکته قابل تأملتر، پرداخت ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان بهعنوان پیشپرداخت در همان ابتدای قرارداد است؛ بدون آنکه گزارشی شفاف از خروجی اولیه یا تضمینهای اجرایی منتشر شود.
قرارداد دوم؛ پلتفرم دیجیتال با پرداخت فوری
تنها ۹ روز پس از امضای قرارداد نخست، باشگاه استقلال قرارداد دیگری با یک شرکت منعقد کرده است. موضوع این قرارداد طراحی، توسعه و راهاندازی پلتفرم جامع کسبوکار دیجیتال عنوان شده و ارزش آن ۵۰۰ میلیون تومان است. نکته عجیب آنجاست که این مبلغ نیز در فاصلهای کوتاه پس از عقد قرارداد، بهطور کامل به حساب شرکت طرف قرارداد واریز شده است. در شرایطی که بسیاری از باشگاهها برای پرداخت دستمزد بازیکنان و کادر فنی با مشکل مواجهاند، چنین پرداختهای فوری و بدون گزارش عملکرد، پرسشبرانگیز به نظر میرسد.
قرارداد سوم؛ پژوهش و مستندسازی با هزینه میلیاردی
ماجرا به همین دو قرارداد ختم نمیشود. استقلال در همان مقطع، سراغ نفر سوم رفته و قراردادی به ارزش ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان با موضوع تحقیق، پژوهش، گردآوری، پردازش و مستندسازی امضا کرده است. در نگاه نخست، پژوهش و مستندسازی میتواند بخشی از یک پروژه رسانهای باشد، اما سؤال اساسی این است که این فعالیتها چرا باید در قالب قراردادی جداگانه و با چنین رقمی انجام شود؟ آیا این خدمات نمیتوانست در دل همان قراردادهای قبلی تعریف شود یا حداقل با هزینهای بهمراتب کمتر؟
قرارداد چهارم؛ دستمزد ساعتی عجیب
چهارمین قرارداد رسانهای استقلال شاید از حیث ساختار، عجیبترین آنها باشد. باشگاه برای تولید محتوای حدوداً ششماهه بهصورت پارهوقت و ۱۲۰ ساعت در ماه، با فردی قرارداد بسته که دستمزد ساعتی او ۳ میلیون و ۳۷۵ هزار تومان تعیین شده است. با یک محاسبه ساده، این رقم برای شش ماه به حدود ۲ میلیارد و ۴۳۰ میلیون تومان میرسد. چنین دستمزدی حتی در بازار حرفهای تولید محتوا نیز کمسابقه است و این پرسش را ایجاد میکند که معیار تعیین این رقم چه بوده و چه سطحی از تخصص یا خروجی، چنین هزینهای را توجیه میکند.
جمع هزینهها؛ بیش از ۱۸ میلیارد تومان برای محتوا
با کنار هم قرار دادن این چهار قرارداد، مشخص میشود باشگاه استقلال در فصل جاری، بهجز قراردادهای معمول اعضای تیم رسانهای خود، بیش از ۱۸ میلیارد تومان با چهار شخص و شرکت مختلف برای تولید محتوا تعهد مالی ایجاد کرده است. رقمی که در شرایط اقتصادی کنونی فوتبال ایران، بسیار سنگین تلقی میشود. مسئله اصلی اما صرفاً بزرگی عدد نیست؛ بلکه نبود شفافیت درباره نحوه هزینهکرد، همپوشانی موضوعی قراردادها و ابهام در خروجی نهایی این هزینههاست.
خروجی کجاست و مخاطب چه دیده است؟
پرسش کلیدی افکار عمومی این است که خروجی این ۱۸ میلیارد تومان دقیقاً چه بوده است. آیا محتوایی تولید شده که در سطح ملی یا بینالمللی بازتاب قابل توجهی داشته باشد؟ آیا پلتفرم دیجیتال وعده دادهشده به بهرهبرداری رسیده و توانسته درآمدزایی کند؟ آیا برنامههای تصویری و آیتمهای کوتاه، استانداردی بالاتر از تولیدات گذشته استقلال داشتهاند؟ نبود گزارش رسمی و شفاف از دستاوردهای این قراردادها، پاسخ به این پرسشها را دشوار کرده است.
نقش هلدینگ خلیج فارس و مسئولیت نظارتی
باشگاه استقلال تحت مالکیت هلدینگ خلیج فارس قرار دارد؛ هلدینگی که بهعنوان مالک، مسئولیت نظارت بر عملکرد مدیریتی و مالی باشگاه را بر عهده دارد. اکنون این سؤال جدی مطرح است که آیا هلدینگ از جزئیات این قراردادها و نحوه انعقاد آنها مطلع بوده است یا خیر. اگر مطلع بوده، مبنای تأیید چنین هزینههایی چه بوده و اگر نبوده، خلأ نظارتی چگونه شکل گرفته است؟
مسئولیت هیئتمدیره و علی تاجرنیا
در این میان، نقش هیئتمدیره باشگاه و بهویژه علی تاجرنیا بهعنوان نماینده هلدینگ و رئیس هیئتمدیره، بیش از دیگران زیر ذرهبین قرار دارد. انتظار میرود هیئتمدیره استقلال درباره منطق این قراردادها، نحوه انتخاب طرفهای قرارداد، معیارهای قیمتگذاری و خروجی عملی آنها، توضیحی شفاف و مستند ارائه دهد. سکوت یا پاسخهای کلی، نهتنها ابهامات را رفع نمیکند، بلکه میتواند به بیاعتمادی بیشتر هواداران منجر شود.
جمعبندی تحلیلی
پرونده قراردادهای رسانهای باشگاه استقلال، فراتر از یک بحث مالی ساده است و به مسئله شفافیت، پاسخگویی و حکمرانی حرفهای در فوتبال ایران گره خورده است. هزینهکرد بیش از ۱۸ میلیارد تومان برای تولید محتوا، آن هم در قالب چند قرارداد همزمان و بدون مناقصه، نیازمند توضیحی روشن و قانعکننده است. اگر این هزینهها با هدف توسعه برند استقلال و افزایش درآمدهای پایدار انجام شده، باید نتایج آن بهصورت شفاف اعلام شود. در غیر این صورت، این پرونده میتواند به نمونهای دیگر از مدیریت پرهزینه و کمخروجی در فوتبال ایران تبدیل شود؛ مسئلهای که در نهایت، بیشترین آسیب آن متوجه اعتماد هواداران و اعتبار باشگاه خواهد بود.






